تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۸۹۴۹۶

چرایی و چگونگی حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی


علی‌اکبر اعتمادی
از هنگام تشکیل حکومت صهیونیستی در فلسطین اشغالی در سال 1948 تا تاریخ 11/4/2005 که بوش از شارون در خانه‌اش استقبال کرد، واشنگتن همواره با اعمال ظلم و ستم تمام در حق تمامی مسلمانان و به ویژه مردم فلسطین، از اسرائیل پشتیبانی کرده است انگیزه‌های آمریکا طی 60 سال هواداری بی چون و چرا از تل‌آویو همواره در زمینه‌های گوناگون نظامی سیاسی، فرهنگی و عقیدتی بوده است.
اما آنچه که هم اکنون آمریکا را به سوی اسرائیل کشانده است، پیدایش پدیده محافظه‌کاران نوین در آمریکاست که گروهی از سیاستمداران و قدرتمندان مسیحی و یهودی را در بر دارد که همگی در جنبش صهیونیسم عضویت دارند و در حال حاضر نهادهای تصمیم‌گیری در آمریکا را در دست گرفته‌اند. با وقوع رویداد 11 سپتامبر 2001 محافظه کاران نوین از فرصت استفاده کرده و تمامی نهادهای تصمیم‌گیری در آمریکا را در اختیار گرفتند و جنبش گسترده‌ای را علیه مسلمانان به راه انداختند. در آغاز باید اشاره کرد که بیشتر تحلیلگران عقیده دارند که جنبش محافظه کاران نوین، یا همچنانکه عده‌ای از کارشناسان آنرا مسیحیت صهیونیستی می‌نامند، جنبش نوین نمی‌باشد بلکه پیدایش آن به نیمه دوم قرن بیستم باز می‌گردد. در عین حال گروهی از کارشناسان، مؤسس آن را مارتین لوتر (1483،، 1546م) کشیش مسیحی می‌دانند که می‌توان وی را پدر خوانده مسیحیت صهیونیستی نامید. این جنبش تمام توان خود را برای مبارزه علیه مسلمانان در سراسر جهان و تشکیل دولت اسرائیل بزرگ (البته نه در سرزمین فلسطین) به کار گرفت که در آغاز قرن بیستم یکی از ابزارهای به کار گرفته شده توسط صهیونیستها علیه مردم سرزمین فلسطین بود. مارتین لوتو ادعا داشت که بازگشت مسیح در پایان قرن بیست و نبرد او علیه مسلمانان، زمینه حکومت یک هزار ساله‌ای‌ را برای اسرائیل بزرگ فراهم خواهد کرد. وی ادعا کرد که در نبرد میان نیکی که مسیحیان صهیونیست هستند و بدی که مسلمانان می‌باشند، نبرد شدیدی به وقوع خواهد پیوست که پیروزی در آن برای مسیحیان صهیونیست خواهد بود.
مارتین لوتر با ترجمه تورات به زبان آلمانی، آنرا در ارتباط با انجیل دانست و مذهب پروتستانت را در سال 1517 تأسیس کرد که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم بسیاری از مسیحیان با سفر به فلسطین، آمادگی خود را برای استقبال از مسیح اعلام کردند. مارتین لوتر بالاخره در سال 1523م ادعا کرد که مسیح، یهودی به دنیا آمد و بنابراین، یهودیان فرزندان خداوند هستند و مسیحیان باید جیره‌خوار آنان شوند. عده‌ای از آمریکائیان نیز عقیده دارند که اقدام کریستف کلمپ در اکتشاف آمریکا، زمینه‌ساز بازگشت مسیح بود. آمارهای کارشناسی نشان می‌دهد که مسیحیان صهیونیست که به طور جدی از اسرائیل هواداری می‌کنند بیش از ٪17 مسیحیان آمریکا را تشکیل نمی‌دهند و اینان همواره از طریق شخصیتهای برجسته خود، جامعه آمریکا را علیه مسلمانان و کشورهای اسلامی بر انگیخته‌اند.
مراکز پژوهشی و مطبوعاتی که در خدمت این محافظه کاران نوین آمریکایی هستند عبارتند از: انستیتو هدسن، مؤسسه هرترج، میراث، انستیتو امریکن انترپرایز، انستیتو یهودی امور امنیت ملی،، مراکز پژوهشهای سیاسی مختلف،، انجمن خاورمیانه‌‌ای واشنگتن،، انستیتو پژوهشهای خاورمیانه‌ای میدیا که اتفاقاً بوسیله یک افسر ارتش صهیونیستی به نام ایگال کارمن تأسیس گردید و تمامی پژوهشهای خود را تحت عنوان مبارزه با نژاد سامی منتشر می‌کند. همچنین بسیاری از روزنامه‌های آمریکا در خدمت این لابی صهیونیستی و یا محافظه کاران نوین می‌باشند که بوسیله رابرت مردوخ سرمایه‌دار صهیونیست اداره می‌شوند. همچنین شورای سیاستهای دفاعی که 30 عضو دارد و برای محافظه کاران نوین طرحهای سیاسی،، نظامی تهیه و ارائه می‌کند. از جمله اعضای این شورا دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا، هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق می‌باشند. شگفت آنکه این شورا مدعی است که دیدگاههای مشورتی ارائه می‌کند و در عملکرد خود بسیار بیطرفانه رفتار می‌نماید. اما گزارشهای سازمانهای حقوق بشری آمریکا حاکیست که 9 تن از اعضای آن، مدیریت شرکتهائی را بر عهده دارند که قراردادهای چند میلیون دلاری با وزارت دفاع آمریکا امضا کرده‌اند و کمکهای شایانی با پوشش‌های مذهبی در اختیار اسرائیل قرار می‌دهند.
حمله آمریکا به عراق را می‌توان یکی از دستاوردهای محافظه کاران نوین آمریکائی دانست که هدف نخستین آنان تسلط بر منافع نفتی عراق بود. یکی از رویدادهای فاجعه‌آمیز در این حمله غارت موزه باستان شناسی عراق در بغداد بود که هنوز هیچیک از هزاران قطعه آثار باستانی به غارت رفته آن پیدا نشده است اما گاه و بیگاه قطعه‌هائی از آن در بعضی حراجهای بین‌المللی به فروش گذارده می‌شود؟ در اینجا می‌توان نام چند شرکت آمریکائی را ذکر کرد که قراردادهای بسیار سودآوری را با وزارت دفاع آمریکا برای به اصطلاح بازسازی عراق به امضا رسانده‌اند. 1، شرکت: BKSH مدیر آن چارلز بلیک یکی از افراطیون در حکومت کنونی آمریکاست. وی همواره ادعا می‌کند که سرنوشت عراق و مردم آن در اختیار دوستان نزدیک وی در کاخ سفید است.
2- شرکت نیوبریدج استراتژی؛ دارای روابط بسیار نزدیک با اسرائیل است.
3- شرکت دن کروپ ویرجینیا: یکی از شرکتهای آمریکائی است که تاکنون قراردادهائی به ارزش چند میلیارد دلار برای بازسازی عراق با وزارت دفاع آمریکا امضا کرده است. تخصص این شرکت، آموزش عملیاتی افراد نظامی و غیر نظامی است. مدیر آن یکی از مقامات برجسته وزارت کشور آمریکا می‌باشد که در دوران جنگ بوسنی صدها دختر و زن را برای روسپی گری به طور قاچاق به اسرائیل فرستاد.
4- شرکت فیلور تکزاس کالیفرنیا: یکی از شرکتهای فعال در زمینه مهندسی عمران و لجستیک نظامی است. یک قرارداد دو میلیارد دلاری در عراق به دست آورد. مدیر این شرکت، عضو هیئت مدیره شرکت دیون است که مدیر آن لاری نیکولز است که در هیئت مدیره شرکت بیکر هیگز عضویت دارد و مدیر اجرائی شرکت دیون لاری هاکت نام دارد که در هیئت مدیره شرکت فیلور عضویت دارد و به همین ترتیب این دور و تسلسل ادامه دارد...
5- شرکت بیکر هیگز: متخصص در زمینه نفت. شرکت بدنام انرون یکی از شرکتهای وابسته به آن می‌باشد که شخصیتهای محافظه کاران نوین در آن سهامدار عمده و در هیئت مدیره آن عضویت دارند.
6- شرکت جهانی اقدامات علمی: SAIC که مورد حمایت شدید پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا می‌باشد و بسیاری از ژنرالهای ارتش آمریکا در هیئت مدیره آن عضویت دارند.
7- شرکتهای هالیبرتن و بکتل: دیک چنی معاون بوش، مدیریت شرکت هالیبرتون را بر عهده دارد و دومی چند تن از مقامات دولتی در حکومتهای سابق آمریکا از جمله: جورج شولتز، گاسپار و این‌برگر، ریچارد هلمز و... در آن عضویت دارند.
آنچه که کارشناسان نظامی منطقه بر آن تأکید دارند شرکت واحد‌هائی از ارتش اسرائیل به طور پنهانی، ولی با اطلاع واشنگتن، در حمله آمریکا به عراق است. در حال حاضر یک نیروی اسرائیلی 2500 نفره به گونه‌ای مخفیانه در شمال عراق مستقر است که گاهی برای منحرف کردن گمانها با مقامات بعضی کشورهای عربی تماسهائی برقرار می‌کنند. در عین حال چندین شرکت اسرائیلی هم‌اکنون در عراق فعالیت دارند که عبارتند از: شرکت ساختمانی سلیل بنیه، شرکت کشتیرانی تاسیم، شرکت طرحهای زیربنائی ارنسن، شرکت آبیاری گاردان، شرکت راهسازی آفریقا، اسرائیل، شرکت نفتی بزان، شرکت صادرات اتوبوسهای دست دوم دان، شرکت صادرات وسائل ایمنی نظامی ریفنتکس، شرکت عیتس کمینیل سازنده دربهای ضد گلوله،، شرکت مشروب سازی تیمپ، و...
حمایت آمریکا پس از اجرای طرح خروج از غزه
در ادامه سیاست‌های حمایتی کاخ سفید از تل آویو منابع خبری گزارش داده‌اند که پس از اجلاس شرم الشیخ، تماسهای زیادی در سطوح عالی میان تل آویو و واشنگتن به طور کاملا سری صورت گرفت که ناظران غربی نتایج آن را بسیار خطرناک ارزیابی کردند و در تحلیلی درباره این ارتباط محرمانه اعلام کردند که ایالات متحده آمریکا در مرحله آینده، نقش آفرینی خود را در روند صلح فلسطینی – اسراییلی به طور کامل متوقف خواهد کرد. منابع آگاه غربی در این زمینه اعلام کرده‌اند که دولت آمریکا در جریان این تماسها سیاست آینده خود را در خصوص مرحله پس از خروج اسراییل از غزه اعلام کرده و بر این‌ اساس از تمامی طرحهای تل آویو در این مرحله حمایت کرد. موافقت با آزاد گذاشتن دست رژیم اشغالگر قدس در انجام هر کاری در کرانه باختری، تعیین مرزها،‌ توسعه شهرک سازی و تکمیل ساخت دیوار نژاد پرستانه حایل و سرکوب گروههای فلسطینی از جمله وعده‌هایی است که واشنگتن قول آن را به طرف اسراییلی داده است. به نقل از دیپلماتهای غربی، بوش به شارون وعده داده که واشنگتن هیچ گونه اعمال فشاری علیه تل آویو انجام نخواهد داد چنانچه بخواهد به شدت با گروههای فلسطینی برخورد نماید. از دید ناظران سیاسی فرو رفتن آمریکا در باتلاق عراق و خسارتهای ناشی از افزایش مقاومت در این کشور علیه نیروههای آمریکایی نه تنها اعتراضات نسبت به ادامه حضور آمریکا در عراق را افزایش داده که اصولا پرونده عراق اینک به یک مسئله مشمئز کننده در جامعه آمریکایی تبدیل شده است. به عقیده این ناظران در مرحله آینده سیاست خارجی آمریکا به طور قطع بر حل بحران فزاینده عراق متمرکز خواهد شد و به ناچار واشنگتن سعی خواهد کرد حضور کمرنگ‌تری را در روند صلح فلسطینی – اسراییلی داشته باشد. تحلیلگران معتقدند خروج اسراییل از غزه بزرگترین دست آورد دولت بوش تلقی شده است لذا تیم وی می‌کوشد تا اجرای این طرح را با توجه به زمان اندک باقی مانده از دور دوم ریاست جمهوری وی،‌ سقف تلاشهای خود در روند صلح خاورمیانه توصیف کند. بر این اساس واشنگتن پس از مرحله عقب نشینی از غزه تمایلی به ایفای نقش فعال در زمینه حل و فصل درگیریهای میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی نخواهد داشت. از سوی دیگر آمریکا با واریز کردن تمامی نتایج اجرای این طرح به حساب خود، به ارائه تصویری صلح طلب در افکار عمومی منطقه اقدام خواهد کرد. تصویری که با اشغال عراق به عنوان یک کشور عربی و همچنین رسوایی‌هایی نظیر هتک حرمت به ساحت مقدس قران کریم و زندان ابو غریب و افغانستان بیش از پیش در بین ملتهای منطقه منفور شده است. به نقل از منابع غربی، بر این اساس، آمریکا پس از اجرای طرح خروج اسرائیلی‌های از غزه هر یک از طرفهای درگیر در فلسطین را در تصمیم گیری آزاد خواهد گذاشت.
نخست، به این وسیله و با توجه به آغاز دوباره تجاوزات صهیونیستها علیه فلسطینیان و به تبع آن واکنش سخت گروههای فلسطینی این گونه وانمود کند که خروج او از روند مذاکرات باعث ناامنی و آغاز درگیریها در فلسطین خواهد شد.
دوم، به جز واشنگتن هیچ طرف دیگری قادر به آرام سازی اوضاع در مناطق فلسطینی نیست.
سوم، به این ترتیب آمریکا خواهد توانست در مسایل منطقه، کشورهای عربی را وادار به ارائه امتیاز کند.
چهارم، واشنگتن با دور شدن موقت (تنها براساس مصلحت) از پرونده فلسطین به اوضاع بحرانی خود در عراق سامان بخشد.
بر این اساس پیش‌بینی می‌شود دوره کنونی آرام سازی اوضاع در مناطق فلسطینی، پس از اجرای طرح خروج از غزه نیز فرو خواهد پاشید و مناطق فلسطینی باز دیگر شاهد تجاوزات ارتش رژیم اشغالگر قدس خواهد بود.
به عقیده تحلیلگران غربی، دلیل پذیرش آتش‌بس کنونی توسط اسراییل نیز تنها و تنها خروج بدون هزینه این رژیم از نوار غزه است زیرا در صورت نبودن آتش‌بس، امکان حملات گسترده گروههای مقاومت فلسطینی علیه اهداف صهیونیستی بسیار محتمل به نظر می‌رسد.
بنابراین مفاد فرمان محرمانه بوش به شارون در نتیجه نشستهای سری مقامهای عالی رتبه تل آویو و واشنگتن در یک جمله خلاصه می‌شود: پس از اجرای طرح خروج از غزه قتل عام فلسطینیان را دوباره شروع کن.
از سوی دیگر کنگره آمریکا طرح وزارت خارجه این کشور درباره تشکیل کمیسیون ویژه نظارت بر روند شهرک سازی در سرزمین‌های فلسطینی و ارتباط دادن آن با کمکهای مالی آمریکا به اسرائیل را ناکام گذارد و بودجه‌ای مطابق با سال‌های گذشته برای کمک به این رژیم قرار دادند. در عین حال 339 تن از اعضای کنگره با امضای نامه‌ای خطاب به بوش از وی خواستند در زمینه خلع سلاح سازمانهای فلسطینی بر تشکیلات خودگردان فشار بیشتری اعمال کند. تا کاخ سفید همچنان بزرگترین حامی تل آویو باقی بماند.
این موضع گیری‌ها سبب گردیده تا بسیاری از ناظران سیاسی سفر اخیر رایس به سرزمینهای اشغالی را در همین راستا ارزیابی می‌کنند. با حضور کاندولیزا رایس در سرزمینهای اشغالی فلسطین و "حمایت" و "انتقاد" محتاطانه او از سیاستهای تل آویو علیه فلسطینیان،‌ که این روزها با شگرد خاص خود به ترور فعالان فلسطینی روی آورده این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن عزم جدی برای حل و فصل پرونده فلسطین دارد؟ یا اینکه می‌کوشد با مدیریت، این پروند با توجه به مشکلات روز افزونش در عراق و خاورمیانه تنها چهره بی مصمم و جدی از خود نشان دهد؟
وزیر امور خارجه آمریکا در جریان دیدارش با "شائول موفاز" وزیر جنگ رژیم اشغالگر قدس خواستار آزادی تعداد بیشتری از اسرای فلسطینی از سوی این رژیم شد و آنگاه در دیدار با "آریل شارون" نخست وزیر اسراییل حمایت قاطع و بی چون و چرای واشنگتن را از تل آویو اعلام کرد‍. رایس سپس در دیدار با ابو مازن حمایت خود را از وی اعلام کرد و آنگاه از عدم تغییر سیاست واشنگتن نسبت به جنبش حماس خبر داد تا به این وسیله موقعیت او را در برابر حماس و افکار عمومی فلسطین تقویت کند.
ناظران سیاسی معتقدند که چنین موضعگیری از سوی "کاندولیزا رایس" با توجه به ماموریتش و همچنین با لحاظ مشکلاتی که اینک آمریکا در منطقه بویژه در عراق و افکار عمومی منطقه با آن روبه‌روست، قابل پیش‌بینی بود. واشنگتن که کاملا اطمینان دارد در روزهای باقی مانده از دوره دوم دولت جرج دبلیو بوش موفق به برقراری هیچ گونه صلحی در فسطین نخواهد بود تنها تلاش دارد تا با مدیریت تحولات در منطقه چهره‌ای مصمم در این زمینه به خود گیرد و در این راه گاهی اوقات از سیاستهای اسراییل تلویحا انتقاد و برخی موارد نیز شدیدا حمایت کند. بنابراین نقش‌آفرینی واشنگتن و از همه مهمتر آرام سازی اوضاع نیز تنها چند هفته و یا چند ماهی آنهم برای خروج بدون هزینه رژیم صهیونستی از نوار غزه به طول نخواهد انجامید و اصولا نه آمریکا و نه این رژیم هیچ یک انگیزه‌ای برای تاسیس یک دولت فلسطینی با مرزهای مشخص به پایتختی قدس شریف و بازگشت آوارگان به موطن خود ندارند.
حمایت قاطعانه در سازمان ملل
یکی از مهمترین اقدامات آمریکا در عرصه بین‌المللی بویژه در سازمان ملل متحد حمایت از رژیم صهیونیستی می‌باشد، چنانچه تاکنون (از 1948 تا 2005) هر گونه قطعنامه‌ای را که علیه این رژیم تصویب شده است،‌ وتو نموده است. بر همین اساس در راستای استمرار این سیاست‌، دولتمردان کاخ سفید برای جلوگیری از هر گونه اعمال فشار از سوی سازمان ملل علیه تل آویو دو سناریو را طراحی نموده است. اولا، با اعمال فشار بز این سازمان «گیلرمن» نماینده این رژیم در سازمان ملل را به نایب رئیسی مجمع عمومی برگزید تا بیانگر قاطعیت آمریکا در حمایت از تل آویو باشد. ثانیا، کمیسیون خارجی کنکره آمریکا در خواست این کشور مبنی بر توقف حمایت مالی از سازمان ملل متحد در صورت تصمیم گیری یک جانبه مجمع عمومی این سازمان بر ضد اسرائیل را تصویب نمود.
به نقل از منابع خبری در مصوبه کنگره آمریکا که جانبداری آشکار از اسرائیل است آمده است: اسرائیل به دلیل تلاش برای دفاع از حقوق شهروندان خود همواره در معرض انتقادات و حملات تروریستی قرار گرفته است،‌ در حالیکه از اقدامات تروریستی فلسطینیان (مقاومت فلسطینیان) چشم‌پوشی می‌شود. اسرائیل تنها دولتی است که در شورای امنیت سازمان ملل فاقد کرسی است.
در این مصوبه همچنین آمده است: اسرائیل شایسته آن است که فصل واحد 70 صفحه‌ای در قانون اصلاحات سازمان ملل متحد به خود اختصاص ‌دهد.
در بند 107 قانون جدید کنکره آمریکا که به بررسی مساوات در سازمان ملل می‌پردازد،‌ از رئیس‌جمهور آمریکا خواسته شده است که دستوراتی به سفیر این کشور در سازمان ملل متحد ارائه کند تا از نفوذ خود در این سازمان به نفع افزایش کمسیون کشورهای ارپای غربی و دیگر کشورها از جمله استرالیا و نیوزلند و کانادا استفاده نماید و نیز در جهت به عضویت دائمی در آوردن اسرائیل در این سازمان تلاش نماید. همچنین به وزیر امور خارجه آمریکا توصیه شده است که پس از گذشت 6 ماه از تصویب این قانون کنکره را در جریان اجرای آن قرار دهد. بر پایه این گزارش پس از گذشت دو ماه از وضع این قانون آمریکا از سازمان ملل می‌خواهد که به حفظ تعادل در مساله اسرائیل – فلسطین پای‌بند بوده و برخود دوگانه با این قضیه نداشته باشد.
اعمال فشار بر اروپا
در حالی که اتحادیه اروپا سعی دارد تا خود را نهادی مستقل معرفی نماید، اما به واسطه عمال سیاست‌های لابی صهیونیستی و دلتمردان آمریکا همواره مجبور به حمایت مستقیم و غیر مستقیم از رژیم صهیونیستی گردیده‌اند، بگونه‌ای که بسیاری از مقامات اروپایی صراحتا بر ناتوانی این اتحادیه در مقابله با سیاست‌ها و زیاده خواهی‌های این رژیم اعتراف نموده‌اند. چنانچه خانم «لویزا مورگانتی» رئیس کمیسیون توسعه در پارلمان اروپا اظهار داشت که ناتوانی اتحادیه اروپا در بکارگیری توانمندیهای سیاسی خود برای جلوگیری از احداث دیوار حائل توسط اسرائیل که بزرگترین جنایت علیه بشریت به شمار می‌آید،‌ بسیار ناامید کننده است و این اقدام یکی از موارد برجسته نژاد پرستی به شمار می‌آید. رییس کمیسیون توسعه پارلمان اروپا این ناتوانی را ناکامی بزرگی برای مدعیان دموکراسی در اروپا دانست و افزود این چالش نشان‌دهنده شکاف عمیق میان دو قوه مجریه و قانونگذار در اروپا می‌باشد. وی اضافه کرد: در حالیکه اسرائیل،‌ دشمنان خود را به تبعیض نژادی و ستیزه‌جوئی با نژاد سامی متهم می‌کند، ادامه اشغال سرزمین‌های فلسطینی توسط آن نیز یکی از موارد برجسته ستیز با نژاد سامی به شمار می‌آید.
مورگانتی همچنین تصریح کرد: اسرائیل همواره مدعی دموکراسی است در حالیکه بیشترین تبعیض‌ها را علیه فلسطینیها بکار می‌گیرد. وی در عین حال گفت: اسراییل تاکنون تنها حکومتی است، که در بیشتر موارد از اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل خودداری کرده و با وجود آنکه این اقدام بمنزله نقض قوانین بین‌المللی نیز بشمار می‌آید، هیچ کشوری بدان اعتراض نکرده است. وی از اینکه اتحادیه اروپا موضعگیری جدی در برابر محکوم کردن احداث دیوار حائل اتخاذ نکرده است اظهار شگفتی کرد و افزود: این موضعگیری با رأی دیوان لاهه که احداث دیوار حائل را یک نماد نژاد پرستانه می‌داند، مخالف است. وی در ادامه افزود: اتحادیه اروپا در حال حاضر نیز از اسرائیل نخواسته که رأی دیوان لاهه را به اجرا در آورد در حالیکه این وظیفه جامعه بین‌المللی است. رییس کمیسیون توسعه پارلمان اروپا افزود: تنها یک هشدار از سوی اروپا برای اسرائیل کافی است تا به قوانین بین‌المللی گردن نهد، اما اروپائیان در برابر تل آویو تسلیم هستند در حالیکه اروپا باید همانند موضعگیریهایش در برابر دیگر کشورها، در برابر اسرائیل موضعگیری نماید. این در حالی است که کمیسیون حقوق بشر اروپا نیز اقدامات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی را جنایتی بزرگ دانسته که به دلیل سهل‌انگاری و سکوت جامعه جهانی و اتحادیه اروپا همچنان استمرار می‌یابد و حاصل آن کشتار صدها کودک و زن و مرد بی گناه است چنانچه دو تن از اعضای مرکز حقوق بشر فلسطین با شرکت در جلسه کمیسیون ویژه سازمان ملل برای بررسی تجاوزهای اسرائیل،‌ موارد نقض حقوق فلسطینیان به ویژه اسرار از سوی اسرائیل فاش کردند و افزودند که مقامات قضائی رژیم صهیونیستی برای فرار از تحریمها و مجازاتهای بین‌المللی همواره سعی دارند بر این موارد نقض که به طور روشن بر زیر پا گذاردن عهدنامه‌های بین‌المللی تأکید دارند،‌ کوشش می‌کنند.
هیئت نمایندگی مرکز حقوق بشر فلسطین که مأمور ارائه گزارش به کمیسیون ویژه سازمان ملل بود، گزارش مفصلی درباره موارد شکنجه و نقض انواع حقوق فلسطینیان که از سوی عهدنامه‌های بین‌المللی به عنوان جنایت جنگی،‌ شناخته شده است ارائه کرد و خواستار دخالت سازمانهای بین‌المللی برای جلوگیری از ادامه این موارد نقض حقوق فلسطینیان شدند. این هیئت فلسطینی افزود که رفتار دوگانه مجامع بین‌المللی در برابر اسرائیل، به این رژیم فرصت داده است تا بسیار آسان و بدون هراس، تمامی قوانین بین‌المللی را نقض کند. بر اساس گزارش هیئت فلسطینی، رژیم صهیونیستی فقط طی سال 2004 بیش از 2000 باب منزل مسکونی فلسطینیان را تخریب کرد و ساکنان آنرا آواره نمود،‌ و چندین هزار زن و کودک و مردان بی دفاع فلسطینی را به اسارت در آوردند و در زندانها مورد شکنجه قرار می‌دهند و همواره توسط جوخه‌های مرگ، اقدام به ترور فلسطینیان می‌کنند اما هیچیک از جوامع بین‌المللی در این باره واکنشی نشان ندادند.
نتیجه‌گیری:
در نهایت و با توجه به تحولات سرزمین‌های اشغالی و نحوه برخورد آمریکا با تشکیلات خودگردان می‌توان گفت که سیاست‌ها و اقدامات صورت گرفته از جانب واشنگتن در زمینه برقراری صلح و امنیت در سرزمین‌های اشغالی که با جنجال آفرینی و تبلیغات بسیاری نیز همراه می‌باشد، فریبی بیش نیست و فلسطینیان و جهان اسلام نمی‌توانند امیدوار به تشکیل دولت مستقل فلسطینی باشند. چرا که اولا، دولتمردان کاخ سفید کاملا تحت نفوذ لابی یهودی می‌باشند و نمی‌توانند خلاف نظر آنها عمل نمایند. ثانیا مجامع بین‌المللی و قدرت‌های بزرگ همواره به پیروی از آمریکا به جانب‌داری از رژیم صهیونیستی پرداخته لذا اقدامات جهانی برای مقابله با جنایات این رژیم ه 8 مواره با شکست مواجه گردیده است. ثالثا، سیاست‌های اعمال شده از سوی آمریکا بر کشورهای منطقه بویژه ممالک عربی و حس قدرت طلبی و زیاده‌خواهی برخی از دولتمردان سبب سکوت و بی تفاوتی آنها نسبت به تحولات سرزمین‌های اشغالی گردیده است لذا ملت فلسطین چاره‌ای جز مقاومت و حفظ سلاح تا تحقق آرمان‌های خود که تشکیل دولت مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف ندارد، چرا که اگر بخواهد چشم به جهان دوخته و در انتظار تحقق وعده‌های آمریکا و غرب بماند هرگز نخواهد توانست به استقلال و آزادی موردنظر خود دست یابند. بر همین اساس باید گفت که صلح خاورمیانه سرپوشی است بر جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی و راه‌گشایی برای سکوت جهانیان در قبال این جنایات که حاصلی جز استمرار ناآرامی‌ها و کشتار زنان،‌ کودکان و مردان بی گناه فلسطینی به همراه نخواهد داشت، مگر جامعه جهانی بویژه جهان اسلام برای تحقق این مهم هماهنگ و متحد گردد که با توجه به تحولات جهانی و وابستگی بسیاری از کشورها و سازمان‌ها به آمریکا این امر دور از ذهن و دست نیافتنی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات