کریم ارغندهپور
سیدمحمد خاتمی را بیشتر به تحمل و مدارا میشناسند. این صفات با همه اهمیتی که دارند اصالت و هویت او را هیچ وجه انکار نمیکنند. همین ویژگیهای شخصیتی است که از او چهرهای چندجانبه در اذهان ترسیم کرده است. خواهناخواه خاتمی امروز یک سرمایه بزرگ است. سرمایهای که ظرفیتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی طی سالهای قبل را شکل داد. به تعبیری اگر در زمینه (context) سرمایه اجتماعی (social capital) به او نگاه کنیم مجموعهای از هنجار (norm)، شبکه (network) و اعتماد (trust) در ابعاد مختلف را میتوان در او جستوجو و یافت نمود. با این اوصاف اینک پرداختن به نگرانیها و دغدغههای خاتمی پس از 8 سال صدارت- خصوصاً هنگامی که به شکل و ماهیت دولت پس از توجه کنیم – سئوالی در خور اهمیت است. در زیر این نگرانیها در 4 بخش عرضه شدهاند:
1- نگرانیهای معطوف به دین
برای ما به عنوان یک ایرانی، دین هم اینک ار دو سو مورد توجه است. او نسبتی که دین با حکومت و به بیانی دیگر با عنصر «قدرت» برقرار میکند، و از آن بهره میگیرد یا زمینهای را برای انتفاع اصحاب قدرت فراهم میکند و دوم توجهات است که امروزه در نظام بینالمللی به موضوع دین و کارکردهای آن معطوف شده است. تحجر و برداشتهای سطحی از دین و نهایتاً فروکاستن آن به برخی ظواهر که مانعی در یافتن و درک عمق آن محسوب و یا اصولاً انحراف از اصل آن را سبب میشوند؛ به نظر میرسد دغدغههای دینی خاتمی در ابعاد داخلی را شامل میشود، گو آنکه او در نخستین موضعگیریهای خود پس از ترک قدرت به آنها اشاره داشت و سازمانیابی و انتفاع قشریون را از مواهب قدرت به چالش کشید. خاتمی منادی پذیرش قرائتهای مختلف از دین و خود ارائه دهنده قرائت و چهرهای رحمانی از اسلام است. در حالی که به همین دلیل آماج سختترین تهاجمات تنگنظران و صاحبان اندیشه فلسفه تک قرائتی از دین بوده و هست. در نظام بینالمللی نیز میتوان گفت با کمی تسامح، همتای داخلی جریان فوق در میان قدرتهای بینالمللی خصوصا نومحافظهکاران آمریکایی قابل جستوجو است. هراس از غلبه گفتمان جنگهای صلیبی (میان ادیان) و با قرائتی دیگر جنگهای میان تمدنی (War of civilizations ) به جای پارادایم «گفتوگو» (Dialogue) را میتوان بخش مهمی از دغدغه جهانی خاتمی دانست.
2- نگرانیهای معطوف به انقلاب اسلامی
وفاداری عمیق خاتمی به انقلاب اسلامی و آرمانهای آن در طول سالهای گذشته بر همگان آشکار شده است. در عین حال خاتمی همواره نگرانی خود را از بیتوجهی به شعارهای اولیه انقلاب فاش کرده است. شاید هیچ کس به اندازه او تاکنون در جهت پیوند میان «دین و دموکراسی» و نشان دادن عدم تعارض حقیقی میان این دو تلاش نکرده باشد. در واقع دغدغه اصلی خاتمی در زمینه انقلاب اسلامی، هم از زاویه تهی کردن محتوای انقلاب از زمینههای مردمی و دموکراتیک آن و هم از محتوای دینی (با قرائت رحمانی) آن است. با این نگرش، دفاع خاتمی از کلیت قانون اساسی، به معنای عدم انتقاد از پارهای مواد آن نیست بلکه بیشتر نگران از دست رفتن همین ظرفیتهای اسمی دموکراتیک موجود و جایگزین شدن آن با مناسبات و سازوکارهای غیردموکراتیک است.
3-نگرانیهای معطوف به اصلاحات
نگاه خاتمی به اصلاحات، یک نگاه عمیق و در عین حال کارکردی (functional) است. اگرچه اصلاحات را گسترش و عمقیابی دموکراسی در متن جامعه و حکومت فرض کنیم خاتمی همواره این نگرانی را داشته که اصلاحات به جنبههای برون معنایی از آرمانهای انقلاب اسلامی تأویل نشود و ثانیاً این اصلاحات تنها به جنبههای سلبی و نقض و طرد و رد سایر اندیشهها و قرائتها فرو کاسته نگردد. نگاه خاتمی به اصلاحات یک نگاه ایجابی با معیار قراردادن مبانی انقلاب و در یک جمله: استقلال- آزادی- جمهوریت و در نهایت اسلامیت نظام است.
4- نگرانیهای حقوق بشری
شخصیت خاتمی، صرفاً شخصیتی اندیشمند، فیلسوف، روحانی و یا سیاستمدار نیست بلکه او شخصیت والایی دارد که در یک کلام «انسانی» است. در دوم خرداد او علیه نوعی حس «تحقیر شدنی» عمومی لب به اعتراض گشود و منادی کرامت انسانها و ایرانیان شد. در تمام دوران زمامداری در برابر کمترین رنجهای مردم، قلبش میشکست و در بسیاری موارد تاب نگهداری اشکهایش را نیز از کف میداد. در برابر مردم به شدت خاضع بود و در عین حال «صداقت» را در طول 8 سال به گونهای عرضه نمود که نامش در فهرست برترینهای حکام تاریخ نوشته شود.
دغدغههای حقوق بشری او صرفاً در رابطه حکومت- مردم و ضرورت رعایت حقوق عمومی و اساسی توسط نهاد قدرت خلاصه نمیشود بلکه بالاتر از آن تلاش دارد تا حقوق معنوی انسانها را نیز از این رهگذر جستوجو و در جهت استقرار و نهادینه شدن آنها تلاش نماید.
اینک این خاتمی است و این هم نگرانیهایش است. برای همه افرادی که به عرصه سیاست و حکومت نگاه میکنند شناخت دغدغههای او، زمینه بهتری را برای شناخت این عرصه و آینده آن فراهم میکند. خاتمی اگرچه اینک سرمایهای ملی است ولی انتظار از او برای نقشآفرینی در بهبود مناسبات جهانی و تغییر جهت صحنههای نزاع و گفتوگوهای تعالیبخش، از او یک سرمایه بینالمللی ساخته است. نگرانیهای او نگرانی غالب مصلحان جامعه و بیتردید اکثریت مطلق ایرانیان است. قدر او را بیشتر باید شناخت.