تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۸۹۵۳۷

تاثیر روابط مسکو – آنکارا بر ژئوپلتیک در آسیا


مهدی امیری / کارشناس مرکز پژوهشی معاونت سیاسی صدا و سیما
مقدمه:

دولت ترکیه بواسطه شرایط جغرافیایی این کشور ناگزیر از اتخاذ یک سیاست خارجی چندوجهی و پویا در عرصه نظام بین‌الملل می‌باشد. سیاستگذاران ترکیه پس از وقایع یازدهم سپتامبر و نیز حمله آمریکا به عراق به طور دقیق به تجزیه و تحلیل سیاست خارجی خود پرداخته‌اند. این بررسی شامل ارزیابی روابط دوجانبه ترکیه با کشورهای مختلف از جمله روسیه بوده است. روابط ترکیه با روسیه در شرایط وجود مجموعه‌ای از متغیرها و مولفه‌های پیچیده نوسانات مهمی را تجربه کرده است. به لحاظ تاریخی، تا پایان جنگ جهانی اول رویارویی و جنگهای زیاد میان دو کشور صورت گرفته بود. هر دو کشور از یک میراث امپراطوری خاص برخوردار بوده و دوره ضعف و رنجوری پست امپریالیستی را نیز تجربه کرده‌اند. میراثهای بزرگ امپریالیستی و احساس ضعف‌ انحطاط و انزوا در دوره پس از فروپاشی امپراطوری فاکتورهای مهمی هستند که حافظه ملی و تاریخی این دو کشور را شکل می‌دهند.
در خصوص روابط دو جانبه میان این دو امپراطوری سابق باید اظهار داشت که به لحاظ تاریخی از نظر ترکیه، روسیه به عنوان یک رقیب و دشمن تصور شده است. توسعه‌گرایی روسیه و ملی‌گرایی اسلاو در بالکان علت اصلی از دست رفتن قلمرو امپراطوری عثمانی در قرن نوزدهم بود در دوره جنگ سرد رقابت و رویارویی میان دو کشور تشدید شد. تلاشهای استالین برای کنترل تنگه‌های ترکیه پس از جنگ جهانی دوم و ادعاهای او برضد استانهای کارس و آرداهان ترکیه، آنکارا را به چشم‌پوشی از سیاست بی‌طرفی آتاتورک و نیز تلاش برای عضویت در ناتو تحریک کرد.1 پس از فروپاشی شوروی روابط دو کشور تحت تاثیر رقابت برای توسعه نفوذ در آسیای مرکزی و قفقاز بوده است با اینحال به نظر می‌رسد در ماههای اخیر روابط دو کشور تحولات قابل ملاحظه‌ای را تجربه کرده است. پس از دیدار پوتین از ترکیه در دسامبر سال گذشته، نخست‌وزیر ترکیه نیز در دهم ژانویه 2005 به ملاقات مقامات روسی در مسکو شتافت. این رفت و آمدهای عالی پایه دیپلماتیک، خود نشانی از تمایل طرفین برای بهبود روابط دوجانبه دارد. دو کشور اخیراً دریافته‌اند که روابط دوستانه در راستای منافع آنهاست. بر این اساس در روابط آنها همکاری بیش از رقابت استیلاء می‌یابد. با این حال تجزیه و تحلیل فاکتورهای کنونی که تعیین کننده کیفیت روابط این دو کشور است از اهمیت خاصی برخوردار است.
در روسیه سیاست خارجی عمدتا در نتیجه رقابت غربگرایان، نیروهای مخالف با غرب، اوراسیا، ناسیونالیستهای افراطی و کمونیستهای نوستالژیک تعیین می‌شود. سیاست خارجی روسیه عمدتا در امتداد ترجیحات سیاست خارجی آن قرار دارد. نوعی نوسان نمادین در سیاست خارجی روسیه وجود دارد که گرایش‌های فرامرزی این کشور را میان غرب و شرق مردد می‌سازد. این نوسان به توازن سیاسی که در یک دوره خاص جریان دارد وابسته است. بعنوان مثال در حال حاضر سیاست خارجی روسیه بیشتر نگرش انتقادی نسبت به غرب دارد و از یک رویکرد اوراسیایی‌گرا پیروی می‌کند.
برای مسکو وجود چنین حافظه ملی و جهت‌گیری ژئولتیکی تعیین یک سیاست خارجی ثابت با کارکرد مطلوب را نسبت به ترکیه دشوار می‌سازد. ترکیه هم نظیر روسیه از هویت قفقازی، بالکانی، خاورمیانه‌ای و اروپایی برخوردار است و علائق متفاوتی در تمامی این مناطق دارد. فاکتور مهم دیگر اینست که هر دو کشور در حال گذراندن فرایند پویای انتقال و تغییر داخلی و اقتصادی هستند. تغییر در چهار سال اولیه دهه جاری یقیناً در سطوح داخلی و اجتماعی دو کشور چشمگیر خواهد بود.
الف – موضوعات مورد علاقه
آینده روابط ترکیه و روسیه به طور خاص متاثر از تحولات دوجانبه منطقه‌ای و بین‌المللی است. دیدارهای دوجانبه در سطح مقامات بلندپایه در ماههای خیر موید وجود شماری از مسائل مهم میان دو دولت است. اگرچه ناظران و تحلیلگران سیاسی هم در مسکو و هم در آنکارا تصور و نگرش خوش‌بینانه‌ای از روابط دوجانبه دارند اما باید در نظر داشت که هنوز مسائل و موضوعات مهمی برای رقابت میان دو کشور پایدار مانده است. مسائل مربوط به روابط دوجانبه روسیه و ترکیه مربوط به تجارت، سرمایه‌گذاری توسط تجار دو کشور، توریسم، خرید و عرضه گاز طبیعی، رفت و آمد تانکرهای نفتی روسیه از تنگه‌های ترکیه، پروژه‌های آتی خطوط لوله که ممکن است از مناطق تراس و آناتولی ترکیه عبور نماید، مسئله چچن، فروش تسلیحاتی روسیه و اقدامات جدایی‌طلبان کرد در قلمرو روسیه خواهد بود. یک تحول عمده که اخیراً بوقوع پیوسته مربوط به اظهارات رهبر روسیه در مورد ترکهای شمال قبرس است.
پوتین اعلام کرده است که از زمانی که ترکهای قبرس با راءی خود از طرح سازمان ملل برای پایان بخشیدن به جدایی این جزیره حمایت کرده‌اند، جامعه ترکهای شمال قبرس سزاوار برخورد و رفتار بهتر از سوی جامعه بین‌الملل می‌باشد.
اتخاذ اینگونه مواضع می‌تواند محرک مناسبی برای نزدیکی روسیه و ترکیه به یکدیگر باشد. طی ماههای اخیر صحبتهای زیادی در مورد تقارب مواضع و منافع این دو کشور مطرح شده است. هر دو کشور از روند بهبود روابط و اتخاذ یک موضوع عملگرایانه‌تر در صحنه بین‌المللی حمایت می‌کنند. مقامات دو طرف شماری از موافقتنامه‌ها را که یقینا ایجاد روابط سازنده میان آنها را تسهیل خواهد کرد به امضاء رسانده‌اند.
حجم روابط تجاری روسیه و ترکیه در سال 2004 به 10 میلیارد دلار رسید و دو طرف بدنبال افزایش این میزان به 25 میلیارد دلار تا سال 2007 هستند بخش ساخت و ساز ترکیه در مسکو فعالیت دارد و سهم بازار خود را در روسیه به طور مرتب افزایش می‌دهد. تجارت روسیه نیز به طور نزدیک فرایند خصوصی‌سازی در ترکیه را دنبال می‌کنند و خواستار مشارکت در پروژه‌های انرژی این کشور هستند. فروش‌های تسلیحاتی روسیه به ترکیه از دیگر زمینه‌های همکاری میان دو کشور به حساب می‌آید. آنکارا با در نظر داشتن بحران عراق و بی‌ثباتی بالقوه سوریه توجه زیادی را به پروژه‌های مدرنیزه کردن ارتش مبذول کرده و از این رو خرید تجهیزات نظامی از روسیه را بعنوان یک موضوع مهم مدنظر دارد. سرانجام باید به این نکته اشاره کرد که روابط توریستی میان دو کشور اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. توریستهای روسیه سفر به سواحل مدیترانه‌ای ترکیه را ترجیح می‌دهند و از این طریق زمینه مناسب دیگری را برای تعامل دو کشور فراهم می‌سازند.
اما در سطح تحلیل منطقه‌ای باید اظهار داشت که موضوعات دوجانبه میان ترکیه و روسیه عمدتاً به ژئولتیک انرژی روسیه، سیاستهای «خارجی نزدیک» این کشور، خط لوله نفتی باکو – تفلیس جیهان، جنبشهای قومی جدایی‌طلب در قفقاز، کاهش حضور نیروهای نظامی روسیه در منطقه مطابق با موافقتنامه‌های بین‌المللی، و مشکلات در حال ظهور پس از جنگ مربوط می‌شود. روسیه نسبت به خط لوله باکو – تفلیس – جیهان که قرار است نفت جمهوری آذربایجان و احتمالا قزاقستان را به غرب ترانزیت کند موضع مخالفی دارد. مسکو این خط لوله را بعنوان چالشی برای موقعیت خود در حوزه خزر و مانعی برای تجارت نفتی خود می‌داند. اگرچه مناقشه عمده بر سر خط لوله باکو – جیهان میان روسیه و مشاری از جمهوریهای شوروی سابق بوده است، اما این مسئله به طور غیرمستقیم بر روابط ترکیه و روسیه نیز تاثیر گذاشته است، با اینحال پروژه «بلواستریم» که یک خط لوله گاز طبیعی از روسیه به ترکیه است و دیگر پروژه‌های خط لوله نفت میان ترکیه و روسیه روند همبستگی منافع دو طرف را تقویت کرده است.
در مورد بحران چچن باید اظهار داشت که طبق سیاست رسمی ترکیه، مسئله چچن یک مشکل داخلی روسیه است. با اینحال مقامات ترک بارها اعلام کرده‌اند که اقدامات امنیتی روسها نباید حقوق بشر در چچن را نقض نماید. یک جامعه مهم از چچنی‌های تبعیدی در ترکیه وجود دارد که بویژه در استانبول قدرت دارند و میلیونها ترک نیز از تبار قفقازی برخوردارند.
البته وجود آوارگان چچن در ترکیه که در تلاش برای کمک به مبارزین چچنی هستند، موجبات شکل‌گیری تنشهای مهمی میان دولتهای روسیه و ترکیه را فراهم ساخته است. در عوض مقامات ترکیه‌ای نیز نارضایتی خود را از مسکو به خاطر فعالیتهای حزب کارگران کردستان در اراضی روسیه اعلام داشته‌اند. در عین حال، دو کشور تلاش قابل ملاحظه‌ای کرده‌اند تا مشکلات قومی فرامرزی روابط آنها را بیش از حد تحت تاثیر قرار ندهد.
ب- به سوی ژئوپولتیک جدید
روسیه در حوزه پیرامونی خود یک قدرت منطقه‌ای به شمار می‌آید و از اینرو نسبت به از دست رفتن نفوذ خود در اراضی شوروی سابق حساسیت دارد. از سال 1991، ترکیه به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای مهم روابط ویژه‌ای را با اتحادیه اروپا تعقیب کرده و توجه قابل ملاحظه‌ای را به برقراری روابط مطلوب با دولتهای آسیای مرکزی و قفقاز معطوف داشته است.
پس از فروپاشی شوروی ترکیه استقرار روابط با جمهوریهای تازه استقلال‌یافته آسیای مرکزی و قفقاز را آغاز کرد. روسیه که خود را همچنان بازیگر اصلی در حوزه پیرامونی شوروی سابق می‌دید این اقدام ترکیه را در تضاد با منافع و رویکرد خود ارزیابی کرد.4
ترکیه از طریق جمهوری آذربایجان قادر به اعمال نفوذ در منطقه قفقاز جنوبی بود. در مورد آسیای مرکزی، سیاستمداران و بازرگانان ترکیه‌ای اعتقاد داشتند که حضور در این منطقه پرستیژ ترکیه را افزایش می‌دهد، برای کالاهای این کشور ایجاد بازار می‌کند و منابع جایگزین مواد خام و انرژی را برای آنکارا فراهم می‌سازد.5
بدین ترتیب یکی از ملاحظات مهم روسیه نسبت به ترکیه مسئله نفوذ آنکارا در مناطق آسیای مرکزی و قفلقاز بوده است که به طور خاص می‌توانست موقعیت مسکو در این مناطق را با چالش مواجه نماید. در شرایط جدید، استقرار نیروهای نظامی آمریکا در بخشهای مخلتفی از اوراسیا، تغییرات غربگرایانه در شرایط سیاسی داخلی گرجستان و اوکراین، جنگ آمریکا با افغانستان و عراق در کنار سایر تحولات منطقه در زمره اتفاقاتی هستند که راه را برای شکل‌گیری یک ژئوپولتیک جدید در اوراسیا هموار کرده‌اند. نفود اروپا و آمریکا به اراضی شوروی سابق سیاستمداران روسی را به جستجوی متحدان جدید در آسیا تحریک و ترغیب کرده است. بهبود و احیای روابط روسیه با کشورهایی نظیر ایرانف چین و هند نمونه‌هایی از این سیاست جدید هستند. در این چارچوب، تحولات جدیدی که پس از یازدهم سپتامبر شکل گرفته‌اند نه تنها در حال نزدیک کردن سیاستهای روسیه و سایر قدرتهای عمده آسیایی هستند بلکه همچنین در حال همگرا کردن مواضع دولتهای منتقد اروپایی نظیر فرانسه و آلمان می‌باشند. دولت ترکیه پس از فراهم شدن زمینه برای آغاز مذاکرات عضویت در اتحادیه اروپا در حال ظهور در منطقه به عنوان یک بازیگر اروپایی است. البته سمت‌گیری جدید ترکیه طی تحولات بعدی در گرجستان و اوکراین مورد آزمون قرار گرفت. در این راستا ترکیه در شرایط توسعه روابط خود با مسکو از موضع‌گیری و جهت‌گیری در منازعه میان روسیه و غرب بر سر موضوعات مختلف اجتناب می‌ورزد. یک زمینه مهم دیگر برای مجادله و منازعه به روابط ترکیه با ارمنستان مربوط می‌شود. این روابط تحت تاثیر حافظه تاریخی دو کشور نسبت به یکدیگر و نیز تحت تاثیر مواضع حمایت‌گرایانه آنکارا از جمهوری آذربایجان در منطقه قفقاز است. ترکیه و جمهوری آذربایجان برای مدت زمان طولانی روابط ویژه‌ای داشته‌اند و آنکارا حامی ثابت باکو در تلاش جهت رسیدن به یک راه‌حل سیاسی برای مناقشه قره‌باغ بوده است.6 در حال حاضر روسیه متحد اصلی ارمنستان در منطقه است و میانجی‌گری احتمالی روسیه میان ترکیه و ارمنستان در خصوص شماری از مسائل و موضوعات مورد اختلاف این دو کشور کاملاً قابل انتظار است. در پی تحولات مثبت اخیر در این زمینه ممکن است شاهد تلاشهای مشترک روسیه و ترکیه برای حل و فصل مناقشه میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان باشیم. ترکیه از مواضع آذربایجان در این مناقشه حمایت می‌کند و روسیه حامی ارمنستان است. طبعا نفود این دو قدرت بر طرفین مناقشه می‌تواند در تعیین سرنوشت نهایی مناقشه تاثیر مهم و بسزایی داشته باشد. روند نزدیکی مسکو و آنکارا می‌تواند محرکی برای حل و فصل سریع‌تر مناقشه قره‌باغ باشد. ضمن آنکه بهبود روابط روسیه و ترکیه می‌تواند به نفع ارمنستان باشد. بسیاری از متخصصان و مقامات معتقدند که پس از بهبود روابط میان این دو کشور، مسکو برای لغو تحریم‌ تجاری برضد ارمنستان و عادی‌سازی روباط با این کشور، فشار مضاعفی را به آنکارا وارد خواهد کرد.7 این مسئله جنبه دیگری از تاثیرات ژئوپولتیکی تقویت روسیه و ترکیه به شمارمی‌آید.
نتیجه‌گیری
با نگاهی به تحولات و اتفاقات جاری می‌توان نتیجه گرفت که روابط روسیه و ترکیه در سطوح مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی توسعه پیدا خواهد کرد. البته این روابط از مشکلات و چالشهای متعددی که می‌توانند مسیر بهبود روابط دو کشور را منحرف نمایند رنج می‌برد. هر دو کشور منافع و علائق مشترک یا متفاوت بسیاری در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز دارند و این وضعیت پیچیدگی‌های روابط ترکیه و روسیه را به طور اجتناب‌ناپذیر افزایش می‌دهد. مسکو و آنکارا بازیگران ذینفوذی در معادلات ژئوپولتیک اوراسیا هستند و روابط آنها تاثیرات و پیامدهای مهمی برای کل منطقه به صحنه ژئوپولتیکی اوراسیا ناگزیر از آنند که فرجام و آینده روابط روسیه و ترکیه را به طور دقیق مدنظر قرار دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات