از زمانیکه اولین هستههای شهرنشینی بر روی کرده زمین در هلال (طلایی) و بینالنهرین شکل گرفته هزاران سال میگذرد و روند تکامل آن با تدوین قوانین و مقررات در هزاره سوم قبل از میلاد از سوی حمورابی بعنوان آغاز انقلاب اجتماعی در شهرها مورد توجه جامعهشناسان میباشد، زیرا روابط مکانیک در شهرها با توجه به رشد روزافزون آن تبدیل به روابط ارگانیک و قانونمند میگردد و انسانهای ساکن شهر در برابر تکالیفی قرار گرفتند که به نوعی ملزم به رعایت آن بودند و متقابلا حقوقی را کسب مینمودند که از طرف حاکم بایستی مورد توجه و احترام قرار میگرفت. کشاورزی و دامداری بعنوان عامل اصلی توسعه شهرها به شمار میرفت و رشد و توسعه شهرها بصورت بطئی و کند انجام میگرفت و با توجه به این موضوع که فاصله زیادی را نمیتوان از نظر سطوح اجتماعی ملاحظه نمود، به نوعی شهروندان آن زمان خود را ملزم به رعایت وظایف محوله میدانستند. شهرها با توجه به بستر طبیعی رشد میکردند، و بنوعی جبر طبیعت در فرمدهی به کالبد شهری موفقتر از خواست انسانها بوده است. بیشتر شهرها در کنار رودخانهها و خطوط مواصلاتی شکل میگرفتند و عمده شهرها رشدی خطی و طولی داشتند این روند تا قرن 15 ادامه داشت از آن زمان به بعد ایدههایی در خصوص شکلگیری شهرها و نقاط جمعیتی از سوی دانشمندان و بعضی از حاکمان عنوان گردید که پایه و اساس تحولات شهرها در زمانهای بعدی قرار گرفت. جالب توجه است که از آن زمان به بعد جامعهشناسان، اقتصاددانان، جغرافیدانان و دیگر رشتههای مرتبط با علوم شهری نسبت به اظهارنظر در خصوص عوامل متعدد شهری پرداختند و هرکدام از متخصصان علوم مرتبط بنا به حساسیت علمی خود شهر را به نوعی تعریف میکردند و نسخه واحد خود را جهت رفع مشکلات نوظهور شهرها توصیه مینمودند. زیرا جمعیت شهری متراکم میشد و رشد جمعیت با توجه به آگاهیهای پزشکی و درمانی شتاب سریعی به خود گرفته بود و پس از رنسانس که به عنوان پایه تحولات اجتماعی فرهنگی و اقتصادی بیان میشود دیگر شهرها در پوسته اولیه خود نمیتوانستند به حیات ادامه دهند و مجبور بودند همپای تحولات گوناگون، نیازهای رو به رشد ساکنان شهرها را جوابگو باشند. از اواخر قرن هیجدهم به بعد رشد شهری و مکانیابی آنان براساس اصول مشخصی خودنمایی نمود، زیرا تحولات سریع در تمامی ابعاد زندگی بشری نیاز به تحولات در شهرها را غیرقابل انکار مینمود و برای اولین بار شاید بتوان عنوان نمود که حاکمان شهر را با چالشهای گوناگون مواجهه نمود. زیرا رشد شهرها و فروپاشی محلات که به نوعی نظارتهای غیرمحسوس عمومی و محلی را بر رفتار ساکنین اعمال مینمودند در بسیاری از موارد متأثر نمود. زیرا محلات بعنوان هسته اصلی شکلگیری فعالیتهای اجتماعی کمکم حساسیت خود را از دست میدادند. بدون آنکه نسخه جایگزین برای آن بتوان ارائه داد. در محلات ساکنان شهر خود را مقید بر رعایت آداب اجتماعی فرهنگی و مذهبی میدانستند، که توسعه کالبدی شهرها این انسجام را از هم پاشید. در جامعه ایرانی اسلامی شاید بتوان گفت از هم پاشیدن هسته اصلی محلات بعنوان سرآغاز چالشهای اجتماعی مورد توجه میباشد. و عدم توجه به تقویت روحیه مشارکت در محلات در بسیاری از موارد، با توسعه شهری به نوعی در تضاد با فرهنگ و تحولات اجتماعی محلات بوده است. در زمانهای نه چندان دور شاید ساکنین شهری برای معرفی خود بر روی محله مورد سکونت اشاره مستقیم مینمودند ولی متأسفانه در زمان حاضر چنین حسی در شهروندان مشاهده نمیشود.
- مهاجرت و حاشیهنشینی
مهاجرت را میتوان به عنوان اصلیترین چالش در مدیریت شهری ایران ذکر نمود. عمده مهاجرتهای صورت گرفته از مناطق روستائی به شهرها پس از اصلاحات ارضی و فروپاشی نظام سنتی کشت بر روی زمین و همگام با آن استفاده از تکنولوژی جهت بهرهبرداری هرچه بیشتر از طبیعت بعنوان عاملی بود که ساکنان روستاهای ایران (که در سال 1335 دو/سوم جمعیت کشور روستانشینان بودند) را تحتتأثیر قرار میدهد. با شروع به کار صنایع و تکنولوژی مونتاژ در شهرهای بزرگ، نیروهای مازاد روستایی راهی شهرها شدند که این روند متأسفانه تاکنون ادامه دارد. شاید علت اصلی آن را میتوان نبود آمایش صحیح سرزمین و امکانات عنوان نمود زیرا قبل از هر حرکتی که موجب جابجایی گسترده جمعیت گردد میبایستی برای جمعیت مازاد با روشهای علمی امکانسنجی و به نوعی شغل و کار در نظر میگرفت. زیرا مهاجرت به شهرها باتوجه به نرخ رشد بالای جمعیت باعث بهم ریختگی طرحهای جامع و تفصیلی شهرها گردید. و میزان جمعیت پیشبینی شده جهت استقرار در شهرها از برنامههای مشخص شده فزونی گرفت و علاوهبر آن رشد حاشیهنشینی در شهرهای ایران از دهه چهل به بعد باعث تهدید جدی جهت برنامهریزی صحیح در پیشبرد اهداف مدیران و برنامهریزان شهری گردید. و عملا طرحهای جامع و تفصیلی شهرها خاصیت کالبدی خود را از دست دادند و مدیران شهری به نوعی گرفتار روزمرگی امور شهری گردیدند. این موضوع تا حد زیادی تا زمان حاضر نیز ادامه دارد.
- بحران هویت
انسانها فطرتاً کمالجو هستند و رسیدن به سعادت آرزوی دیرینه انسانها بوده است. شاید در گذشته انسانهای ساکن شهر، وقت بیشتری داشتند تا با موضوعات مذهبی، علمی و فرهنگی آشنا شوند. اما امروزه با توجه به تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این فرصت کمتر در اختیار شهروندان قرار میگیرد. علاوهبر اینکه این فرصتها نادر و کمیاب بوده در برابر امواج مخرب نیز قرار میگرفتند، به نوعی که دیگر مجالی بدست نمیآید تا انسانها به تحولات اصلی زندگی یعنی کیستم، کجایم و چه باید بکنم پاسخ دهند. شهرهای ایران بعلت اینکه متأثر از فرهنگ مهاجرین میباشند دارای تعامل مثبت فرهنگی نمیباشند و تداخل فرهنگها باعث بوجود آمدن چند هویتی در ساکنین میگردد. که این چند هویتی در طول زمان نمیتواند شخصیت مناسب و ثابتی را به شهرنشینان معرفی کند و پس از طی زمانی افراد ساکن شهر احساس نوعی سرخوردگی میکنند که منتج به بحران هویت میگردد. افرادی که وارد این مرحله میگردند، دیگر خود را مقید به آداب اجتماعی نمیدانند و رفتارهای آنان در قالب وندالیسم و حرجومرج خودنمائی میکند. این افراد دیگر شهر را متعلق به خود نمیدانند و به نوعی در برابر هرگونه تغییر مثبتی که بخواهد حیطه عمل آنان را محدود کند واکنش نشان میدهند و بنابراین هنجارهای جامعه را مورد هجوم قرار میدهند و به عنوان عاملی جهت تخریب مبلمان شهری و تأسیسات عمومی فعالیت مینمایند. در شهرهائی که مدیران آن چشمهای خود را روی واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی میبندند این چالشها روز به روز عمیقتر میگردد و مدیران شهرهایی که جهت پیوند افکار متوسل به آموزش و هدایت هوشمندانه میگردند و مهندسی اجتماعی را در قالب علمی آن مورد توجه قرار میدهند، این چالشها به حداقل میرسد.
- محیطزیست شهری
شهرهای ایران اغلب براساس موقعیت استراتژیک مکانی شکل گرفتهاند و دارای نقشه از پیش تعیین شده نمیباشند و شاید بتوان گفت از حالت روستائی به شهری تبدیل گردیدهاند. و رشد روزافزون شهرها مجالی جهت برنامهریزی و مکانیابی مناسب صنایع در اختیار مدیران قرار نداده است. و با توجه به این موضوع که برنامهریزی شهری در ایران عمر جوانی دارد بسیاری از مشکلات شهرهای ایران برگرفته از عواقب توسعه ناهمگون قبلی میباشد. که در این خصوص میتوان به ترافیک و فاضلاب شهری بعنوان اساسیترین مشکل شهری اشاره نمود. زیرا عدم دفع صحیح آبهای سطحی و فاضلاب منازل و وجود چاههای جذبی برای جمعیتی 8-7 میلیونی باعث گردید که آبهای زیرزمینی شهر تهران و شهرکها و روستاهای اطراف به شدت آلوده گردد. و علاوهبر آلودگیهای گوناگون باعث گردید زه آب باعث تخریب بسیاری از منازل در پائین دست و دشتهای کشاورزی گردد. بنحوی که در اغلب مناطق جنوبی آبهای زیرزمینی حتی به عمق کمتر از 2متری رسید که بهداشت شهروندان را شدیداً مورد تهدید قرار داده است و چنانچه چارهای اساسی و اصولی جهت این مشکل اندیشیده نشود بهداشت عمومی شهروندان در خطر جدی قرار میگیرد. علاوهبر آن روان شدن آبهای سطحی منازل و معابر در جویها و جداول خود منتقلکننده انواع آلودگیها و امراض در سطح شهر تهران میگردد در کنار چنین مشکلی اختلاط کاربریهای صنعتی در قالب صنایع گوناگون روزانه صدها تن انواع آلودگیها را در قالب ذرات معلق و پسابهای خطرناک به مجموعه آلودگی شهری اضافه مینماید. در کنار مسائل فوق اگر بتوان عدم آگاهی شهروندان از مسائل زیستمحیطی را اضافه نمود به وضوح دیده میشود که مسائل فوق روز به روز پیچیدهتر میگردد. این وظیفه بر عهده مدیران شهری میباشد که در قالب برنامههای گوناگون سطح آگاهیهای عمومی شهروندان را ارتقاء داده تا شهروندان نیز در کنار مدیران شهری جهت حل مشکلات موجود تعامل و همکاری نمایند.
- بهداشت و سلامت شهروندان:
بهداشت به عنوان عام کلمه یعنی هرآنچه که بر جسم و روان انسان تأثیر میگذارد مورد بحث میباشد که با این تعریف طیف وسیعی را شامل میگردد. این امر در قالب بهداشت فردی، اجتماعی، جسمی و روانی دارای موارد گوناگون میباشد که در صورت عدم توجه، شهروندان را مورد تهدید جدی قرار میدهد. در شهرهای ایران به علت عدم وجود مدیریت شهری واحد، سازمانهای خدماترسانی به سختی با یکدیگر در تعامل قرار میگیرند و نبود استراتژی مشخص و کارآمد جهت رسیدگی به بیماریهای نوظهوری مانند ایدز و ویروسHAV و هپاتیت و دیگر بیماریهای واگیر طیف وسیعی از شهروندان را در معرض خطر قرار میدهد. متأسفانه رفتارهای کنترل نشده در شهر تهران و دیگر شهرهای ایران باعث گردیده است زنگ خطر جدی را برای مسئولان شهری به صدا درآورد و درنگ در پیشگیری و آموزش در بلند مدت بسیاری از شهروندان را که دارای رفتارهای پرخطر میباشند مورد تهاجم قرار خواهد داد. حال آنکه میتوان با آموزش به شهروندان برای بسیاری از موارد فوق چارهاندیشی نمود. آموزش بعنوان عامل اصلی توسعه در کشورها جهت جلوگیری از رفتارهای پرخطر مدنظر میباشد مطالعات انجام شده در پروژههای تحقیقاتی ستاد شهر سالم تهران این موضوع را به اثبات رسانده است که با اندک هزینه میتوان آگاهیهای شهروندان را در خصوص این بیماریهای خطرناک ارتقاء داد تا با همکاری خود شهروندان بتوان بر مشکلات بهداشت عمومی فائق آمد. سازمانها و وزارتخانهها به تنهایی قادر به انجام این مهم نخواهند بود و رسیدن به شرایط مطلوب نیاز به یک روش پویا و مستمر دارد که بهداشت شهر را از تمامی جهات مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
- تعامل و مشارکت عمومی:
مشارکت عمومی شهروندان در رفع مشکلات شهری میتواند به عنوان عامل تأثیرگذار در توسعه پایدار شهری مورد توجه قرار گیرد.
