گروه سیاسی، محمدجواد روح: «حالا وقت آن است که میخهای تابوت اصلاحات را در آوریم.» این پیشنهادی است که «سیدمحمد خاتمی» به «سعید حجاریان» داده است؛ در جریان دیداری که روز پنجشنبه اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی جبهه مشارکت با رئیسجمهوری پیشین داشتهاند خاتمی این جمله کنایهآمیز را در پاسخ به نقد صریح حجاریان بر خویش بیان کرده است. حجاریان مدتی قبل گفته بود: «خاتمی با برگزاری انتخابات مجلس هفتم آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات کوبید.» این جمله چنان بود که از سوی منتقدان جبهه مشارکت (اعم از رادیکالها و محافظهکاران) به عبور این حزب از خاتمی معنا شد. حجاریان در مقام یکی از تئوریسینهای جبهه مشارکت البته پیش از این هم از «مرگ اصلاحات گفتمانی» که خاتمی اصلیترین نماد و نماینده آن محسوب میشود، سخن گفته و بر این گفته و بر این نکته پای فشرده بود که زمان «متجسد شدن» اصلاحات در قامت احزاب، نهادها و سازمانهای سیاسی فرا رسیده است. امری که قرار بود در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در صورت پیروزی «مصطفی معین » از سوی احزابی چون جبهه مشارکت درون ساختار سیاسی پیگیری شود؛ اما نتایج انتخابات به گونهای بود که این حزب تنها امکان پیگیری اهدافش در حوزه اجتماعی و یا حداکثر «عرصه عمومی» سیاست را در اختیار دارد. چنین است که اخبار منتشر شده از تصمیمات جبهه مشارکت و اسناد کنگره هشتم این حزب که مهرماه گذشته برگزار شد، از برنامهریزی آن در چارچوبهایی چون «اجتماعی شدن» و یا «گسترش تشکیلات» حکایت دارد. در این شرایط، گفته خاتمی مبنی بر اینکه خود او نیز قصد دارد در آوردن میخهای تابوت اصلاحات با اصلاحطلبانی چون اعضای جبهه مشارکت همراه شود، از اهمیت یافتن رویکرد جدید و «اجتماعیتر» به مقوله اصلاحات حکایت دارد. در این زمینه، البته روحانیون ارشد دیگری هم در ماههای اخیر فعال شدهاند و برخلاف همیشه که روحانیت خود را فراتر از احزاب تعریف میکرد، یا همچون «مهدی کروبی» سعی کردهاند خود را در قالب حزبی چون «اعتمد ملی» تعریف کنند و یا چون «اکبر هاشمی رفسنجانی» گرچه به فعالیت درون حزبی روی نیاورده، اما با ادبیاتی تازه و رویی گشاده نسبت به قبل از مقوله تحزب و سازمانیابی سیاسی سخن میگوید و در همایشهایی چون نشست «خانه احزاب» یا کنگره «حزب اسلامی کار» نیروهای سیاسی اعم از همفکران، موتلفان و یا مخالفانش را به فعالیت حزبی فرا میخواند و حتی به کنایه و تلویح از اینکه خود دیگر نمیتواند در چارچوب حزبی چون «جمهوری اسلامی» فعالیت کند، ابراز تاسف میکند. خاتمی نیز به سهم خود پس از انتخابات اخیر فعال شده است. او در همان نخستین هفتههای پس از درآوردن ردای ریاست جمهوری، سمت ریاست شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز را پذیرفت و پس از آن، سران جبهه اصلاحات و نیز اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها از (گروههای عضو جبهه دوم خرداد) را به حضور پذیرفت و از ضرورت فعال ماندن در شرایط جدید سیاسی سخن گفت. خاتمی همچنین در دو هفته گذشته به کنگره حزب مردمسالاری و نیز همایش فصلی خانه احزاب پیام داده و در آنها به اهمیت جایگاه تحزب و ضرورت توجه بیشتر اصلاحطلبان و حتی کل نیروهای سیاسی به تشکیل حزب تاکید کرده است. خاتمی در دیدار اخیر خود با اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی جبهه مشارکت هم به مسئله تحزب و اهمیت آن و به ویژه جایگاه احزاب منتقدی چون جبهه مشارکت پرداخته و تاکید کرده گرچه هرگز قصد بازگشت به حکومت را ندارد، اما سیاست را بدرود نگفته و قصد سکوت در برابر مسائل روز و کلان کشور را ندارد.
اهمیت ویژه دیدار خاتمی با سران جبهه مشارکت
اما در کنار نگاه کلی خاتمی به فعالیت سیاسی در شرایط موجود که پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری بروز یافته و در دیدار اخیر وی با سران جبهه مشارکت به شکلی آشکارتر خودنمایی کرده، این دیدار از «اهمیتی ویژه» هم برخوردار است. این اهمیت ویژه به همان طنز و مطایبهای برمیگردد که در جلسه اخیر میان خاتمی و حجاریان درگرفت و در لید این گزارش هم آمد. این طنز و مطایبه تاریخچه و ذهنیتی با خود دارد. جبهه مشارکت همان طور که سران این حزب هم آن را قبول دارند، «مولود دوم خرداد» است. انتخاباتی که در آن «سید محمد خاتمی» پیروز شد و پس از حدود 20 ماه اعضای ستاد انتخاباتیاش سنگ بنای تاسیس حزبی به نام جبهه مشارکت را نهادند. اما این همه رابطه خاتمی و حزب نبود. در انتخابات مجلس ششم هم جبهه مشارکت با فهرستی توانست بزرگترین پیروزی انتخاباتی خویش را به دست آورد که عکس خاتمی پوستر اصلی آن را تشکیل میداد و برادر وی «محمدرضا» نفر اول فهرست آن بود. این روند همکاری و همراهی نزدیک که به نوعی وابستگی حزب و رئیسجمهور را به افکار عمومی نشان میداد تا انتخابات ریاست جمهوری سال 80 ادامه پیدا کرد. اما پس از آن به تدریج روابط دو طرف توام با نقد دوجانبه شد و در استراتژی «اتحاد و انتقاد» سران جبهه مشارکت نسبت به دولت و شخص خاتمی به تدریج سویه «انتقاد» بر «اتحاد» چربید. مسائلی چون تیم معرفی برای کابینه دوم، نوع عملکرد خاتمی در قبال روزنامهنگاری و دانشجویان زندانی و مطبوعات توقیف شده، پارهای اظهارات انتقادبرانگیز خاتمی مانند موضعگیری منفی وی در قبال اعطای جایزه صلح نوبل به «شیرین عبادی»، سکوت طولانی مدت خاتمی در برابر اقدامات محافظهکاران، مقاومت نکردن خاتمی در قبال رد لوایح دوگانه انتخابات و اختیارات خود و در نهایت برگزاری انتخابات مجلس هفتم روندی بود که به جدایی و ناهمراهی دو طرف انجامید. البته خاتمی هم از آن سو انتقادهایی به جبهه مشارکت داشت و مسائلی چون دور شدن تدریجی گفتمان آن از تشکیلاتی درون نظام، پیوند یافتن آن با جریانهای سکولار، درخواست برخی چهرههای شاخص چون «عباس عبدی» بر استعفای وی و موضعگیریهای رادیکال سیاسی از این جمله بود که گرچه معمولاً به صراحت از سوی خاتمی خطاب به جبهه مشارکت و جریانهای پیرامونی آن بیان نمیشد، اما ضمیر معمولاً مرجع خود را میشناخت و البته مخالفان سیاسی اصلاحطلبان هم در پررنگ کردن این انتقادهای متقابل نقشآفرین میکردند. با توجه به چنین سوابقی است که میتوان نشست روز پنجشنبه سران جبهه مشارکت با خاتمی را گامی در جهت ترمیم روابط دو سویه دانست. چرا که در شرایط تازه تاسیس، اصلاحطلبان حرکتی ائتلافی و جبههای احساس میکنند و در این میان هم آنان و هم ناظران سیاسی خاتمی را یکی از عناصر و چهرههای اصلی و حتی اصلیترین چهره در جهت شکل دادن به چنین ائتلافی ارزیابی میکنند. از این رو است که «دیدار با خاتمی» نشانهای آشکار از حسن نیت دو طرف است، دیدارهایی که البته هر دو طرف در جلسه روز پنجشنبه نسبت به تداوم آن ابزار امیدواری کردهاند.
مشروح مذاکرات در جلسه
غیر از شنیدههایی که از جلسه روز پنجشنبه به «شرق» رسیده، کمیته اطلاعرسانی جبهه مشارکت هم گزارشی رسمی از این جلسه منتشر کرده که همزمان با خبرنامه داخلی این حزب در روزنامه نیز درج میشود. بنابراین گزارش خاتمی در دیدار اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی جبهه مشارکت ضمن ابزار خشنودی از انجام گرفتن این دیدار خطاب به آنان گفت: «دورادور در جریان فعالیتهای تشکیلاتی شما هستم و به همه شما خسته نباشید میگویم. ما برای رسیدن به آنچه که شایسته آنیم باید تلاشهای فراوانی صورت دهیم و خیلی از کارها باقی مانده است که باید انجام پذیرد.» خاتمی گفت: «جامعه ما پس از انقلاب با تحولات فراوانی روبهرو بوده است و یکی از مهمترین پدیدهها اختلافی است که میان دو جریان روی داده است که هر دو به آرمانهای انقلاب وفادار هستند. درگیری انقلاب و ضدانقلاب اگرچه خسارتهایی را در برداشت ولی اگر اختلاف میان دو جریان مدعی طرفدار انقلاب به تنازع مبدل شود، باید نسبت به سرنوشت انقلاب نگران بود. این دو جریان که مبداء هویتی خود را مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی میدانند و هر کدام قرائت خاص خود را دارند باید تکلیف خود را با متن مردم روشن کنند و معلوم شود که این تنازع چه نسبتی با متن مردم و آرمانهای اصیل و تاریخی آنان که در مبانی این انقلاب تجلی و بروز پیدا کرده، دارند.» خاتمی افزود: «حرکت اصلاحات خود را تداوم انقلاب اسلامی میداند و رویگردان از مبانی انقلاب نبوده و نیست. منتها در پی اصلاح در درون همین نظام برآمده از انقلاب بوده است. تاکید ما در پیشبرد برنامه اصلاحات بیشتر بر جنبههای ایجابی یعنی بهرهگیری موجود قانون اساسی در جهت نهادینه شدن اصل مردمسالاری و جنبههای مردمسالارانه انقلاب که وجه امتیاز انقلاب ما با سایر انقلابهای قرن بیستم است، بود.» خاتمی با اشاره به وضعیت احزاب در کشور گفت: «تقویت احزاب و تشکلهای مردمی در جامعه باید مورد توجه باشد ولی در جوامعی مثل ما کار احزاب کار طاقتفرسایی است، به خصوص اگر با حکومت دچار چالش شود. قدرت میتواند محدودیتهای فراوانی برای کار تشکیلاتی ایجاد نماید و حتی اگر رویکردهای خشن نداشته باشد، در عمل میتواند، طوری پیش برود که کار احزاب را فلج نماید. البته لازم است بگویم که تنوع را باید پذیرفت و شخصاً معتقد به ایجاد حزب فراگیر نیستم.» وی افزود: «بسیار خوشحالم که جبهه مشارکت پس از انتخابات اخیر کارهای فکری و برنامهریزی را در اولویت قرار داده است. حق هم همین است منتها فکر و برنامه برای معطوف به عمل باشد و امیدوارم برنامهریزیها و کارهای فکری شما در آینده منشاء اثر قرار گیرد.» خاتمی با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری گفت: «آنچه موجب خوشوقتی است اینکه مردم ما بخصوص پس از انقلاب جداً حق خود را شناختهاند و آن را مطالبه میکنند و اصلاحات هم همین را میخواست و میخواهد. در انتخابات هفتم مردم حق حرمت خود را پاس داشتند و با تحقیر شدگی تاریخی که بنا بود انقلاب آن را از میان ببرد مقابله کردند و احساس کردند صدایی را میشنوند که بر حق و حرمت مردم و بر جنبههای مردمسالارانه انقلاب و نظام تکیه و تاکید دارد. در انتخابات دور نهم هم بخشی از مردم برای مطالبه حق خود به میدان آمدند و به امید بهبود وضع معیشتی تلاش کردند. به همین جهت من در عمق تحولات جامعه هیچ نشانی از افول اصلاحات نمیبینم و امیدوارم که جریان قدرت هم این واقعیت را دریابد و حق مردم را در همه جهات پاس دارد، که اگر چنین نباشد و قدرت با جامعه همسو نشود، مشکلاتی پیش خواهد آمد و نهایتاً به زیان قدرت خواهد بود.» خاتمی در پایان با تاکید مجدد بر اولویت داشتن کار منسجم فکری عنوان کرد:«جامعه خواهان تحول است و ما باید این نیاز جامعه را به درستی دریابیم، در جهت این نیاز مفهومسازی کنیم، مفاهیم را با شیوههای درست به جامعه منتقل نماییم و تلاش کنیم برای به عینیت درآمدن مفاهیم، نهادسازی و سازماندهی لازم را به عمل درآوریم.» در ابتدای این دیدار دکتر سیدمحمدرضا خاتمی دبیر کل جبهه مشارکت با ابراز خرسندی از انجام پذیرفتن این ملاقات گزارشی از فعالیتهای جبهه مشارکت ارائه کرد. دکتر خاتمی هشت سال دوران اصلاحات را یکی از مهمترین فرازهای تاریخ ایران دانست و اظهار داشت: «اگرچه قضاوتهای متفاوتی وجود دارد اما همه معتقدند که این هشت سال باعث تحول عظیمی در حرکت سیاسی کشور ما شده است. ما در جریان تلاشهای بزرگ ملی از ابتدای مشروطه برای رسیدن به دموکراسی حلقه مفقودهای داشتهایم که این هشت سال میتواند آن حلقه گم شده را پیدا کند و سرمایه ما باشد.» وی با تاکید بر پدیدار شدن تحولخواهی جامعه در این هشت سال افزود: «هشت سال گذشته فراز و نشیبهای فراوانی داشته است و دستاوردهای مؤثری را به بار آورده است، اگرچه هنوز این تجربه از سوی هیچ کس جمعبندی نشده است اما روند سه چهار ماهه اخیر بهتر از هر چیز دیگری ارزش دستاوردهای دوران اصلاحات را نمایان میکند. بر همین اساس اکثریت نخبگان کشور فارغ از برخی انتقادات و ملاحظات جهتگیریهای این هشت سال را درست و صحیح میدانند و بر آن اذعان میکنند.»
خاتمی با اشاره به اینکه «امروز باید بیش از هر چیز در اندیشه آینده باشیم»، گفت: «در بدبینانهترین حالت، وضعیت امروز فرضاً شبیه دوم خردادی است که شما در انتخابات پیروز نشدهاید، در چنین صورتی تکلیف ما کاملاً روشن بود اما وضعیت امروز ما بسیار بهتر از چنین وضعی است و در بسیاری از جهات موفقیتهای فراوانی را کسب کردهایم. باید با تکیه بر این سرمایه ارزشمند برای آینده برنامهریزی کنیم.» دبیرکل جبهه مشارکت با برشمردن برخی از دستاوردهای دوران اصلاحات عنوان داشت: «به لحاظ کار تشکیلاتی و حزبی مهمترین دستاورد این دوران برای ما شناسایی نقش و اثر و جایگاه نهادهای مدنی در جامعه است. امروز هیچ کس نمیتواند بر اهمیت این نهادهای مدنی که در حقیقت بنیان همان شعار جامعه مدنی هستند تاکید نکند. شناسایی این مجموعهها و رشد و گسترش آنان در جامعه بیدار باشی بود که با شعار جامعه مدنی زده شد.» وی افزود: «با این وجود نهادهای مدنی به ویژههای نهادی سیاسی نظیر احزاب با آسیبهایی چه از درون و چه بیرون مواجهند. مسئله سازماندهی و تشکیلات و ضعفهای تئوریک و برنامهای مشکلاتی است که پیشروی ما است. حرفهای نبودن تشکیلات، عدم امنیتی که وجود دارد، مشکلات مالی، فشارهای بیرونی، مسائل و مشکلات مربوط به حوزه اطلاعرسانی مسائلی است که ما و همه نهادهای فکری و ملی در درون جبهه مشارکت اظهار داشت: «با یک نظرخواهی از نخبگان درون و بیرون حزب چهار، پنج مورد اولویتهای کاری خودمان را تعیین کردهایم. هماکنون چندین گروه کاری و برنامهریزی در دورن حزب شکل گرفته است؛ سازماندهی و تشکیلات، اطلاعرسانی با استفاده از خبرنامه و نشریه تئوریکی که درصدد راهاندازی آن هستیم، کمیته برنامه، کار گروه مربوط به جایگاه دولت، شناخت و ارتباط با پایگاه اجتماعی، دفتر دائمی انتخابات، کارگروه پیگیری مسئله ائتلاف. این کمیتهها و کارگروهها با کار فکری منسجم خط مشی آینده حزب را طراحی و اقدامات حزب را برنامهریزی خواهند کرد.» دبیر کل مشارکت گفت: «همان گونه که در مرامنامه حزب مورد تاکید قرار گرفته است، در همه اعمال و رفتارهای حزبی دین سرلوحه عمل ما است و ما با تکیه بر مبانی دینی خویش و با بهرهگیری از سرمایه بزرگ میانی انقلاب اسلامی و با التزام به قانون اساسی با حفظ نقدها و کاستیهایی که ممکن است در آن ببینیم، سیاستورزی اصلاحطلبانه را به عنوان راهبرد اصلی خود قلمداد میکنیم و در همه این زمینهها حتی در مبانی اقتصادی که شاید در ابتدای تشکیل حزب اختلافنظرهایی وجود داشت امروز به اشتراک نظرهای فراوانی دست یافتهایم.» خاتمی در پایان تاکید کرد: «مشی ما مبتنی بر سیاستورزی و دینورزی مردمسالارانه خواهد بود و در این راه دو سرمایه بزرگ داریم: تجربههای هشت سال گذشته و ظرفیتهایی که پیرامون شخص جنابعالی ایجاد شده است. امیدواریم که این جلسه شروع مجددی باشد برای همکاری و همراهی بیشتر در آینده.»