تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۸۹۳۶۹

علل گرایش به ضدّیت با ولایت فقیه

اشاره: ولایت فقیه به معنای حاکمیت سیاسی شبیه‌ترین شخص به شخصیت، سیره و سنّت رسول ا...(ص) و ائمه اطهار(ع) برای یک مسلمان پیرو اهل بیت(ع) که حقیقت جو و عاری از اغراض منفی است، امری روشن و شبه بدیهی است. از این رو بحث ولایت فقیه؛ یک بحث عقلی کلامی بوده و در ذیل بحث امامت می‌گنجد و آن‌چه در فقه در این زمینه بحث می‌شود و احادیث متعددی که در این باره هست، در واقع حکم مؤید را دارند. با همه دلایل روشن عقلی و نقلی در باب بحث ولایت فقیه که در کتاب‌های مربوطه به طور گسترده مورد بحث واقع شده است؛ هر از چندی شاهد انتشار مطالبی هستیم که این رکن اساسی نظام اسلامی را هدف گرفته است. در این نوشتار به علل و عوامل این گونه ضدّیت‌ها می‌پردازیم که در قالب بحث علمی و فکری مطرح می‌شوند. الگوی این مباحث، بحث علل گرایش به مادیگری در کتاب شهید مطهری است.

بررسی علل و عوامل گرایش به ضدیت با ولایت فقیه
1.سپاس‌گزاری از میزبان و ولی نعمت معاند
یکی از سیاست‌های سازمان‌های جاسوسی غرب به ویژه سیا در مواجهه با کشورهای ناسازگار با منافع آن‌ها در طول تاریخ،استفاده از اصل «احسان کن و مدیون کن» برای استفاده ابزاری از مخالفان و منتقدان این گونه کشورها بوده است.
مطابق این اصل که صحّت آن مورد تایید علم و دین است؛ [برای مثال در کلمات قصار داریم «الانسان عبیدُ الاحسان»؛(انسان بنده و برده احسان است) یا " اَحْسِنْ لمَن شِئت تکنْ اَمیره " (به هر کسی که می‌خواهی احسان کن تا سرور و امیر او شوی)؛] آن‌ها افراد مورد نظر خود را که غالبا از منتقدان؛ مخالفان و ورشکسته‌های سیاسی هستند، شناسایی می‌کنند. در گام دوم با طعمه‌هایی مانند در اختیار گذاشتن کرسی تدریس در فلان دانشگاه (در حالی که این افراد گاهی از حداقل مهارت زبان بهره‌مند نیستند، چه رسد به این که قادر به تدریس به زبان کشور بیگانه باشند) و... به مکان‌ها و موقعیت‌های مدنظر خود می‌کشانند تا بتوانند اشراف کامل داشته باشند.
در گام سوّم در حدّ وفور امکانات رفاهی و عیش و نوش را برای این عده فراهم می‌کنند. بعد از مدت قابل توجهی، طبق اصل «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» (آیا پاسخ احسان غیر از احسان است؟) در این افراد طبق اقتضای فطرت انسانی، نوعی حس مدیون بودن و تلاش برای سپاس از میزبان خادم به‌وجود می‌آید.
چون این همه خدمت بدون طمع و مجانی نیست.در این گام این چهره‌ها در حالی که ممکن است خودشان هم ندانند؛ خدمتی می‌کنند که خوشایند میزبان خدوم باشد.
حال در دشمنی با نظام مقدس اسلامی چه خدمتی والاتر و بالاتر از زیر سؤال بردن اصل ولایت فقیه که در واقع رکن این نظام است و دشمن و صهیونیزم جهانی به اهمیت آن به وی‍ژه بعد از فتنه بزرگ پی برده اند؟
در حاشیه این عامل نباید از وجود نوعی احساس حقارت حتی در بین قشر فرهیخته و خواص جهان سوم، غافل بود. این احساس حقارت در برابر فرهنگ و تمدن غرب، گاهی در نوعی حرص و ولع نسبت به اقامت در آن کشورها ظهور و بروز می‌کند، به ویژه اگر عناوین کاذب همانند در اختیار داشتن کرسی تدریس را هم به دنبال داشته باشد. این احساس حقارت را می‌توان از لابه‌لای گفته‌ها و نوشته‌ها و فخر فروشی‌های این عده به وضوح مشاهده کرد.
همچنین وجود نوعی ضعف‌های اخلاقی و نپرداختن به تزکیه در طول دوره تحصیل، زمینه ساز چنین احساس حقارت‌ها و در نتیجه نشستن در کانون دشمن و تیراندازی کردن با قلم به سوی مقدسات نظام می‌شود که برای برقراری و پایداری آن هزاران جوان پاک و خدایی،خون مقدس خویش را هدیه کرده‌اند.
2.ضعف‌های اخلاقی مانند عجب و کبر
نه تنها در بحث ولایت فقیه، بلکه حتی در مباحث مربوط به اصول دین، گاهی وجود دو رذیلت اخلاقی عجب و کبر باعث می‌شود که فرد به سوی ساز مخالف زدن برای نشان دادن نوعی برتری کاذب و توهم آمیز کشیده شود. شاید در بین آفاتی که اهل علم را تهدید می‌کند، هیچ آفتی به اندازه کبر خطرناک نباشد وجود همین خصلت در برخی مدعیان به اصطلاح روشنفکری دینی آن‌ها را به اندیشه کاذب زیر سؤال بردن عصمت معصومین(ع) و تنزّل دادن قرآن کریم در حدّ مکاشفات و نوعی شعر و غیره، سوق داده است. وقتی این رجس اخلاقی به اصول دین رحم نمی‌کند، چگونه می‌توان توقع داشت که در متفرّعات اصول دین بی اثر باشد؟
3.نیاز به مورد توجه واقع شدن
انسان موجودی است که از نوزادی تا آخرین لحظه‌های زندگی به شدت محتاج توجه است. اگر این نیاز ارضا نشود؛ تبدیل به یک عقده می‌شود. در این بین سیاستمداران، اندیشمندان و اقشار دیگر خواص که روزی مورد توجه جامعه بوده‌اند و ناگهان در اثر ورشکستگی سیاسی یا بروز و ظهور افعال یا صفات باطل آن‌ها برای امت؛ از کانون توجه بودن، خارج و به نوعی انزوا و مهجوریت مبتلا می‌شوند؛ این حس نیاز به توجه، آن‌ها را وادار می‌کند گاهی اقداماتی انجام دهند تا توجه جامعه یا حداقل خواص را به خود جلب کنند.
این اقدامات در واقع نوعی فریاد هستند که: ایهاالناس! ما هنوز نمرده‌ایم؛ ما زنده‌ایم؛ چرا با ما به حکم مرده‌ها برخورد می‌کنید؟ درست شبیه کودکی که بعد از تولّد نوزادی در خانواده مورد بی توجّهی واقع می‌شود و برای مورد توجه دوباره واقع شدن، شیشه‌ای می‌شکند و حادثه‌ای به وجود می‌آورد تا به اهل خانه ثابت کند که او هم هست!
4.جلب توجه بیگانگان
در سال‌های گذشته برخی به اصطلاح هنرمندنماها که گویا برای آن‌ها، خودخواهی و رسیدن به منافع پست و حقیر دنیوی، اعمّ از شهرت و زر، اولویت بیش‌تری از میهن دوستی و در خدمت یک انقلاب مقدس بودن داشت، به این فرمول رسیده بودند که اگر می‌خواهی مورد توجه و لطف جشنواره‌های فیلم و تئاتر غرب، مانند جشنواره فیلم کن واقع شوی، پس با نظام حاکم ضدیت کن.
براین اساس به ساختن فیلم‌هایی رو آوردند که در آن‌ها، نظام اسلامی در نهایت بی انصافی، سیاه نمایی می‌شد. وضعیت داخلی کشور و اموری مانند حقوق زنان و حقوق زندانیان، فوق‌العاده تیر و تار نشان داده می‌شد و...
چه باید گفت درباره دو صحنه که در یکی، جوانی همه هستی خود را در طبق اخلاص می‌گذارد تا در راه دین و میهن قربانی کند و در صحنه‌ای دیگر؛ انسان نمایی برای رسیدن به منافع پست و حقیر دنیوی، حاضر می‌شود کشور خود را بدنام، سیاه و ظلمانی نشان دهد؟
به هر حال گاهی علت ضدّیت خواص با ولایت فقیه این فرمول است که هرچقدر از این رکن دور شوی یا به ضدیّت با آن روی آوری، آغوش دشمن بیگانه به همان مقدار به روی تو گشوده‌تر خواهد شد.
5.حسدورزی
این سخن حتی ریشه در احادیث دارد که حدّ اکثر حسد بین اهل علم توزیع شده است. از یکی از بزرگان علم و دین مشهور است که گاهی به شوخی خطاب به شاگردان می‌فرموده‌اند: نود و نه درصد حسد را خداوند در اهل علم به ودیعت گذاشته و یک درصد را در عامّه مردم که در آن یک درصد هم اهل علم را شریک قرار داده است.
وافعیت تلخ این است که در بسیاری از موارد علت اصلی و باطنی ضدیت با ولایت فقیه، نوعی حسادت است. این مورد، امری مشهود است و چندان به شرح و تفصیل نیاز ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات