تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۸۹۵۶۹

خاورمیانه بزرگ دولت سیار رایس


 غلامحسین یاسری
هیچکس به یاد ندارد او در مورد زندگی و خانواده و تفریح و دوستی صحبت کند یا از کسی پرسشهای خصوصی یا مانند طبیعت زنانه از مد و روابط عاطفی سوال کند. حتی خودش را درگیر مسائل شهرت نمی‌کند. حضوری جذاب اما غریب و غیرمتعارف، حسی پرقدرت‌تر از شخص اول بودن.
او محصول دو چیز است یکی طبیعت اخلاقی‌اش، یکی زندگانی مملو از پرسش. در روزگار کنونی که همه چیز در خدمت این است که انسان را تنهاتر کند و منزوی‌تر، او تنهاست و تنهایی را دوست دارد. بعضی چیزها زندگی بزرگتر از آن است که پنهانش کنید. در مورد او که از برقراری تفاهم عاطفی ناتوان و چشمان بی‌احساس اثر به ما می‌گویند که برای آرزوهایش دنیا کوچک است.
تنها می‌توان گفت کاندولیزا رایس کوهی است که نمی‌توان از آن بالا رفت. وقتی در محاصره هفتاد محافظ خشن و زیرک و فدایی‌اش که کماندوهای باشگاه پالاس حفاظت ویژه وزارت دفاع هستند وارد فرودگاه اورلی پاریس شد، خبرنگاران در پاویون دیپلماتیک فرودگاه فرانسه به طرف او هجوم آوردند. هنگامی که چهار جنگنده 18F هواپیمای مخصوصش را حفاظت و اسکورت می‌کردند به زمین نشست. دوست بلازی وزیر خارجه فرانسه به استقبالش شتافت.
در یک مصاحبه مطبوعاتی 10 دقیقه‌ای در پاویون مثل همیشه دقیق و صریح و عالمانه و کلمات پر خون و مسحور کننده و شخصیت مقتدر و پر از هیبت مرعوب‌کننده به نمایش گذاشت. درست مثل وقتی که در سمت مدیر دانشگاه استانفورد که بزرگترین دانشگاه جهان است وارد می‌شد لبریز از حسن اینکه پرسش و کاویده شود، خبرنگار آساهی ژاپن سوال اول را پرسید: خانم دکتر رایس!
آیا صدام حسین بالاخره محاکمه یا اعدام می‌شود؟ بعضی‌ها می‌گویند نمی‌خواهید حزب بعث را منحل کنید. آیا همواره می‌خواهید تهدید را بالای سر حکام عراق و کشورهای منطقه نگهدارید؟
رایس: ما به ملت عراق یک شانس برای تحولات دموکراتیک دادیم تا ظرفیت سیاسی‌شان را بسنجیم نه یک کارت اعتباری.
  خبرنگار دیلی تلگراف: آیا در صدد هستید عبدالقدیر خان را نیز به دلایل امنیت هسته‌ای ماننده آداموف وزیر انرژی روسیه دستگیر و بازجویی کنید؟
 
کاندولیزا رایس: همه چیز برای همیشه نیست. جاسوسی که با دوستی زنده است با دوستی هم از بین می‌رود.
 خبرنگار: معذرت می‌خواهم پس گسیل ساختن ماموران مخفی از ناحیه جنابعالی برای بازداشت وی صحت دارد؟
 رایس: یک مامور مخفی خوب کسی هست که خودش هم مامور مخفی است. به هر حال زمانه سخت یعنی تصمیمات سخت.
 خبرنگار: خانم دکتر، آیا پازل‌های «خاورمیانه بزرگ» با خروج اسرائیل از غزه و حمله به افغانستان، عراق و انقلابات رنگین آسیای مرکزی و میانه تکمیل می‌شود و یا اگر ایران به قطعنامه آژانس انرژی اتمی تن ندهد و با ارجاع پرونده به شورای امنیت، ایران در معرض حمله فرار می‌گیرد؟
 کاندولیزا رایس:‌ ما نمی‌توانیم با فرار کردن برای خودمان امنیت ایجاد کنیم. اگر حالا فرار کنیم تا روزی که زنده‌ایم و آمریکای خوش نقش در نقشه جغرافیا هست باید فرار کنیم- دیگر وقتی برای زندگی نمی‌ماند- در حرفه من هیچ چیز غیرممکن نیست. ایران و کشورهای دیگر، من را می‌شناسند و وظایف خودشان را هم می‌شناسند. طرح خاورمیانه بزرگ «دولت سیار» من است. در کنار همه کشورها- یادت باشد به طرح من آخر خط هم می‌گویند. امیدوارم ایران در صدد برنیاید اراده من را امتحان کند. گوش کند که ما چه می‌گوییم.
  خبرنگار: پس امکان دارد که علیه ایران...
 
کاندولیزا رایس:‌ همان که گفتم کافی است.
به محض انجام این مصاحبه اکثر ناظران و شخصیت‌ها و منابع نزدیک به رایس با توجه به برداشتن یکی از گام‌های موثر در تکمیل چیدمان طرح خاورمیانه بزرگ و ترتیبات امنیتی منطقه از جمله عقب‌نشینی اسرائیل از نوار غزه از «حمله پیشگیرانه»‌ علیه ایران خبر دادند. منبع هاآرتص که نزدیک به وزیر خارجه آمریکاست نوشت: همان طور که حضور آمریکا در افغانستان مانع حمله به عراق نشد حضور آمریکا در عراق هم مانعی برای انجام عملیات علیه ایران محسوب نمی‌شود. در مجموعه UQ سه سناریو علیه ایران از سوی فرماندهان نیروی آبی آمریکا (به همراهی نیروهای انگلیسی و دیگران) در مبارزه با نیروهای سرخ دشمن شناسایی گردیده و پیچیدگی محیط شهری و آسیب‌پذیری خطوط تدارکاتی و مواصلاتی و ارتباطی شناسایی شده‌اند.
منبع لیک تریبون به نقل از نورمن پادهورتز سردبیر نشریه کامنتری و پدر خوانده نئومحافظه‌کاران به یک خبرنگار گفت: اسرائیل اخیرا 500 بمب سنگرکوب از آمریکا دریافت کرده است که برای نابود کردن تاسیسات زیرزمینی ضروری است.
پس از مصاحبه دکتر رایس، ماساچوست دیلی کالیچین نوشت دو تن از استادان دانشگاه آمریکا که توسط خانم رایس برای مطالعات ژئوپولتیکی در خصوص ایران گزینش شده‌اند به دانشجویانشان گفته‌اند که ایالات متحده آمریکا ظرف 5 ماه آینده به ایران حمله می‌کند.
رویترز و آسوشیتدپرس به نقل از ریچارد کلارک یکی از مشاوران سابق دولت آمریکا در مصاحبه با روزنامه اطریشی استاندارد گفت:‌ اگر به ایران حمله می‌کردیم، دلایل بسیاری برای این اقداممان داشتیم تا نسبت به عراق.
روزنامه ورلدنت دیلی و سیدنی مورنینگ هرالد نوشت:‌ فرماندهان پنتاگون در ماه گذشته نقشه‌ای برای حمله به ایران تکمیل کرده که شامل حملاتی از گرجستان و آذربایجان و عراق می‌شود. ربکا پایگاه خبری اینترنتی که در جریان جنگ عراق نشان داد اخبارش موثق‌تر از اخبار پرتیراژ و معتبر است نیز از اقدام آمریکا در تقویت نیروهای خود در امتداد مرز آذربایجان با ایران کرده است.
شکی نیست تهدیدی که در پکیج خاورمیانه بزرگ با آن روبرو هستیم در حال کاهش نیست بلکه در حال تغییر به طرف سراشیبی هستند زیرا با طرح خاورمیانه بزرگ، آمریکا با قدرت فرامنطقه‌ای خود، تدارک حضور هژمونیک جغرافیایی را در کنار هر کشوری در خاورمیانه فراهم آورده است. یعنی با طرح خاورمیانه بزرگ که وزیر خارجه آمریکا مجری و مبدع آن می‌باشد «دولت سیار» در کنار هر کشوری تدارک و تعبیه کرده است. این دولت با تعریف سنتی از دولت که حاکمیت بر سرزمین و منابع و مردم و حوزه جغرافیایی آن دارد، نیست.
رایس در طرح خاورمیانه بزرگ حضور جغرافیایی نامرئی با دولت‌های خاورمیانه دارد و «دولت سیار» منطقه محسوب می‌شود و هر کشوری در کنارش «دولت سیار» او را در همسایگی خود دارد. پاکستان یک همسایه در کنار خود دارد آن هم «دولت سیار» رایس است و نیز ترکیه و عراق و ایران و ... یک همسایه در کنار خود دارند و آن «دولت سیار» آمریکاست و فتح هر کشوری به منزله پادگانی برای حمله به کشور دیگر: افغانستان پادگان حمله به عراق بود و آیا عراق پادگان حمله به ایران خواهد بود؟
محاسبات دیپلماتیک چیزی نیست جز جنبه‌ای از مبارزه گسترده و اجتناب‌ناپذیر جهت تعیین رابطه نیروهای مورد هدف این طرح، که پرواضح است علائم هشدار دهنده‌ای در دست است که همبستگی نیروها و روحیه کشورهای خاورمیانه بسیار سست‌تر از آن است که در برابر ابهامات یک استراتژی با دو مسیر مقاومت کند و چنان تشتت سیاسی و ایدئولوژی و اختلافات قومی در خاورمیانه زیاد است که هر کس باید به تنهایی راه خود را برود.
لازم است نمونه‌هایی ذکر شود تا کشورهایی که هدف بعدی آمریکا به منظور آنکه حوزه قدرتشان دموکراتیزه شوند و پلورالیسم سیاسی و حقوق بشر و آزادی و عدالت در کشور هدف برقرار و رعایت شود با چشمان بازتری تحولات را دنبال کنند وگرنه این کشورها حال غریقی را دارند که یا باید غرق شوند و یا باید به شنا کردن در مسیر ناشناخته ادامه دهند.
به طور مثال ترکیه در سند امنیت ملی خود که سالانه تنظیم و اعلام می‌شود یکی از موانع بر سر راه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا که عمده نگرانی استراتژیک این کشور را تشکیل می‌دهد هم مرز شدن با کشورهایی چون ایران- ارمنستان و سوریه و گرجستان اعلام داشته است- زیرا اروپاییان همواره نگرانی شدید خود را به دولت ترکیه ابلاغ نموده‌اند در صورتی که مذاکرات نتیجه دهد و ترکیه تبدیل به مرز اتحادیه اروپا شود و این اتحادیه با ایران و عراق و سوریه و ارمنستان و... همسایه شود و نگرانی آنها در خصوص کشانده شدن فقر و خشونت و ترور و مهاجرت‌های غیرقانونی و پناهندگی پارازیتی و سنن غیردموکراتیک این کشور به درون این مرز اروپایی باشد. زیرا پس از حملات یازده سپتامبر در شکل‌دهی افکار اروپایی‌ها درباره اسلام تاثیر بسیاری گذاشت و اسلام، این کشورها را به مشکلی برای غرب تبدیل کرد. این واقعه بی‌اعتمادی نسبت به مسلمانان را تقویت کرد.
یکی از سیاست‌های «دو ستونی» اتحادیه اروپا و آمریکا در قبال پاکستان و ترکیه نه تنها اجرای یک سری اقدامات اقتصادی و بشردوستانه بلکه گزینه انتخابی آن در واکنش به یک ایران هسته‌ای بستگی دارد و ترکیه احساس این سیستم فشاری، ایران را در وسط کانون غیرقابل کنترل که دارای تاسیسات مخفیانه غنی‌سازی و پمپ‌ کردن سم تشکیلات اطلاعات فنی که در ساختار جامعه اطلاعاتی در مسیر روز آمد نیست قرار داده است که اولا در ماه‌های آینده پرونده هسته‌ای ایران روابط ترکیه با اروپا و آمریکا را به بوته آزمایش می‌گذارد و از سوی دیگر آنکارا ناتو را بیش از آنکه آخرین سرباز «معتقد به حقیقت» و یک اراده دموکراتیک برای فشار بر خط قرمز در مرزهای گذشته ببیند ناتو را راه‌حلی برای آینده و پاکسازی ایدئولوژی افراطی می‌بیند و موقعیت ژئوپولتیک و استراتژی ترکیه در برابر ایران هسته‌ای چنین چشم‌اندازی را تقویت می‌کند و ایران هم می‌داند در این معادله گازانبری و پایان بازی غیرقابل محاسبه، نتیجه آن احتمالا تراژیک خواهد بود.
اما در فراگرد این سقوط دومینووار و شکاف اطلاعاتی ناشی از اینکه ایران از طریق دیپلماتیک استعداد اصلاح شدن را ندارد و با نوسانات فشاری کنونی و در این تریولوژی تاریخی که دیگر هیچ کشوری با نظارت سامانه اطلاعاتی و امنیتی پیچیده و مشکوک و مضافا نگاه سخت‌افزاری آمریکا و به راه افتادن شو حمایت همسایگان از اقدامات اروپا، نمی‌توان به غنی‌سازی در حیاط‌خلوت و تکثیر سلاح و کشت گلخانه‌ای امید به آنکه انشاءالله کسی ندید با هویت مستعار به ساخت سلاح اتمی و پرتوزا پرداخت و به یک صادرکننده جنگ تبدیل شد آنگاه اروپا با یک شبکه فرماندهی و ساماه تهاجمی و ارزش‌های اطلاعاتی مشترک، ایران را در وسط سیبل عملیات آن سویش ناپیدا قرار خواهند داد و این بهانه با این دلیل که می‌خواهیم نسل جدید تروریست‌های اکسپرس که سفارش مرگ و ویرانی و تباهی بشریت که اراده دموکراتیک را مورد مخاطره قرار داده را یک تهاجم کوه‌شکن پنج روزه را تدارک ببیند که در این منطقه تغییر رژیم مطمئن‌ترین و شاید تنها تضمین غیرهسته‌ای کردن ایران است.
البته با شناخت عمیق و دقیق و منطقه رفتار اطلاعاتی که خانم دکتر رایس و جک استراو دارم آنها یقینا به خود می‌گویند پاسخ به این سوالات نباید به برداشت‌ها و تصوراتی موکول شود، بلکه بعد از یک تحلیل رسمی و سیستماتیک و ارائه نظرهای مختلف که سیاستگذاران اطلاعاتی و ارتش می‌توانند درباره شواهد موجود قضاوت نهایی را درباره رفتار محرمانه ایران و سایت بسته‌ای بگیرند و در این ارتباط یکی از اولویت‌های دپلماتیک اروپا عنصر اقناع زبانی و بین‌المللی در مورد اقدام نظامی» است.
به طور نمونه اتفاقاتی که در اسرائیل و پاکستان و لبنان پیرامون آماده‌سازی توسل به «اقدام کردن» و سیگنال‌های موجود دیده شود قابل هضم و بررسی است.
اولا در اسرائیل انرژی مشغول نوار غزه آزاد می‌شود که اسرائیل را در وضعیت امنیتی و اقتصادی سیاسی و دموکراتیک بهتر قرار می‌دهد. خروج از نوار غزه که برای اسرائیل نه «تقدس توراتی» دارد و نه می‌توان بافت جمعیتی آن را به نفع طرفین تغییر داد. زیرا یک بمب جمعیتی بالغ بر 4/1 میلیون فلسطینی در 360 کیلومتر است خروج از غزه معلول متغیرهای ملی اسرائیل و فلسطین نیست بلکه تحولات منطقه پس از سقوط صدام حسین و طرح 2002 پرنس عبدالله پادشاه کنونی عربستان سعودی مساله هسته‌ای ایران [ورژنها و متغیرات منطقه‌ای] و طرح خاورمیانه بزرگ ایالات متحده [به عنوان دستگاه مختصات دمینوی تغییرات در لبنان- سوریه- عربستان یعنی متغیرات بین‌المللی] که منجر به آزادسازی سیاسی و اقتصادی در این کشورها شده است.
خروج از غزه در پاسخ به خواست جهانی و تز «زمین در برابر امنیت» و یا «زمین در برابر صلح» صورت نگرفته است. بلکه با رویکرد تغییرات پارادایم امنیتی پیرامون چشم‌انداز هسته‌ای ایران صورت گرفته است. زیرا یکی از محافل فکری و استراتژیک اسرائیل گروه مطالعاتی امنیت ملی موسوم به Progect Daniel که آریل شارون نخست‌وزیر به هنگام معرفی تهدیدات متقارن و غیرمتقارن پیرامون اسرائیل در آن به همراه فرماندهان جدید ارتش حضور داشت اسرائیل در یک پروسه تحلیل- مدلی تغییرات پارادایمی منطقه شامل خلع سلاح، روند دمکراسی، روند صلح و روند پیکار با تروریسم در راس‌ آن دشمن شماره یک خود یعنی ایران ار محور اهتمام ویژه خود قرار داده است. نماینده کاندولیزا رایس در این جلسه یعنی استفان هدلی مشاور امنیت ملی آمریکا مامور شد یک «رژیم امنیتی» که رابطه با «الگوی درگیری گزینشی» برقرار می‌کند ظرف ماه آینده ارائه کند که خروج از غزه را می‌توان ناشی از ماهیت سیستم‌های تابع منطقه‌ای به خصوص تحولات رو به تهدید مربوط به مساله انرژی هسته‌ای و ماهیت نظام ایران دانست.
پس از دستور صریح دکتر رایس در اولین سفر منطقه‌ای خود پس از به قدرت رسیدن در وزارت خارجه مبنی بر خروج از نوار غزه صادر شد.
وی دو پیشنهاد مطرح کرد نخست آنکه عقب‌نشینی و تخلیه شهرک‌های غزه در سه مرحله باشد نخست از شهرک‌های ایلی سینای و دو غیت و جانی تال و سپس شهرک‌های قطیف، نافیه دکالیم و نیسانیست و نستاریم- سپس چند شهرک دیگر از جمله بدولح و کارته عتصمونه و پیشنهاد دوم مبنی بر خروج سرزمینی از غزه نه واگذاری اداره سیاسی و حقوقی آن که اینک کنترل افراد و کالا و امور گمرکی همچنان در کنترل اسرائیل خواهد بود.
علیرغم خروج سرزمینی از غزه همچنان اسرائیل بر سراسر حریم هوایی و دریایی که هر دو بخشی از حریم خاک غزه هستند کنترل و نظارت دارد. این به آن معنی است که فلسطینی‌ها اجازه نخواهند داشت که فرودگاه، تاسیسات ماهواره‌ای و ارتباطی مستقل و حتی بندر داشته باشند و به این ترتیب ارتباط غزه با بقیه دنیا قطع است و اجازه استفاده از این خدمات منوط به اجازه اسرائیل است. برای دیدار خانواده‌ها و تجارت و مسافرت باید از اسرائیل اجازه گرفت و ارتباط غزه با مراکز اداری و سیاسی فلسطین در کرانه باختری در شرق بیت‌المقدس قطع است.
اسرائیل به طور آزمایشی ترک سرزمین کرده اما کنترل امنیتی، اداری و سیاسی همچنان در دست اسرائیل است تا نیروهای امنیتی فلسطین پس از یک دوره آموزش‌های امنیتی و اطلاعاتی توسط ژنرال و ولفنسون و ژنرال «وارد» که توسط بوش تعیین شده قادر به کنترل و برقراری امنیت در غزه شوند.
ضمنا شارون از دان حالوتس رییس ستاد مشترک خواسته است که نقل و انتقالات تازه در یگان‌های ارتش و تغییر فرماندهان اطلاعاتی و نیروی هوایی را در مسیری قرار دهد که تا 3 ماه آینده آمادگی برداشتن گام‌های بزرگ موثر در منطقه را داشته باشند. اینک «نقشه راه» دکتر رایس با این حرف آخن ریختر رییس دستگاه امنیتی شاباک تکمیل می‌شود که گفت باید دید تا 3 ماه دیگر تحولات منطقه خاورمیانه چه سمت و مسیری را طی می‌کند و آیا شرایط برای یک حرکت نظامی در منطقه مساعد خواهد بود؟
به نظر می‌رسد اسرائیل با آزاد کردن انرژی سربازی خود در غزه زنگ خطر رویدادی مهم نظامی در منطقه است که تمام ناظران امنیتی و سیاسی نشان حمله به ایران در 3 ماه آینده را ارزیابی می‌کنند.
از سوی دیگر با پیروزی سعدالحریری در پارلمان لبنان و تغییر آرایش سیاسی لبنان و عزم دیپلماسی آمریکا در معرفی قاتلان رفیق حریری نخست‌وزیر سابق لبنان که عمدتا از حامیان سوریه محسوب می‌شوند در قالب قطعنامه 1895 شورای امنیت کمیته بین‌المللی تحقیق به ریاست دلتو مهلیس دادستان آلمانی، چهار مسئول اطلاعاتی و امنیتی لبنان بازداشت شدند.
جمیل اسید رییس پیشین سازمان امنیت عمومی لبنان و ریمون عازار رییس پیشین سازمان اطلاعات ارتش لبنان و سرتیپ حمدان فرمانده گارد ریاست جمهوری لبنان از حمله مظنونین قتل حریری هستند برای ناصر قندیل عضو مجلس که اینک در سوریه است احضاریه فرستاده شده و اکثر مقامات سیاسی و شخصیت‌های مهم لبنان که در معرض ترور حامیان سوریه هستند از جمله ولید جنبلاط عضو مجلس و رییس دروزی‌های لبنان- غازی العریضی وزیر اطلاع‌رسانی و سعدالحریری رییس فراکسیون اکثریت موسوم به «آینده» که در لیست ترور قرار دارند به فرانسه گریخته‌اند.
از آنجایی که به زودی نتیجه تحقیقات قاضی آلمانی دلتو مهلیس مامور تحقیق شورای امنیت به کوفی عنان مبنی بر دخالت نیروهای اطلاعاتی سوریه به خصوص سرلشکر رستم غزاله رییس اطلاعات سوریه در لبنان و حامیان سیاسی سوریه در لبنان در قتل حریری گزارش و تقدیم می‌شود. حامیان منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران یعنی لبنان و سوریه نیز با یک بسیج غافلگیرانه قضایی- اطلاعاتی بین‌المللی که شاید آخرین میخ تابوت بر این روابط باشد که این رسوایی اطلاعاتی، الکترونی آزاد کند که این روابط امنیتی و اتحاد مثلث سیاسی سوریه- لبنان و ایران در شرایطی که پرونده هسته‌ای ایران به سمت حساسی‌تر شدن می‌رود و با توجه به تحولات سوریه و لبنان و اسرائیل و عراق تلاش برای امنیتی کردن پرونده هسته‌ای ایران شیب تصاعدی گرفته و ایران را در مسیر برخورد قرار می‌دهد، زیرا ضربات خرد کننده قرار گیرد. به خصوص آن که آمریکا در خط فعال کردن تضادهای اروپا با ایران پیش می‌رود. جک استراو چند روز پیش اذعان داشت که چه اکنون در خطر است اعتبار اتحادیه اروپا به عنوان یک نیروی قابل محاسبه در سیاست‌های بین‌المللی است.
شیراک زبان تهدید ارجاع پرونده به شورای امنیت و اقدام به اعمال تحریم نفتی و دیپلماتیک و فنی را با لحنی عصبی در مقیاس بالا تغلیظ شده به کار برد.
این تحولات فوق‌الاشعار و تهدیدات لجام گسیخته یک سکته موضعی به سیستم مذاکرات وارد می‌کند که ممکن است نه تنها ایران بلکه کل کشورهای منطقه را تا 5 ماه آینده در مرحله هیستری قرار دهد و ما را در یک مارپیچ بحران قرار دهد که منظومه‌ای از سیندارم انکار- شوک، اینرسی به سمت اقدام افراطی نظامی با انتگراسیون گسترده قرار دهد.
در این ارتباط هر چه غیر از این مشغولیات امید فریب خورده و دلداری دادن از این ستون به آن ستون فرج است و سانسور حقایق به مثابه آن است که از درک منطق موقعیت عاجز شده‌ایم.
هدایت این تحول و تحت کنترل درآوردن آن، تعیین کننده‌ترین وظیفه عصر ماست.
بحرانی که اکنون ایران را درگیر کرده و می‌کند بسیار توانا است. نباید با لاپوشانی و کتمان حقایق درست در شرایطی که قدرت لابی کردن موضوع حتی نزد دوستان سنتی گذشته چون سوریه و لیبی را نداریم به آرمانگرایی صرف پناه بیاوریم که این بزک کردن واقعیت است. باید بر تغییرات مسلط شده در غیر این صورت ما را در خود غرق می‌کند.
آن چه صراحتا به آن احتیاج داریم این است که ببینیم روش واقعی در مسیر تحولات چیست و منابع خود را از درگیری نجات دهیم.
الان هم ساختار نیروهای نظامی همه کشورهای خاورمیانه به طوری نیست که جنگی را ببرد بلکه می‌تواند جلوی آن را چند روز بگیرد و مشکل غامض آمریکا و اروپا هم بودن در جنگ و زمان وقوع آن نیست بلکه دستیابی بهترین آلترناتیو مقتدر و مناسب است. اینک ترس از غیرقابل کنترل شدن، حوادث کشورهای منطقه را فرا گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات