تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۸۹۲۷۴
تحلیلی پیرامون عملکرد تشکیلاتی حزب توده ایران

حزب توده؛ پایه‌گذار نهاد تحزب‌ در ایران


شهاب پورقاسمی /shahab-pourghasemi@yahoo.com
دهه نخستین مهرماه، سالگرد تاسیس «حزب توده ایران» است. در مورد روز تاسیس میان هفتم و دهم مهر اختلاف‌نظر هست، لیکن آنچه اهمیت دارد این است که در اوایل مهرماه 1320 یعنی درست یک ماه پس از سرنگونی رضاشاه از سریر قدرت مطلقه، حزب توده ایران تاسیس شد.
البته باید توجه داشت که در ابتدا حزب توده به مثابه حزب کمونیست ایران نبود و براساس تحلیل‌های مارکسیستی و برخی برداشت‌ها از دیدگاه‌های استالین و لنین سعی می‌کردند که از انتصاب مطلق به جریان مارکسیستی و کمونیستی ایران بر حذر باشند. لیکن به هر حال سابقه و نوع عملکرد نیروهای منتسب به حزب از یک سو و تحلیل‌بخشی از نیروهای تندتر حزب مبنی بر علنی کردن موضع حزب در فضای سیاسی و آشکار شدن خصلت کمونیستی آن و تبدیل شدن به «حزب طراز نوین» باعث شد حزب توده از سال‌های 22 به بعد رفته رفته «چپ‌تر‌» شود.
پیرامون حزب توده و کارکرد و نقش آن در تاریخ تحولات ایران سخنان زیادی گفته شده است. تقریباً اکثر قریب به اتفاق این تحلیل‌ها با رویکرد تخطئه کلی حزب و سیاه‌نمایی کامل آن انتشار یافته است. «ستون پنجم شوروی»، «جاسوس»، «خائن»، «حزب ضدملی» و نظایر آن اصلی‌ترین اتهاماتی است که علیه حزب توده ایران در این گونه تحلیل‌ها به چشم می‌خورد.
واقعیت این است که حزب توده در خلال قریب شصت و چند سال فعالیت خود – که فقط حدود 10 سال آن رسمی و قانونی بوده است. منشاء تحولات و مسایل زیادی در کشورمان شده است که بسیاری از آنها نامطلوب بوده است.
نگارنده این سطور اصولاً از حزب توده و عملکرد شصت و چند ساله آن دفاع نماید لیکن بر این باور است که حجم، نوع و شدت تبلیغات منفی علیه حزب توده در خلال این سال‌ها – چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی – آن قدر زیاد و متراکم بوده است که کشف و دریافت حقیقت از میان این همه تبلیغات کار دشواری است. می‌توان پذیرفت که ذهن ساده‌ساز برخی مفسران و تحلیل‌گران سیاسی – تاریخی چنان بوده است که با یک برآورد ساده حزب توده را «خائن» تلقی کرده است و به این ترتیب قلم قرمزی بر تمام فعالیت‌ها و عملکردهای آن نهاده است و خود و خوانندگان خود را راحت‌ کرده است.
اما قطعاً چنین تحلیل‌هایی همه واقعیت را در مورد حزب توده – و سایر موارد اینچنینی – باز نمی‌نماید. بی‌تردید حزب توده در طول حیات طولانی مدت خویش خطاهای زیادی مرتکب شده است. برخی از آنها بر اثر تحلیل غلط از اوضاع و شرایط بوده است و برخی دیگر قطعاً به علت ترجیح منافع کشور خارجی – شوروی – بر منافع ملی حاصل شده است.
اگرچه در این فقره اخیر نیز توجه سران حزب این است که تحلیل کلی آنان براساس آموزه‌های مارکسیستی و آنچه «انترناسیونال مارکسیستی» نامیده می‌شود بوده است که بر این مبنا باید منافع ملی کشورهای کوچک در راستای مصالح «سرزمین پرولتاریا جهانی» بخوانید شوروی – قرار گیرد تا به ایجاد انقلاب سوسیالیستی در این کشورها کمک شود.
اما بدیهی است که چنین تحلیل‌هایی نمی‌تواند توجیه‌گر برخی رفتار و عملکردهای حزب توده در خلال عمر خود باشد. به هر تقدیر با این اوصاف می‌توان گفت حزب توده کارنامه‌ای خاکستری و نه سیاه و سفید مطلق دارد. اما قطعاً این خاکستری تیره‌تر از آنی است که بتوان به آن نمره قبولی داد. اما با هر حال نباید بخش‌هایی از عملکرد مثبت حزب را نادیده انگاشت و به سهولت از کنار آن گذشت.
من در این مقال در پی آن نیستم که به صورت جزیی تاریخچه حزب را مورد مطالعه و بررسی قرار دهم. شاید اگر فرصتی و مجالی باقی بود در شمارگان آینده به این مهم نیز خواهم پرداخت. در این یادداشت حتی در مقام کشف خطاهای تاریخی، سیاسی، فرهنگی و عملکردی آن نیز نیستم که فهرست آنان خود مقاله‌ای مفصل و منفصل می‌طلبد و تاکنون نیز بارها و بارها در این باب یادداشت‌های گوناگوی از سوی مورخان مطلع به زیور طبع آراسته شده است.
در این سطور من در پی بررسی برخی اقدامات پذیرفتنی و مثبت حزب در طول حیات آن را دارم. آن نیز نه به صورت موردی بلکه از دیدی کلان و از موضعی فراتر از چند و چون‌های سیاسی. واقعیت این است که حزب توده در این بیش از شصت سال فعالیت خود نکات کلیدی ارزشمندی نیز از خود به یادگار گذاشته است. هرچند برخی از آنان بر اثر عملکرد حزب ثمره مطلوبی نداده است و شاید به ضد خود نیز مبدل شده است.
مهمترین مساله از این دست، مساله «تشکیلات» است. حزب توده ایران بی‌تردید فراگیرترین، منسجم‌ترین، منظم‌ترین و موثرترین حزب سیاسی گسترده در طول تاریخ این سرزمین بوده است. نوع عملکرد این تشکیلات (دقت کنید عملکرد حزب از لحاظ تشکیلاتی مدنظر است نه از لحاظ سیاسی، یعنی صرف‌نظر از موضع سیاسی فقط نظم و انسجام تشکیلاتی مورد نظر است) در طول سالیان گذشته هرگز تکرار نشده است. سرعت عمل، پیچیدگی و در عین حال اطلاع‌رسانی سریع،‌ فعالیت مخفیانه و... از نظر حزبی یک ارزش تشکیلاتی محسوب می‌شود و واقعیت این است که حزب توده تا حدود زیادی صاحب این ارزش‌ها بوده است.
رفتار حزبی مناسب و دقیق و نظم تشکیلاتی و رعایت سلسه مراتب حزبی بعدها حتی در سال‌های اخیر نیز تکرار نشد. بسیار بودند احزابی که قبل و بعد از انقلاب اسلامی در پی فراگیری تشکیلاتی بودند لیکن هرگز مانند حزب توده موفق نبودند. حزب جمهوری اسلامی، حزب زحمتکشان ملت ایران، حزب ایران، حزب مشارکت، حزب رستاخیز و حتی «آبادگران» امروزی، علی‌رغم منابع مالی و امکاناتی و حمایت‌های حکومتی که بعضاً گاه و بی‌گاه از آنان می‌شد، هرگز نتوانستند موفقیت‌های حزب توده را در بعد تشکیلاتی تکرار کنند.
این مساله زمانی شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد که تصور کنیم اوج فعالیت‌های حزب توده در دهه 1320 بوده است که کمترین امکانات مالی و تبلیغاتی به سختی فراهم می‌شد و سطح سواد و دانش عمومی جاموعه در سطح پایینی قرار داشت و اصولاً شهرنشینی و لوازم آن – توجه کنید به هر حال حزب به عنوان یک مقوله مدرن مخاطب خود را خواه ناخواه بیشتر از میان طبقه باسواد و شهرنشین جذب می‌کند – در پایین‌تر سطح خود قرار داشت.
در آن ایام حزب توده از دو بعد گستره نیروهای تشکیلاتی و همچنین هواداران و همفکران در چنان مرتبه‌ای بود که به راحتی میتینگ‌ها و تظاهراتی در ابعاد چند ده هزار نفری و گاه صدها هزار نفری برگزار می‌کرد و هم اطلاع‌رسانی دقیق و هم نظم مراسم را حفظ می‌کرد.
لیکن توجه کنید در دهه 80 خورشیدی و در اوج دوران رسانه‌های جمعی هیچ یک از احزاب ما قادر به برگزاری منظم و منسجم یک مراسم با ده تا بیست هزار نفر نیستند.
قطعاً چنین مساله‌ای به صورت مستقیم به توان تشکیلاتی بالای رهبران درجه اول و دوم حزب بر می‌گردد که هم نیروهای تشکیلاتی و هم هواداران و همفکران خود را سازمان داده بودند. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که حزب توده همان‌گونه که گفته شد به عنوان حزبی با گرایشات کمونیستی تلقی می‌شد و این نکته در کشوری مذهبی و سنتی مانند ایران نکته مثبتی نیست اما با این حال بر اثر بمباران تبلیغاتی مناسب حزب، هواداران زیادی تا این حد گرد حزب توده جمع شدند که اگر نبود سیاست‌های غلط رهبران، شاید منشاء تحولات عظیمی در تاریخ ایران – صرف‌نظر از مثبت یا منفی بوده آن – می‌باشد.
اما همان‌گونه که در مقدمه این بحث آمد، حزب توده به جهت نوع عملکرد خود باعث از بین رفتن این محسنات شد. مثلاً نوع وابستگی حزب توده به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باعث شد که نوع بدبینی و سوءظن نسبت به اصول تشکیلات و تحزب در کشور پدید آید.
کم نبودند و کم نیستند کسانی که بر این باورند که تحزب با اعتقادات دینی منافات دارد و هرگاه تحزب تشکیل شود، این حزب و تشکیلات در عرض اعتقاد به خود و تعالیم دینی است و نوعی شرک تلقی می‌گردد.
نفی روحیه حزبی و تشکیلاتی همچنان در بسیاری از سیاست‌ورزان – و نه حتی افراد عادی جامعه – وجود دارد و یکی از دلایلی که اینان اقامه می‌کنند عملکرد و سابقه منفی احزاب در ایران است که مشهورترین و مهمترین آنان همین «حزب توده ایران» است.
اما جدای از مساله تشکیلات، حزب توده ایران کارکرد بسیار مثبت دیگری را هم از خود به جای گذاشت. حزب توده محمل و محفل جمع و پرورش استعدادهای فوق‌العاده درخشان در تمام عرصه‌های علمی، فرهنگی، هنری، مطبوعاتی و نظایر آن بود.
قطعاً شرایط اجتماعی آن روز و وجود معدود مکان‌هایی برای گرد آمدن فرهیختگان جامعه در تجمیع متفکران و صاحب‌نظران عرصه‌های گوناگون در حزب توده ایران موثر بوده است لیکن قطعاً نوع تفکر و نحوه تعامل سردمداران حزب با این هنرمندان در پا گرفتن شخصیت‌ها موثر است.
نمی‌توان انکار کرد که حزب توده ایران نسل شکوهمندی از نویسندگان، شعرا، مترجمین، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و... را پرورش داده و به اجتماع ایران معرفی نمود. اگرچه برخی از آنان بعدها از حزب توده و یا حتی از ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم جدا شدند، اما به هر حال رشد آنان در بستر حزب توده فراهم شد.
این نکته حایز اهمیت است که نسل هنرمندان و بزرگانی که پیش از کودتای سیاه 28 مرداد و سال‌های پس از آن تا دهه 40 و 50 در ایران مطرح شدند سابقه‌ای – ولو اندک – با حزب توده و یا دست‌‌کم تعلق خاطری به ایدئولوژی چپ و حامیانش داشتند.
به نظر نگارنده این کارکرد حزب توده یعنی تولید نیروهای فکور و هنرمند و صاحب قلم، نقش بزرگ و ارزشمندی است که نباید از آن غفلت کرد. بودند احزابی که همزمان با حزب توده در کشور ما فعال بودند: حزب زحمتکشان ایران دکتر بقایی (منظور جریان خلیل مکی و یارانش نیست که آنها نیز سابقه توده‌‌ای داشتند مانند آل‌احمد و نادرپور و گلستان و...) حزب ایران (که بعدها موثرترین تشکل جبهه ملی شد)، فداییان اسلام و قس‌ علی‌هذا، هیچ یک از اینان در این زمینه نمی‌توانند رقابتی با حزب توده داشته باشند.
حزب کارکرد مهم دیگری نیز داشت و آن تبیین و تحلیل مساله امپریالیسم و غرب‌ستیزی بود. بی‌شک حزب توده بنیانگذار نفی امپریالیسم است. نمی‌توان انکار کرد که مساله ضدیت با غرب و دشمنی با انگلیس و آمریکا را حزب توده در ایران پایه نهاد. حتی اگر بعدها احزاب چپ دیگر و چپ‌های مسلمان مساله «مرگ بر آمریکا» و آنچه «استکبارستیزی» نامیدندش را، منشاء و اصل آن به حزب توده و ایدئولوژی‌های کمونیستی برمی‌گشت.
این نکته به عنوان بی‌اصالتی شعارهای ضدآمریکایی انقلاب اسلامی نباید تلقی شود لیکن باید توجه کرد که این شعارها سالیان خیلی پیش توسط حزب توده طرح شد و بذر تفکر ضدامپریالیستی را حزب توده در مزرعه ایران کاشت.
اگرچه قطعاً حزب توده از کاشت چنین بذری درصدد درو محصول «استقلال کامل» نبود و با از بین بردن زمینه نفوذ آمریکا و انگلیس و سایر دول غربی و سرمایه‌دار در پی وابستگی به بلوک شرق و شوروی بود، لیکن به هر حال این اقدام – باز هم صرف‌نظر از انگیزه آن – توسط توده‌ای‌ها پای نهاده شد.
زمانی این نوع نگاه حزب توده‌ ارزش واقعی خود را بهتر نشان می‌دهد که دریابیم در آن مقطع – یعنی سال‌های دهه 20 خورشیدی – هیچ نوع نگاه منفی نسبت به آمریکا در جامعه ایران وجود نداشت. سیاستمداران ایرانی نظری مثبت و خوش‌بینانه به آمریکا داشتند و آن را کشور جوانی می‌پنداشتند که با موضوع «استعمار» و اشکال مختلف آن بیگانه است و آرمانی جز آزادی ملت‌های محروم و ایجاد رفاه و امنیت و آرامش برای آنها را در ذهن می‌پرورد.
چنین تفکر ساده‌انگارانه‌ای، تلقی غالب جامعه سیاسی ما بود و گزافه نیست اگر بگوییم کودتای 28 مرداد که سرآغاز ایجاد اختناق و دیکتاتوری و مصلوب کردن دموکراسی بود به واسطه چنین تلقی و برداشتی – که حتی در شخص مرحوم دکتر مصدق نیز به وجود آمده بود – به اجرا در آمد.
حزب توده مدت‌ها قبل و سالیانی پیش مساله امپریالیسم آمریکا و خوی استیلای‌یابی آن را البته براساس آموزه‌های مارکسیستی تبیین و تشریح کرده بود. اگرچه این تحلیل‌ها در عمق توده‌ها نفوذ چندانی نیافت لیکن بخش‌ عمده‌ای از طبقه جوان تحصیل‌کراده و آرمان‌خواه جامعه ما با آنها شدند و برخی از آنان این آموزه‌ها را بعدها با تعالیم ناب استکبارستیز اسلامی پیوند زدند و هسته «چپ اسلامی» را پایه نهادند.
اگرچه ادامه بررسی نکات فرهنگی مثبت و منفی حزب توده و «کارکرد تاریخی» آن به پایان نرسید لیکن صاحب این قلم امیدوار است در شماره‌های بعد نیز به این موضوع بپردازد تا ابعاد بیشتری از این «فرهنگ‌‌سازی» توده‌ای در جامعه ایرانی آشکار شود.
اما آنچه برای من بیشتر اهمیت دارد شکستن نگاه دگم شده «خیانت حزب توده» در ذهن جوانان علاقه‌مند به تاریخ و سیاست است و این نکته نه از باب همراهی با حزب توده است بل از این روست که اصولاً تحلیل دگم و مطلق‌انگارانه آفتی است که باید از ذهن جوانان سرزمین‌مان زدوده شود.
ان‌شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات