* فعالیتهای تحقیقی و پژوهشی خود را به چه شکلی و از چه زمانی آغاز کردید؟
** سال 58 که تازه دیپلم گرفته بودم یک دوره آموزش عمومی در سپاه دیدم و بعد هم که به دانشگاه رفتم. شروع کردم به فعالیتهای فرهنگی در سپاه و جهادسازندگی و عضو رسمی جهاد شدم تا انقلاب فرهنگی که دانشگاهها تعطیل شد و پس از آن به عضویت شورای جهاد دانشگاهی دانشگاه بیرجند در آمدم.
جنگ که شروع شد یکی دو باز جبهه رفتم و برگشتم اما از شهریور 61 تا پایان جنگ به طور مداوم جبهه بودم. بعد از جنگ از نیمه دوم 67 تحصیلاتم را در پی گرفتم و ادامه دادم. البته در زمان جنگ هم بیشتر سعی داشتم کار فرهنگی بکنم. جز مواقعی مثل کربلای 5 که نیروی اطلاعات بودم.
* لطفاً در مورد فعالیت فرهنگی بیشتر توضیح دهید.
** فعالیت فرهنگی به این معنی که برای مردم باقی مانده شهرهای جنگزده برنامههای فرهنگی خاصی داشتیم. آن زمان من در جهادسازندگی آبادان کار میکردم که بخشی از فعالیتهای فرهنگی هم برای خود نیروهای جهادگر سامان داده میشد. البته ماموریت من در جهاد کوتاه بود و بیشتر زمان جنگ را در نیروی انسانی سپاه به خدمتگزاری مشغول بودم.
* در مورد تحصیلات هم دقیقتر اشاره بفرمایید که در چه دانشگاههایی و از چه رشتههای تحصیلی فارغالتحصیل شدهاید؟
** من در دوره لیسانس تغییر رشته دادم و مدیریت صنعتی خواندم، کارشناسی ارشد هم در رشته مدیریت دفاعی فارغالتحصیل شدم و همینطور دوره دکترا هم علوم دفاعی و امنیت ملی. هر سه مقطع را هم در دانشگاه امام حسین(ع) به پایان بردم.
در مورد کارهای مطالعاتیام میتوانم بگویم تقریباً از زمان جنگ در بحث مدیریت منابع انسانی، متمرکز شد و دورههای آموزشی را هم دراین زمینه برای مسئولین پرسنلی گذاشتم، بعد از جنگ روی قانون استخدامی سپاه کردم وطبیعی است که برای هر چه پویاتر شدن این قوانین کارهای مطالعاتی گستردهای را باید روی قوانین ارتشهای دنیا انجام میدادم.
باز در مورد زمینههای پژوهشی و مطالعاتی میتوانم به تالیف مقاله برای سمینارهای مختلف اشاره کنم که عمدتاً هم با محوریت جنگ برگزار میشدند. اکثر مقالات هم با رویکرد مدیریت منابع انسانی در جنگ نوشته شدهاند.
در حین تحصیل همیشه سعی داشتم مقالاتی ارایه دهم که کاربردی باشد نه این که صرفاً برای رفع تکلیف نوشته شوند. یادم میآید یکی از اساتید که برای ارایه مقاله 4 نمره در نظر گرفته بودند به من 8 دادند و نمره نهاییام شد 23 لذا همواره سعی میکردم در زمینه مقالات و مطالعات پژوهشی کاملا فعال باشم و در عین حال به شکلی کاربردی کار کنم. یادم میآید برای اولین باری که از طرف جهاد به جبهه رفتم بازدیدی داشتم از نیروهای جهادگر شوش، آنجا شهید بقایی فرمانده جبهه شوش را در زیرزمین یک خانه که مقر ایشان شده بود، دیدم. من با ایشان مصاحبه کردم با این رویکرد که در شروع جنگ چه اتفاقاتی افتاد و درسهایی که شما از آن اتفاقات گرفتید چه بود؟ آن زمان هم به نظر میرسید ما از همه مرزها تهدید داشته باشیم، حتی مرز افغانستان که در تصرف شوروی سابق بود این موضوع احساس میشد. لذا من برای ثبت تجربیات شهید بقایی با ایشان مصاحبه کردم.
* چاپ شد؟
** نه چاپ نشد اما در سوابق جهاد بیرجند تا جایی که به یاد دارم تا مدتها وجود داشت. جالب این که یک بار هم خبر رسید که نیروهای شوروی به پاسگاههای مرزی ما حمله کردهاند البته خوب در تعقیب مبارزین بودند که وارد مرز جمهوری اسلامی شده بودند، یعنی حمله نبود و به این شکل گزارش شده بود، طوری که همه احساس کردند حمله اتفاق افتاده است. یادم میآید تمام آن آموزههایی را که از مصاحبه با شهید بقایی به دست آورده بودم در جلسهای انتقال دادم.
در آمل زمانی که آن جنگ اتفاق افتاد، چهار روز بعد آنجا حاضر شدم و شروع کردم به جمعآوری اسناد و مدارک، بعد برگشتم و مقاله مفصلی از تاکتیکهای تروریستهایی که به این شهر حمله کرده بودند، نوشتم و طی نشستهایی به پاسداران سپاه بیرجند انتقال دادم.
به هر حال همواره سعی کردهام روحیه تفکر و تحقیق را در کارم حفظ کنم.