امیرعلی ابوالفتح
قرن نوزدهم، قرن زغال سنگ لقب گرفت. قرن بیستم را قرن نفت خواندند. در قرن بیست و یکم، این سوخت هستهای است که چرخهای صنعت را به گردش در خواهد آورد. شاید به همین دلیل بحث فعالیتهای هستهای ایران اینچنین ابعاد جهانی به خود گرفته است.
از هنگامی که نخستین نیروگاه اتمی کار خود را آغاز کرده است. 7 دهه نمیگذرد. اما در حال حاضر بیش از 440 نیروگاه اتمی در سرتاسر جهان به تولید ارزان و کمآلاینده الکتریسیته مشغول هستند. تا اوایل دهه 1980، کشورهای صنعتی غرب و یا اعضای اردوگاه شرق از داشتن نیروگاههای اتمی برخوردار بودند. لیکن با گذشت زمان و فراگیر شدن فعالیتهای هستهای، کشورهای در حال توسعه نیز در این مسیر گام برداشتند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیشبینی کرده است طی 25 سال آینده حداقل یکصد نیروگاه اتمی دیگر به جمع نیروگاههای کنونی افزوده خواهد شد. برخی از کشورهای اروپایی در تلاش هستند تا 50 درصد از نیازهای انرژی مصرفی خود را از سوخت هستهای تامین کنند.
در این بازار جذاب، تامین سوخت هستهای میتواند به یک تجارت پرسود تبدیل شود، در طول دوران جنگ سرد و حتی تا یک دهه پس از پایان آن، مساله فعالیتهای هستهای با مساله امنیتی گره خورده بود. به عبارت دیگر هرگاه سخن از فعالیتهای هستهای به میان میآمد، اذهان عمومی به سوی جنگافزارهای هستهای و فاجعه تکاندهنده هیروشیما و ناکازاکی معطوف میشد. از این رو جنبش ضد هستهای به عنوان یکی از جنبشهای قوی اجتماعی در اروپا و آمریکا مطرح بود.
با تغییر اعضای بینالمللی و افزایش نیاز جهان متمدن به انرژی حاصل از فعالیتهای هستهای، تجاری شدن این مقوله پررنگتر شد. اگر در دوره جنگ سرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی و پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای، NPT در چارچوب رفع خطرات امنیتی فعالیتهای هستهای شکل گرفتند. اکنون جهان صنعتی به دنبال تشکیل اوپک هستهای است تا انحصار این تجارت پرسود را در سالهای آینده تضمین کند.
در پشت ادعاهای نظیر تلاش ایران و کره شمالی برای دستیابی به سلاحهای هستهای، یک جریان قوی بینالمللی شکل گرفته که اجازه نمیدهد کشورهای در حال توسعه به مجمع تولید کنندگان سوخت هستهای بپیوندند. هماکنون علاوه بر 5 قدرت رسمی اتمی (روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه و چین) و 4 قدرت غیررسمی اتمی (هند، پاکستان، کره شمالی و اسرائیل) بیش از 40 کشور دیگر قادر به غنیسازی اورانیوم و تولید سوخت هستهای هستند. مجموع این کشورها امیدوار هستند در سالهایی که نیروگاههای جدید هستهای به سوخت هستهای نیاز پیدا میکنند، بتوانند از طریق تولید و فروش آن به سود هنگفتی دست یابند. ضمن این که وابستگی کشورهای در حال توسعه به سوخت هستهای در زمانی که دیگر نفتی از دل زمین استخراج نشود، دوچندان خواهد شد.
از این رو بدلیل نیست که مواضع کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس، آلمان، روسیه و تا حدودی چین در خصوص توقف غنیسازی در جمهوری اسلامی ایران اینچنین یکسان است. از منظر همه این کشورها، پیوستن دیگران از جمله ایران، مصر و یا برزیل به مجمع تولید کنندگان سوخت هستهای علاوه بر این که میتواند خطر اشاعه سلاحهای هستهای را افزایش دهد، در بازار پرسود تجارت سوخت هستهای رقبای جدیدی را به وجود خواهد آورد. پس چه بهتر به بهانههایی همچون «تهاجم با سلاحهای هستهای»، ایران را از دستیابی به حقوق هستهایاش بازداشت و عملا بازار سوخت هستهای را در انحصار گرفت؛ چرا که در نظریه جدید ارائه شده از سوی برخی از قدرتهای هستهای، در آینده دیگر تولید کنندگان سوخت هستهای، در آینده دیگر تولید کنندگان سوخت هستهای، محصولات خود را به فروش نخواهند رساند، بلکه آن را به صورت اجاره در اختیار کشورهای فاقد چرخه سوخت هستهای قرار خواهند داد تا به این ترتیب اجارهکنندگان حتی از حق اعمال حاکمیت بر سوخت نیروگاههای اتمی خود محروم باشند.