معنی و مفهوم مشارکت چیست؟
آیا مشارکت بصورت عام مورد توجه است یا خاص؟
و بسترهای مناسب برای ایجاد مشارکت عمومی چگونه باید باشد؟ موارد فوق عواملی میباشند که قبل از شکلگیری مشارکت بایستی پیرامون آن بحث و تبادل نظر نمود. در شهرها افراد با سلایق و دیدگاههای گوناگون اجتماعی فرهنگی زندگی میکنند اما آنچه روشن است این میباشد که تمامی ین افراد جهت رسیدن به زندگی بهتر به نقطه نظرات مشترک میرسند. زیرا تهدیدات پیرامون ساکنان شهری تمامی آنان را مورد هجمه قرار میدهد. پس بنابراین مشارکت عمومی شهروندان در تمامی سطوح سنی و اجتماعی مورد توجه میباشد. مشارکت دارای مراحلی میباشد که رسیدن به بهترین مرحله آن یعنی خود برانگیختگی زمانی شکل میگیرد که شهروندان در یک پروسه زمانی میان مدت توانسته باشند آموزشهای لازم را کسب نمایند. و جهت رسیدن به این سطح مدیران شهری میبایست که بستر مناسب را برای گروههای اجتماعی فعال و متخصص جامعه فراهم آورده که آنان بتوانند در یک محیط اجتماعی سالم نقطه نظرات خود را عنوان و جهت رسیدن به مطالبات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود کوشش نمایند. نکته قابل ذکر این میباشد که مشارکت نهادینه شده نیاز به زمان مناسب دارد و در جامعه فرهنگی، مذهبی ما از دیرباز مشارکت وجود داشته است و مردم توانستهاند در مراسمهای مذهبی و ملی این نوع مشارکت را به طرز مناسب بروز دهند و به مسئولان کشور یاری رسانند اما آنچه در این نوشته مورد توجه میباشد اینکه چگونه مدیران شهری میتوانند از تجربیات گذشته در زمینه مشارکت شهروندان در رفع مشکلات کنونی شهری مانند بهداشت عمومی و محیطزیست شهری و توسعه فرهنگی و اجتماعی شهرها استفاده نمایند. و مهم این است که مدیران شهری بتوانند به مکانیسم علمی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر در بسیج مردم جهت رفع مشکلات شهری اقدام نموده و برنامههای عملی خود را پیاده نمایند زیرا مشکلات رو به تزاید شهرهای کنونی مخصوصاً شهرهای متروپل بدون مشارکت شهروندان قابل حل نخواهد بود و هنر مدیران شهری بنوعی بسترسازی مناسب جهت شکلگیری این نوع مشارکت میباشد.
- بافتهای فرسوده و غیر ایمن:
شهرهای کشور به ویژه تهران با توجه به توپوگرافی و شرایط جغرافیایی خود رشد نمودهاند و برای رسیدن به چنین رشدی هیچگونه برنامهریزی از قبل وجود نداشته است و اگر هم بوده در مواردی این برنامهریزی خودنمایی نموده که مدیران شهری در برابر یک عمل انجام شده یعنی توسعه شتابزده شهر روبرو شدهاند و له ناچار برای ساماندهی اوضاع بوجود آمده برنامههای نامتجانسی را ارائه دادهاند که به صور جزیرهای در گوشه کنار شهر تهران خودنمایی میکند. اغلب این نوع برنامهها با توجه به وضع موجود دارای اشکالاتی از نظر دسترسیها و امکانات و تسهیلات شهری میباشد. بافتهای فرسوده در شهر تهران سطح وسیعی از ابنیه و تاسیسات شهری را شامل میشود تعریف جامعی از بافتهای فرسوده متصور نمیباشد. و اگر ما بخواهیم بافتهای موجود را براساس استاندارد سازمان نظام مهندسی بررسی نمائیم شاید بافتهای فرسوده قریب به 50% از ابنیه و تاسیسات شهر تهران را در برگیرد. بافتهای فوق علاوهبر اینکه فرسوده میباشند از نظر استحکام بنا در برابر زلزله بسیار آسیبپذیر میباشد. حال اگر به این نکته توجه نمود که کشور ایران بر روی کمربند زلزله قرار دارد و از جنوب توسط صفحه عربستان از شمال توسط صفحه شمالی همزمان تحت فشار میباشد به حساسیت موضوع بیشتر واقف میشویم. بنابراین بایستی جهت ساماندهی بافتهای فرسوده برنامه زمانبندی قابل اجراء و مناسبی را تدوین و اجرا نمود و با مدیریت صحیح با ابزارهای تشویقی و تسهیلات بانکی مالکین واقع در بافتهای فوق را مورد حمایت قرار داد و چه بسا که مقدار زیادی از بافتهای فوق در طرحهای اجرائی و اصلاحی قرار گرفتهاند؟ پراکندگی در مناطق، نوعی مدیریت منطقهای را میطلبد که مناطق با توجه به توان و امکانات خود در چارچوب قوانین مدون و با یاری گرفتن از مشاوران توانمند نسبت به ساماندهی فوق اقدام نمایند. به نظر میرسد نسخه واحد برای کل شهر تهران، هم زمانبر باشد و هم با توجه به توان مالی شهروندان در مناطق شهری دیر به نتیجه برسند. پس بنابراین با سیاستهای تشویقی و تسهیلات بانکی و دیگر راهکارهای اعتمادساز میتوان نوعی مشارکت مردم را نیز در اصلاح بافتهای فرسوده به یاری گرفت.