تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۸۹۲۲۱

واقع‌گرایی در اصلاحات سازمان ملل


محمد روشنی
سازمان ملل به عنوان برجسته‌ترین سازمان بین‌المللی از اهمیت ویژه‌ای در مناسبات جهان برخوردار است. پیشینه تاریخی سازمان ملل در منازعات و مناقشات بین‌المللی و یکسویه‌نگری این سازمان در حفظ منافع کشورهای ابرقدرت و صاحب نفوذ، عقبه‌ای نامناسب و غیرمتعهد از این سازمان به دست می‌دهد. مواضع سازمان ملل طی چند سال اخیر موجب شده است تا نقش نظارتی سازمان ملل و ماهیت عملکرد آن زیر سوال برود به طوری که بروز جنگ و جنایات سازمان یافته در جهان، فقر و گرسنگی در کشورهای عقب افتاده و استثمار سرمایه این کشورها توسط ابرقدرت‌ها از طرفی و وضعیت نابسامان ایدز و سوءاستفاده از کودکان و زنان در جهان دستمایه نقد این سازمان قرار گیرد، کما این که حفظ شؤون سازمان ملل و ماهیت نظارتی این سازمان به عنوان نهادی رسمی و تاثیرگذار در معادلات بین‌المللی غیرقابل انکار است. از دیگر منظر، کارنامه سازمان ملل در بسط و توسعه حقوق بشر در جهان نیز تا حدودی غیرآمانه و بیشتر تصنعی است. کشتارها و جنایاتی که در چند سال اخیر در سرزمین‌های اشغالی، افغانستان، عراق و... به وقوع پیوست و نقض آشکار حقوق بشر در این کشورها و ایجاد جو ترور و وحشت در جهان توسط استکبار به بهانه ایجاد دموکراسی و برقراری حقوق بشر در جهان بهانه‌ای پیش نبوده و در مقابل واکنش منفعلانه این سازمان در تقابل با این تعارضات نگرشی فراگیر را در سطح جهان در ارتباط با ماهیت واقعی این سازمان به وجود آورده است. اصلاحات از آن جهت که موجب بروز نگرشی عملگرا و واقع‌بینانه که بهره‌مند از عقل جمعی در اداره آن سازمان باشد و نه رویه‌ای مصلحت‌اندیش، ضرورتی است که می‌بایست هر چه زودتر تحقق یابد. از دیگر سو سهم‌خواهی و انتظار یک کشور در عرصه روابط بین‌المللی برای پیگیری مطالبات خود در مسایل منطقه‌ای و جهانی و این که آیا سازمان ملل توانسته است به عنوان مهمترین سازمان بین‌المللی نوعی وفاق و همدلی را در نگرش جامعه جهانی به جهت برقراری صلح و ثبات در سراسر جهان ایجاد کند؟ توقعاتی را از این سازمان ایجاد می‌کند که به ناچار غالب بازیگران صحنه بین‌المللی را خواهان اصلاح بنیادی در سازمان ملل می‌نماید، به طور مثال: تهاجم یکسویه آمریکا به عراق و سیطره تفکر قلدرمآبانه کاخ سفید بر سازمان ملل و همچ انگاری این سازمان به عنوان مجری تصمیمات جهانی از یک سو، لشکرکشی قرون وسطایی و استیلای آمریکا و هم‌پیمانان بر عراق، افغانستان و در کل منطقه و بروز جنایاتی که کماکان نیز ادامه دارد، گواه این مدعی است. به واقع تا چه مقدار می‌توان بر استقلال و هدفمند بودن برنامه‌های سازمان ملل ایمان داشت؟ وامداری بنیادی و ساختاری سازمان ملل از ذیل تا صدر به دولت‌ها تا چه حد در پیشبرد اهداف و مطامع این دولت‌ها موثر بوده و هست؟ لکن بحث‌های مطرح شده توسط دبیر کل سازمان ملل در ارتباط با اصلاحات در سازمان ملل و روند تشکیلاتی حقوق بشر در جهان و یا افزودن تعداد کشورهای عضو، مبارزه با تروریسم و... تحت‌الشعاع موارد بر شمرد فوق خواهد بود. کتب حس اعتماد و باور این که سازمان ملل نهادی صلح‌طلب بوده و در عملکرد خود مستقل است و هیچگونه دخالت و مصلحت‌اندیشی در آن بروز نمی‌کند و تامین حداقل انتظار جامعه جهانی که همانا جلوگیری از کشتارهای هر روز در عراق و فلسطین می‌باشد و موجب آن شده است که سردمداران صهیونیست‌ خود را به هیچ مسلک و مرامی معتقد ندانسته و هیچ مرجعی را لایق به پاسخگویی حتی در زمینه مسایل هسته‌ای خود ندانند، از طرفی و گسترش دامنه جنایات خود در سرزمین‌های اشغالی و به خاک و خون کشیدن کودکان، زنان و جوانان فلسطینی که روز به روز موجب استحکام پایگاه صهیونیسم در این سرزمین می‌گردد، سبب خیالی دانستن اصلاحات واقعی در سازمان ملل می‌شود. تقویت نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل و در اختیار داشتن اهرم‌های اجرایی از قبیل نیروهای واکنش سریع مقتدر و دخالت موثر در بروز تهاجمات و مخاصمات خودسرانه آمریکا و صهیونیسم نیز از عواملی است که موجب ایجاد حس اعتماد به سازمان ملل خواهد شد. به راستی می‌توان چنین پنداشت که کوفی عنان با حمایت از طرح اصلاح در سازمان ملل خواهان زایشی‌نو در نگرش جامعه جهانی به سازمان ملل است یا خیر؟
این پرسشی است که رسیدن به پاسخ آن مستلزم زمان و بررسی عملکرد آتی سازمان ملل و شخص کوفی عنان و همکارانش خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات