تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۸۹۲۹۸

درس‌های یک زندگی


احسان شریعتی
و روزی که از هر امتی شاهدی بر آنان، از میانشان برانگیزیم.. (نحل 89)
دکتر یدالله سحابی کیست؟
امروز افتخار سخن گفتن از شخصیتی را یافته‌ایم که همچون ستون فقرات یک قرن مقاومت در راه رشد، استقلال و آزادی ایران زمین، شاهد و یادگار همه ادوار و رخدادهای بزرگ آن بوده است.
نامی که یادآور و مترادف ارزش‌های متعالی و جاودانی نزد مبارزان دیروز و امروز بود، ارزش‌هایی چون «اصالت»، به معنای ریشه داشتن در فرهنگ و سرزمین و تاریخ یک سرزمین. همچون «وفا»، به معنای وفای به عهد و درست پیمانی در رفاقت و رهروی. همچون «اخلاق»، در کشاکش تلاش، در محک عمل، در عرصه کار، در میدان سیاست و در حوزه دین؛ و همچون فرزانگی و «عشق به دانش» از رهگذر پرسش و پژوهش و تشکیک و تعلیم؛
آری زنده‌یاد دکتر یدالله سحابی (متولد 1284 در سنگلج تهران)، به تعبیر فرزند و ادامه دهنده رهش، در 96 سالگی، «آزرده‌دل» از میان ما رفت.
الف – مشخصات فکری
نخستین خصوصیت بارز این نسل از پیشکسوتان نواندیشی دینی، فرماسیون و فرآورده‌های علمی ایشان بود. دکتر سحابی اولین استاد زمین‌شناسی ایران است که پس از کسب دکترای علوم از دانشگاه لیل فرانسه طی سال‌های 15- 1311، از 1316 به تدریس پرداخت و کتاب‌های علمی‌اش مانند «زمین‌شناسی عمومی» و «سنگ‌شناسی» توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده‌اند؛
او که نخست در محضر میرزا ابوالحسن خان فروغی، مدیر مدرسه‌اش در «دارالمعلمین مرکزی» (1303) با درکی عرفانی و علمی – فلسفی از اسلام آشنا شده بود، پس از آشنایی با مهندس مهدی بازرگان (در راه اولین بازگشت از فرانسه – 1312)، همفکر و همراه همیشگی او گشت، آنگاه به ندای عالم علوی، سیدمحمود طالقانی (و استاد محمدتقی شریعتی)، لبیک گفت که اینان، جملگی از پیشآهنگان بازخوانی قرآن بیاری دستآوردهای علم و زمان محسوب می‌شوند.
در این میان، دکتر سحابی به عنوان نویسنده کتاب «تکامل در قرآن» شاخص می‌شد (کتابی که با سخنرانی‌های سال 1325 در انجمن اسلامی دانشجویان آغاز شد و نهایتاً به صورت کتاب «خلقت انسان در قرآن» در 1346 درآمد). کتابی که با پذیرش و تبیین علمی «اصل تکامل انواع» در آن زمان تحولی فکری را به ویژه در اندیشه دینی دامن زد و در حوزه، واکنش علامه طباطبایی را برانگیخت و همواره از منابع فکری نسلی از مجاهدان به شمار می‌آمد.
ب- مشی سیاسی
دکتر سحابی با شنیدن نطق‌های دکتر مصدق در سال‌های 5- 1304 در مجلس پنجم، شیفته راه استقلال و آزادی ایران شد. همراهی او با مصدق و جبهه ملی از سال‌های 30 تا 32 تا پایان حیات مصدق که دکتر سحابی شخصاً مراسم غسل و کفن رهبر فقید نهضت ملی را در تبعیدگاه احمدآباد انجام داد، ادامه یافت. پس از کودتای 28 مرداد، در بنیانگذاری نهضت مقاومت ملی (1332) مشارکت جست، سپس با یارانش «جمعیت تأمین آزادی انتخابات» را تأسیس کردند.
در پی تشکیل نهضت آزادی ایران (1340) بازداشت و طی سال‌های 40-41 چندبار در قزل‌قلعه زندانی شد و در سال 42 همراه با سایر سران نهضت محاکمه شد و تا سال 45، چهار سال را در حبس بشر برد؛ در آستانه انقلاب «کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» را تشکیل دادند؛ پس از تجربه دولت موقت و مستعجل، به اپوزیسیون درونی نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی پیوست؛ از جمله آثار نهضت در این سال‌ها، یکی از نقد سیاست تداوم جنگ با عراق بود و دیگری، در نقد ولایت مطلقه فقیه که تأثیر بسزایی در میان نیروهای مذهبی وفادار به نظام گذارد؛ پس از چند تجربه ائتلافی با کلیه نیروهای نهضت ملی سرانجام ائتلاف نیروهای ملی – مذهبی شکل گرفت که از چند سال پیش چنانکه مطلعید، مورد پیگرد دستگاه قضایی قرار گرفت. دکتر سحابی در این مدت مرارت‌های بسیاری را متحمل شد که در آخرین نامه به رهبر نظام می‌توان شرح حال ایشان و یارانشان را خواند تا بدانجا که تصمیم گرفت به مجلس برود و بسط بنشیند؛ در طول این مسیر بلند از آغاز تا قرن تاکنون، روش‌ سحابی مصداق بارز همخوانی عمیق نوعی از دینداری با نوعی از آزادیخواهی است. این پرسش را غالبا می‌شنویم که چه نیازی به بار نمودن صفت «مذهبی» بر صفت ملی است. چنین سؤالی اما در مورد وجه تمسیه «دموکرات مسیحیان» اروپایی مطرح نمی‌شود. حال آنکه، بنا به قول میشل فوکو، اینکمه نیرویی هویت خود را در دینی بیابد که خود خطوط سیمایش را ترسیم کند، محل ایراد نیست. شاکال اما، در حکومت دینی و دین حکومتی است. پس چرا نباید از دینی که پشتوانه اخلاقی علم و آزادی، مردمسالاری و احترام به آزادی وجدان است، پشتیبانی نمود؟ مگر شرط ضروری آنکه، به تعبیر هگلی، «اخلاق، ورای هرگونه تبعید و شریعت بی‌چون و چرا، وارد تدین مردمان گردد، آن نیست که دست در دست آزادی گام نهد؟
ج – نهادسازی اجتماعی
دکتر سحابی از بنیانگذاران نهادهای مدنی و فرهنگی در ایران بود (ریاست اداره فرهنگ تهران از سوی دکتر شایگان به پیشنهاد احمد آرام 1325، پیشنهاد اساسنامه آموزشگاه تربیت معلم تعلیمات دینی، مؤسسه فرهنگی اخلاق و دبیرستان کمال 1325 تا انحلال‌‌اش از سوی ساواک 1325، شرکت سهامی انتشار 1337 و دبیرستان کوثر 1369)؛ و مبلغ نوعی «اخلاق کار» بود (که از ویژگی‌های دوران دین‌پیرایی پروتستان و پوریتن‌های اروپاست)؛ از مصلحین سلاله فراهانی‌ها و امیرکبیرها و مصدق‌ها و... از تداوم گران سنت دیرین وزرای اصلاح‌طلب ایرانی.
گذشته چراغ راه آینده
محصول فکر و خط‌مشی سیاسی و اجتماعی دکتر سحابی و یارانش، امروزه پس از دو دهه که از انقلاب و تغییر نظام در ایران می‌گذرد، نیازمند سنجش و بررسی عالمانه و منصفانه است. در زمینه فکری و اعتقادی کار روشنفکران دینی در راه تطبیق دستاوردهای وحی و سنت دینی با عقلانیت و مدنیت مدرن، هنوز نیازمند پیگیری و ژرف‌کاوی است و اندیشه و نظام مردمسالاری در حوزه اسلامی – شیعی نیز هنوز، در مرحله تکوین و قوام‌یابی. می‌دانیم که امروزه خواه در عرصه علوم دقیقه و خواه علوم انسانی، پوزیتیویسم در بحران فرو رفته است و تا آنجا که به عوالم انسانی بر می‌گردد، هرگونه «تبیینی» بتدریج جای خود را به تفهیم و «تفهم» می‌بخشد.
در حوزه اجتماع و سیاست، نیز از سوئی، ضرورت تفکیک دو سپهر و دستگاه «دین و دولت» بیش از پیش هویدا گشته است و از دیگر سوی، چشم‌انداز اصلاحات اساسی سیاسی و مردمسالاری اجتماعی، از چارچوب هرگونه «رفرمیسم» و «لیبرالیسم» فراتر می‌روید. در این نقد و سنجش اما، نهضت نوزایی و دین‌پیرای هر چه عمق و تعالی بیشتری یابد، باید بیش از پیش، به ریشه‌های خویش ارج نهد و نسبت به آغازگران این راه ادای دین کند و میراث گذشتگان را چونان چراغی فرا راه خویش افروزد.
در حال حاضر، موقعیت خانواده اعتقادی طیف ملی –مذهبی (به معنای عام کلمه و شامل همه فرزندان نهضت ملی و نواندیشی دینی، ورای هرگونه ائتلاف و تشکل خاصی)، خصلت نمادین یافته است، بدین معنا که نشانه هر تحول واقعی، نحوه برخورد با این طیف و برسمیت شناختن آن به عنوان اپوزیسیون است.
رخداد دوم خرداد 76 و مجموعه بحران‌گذار در حاکمیت نظام کنونی، اثبات حقانیت آرمان سحابی بود. یورش واهی و اتهامات ابلهانه جبهه انحصار و استبداد به یاران و فرزندان سحابی، نشانه بازگشت‌ناپذیری و روند رو به رشد جنبش شهروندی و مردمسالاری در میهن ماست. همراهی ملی و اجماع کنونی پیرامون نام و یاد سحابی، گواه این حقیقت است که تنها راه‌ برون‌رفت از بن‌بست حاضر، بازگشت به ارزش‌های انسانی و منش زنده‌یاد سحابی است. اینجاست که همصدا با دکتر صحابی به تعمق نجوا باید کرد که:
دوباره می‌سازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات