حکومت و عدالت
کتاب "حکومت، عدالت، امنیت، مبارزه با فساد از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام" را آیتالله قربانعلی دری نجف آبادی تألیف کرده و نشر فکر آن را در 496 صفحه منتشر نموده است. این کتاب شامل چهار فصل و دو پیوست میباشد و در فهرست مطالب آن عناوین زیر دیده میشود: حکومت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام، عدالت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام، امنیت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام، مبارزه با فساد از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و عناوین متعدد دیگر.
در بخشی از کتاب مذکور درباره مبارزه با تحریفات و انحرافات و خرافات، مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی و... چنین آمده است:
"وان اعظم الخیانه خیانه الامه و افظع الغش غش الائمه"
همانا از بزرگترین خیانت ها، خیانت به امت است و از ذلت بارترین و رسواترین غش ها، فریب کاری پیشوایان است."
مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی
یکی از عوامل اصلی و موثر در بازدارندگی از فساد و هرگونه آلودگی و انحرافی، رشد و احیا و تقویت باورهای اخلاقی و معنوی و تأکید بر کرامت انسان هاست. ارزشهای ایمانی و اعتقادی و اخلاقی، خود بزرگترین سرمایه برای صیانت جامعه و جلوگیری از انحراف و تحریف و فساد است و بهترین راه مبارزه با ریشههای فساد به حساب میآید.
اگر بخواهیم جامعهای سالم و محیطی پاک و به دور از آلودگیها و انحرافات داشته باشیم، بهترین و ارزانترین کار، خودسازی و سلامت درونی انسانها و مسئولیت پذیری فرد فرد افراد یک ملت و یک امت است.
لذا بهترین سرمایه گذاری برای هردولتی و هر ملتی، سرمایه گذاری روی مسائل فرهنگی، معنوی، اخلاقی، تربیتی و احیای وجدان بیدار و زنده انسانها و تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی و نظم پذیری و مسئولیت شناسی و مسئولیت پذیری و تقوا و پاکی و معنویت و اخلاق و کرامت و شرافت و مبارزبه با رذائل اخلاقی و امتیازطلبی و پارتیبازی و فرصت طلبی و زراندوزی و تمایلات شهوانی و مال پرستی و جاه پرستی است.
چنانچه فرد فرد خانواده بتوانند بر ضعفهای اخلاقی و بیماریهای روانی و ناهنجاریهای اجتماعی و تربیتی و فرهنگی پیروز گردند؛ خود، بزرگترین پیروزی و بهروزی و موفقیت را به دست آوردهاند و برای بسیاری از قوانین و مقررات، ضمانت ا جرای درونی تحصیل کردهاند و نیازی به نیروی پلیس و دستگاههای عریض و طویل دولتی و قضایی و نظارتی و بازرسی و بوروکراسی اداری و هزینههای سنگین و کمرشکن زندان و بهداشت و درمان و اعتیاد و مانند آن نخواهند بود.
در فرهنگ انبیاء علیهم السلام، مسأله ارزشهای الهی، یک اصل عمیق ریشهدار و بنیادین و تمامی هم و غم انبیاء علیهم السلام را، پاسداری از ارزشها و هدایت افکار و اندیشهها و ایجاد فضاهای نو و معنوی تشکیل میدهد تا بشریت را از ظلمات به سوی نور رهنمون شود. و از گرداب جهالتها و خرافات برهاند.
دیو جهل و غرور را از پای در آورد و امید و اخلاق و حکمت را بارور سازد و فضا را برای اصلاح عمیق و ریشهدار امور هموار سازد و جامعه را به سمت نور هدایت کند.
این درس را، به وفور، در نهج البلاغه شریف میتوان دید و از عمق بیانات دل پذیر علی علیه السلام میتوان شنید. باشد تا تشنگان وادی معرفت به خود آیند و ره توشهای از انوار ولایت آن حضرت توشه راه سازند.
مبارزه با تحریفات و انحرافات
این بخش از مبارزات علی علیه السلام بسیار ظریف و عمیق و گسترده و ریشهدار و فراگیر بود. آن حضرت با برنامههای خود میکوشید تا فرهنگ و میراث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم را احیا کند و جامعه اسلامی را به سمت و سوی اهداف رسالت، هدایت نماید.
پایههای حیات طیبه عصر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در جامعه اسلامی تقویت کند و بافت و ساخت و مبانی فکری و فرهنگی و اعتقادی امت اسلامی و آینده جهان اسلام و بشریت را در جهت اهداف بلند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بسازد.
تار و پود جامعه و حکومت را براساس فرهنگ بینش و بصیرت و آگاهی و معرفت و ارزشها و حیات طیبه قرآنی و اسلام اصیل محمدی صلی الله علیه و آله و سلم سامان دهد.
اهداف و مأموریتها و سیاستها و راه کارهای سعادت بخش دین را در میان مردم، زنده نماید.
بدین گونه، آینده نورانی و عزت بخش را برای بشریت ترسیم کند. و موجب پیشگیری و پیش بینی خطرات و دغدغهها و بحرانها شده و اجازه ندهد که اصول اسلامی و کیان جامعه ضرر بیند و دچار خسارت و ضرر و زیان گردد.
این رسالت عظیم الهی و ترسیم آیندهای استوار و با اقتدار، برای رهبران بزرگ الهی، جزء بزرگترین و برترین اهداف آینده نگرانه و خیرخواهانه است و همواره، هر پدری به فکر آینده امیدبخش فرزندان خود و بیداری و هوشیاری آنان در برابر چالشها و ناهنجاریها و بحران هاست.
جامعه و محیط و فضایی را که امیرالمؤمنین علیه السلام تحویل گرفت، فضایی تاریک و پرخس و خاشاک، با توقعات و انتظارات بی شمار و سلیقههای گوناگون بود. در طول دو دهه گذشته، اختلافات طبقاتی، نابرابری ها، نابسامانی ها، مطالبات فراوان احزاب و گروهها و اقوام و نژادها و طوایف گوناگون، بر امت اسلامی تحمیل شده بود و خودرأیی و خشونت و باندبازی، به جای اصول و معیارها حاکم شده بود.
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز این نابسامانیها را از عمق وجود احساس میکرد. وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری و حق خواهی و حق گرایی و عدالت خواهی و خدامحوری آن حضرت، موجب گردید تا آن بزرگوار، با کمال اقتدار و مسئولیتشناسی، این وظیفه سنگین و این بار سخت را به دوش بگیرد و برای اصلاح همه کجیها و کاستیها و تحریفها و تفتینها، گامهای بلند و خداپسندانهای بردارد و چراغ هدایت اسلام و قرآن و نبوت و ولایت را روشن سازد و راه حق را به آیندگان بنمایاند، گرچه با شهادت خود آن بزرگوار پایان یابد.
مبارزه با خرافات و تحریفها
حیات امت اسلامی، با علم و دانش و معرفت شروع شد؛ و پایه و اساس قرآن و اسلام و دیانت، بر علم و حکمت و عقل و وحی و تدبیر و تدبر شکل گرفت و آغاز قرآن کریم، با "بسمالله" و "اقرأ" و "علم" و "قلم" و "انسان" و "کرامت" و "اکرام" و "خلقت" و "ربوبیت پروردگار متعال" و "تعلیم انسان آنچه را نمیدانست" شروع شد.
حیات بشریت، در سایه علم و حکمت و قرآن و معرفت سیراب شد و درس فقاهت و هدایت و تعلیم کتاب و حدیث و سنت و حیات علمی و معرفتی همراه با تزکیه و حکمت و تربیت انسانها و تحول در جان و فکر و بصیرت و بینش و نگرش و اندیشه و اخلاق و رفتار انسانها، اساس دعوت اسلام را تشکیل داد.
متأسفانه، پس از رحلت رسول اکرم صلیالله علیه وآله وسلم نقل احادیث آن حضرت ممنوع شد و بر جمله: "حسبنا کتابالله" تأکید و تبلیغ شد و فرمان محدودیت و بسنده کردن به کتاب خدا داده شد. این محدودیت و ممنوعیت، باعث تعطیلی احادیث نبوی و گنجینههای عظیم معارف آن حضرت و بلکه جایگزینی خرافات و انحرافات و اسراییلیات و افسانهها و اساطیر و احادیث و قصهها و داستانهای ساختگی به جای آن شد.
اسفبارتر آن که کسانی میداندار شدند که هرگز آن آگاهی و آشنایی و معرفت به کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله وسلم را نداشتند و احیانا انگیزههای فراوان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز بر آن دامن میزد و مطامع و منافع دیگر نیز در این رابطه نقش ایفا مینمود.
البته ممنوعیت کتابت و نقل حدیث، خود، ریشه در جریانهای قبل از اسلام و تحریفها و انحرافهای یهود و نصاری دارد.
هنگامی که دوره امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام فرارسید، آن حضرت، به عنوان باب مدینه علم و محیی آثار نبوی صلیالله علیه وآله وسلم، مبارزه با تحریف و خرافه و بدعت و اندیشههای ساختگی، دروازههای شهر علم و معرفت را گشود و بر نقل و روایت احادیث و سنت رسولالله صلیالله علیه وآله وسلم و نوشتن حدیث تأکید کرد و فرمان تدوین و کتابت احادیث رسولالله صلیالله علیه وآله وسلم را صادر فرمود و نسبت به خطابهها و نامهها و دستورها و حکمتهای ارزشمند خود، تشویق و ترغیب فرمود و از اختلافها و قصهسرایی و جعلیات و دروغ نسبت به خدا و پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم برحذر داشت...
دولت کارآمد
امروز، در جهان یکی از موضوعات مهم و قابل توجه، بحث کارآیی دولتها و نقش ورسالت آنها در توسعه همه جانبه کشور است.
مدیریتهای موثر و کارآمد، سازمانهای تاثیرگذار و فعال، ساختار اداری کارآمد و ساختار قضایی و قانونگذار کارآمد، بنگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی تاثیرگذار، از مسایلی است که سرنوشت ملتها و کشورها را رقم میزند.
شاخصهای اصلی این کار را در نیروی انسانی و تشکیلات و ساختار مطلوب و مدیران لایق و توانا و بایسته باید یافت.
برای تحقق چنین سازوکارهایی، باید بر کوچککردن حجم دولتها و ارتقای کیفیت آنها، بیشتر تاکید کرد و باید راه نجات از بوروکراسی اداری را هموار کرد، و اصل را بر رقابت در امور اقتصادی و خدماتی گذاشت و دولتها، به جای تصدی بیشتر، باید بر اصل حاکمیت و سیاستگزاری و مدیریت و نظارت تاکید کنند، و دولت توسعه باشند، نه توسعه دولت.
به طور قطع، یکی از عوامل عمده ضعف هر دولتی در مبارزه با فساد و پیشگیری از فساد، ضعف کارآیی و مسئولیتپذیری و گسترش و فربهشدن بدون هدف تشکیلات دولت است، که احیانا بدون ضوابط روشن و قوانین و مقررات کارساز و نظارت دقیق و به روز و کارآمد و عدم کفایت و درایت در کارها، موجب نارسایی و نابسامانی و فساد و اتلاف منابع و خسران دولت و ملت خواهد شد.
البته در این موضوع، مسایل فراوانی مانند مساله فرهنگ نظام حکومتی و اداری، و ارتقای فرهنگ حقوقی و حقوق اداری، رشد مسئولیتپذیری دولت و مردم، و بالعکس، ترکیب و تخصص و تعهد نیروی انسانی و قوانین و مقررات لازم و مناسب و توزیع نیروی انسانی و مدیریت صحیح آن و تناسب بین سطوح مختلف نیروی انسانی و تناسب میان ساختار اداری و وظایف محوله و اختیارات مربوطه، گردش صحیح اطلاعات در دستگاه حکومتی، تصمیمسازی به موقع و تصمیمگیری به موقع، تامین ابزار و ادوات مورد نیاز، نظارت قوی و سالم و سازنده و دهها عنصر کارساز دیگر، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
از نظر امیرالمومنین علیهالسلام برای داشتن یک دولت کارآمد، باید اصول زیر رعایت شود:
1 . اصل ضابطهگرایی به جای رابطهگرایی؛
2 . اصل شایسته سالاری؛
3 . اصل قانونگرایی؛
4 . اصل عدالتخواهی و رفع تبعیض؛
5 . اصل ارتقای اخلاقی و معنوی؛
6 . اصل تجربهگرایی؛
7 . اصل اعمال حاکمیت به جای تصدی؛
8 . اصل کفاف و عفاف و قناعت؛
9 . اصل الگوبودن مدیران و رهبران؛
10 . اصل سادهزیستی و زهد مثبت؛
11 . اصل مسئولیتشناسی و مسئولیتپذیری؛
12 . تاکید بر اصل نظارت و اولویت آن؛
13 . اصل تشکیلات و نظارت سازمان یافته؛
14 . شفافیت؛
15 . خود کنترلی؛
16 . تقوا محوری و اخلاقی محوری؛
17 . امانتداری و تکلیفگرایی.
در اینجا تاکید بر این مطلب ضروری است که تحولات سدههای اخیر در کشورهای گوناگون، مانند ژاپن، مدیون کارآیی، توانایی، لیاقت و کفایت دولت ها و حکومتها به عنوان موتور حرکت و تحول است؛ و اگر نبودند رهبران با کفایت، هرگز، این همه رشد و پیشرفت و نوسازی و بازسازی و وحدت و یکپارچگی به وجود نمیآمد.
البته، این، خود، مدیون عوامل فراوان دیگر و نیز پدیدآوردنده عوامل فراوان دیگر و هماهنگکننده و نیروبخش و فرهنگساز و نهادساز برای یک ملت است. و در حقیقت، دولت و نخبگان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و فکری، سرمایه و موتور حرکت، و مردم و جامعه نیز بستر تحول و پیشرفت و رشد و پویایی است.
در همین رابطه، موضوع مبارزه با فساد در دولتهای مدرن امروزی، یک بخش بسیار مهم و تاثیرگذار بوده و سهلانگاری و بیتوجهی و تسامح در این امر، موجب ضعف، سقوط، انحطاط، تبعیض، بیعدالتی، عدم اعتماد، بدبینی، مهاجرت، اختلافات فاحش طبقاتی، اتلاف منابع، فرار مغزها، فراز سرمایهها، شورش، فشارهای روحی و روانی، فقر و محرومیت خواهد شد.
مبارزه با فساد، اصلی ثابت برای دولتها
باتوجه به آنچه گذشت مبارزه با فساد به عنوان یک اصل جدی و کلیدی، همواره مورد توجه این قبیل دولتها قرار گرفته و با وضع قوانین و سازماندهی و مدیریت و اعمال رویههای قضایی، حقوقی و اداری و فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی توانستهاند گامهای مثبتی در این باره بر حسب مصالح و سیاستها و برنامهها و اهداف مورد نظر خود بردارند.
فهرست این نوع اقدامات را میتوان به صورت زیر ارائه کرد:
1. اصل پیشگیری و تاکید بر آن،
2. آموزش عمومی برای مبارزه با فساد،
3. مبارزه مستقیم و غیرمستقیم،
4. تاکید بر حاکمیت نظم و انضباط و قانون،
5. استفاده از عناصر کارآمد و با مهارت و متخصص در زمینه مبارزه با فساد در سیستم اداری،
6. اصلاح سیستمها و روشها و شفافیت قوانین و مقررات ضدفساد،
7. به کارگیری مدیران کارآمد و شایسته،
8. تاکید بر مبانی اخلاقی و تربیتی و اصالتهای خانوادگی،
9. سادهزیستی و سلامت رهبران و الگوبودن مدیران،
10. عزم و اراده عمومی و جدی برای مبارزه با فساد،
11. استانداردکردن شغلها و کارها و مسئولیتها،
12. حسابرسی و حسابکشی و تاکید بر دو اصل محاسبه و مراقبه،
13. ضرورت مرزبندی کامل و روشن حقوقی و قضایی و اداری و تشکیلاتی،
14. مبارزه با دیوانسالاری و بوروکراسی اداری و اصلاح ساختار اداری و تشکیلاتی و کوچککردن حجم دولت به جای رشد و افزایش کمی دولت و دستگاههای وابسته، تاکید بر رشد کیفی و افزایش کارآیی،
15. گسترش عدالت اداری و تامین امنیت شغلی کارمندان و تامین معیشت و رفاه و آینده کارکنان بخش عمومی،
16. برخورد با تخلفات و متخلفان و فساد به صورت فراگیر و فراجناحی،
17. در نهایت، اساس ارتقای فرهنگ عمومی و رشد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه و مردم و تقویت روح و فرهنگ مبارزه با فساد و آگاهی نسبت به حدود و حقوق اجتماعی افراد و جناحها و اقشار گوناگون جامعه و افزایش مشارکت عمومی و رقابت سالم در جامعه و هوشیاری در برابر تحریف و انحراف و فساد زمامداران و دولتمردان و مدیران در کلیه سطوح و حضور و اشراف و نظارت و نقد و انتقاد سازنده و نصیحت خیرخواهانه مردم در مقابله با فساد.