محمد ایمانی
خونسردی و تسلط بر اعصاب و تدبیر، اقتضای جنگ نرم و عملیات روانی است. اما این شرط لازم، مشخصاً طی یک سال اخیر و پس از پیدایش نشانه های شکست پروژه فتنه و آشوب، به گمشده اردوگاه دشمن تبدیل شده است. از باراک اوباما و هیلاری کلینتون و برخی مقامات انگلیسی و فرانسوی و آلمانی بگیرید تا سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای وابسته به آنها نظیر صدای آمریکا، رادیو فردا، گویا نیوز، جرس، روز آن لاین، بی بی سی، رادیو زمانه، دویچه وله، کلمه، نوروز و امروز و... که کاملا هماهنگ و از یک ترمینال اطلاعاتی- تبلیغاتی مدیریت می شوند. این شبکه به هم زنجیر شده در بحبوحه عملیات فریب، آکنده از خشم و عصبانیت و ناسزا عمل می کنند.
طبیعی است در این میان این پرسش پیش کشیده شود که چرا آنها آرامش و تسلط و خونسردی لازم برای عملیات روانی و جنگ نرم را ندارند؟ چرا چارواداری حرف می زنند و نفرت می پراکنند و رشته ها را پنبه می کنند؟ چرا هول می کنند و به عنوان مثال با بمباران تبلیغاتی و فحاشی و حاشیه سازی و جعل خبر، پیشاپیش می کوشند سفر رئیس جمهور اسلامی ایران به نیویورک یا بیروت را از ارزش و اهمیت بیندازند، اما به قول فرید زکریا سردبیر نیوزویک در عمل «آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریزند» و پیام جمهوری اسلامی را در اوج هیاهوهای رسانه ای در کانون توجه قرار می دهند؟ چرا خانم کلینتون و آقای اوباما ناسزاهایی را که زیبنده رژیم میلیتاریزه و سرکوبگر و جنایتکار آمریکاست، به جمهوری اسلامی نثار می کنند؟ و فراتر از همه این پرسش ها، چرا اردوگاه بردگان صهیونیسم بین الملل- از اوباما و کلینتون گرفته تا سلطنت طلبان و تروریست های خارج نشین و فتنه گران شبه اصلاح طلب- موظف شده اند به ولایت و رهبری در جمهوری اسلامی هجوم آورند؟ اینها دلالت بر کدام واقعیت دارد و چگونه باید از این معما رمزگشایی کرد؟ چرا در بحبوحه جنگ نرم، بغض و عداوت از دهان مستکبران و منافقان همسو با آنان می بارد و نقض غرض می کنند؟
آیا از اینکه مستکبران و منافقان به نظام جمهوری اسلامی، امام خمینی، حضرت آیت الله خامنه ای و مسئولان خدمتگزار اهانت می کنند یا دروغ می بندند تا ترور شخصیت کنند یا به خیال خود از قدر و اعتبار آنها بکاهند تعجب باید کرد؟ از جماعتی که وارث ژنتیک عمروعاص و پدرخوانده وی- عاص بن وائل- هستند آیا جز انتظار «شناعت» و «شنائت» می رود؟ کمتر کار آنها ناسزا و عقده گشایی است. و باید منتظر بود تا کار عمروعاص های زمانه به کشف عورت هنگام تنگنا و ترس هم بکشد. شما از کسانی چون زینت الوزرای کابینه اصلاحات- با آن سوابق انحطاط و هم آئینی اش با جماعتی چون سارکوزی و برلوسکونی و کلینتون، و سه طلاقه کردن حیا و شرافت انسانی- توقع دارید از سر کرامت و صداقت و حق طلبی سخن بگوید؟
عمروعاص کجا می تواند با علی(ع) و علویان کنار آید؟مگر همو نبود که به همراه شماری از امویان، معاویه را تحریک کردند تا به امام حسن(ع) ناسزا بگویند و امام از جمله در پاسخ عمروعاص فرمود تو همانی که چند تن بر سر پدری تو اختلاف کردند و سرانجام فرومایه ترین آنها- عاص- پدر تو معرفی شد و تو همانی که به هنگام کشته شدن خلیفه سوم گفتی من عمروعاصم، این زخم فتنه را آن قدر با ناخن می خراشم تا به خون بیفتد! ... و معاویه لعنت کرد عاص و همراهانش را به خاطر آن که این صحنه را تدارک کردند و باعث شنیدن حقایقی تلخ و رسواکننده از زبان حسن بن علی(ع) درباره خود و دربار معاویه شدند. دشمنی مستکبران و منافقان و فرومایگان، مدال افتخاری است بر سینه اهل ولایت. امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود اگر با این شمشیرم بر بینی مؤمن زنم تا مرا دشمن بدارد، دشمن ندارد. و اگر تمام ثروت زمین و آسمان را در آغوش منافق بریزم که مرا دوست بدارد، دوست ندارد. چرا که در قضای الهی گذشت و بر زبان پیامبر(ص) جاری گشت که «یا علی! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نشمارد».
از شناعت بدخواهان زخم خورده از ایمان چه باک اگر با دهان هایی کف آلود علیه خمینی و خامنه ای عقده گشایی کنند؟ روح خدا خمینی(ره) می دانست ضربت کاری را به کجای جبهه استکبارزده که در پاسخ خبرنگار درشت گوی غربی- که می گفت شما از سیاست سر درنمی آورید، چرا وارد حوزه سیاست و حکومت شده اید!- فرمود «ما معادله جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسی را که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده می شد، شکسته ایم. ما خود چارچوب جدیدی ساخته ایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته ایم... آری با ضوابط شما من هیچ نمی دانم و بهتر است که ندانم» و همان فرزند پاک سرشت و نستوه پیامبر(ص) کلید طلایی مبارزه و استقامت را به دست ما داد آنجا که فرمود «ما از هیچ چیز باک نداریم، نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلا غیرآزادی طلب یا دیکتاتور حساب بکنند، نه باک داریم که غرب همچو چیزی بکند. البته منافعشان که در خطر است، باید همه تهمت ها را به ما بزنند و ما همه تهمت ها را قبول می کنیم... برای حضرت امیر(ع) هم هزار چیز گفتند. برای پیغمبر اکرم(ص) هم گفتند، حالا هم دارند می گویند. ما باکی از این نداریم. غربی به پیغمبر بدتر از این می گوید که برای شما و ما می گوید». رضوان خدا بر صاحب چنین بصیرت و باوری. بیخود نیست که در عقده گشایی و نثار کینه، سهم امام(ره) کمتر از خلف شایسته او نیست، همچنان که اهانت و انتقام کشی باند مهدی هاشمی از حاج سید احمد خمینی(ره). مگر در نگاه منافقین کم گناهی است شهادت های بلند بالای حاج احمد آقا برای شایستگی و خبرویّت رهبر معظم انقلاب؟!
این قصه حکایت و روایت دیگری هم دارد؛ روایتی از نگاه جبهه استکبار و منافقین جدید که به اسپند روی آتش- یا موجوداتی که آمدن زلزله بزرگ را حس کرده و به دست و پا افتاده باشند- می مانند. بگذارید این قرائت از ماجرا را مستند کنیم به قصه طنزآلودی که 25 دی ماه 1382، در بحبوحه تحصن افراطیون مجلس ششم، توسط رئیس کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون مشارکت ]آقای «پ»[ گفته شد. او گفته بود مواظب باشید خردل زیر دممان نمالند و بعد تعریف کرده بود «جنگ جهانی دوم هنگامی که استالین، چرچیل و آیزنهاور در سفارت شوروی در تهران با هم ملاقات کردند، چرچیل از استالین پرسید شما چگونه به گربه ای که از خردل بدش می آید، خردل می خورانید؟ او پاسخ داد: پس گردنش می زنیم و خردل را به زور در دهانش می ریزیم. چرچیل گفت: اما ما این کار را نمی کنیم. خردل را به دم گربه می مالیم تا دمش بسوزد. آن وقت، دمش را می لیسد، خردل را نیز می خورد».
این قصه پاسخ پرسش های آغازین ما و توضیح عدم تسلط اردوگاه استکبار بر خود است. آمریکا و انگلیس و اسرائیل در حالی مدعی جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی هستند که به اعتبار اتفاقات بزرگ در خاورمیانه جدید، عملا خردل زیر دمشان خورده است. تقلاها و هیاهوها و جنب وجوش های بسیار هم که از آنان مشاهده می شود، از سر ابتکار عمل و قدرت و محاسبه نیست. قصه، قصه سوزش، و تشدید و تصاعد اتوماتیک آن است. اکنون سیکل کاملی از چرخه «خردل خوری» برای آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان تدارک شده است. می خواهند سکوت کنند، نمی توانند. می خواهند واکنش نشان دهند، به رنج و مخمصه خود شدت می بخشند و آب به آسیاب قدرت نوظهور اسلامی می ریزند. این رمز و راز رویکرد معماگونه سران جبهه استکبار است. و البته جماعتی که دم خود را به دم دشمن گره زده اند، نصیبشان از جنب وجوش! مستکبران جز لگد خوردن و حرکات پاندولی نیست.
دلایل بسیاری بر وضعیت خردلی جبهه استکبار می توان شمرد. وقتی در نهمین سال جنگ، ژنرال چهار ستاره- استنلی مک کریستال، فرمانده آمریکایی نیروهای ناتو و اشغالگران در افغانستان- تیم اوباما و گیتس را هو کرد که «آنها هیچ از جنگ نمی فهمند و من افسرده و مأیوس شده ام» و اخراج شد، شبکه بی بی سی اعلام کرد «مک کریستال به دروازه خودی گل زد». آنها که از فوتبال سر درمی آورند یا لااقل در تصاویر آن را دیده اند، می دانند «مهاجم» یک تیم چقدر باید تحت فشار بوده و تا پای دروازه خودی عقب نشینی کرده باشد که مجبور شود به دروازه خودی گل بزند! لازم نیست اهل فن سیاست و نظامی گری باشی که بفهمی تبدیل «عروس خاورمیانه» (لبنان) به سمبل مقاومت پیروز درخاورمیانه یعنی چه؟ سال 2006 خانم رایس وزیر خارجه وقت آمریکا هنگام یورش وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان گفت این درد زایمان خاورمیانه جدید است، یعنی اینکه صهیونیست ها جنگ را با چراغ سبز آمریکا و براساس نقشه «خاورمیانه جدید» شروع کرده اند؟ اما چهارمین ارتش بزرگ دنیا، از «عروس خاورمیانه» و کشوری که خیال می شد شکننده ترین و ضعیف ترین کشور اسلامی منطقه است شکست خورد. و 4 سال بعد رئیس جمهور مسیحی و نخست وزیر 14 مارسی لبنان - به رغم فشارهای علنی آمریکا و دیگران - چنان از نماینده جمهوری اسلامی استقبال کردند که شیعیان جنوب لبنان. و چنان شد که رسانه های آمریکایی نوشتند «آمریکا ضربه ای بزرگ از یکی از کشورهای ضعیف منطقه خورد، کشوری که آمریکا نفوذ سنتی در آن داشت».
عراق که جای خود دارد. اگر روزی کسانی چون رئول مارک گرکت مقام سابق سیا و دانیل پایپز مشاور نومحافظه کار بوش و... از کابوس روی کارآمدن «فرزندان معنوی آیت الله خمینی» در عراق ابراز نگرانی می کردند، امروز آن کابوس فرعونی، صورت واقعیت به خود گرفته است. به اینها علاوه کنید جنگ 22 روزه غزه، قدرت گرفتن اسلامگرایان در ترکیه و جنبش اسلامی روبه فوران در مصر و اردن و یمن و... پیدایش جنبش های ضدامپریالیستی در ونزوئلا و بولیوی. باز هم می پرسید که چرا اوباما و کلینتون از واشنگتن، یا پرز و نتانیاهو از تل آویو، یا جبهه فراریان فراهم شده از منافقین در لندن و پاریس و برلین و آمستردام و بروکسل، علیه جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب، و رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه و رئیس مجلس آن ناسزا می گویند یا دروغ می بافند و نامه خیالی استعفا و اعتراض به نام صاحب منصبان جعل می کنند، آن هم به شیوه های نخ نما ولو رفته؟!
این نوشتار مجال شرح و بسط ندارد. کافی است اظهارات ماه های اخیر ورشکستگان گوناگون- نظیر اکبر گنجی و تاج زاده و...- را مرور کنید که علناً می گویند احمدی نژاد در نظرسنجی های انتخاباتی از موسوی جلو بود و تقلب امکان ندارد؛ یعنی اینکه «تقلب» دروغی بزرگ برای به پا کردن بساط فتنه و آشوب بیش نبود. این خبرها که به تواتر منتشر و اندکی از آن در چند ماهه اخیر در کیهان بازتاب داده شده، از یک چیز حکایت می کند و آن اینکه فتنه گران به قول سعید حجاریان «مانند اسب های درشکه به سربالایی رسیده اند». جز در این دستگاه ارزیابی و تحلیل نمی توان فهمید که چرا جناب بهاءالله و تیم وی از لندن پروژه افتضاح «اسب تروا» را برای 22بهمن پیشنهاد کردند و از دل آن، طنز درازگوش تروا بیرون جست.
شما در حل این معما و در فهم جست وخیزها و جنب وجوش های بسیار مستکبران و منافقان، نقش خردلی را که جمهوری اسلامی و ملت های بیدار منطقه در «جنگ نرم دموکراسی» به دشمنان خورانده اند دست کم نگیرید. هنوز باید جنب وجوش ها و تندی های بیشتری را منتظر بود که البته بلافاصله از مصرف دوز بالاتری از «خردل» حکایت خواهد کرد. فراموش نکنید؛ حتی اگر آتش را ندیدید، بدانید که دود، دلالت بر آتش می کند.
... فردا ولی امر مسلمین پای به حرم کریمه اهل بیت(ع) می گذارند. شبکه عنکبوت که بیش از یک ماه است در تار خویش می تند و حباب می پراکند، فردا با امواج خروشان محبت امت و علما و مراجع گرانقدر، پاسخ خود را می گیرد. قل موتوا بغیظکم.