کارشناسان آمریکائی عقیده دارند که تلاشهای واشنگتن در کشورهای عربی، در حقیقت با هدف در اختیار گرفتن نسلهای آینده است و نسل کنونی را نادیده گرفته است.
دفتر پیگیریهای حکومتی در آمریکا در گزارشی تأکید کرده است که دولت بوش در روند اجرای استراتژی ویژه بهبود چهره آمریکا و کاهش نفرت از این کشور در خارج، با شکست و ناکامی گستردهای رو به رو شده است. این گزارش هشدار داد که آخرین نظرخواهیها نشان میدهد که ستیزهجویی با آمریکا در سراسر جهان در حال گسترش است. این وضعیت میتواند انگیزه خوبی برای پشتیبانی از گروههای تروریستی باشد که علیه منافع آمریکا در حال فعالیت هستند.
براساس گزارش سایت اینترنتی Taqrir Washington، بودجه دیپلماسی آمریکا برای تهیه و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی و نیز مبادله دانشجو و کارشناس و برنامههای فرهنگی و اینترنتی مبلغ 2/1 میلیارد دلار اختصاص داده است که بخش بیشتر این بودجه برای برنامههای مخصوص منطقه عربی خاورمیانه اختصاص یافته است.
با وجود آنکه تمامی گزارشها و اسناد و مدارک تهیه شده توسط مراکز پژوهشی در آمریکا نشان میدهد که ملل عرب، سیاست خارجی آمریکا به ویژه درباره کشمکش اعراب و رژیم صهیونیستی و نیز حمله به عراق را علت اصلی نفرت ملل منطقه از واشنگتن میدانند، اما دولت بوش همچنان ضمن پشتیبانی از رژیمهای خودکامه عرب که به طور تحمیلی بر ملل خود حکومت میکنند، اینچنین وانمود میکند که علت ستیزهجویی ملل خاورمیانه با آمریکا، سیاستهای سرکوبگرانه داخلی سردمداران این کشورها و نبود آزادی و دموکراسی در این کشورهاست و نه به علت سیاستهای کاخ سفید در منطقه. به همین علت است که کاخ سفید از رهبران این کشورها درخواست کرده است بر آزادی و دموکراسی در کشورهایشان بیفزاید. واشنگتن همچنین معتقد است که فقر و بینوایی علت پیدایش افراط گرایی و تروریسم است و نخستین گام برای بهبود اوضاع اقتصادی، بهبود سازی روند دموکراسی در منطقه میباشد.
براساس گزارش این سایت اینترنتی با وجود بودجه کلان اختصاص یافته برای برنامههای دیپلماسی آمریکا و فعالیت شمار بسیاری از کارشناسان این کشور در زمینه مسائل کشورهای عربی و اسلامی – که همگی با زبانهای این کشورها آشنایی کامل دارند -، آنچه که دیپلماسی آمریکا در این زمینه فاقد آنست، حضور کارشناسان مسلمان است که بهتر میتوانند مسائل کشورهای خاورمیانه را درک و به کاخ سفید ارائه نمایند. کارشناسان غیر مسلمان به طور کلی با وجود تخصصهای بیشمار خود نمیتوانند از روحیه و گرایشهای مذهبی ملل منطقه به خوبی آگاهی یابند. از جمله آن تعیین «زلمای خلیل زاد» یهودی افغانی در مقام سفیر واشنگتن در کابل و سپس در بغداد است. این خود یکی از پیش زمینههای شکست سیاستهای آمریکا در منطقه میباشد. تا آنچه که روزنامه Washington Post را به اعتراف وا داشت که طرحهای دولت بوش برای خاورمیانه همگی نافرجام هستند.
براساس این گزارش، تمامی کارشناسان عرب که در وزارت خارجه آمریکا مشغول به کار هستند مسیحی بوده و در میان آنها مسلمانان وجود ندارد. اینان نمیتوانند از طرز تفکر مسلمانان اطلاع کافی داشته باشند. بوش در ماه گذشته یک بانوی شهروند آمریکایی مصری تبار مسیحی به نام «دینا پاول» (Dina Powell) را برای بر عهده گرفتن دومین مقام در گروه دیپلماتهای آمریکایی معرفی کرد. وی مسیحی است و زبان عربی را به خوبی میداند، اما «توماس کاروترز» (Thomas Carothers) کارشناس مسائل خاورمیانه در «موسسه صلح دیل کارنیگی» میگوید: با وجود توانمندیهای خانم پاول، کاخ سفید برای شناخت مسلمانان و برقراری تماس با آنها به کارشناسان مسلمان نیاز دارد.
این خلأ در دیپلماسی آمریکا به علت نبود کارشناسان مسلمان در آمریکا نیست بلکه به علت نادیده گرفتن مسلمانان از سوی دولت واشنگتن است. این کمبود همچنین بر رسانههای تصویری آمریکا نیز اثر گذارده تا آنجایی که این شبکهها نمیتوانند با ملل خاورمیانه ارتباط صحیح برقرار کنند. ملل منطقه نیز تاکنون بر روی صفحه شبکههای ماهوارهای آمریکا کارشناسان مسلمان را ندیدهاند و این این در حالی است که سازمانهای امنیتی آمریکا از جمله I B F و A I C تاکنون بارها بر ضرورت به کارگیری کارشناسان مسلمان و عرب تأکید بسیار کرده است.
گزارش این سایت اشاره میکند: آنچه که بر پیچیدگی انگیزه نفرت ملل خاورمیانه از ایالات متحده آمریکا میافزاید، نادیده گرفتن این واقعیت از سوی واشنگتن است که حضور بیش از سیصد هزار آمریکایی به صورت افراد نظامی، استادان دانشگاه، دانشجویان و گردشگران در منطقه خاورمیانه، باعث پیچیدگی روابط میان واشنگتن و ملل منطقه شده است. در حال حاضر دیپلماسی آمریکا بیشتر بر تأثیرگذاری بر نسلهای آینده در خاورمیانه برای پذیرش چهره آمریکا، فعالیت دارد تا بر تأثیرگذاری مثبت بر نسل کنونی.
«آدم ارلی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این باره اظهار داشت: «نتایج کوششهای دیپلماتیک در درازمدت قابل لمس است و هیچکس نمیتواند نتایج فعالیتهای دیپلماتیک را طی چند ماه و یا حتی چند سال احساس کند و در حقیقت نتایج کوششهای دیپلماسی را باید بر نسلهای آینده مشاهده کرد.»