دکتر فریبرز درجزی ـ روزنامهنگار و استاد دانشگاه
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جریان تسخیر لانه جاسوسی، ماجرای مکفارلین از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین مسائل در روابط ایران و آمریکا محسوب میشود. رونالد ریگان پس از پیروزی خود در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بهرغم تاکید بر قطع روابط همهجانبه با جمهوری اسلامی ایران اما در پشت پرده سیاست دیگر گونهای را پیش گرفت و لذا هیاتی را جهت مذاکره راهی ایران کرد. مسؤولان جمهوری اسلامی نیز در اقدامی بجا و غافلگیرکننده سیاست پارادوکسیکال سردمداران آمریکایی را افشا و لکه ننگ دیگری را در تاریخ حیات سیاسی این کشور به ثبت رساندند. هرچند تاریخ دقیق ماجرای مکفارلین مشخص نیست اما پس از اشارهای که در اواسط آذرماه 1365 هاشمیرفسنجانی در نماز جمعه به این جریان داشت برای اولینبار این پرونده به طور رسمی در سنای آمریکا مورد بحث قرار گرفت و مکفارلین در اعترافات خود در کمیته روابط خارجی سنا در پاسخ به نمایندگان گفت: «ما علاوه بر اهمیت استراتژیک به آینده ایران نیز علاقهمند بودیم». هرچند سخنان حضرت امام(ره) هرگونه شک و شبههای را در ارتباط با زد و بندهای مسؤولان ایرانی در قضیه مکفارلین از بین برد، لیکن به دلیل سری بودن ماجرا و نبود اسناد مکتوب راجع به حواشی و اصل ماجرا اشخاصی همچنان در صحت مطالب مربوطه تشکیک کرده لذا گذشت زمان و بروز اتفاقات بعدی در صحت گفتههای مسؤولان کشور تردید باقی نگذارد. نطق ریگان و گزارش مکتوب هیات بررسیکننده آمریکایی موسوم به «گزارش تاور» صحت ادعاهای مقامات ایرانی را تایید کرد.
اعزام مخفیانه یک هیات عالیرتبه آمریکایی در 4 خرداد 1365 (25 مه 1986) به سرپرستی رابرت مکفارلین، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا به همراهی اولیور نورث، جورج کیو، هوارد تیچر و نیر با هواپیمای حامل سلاح و تجهیزات نظامی به تهران اقدامی جنجالی و بیسابقه از جانب ریگان بود ولی پس از گذشت 5 ماه یک هفتهنامه لبنانی به نام الشراع در 11 آبان 1365 (2 نوامبر 1986) این خبر را آمیخته با برخی مطالب دروغ افشا کرد و رونالد ریگان با دستپاچگی اعلام کرد: «یکی از مقامات دولتی ایران که با آمریکا خصومت داشته خبر مذاکرات ما با افراد ایرانی را به مجلهای لبنانی درز داد». چند روز بعد هاشمیرفسنجانی در مراسم 13 آبان همان سال یعنی 1365 به تبیین و تشریح ماجرای سفر مکفارلین و هیات همراهش پرداخت. از طرفی خبرگزاری جمهوری اسلامی در 22 آبان 1365 به نقل از مصاحبه خبری ریگان چنین اعلام کرد: «من معتقدم چنانچه اخبار مذاکرات ما با ایران فاش و گزارش نمیشد 5 گروگان دیگر آمریکا نیز تا هفته پیش از لبنان آزاد شده بودند». طرح صادقانه و بموقع این ماجرا موجب شد ابتکار عمل در دست ایرانیها قرار بگیرد. بحران در ایالات متحده به حدی بالا گرفت که سبب تغییرات و عزل و نصبهایی در کاخ سفید و شورای امنیت ملی شد. مکفارلین بر اثر شدت فشار وارده دست به انتحار زد لیکن از این خودکشی جان سالم به در برد و روسای کاخ سفید، شورای امنیت ملی و دادستان کل آمریکا از سمت خود استعفا دادند. مقامات رسمی آمریکا ماجرای مکفارلین را «ایران کنترا» و تحلیلگران سیاسی آن را «ایرانگیت» نامیدند. چند روز پس از سخنرانی و افشاگری هاشمی، حضرت امام(ره) شخصا وارد قضیه شدند و با به چالش کشیدن آمریکا فرمودند: «...این انفجار عظیمی است که در کاخ سیاه واشنگتن رخ داد و این رسوایی بسیار مهمی که برای سران آمریکا پیدا شد رئیسجمهور آمریکا باید عزا بگیرد و کاخ سفید مبدل به کاخ سیاه بشود، گرچه همیشه بوده است. یک مقام عالیرتبه به قول خودشان از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران شده در صورتی که ایران نمیداند چی است. به مجرد ورود کاشف به عمل آمده که این از مقامات آمریکاست. ایران او را در یک جایی تحت نظر قرار داده و او با هر کسی که خواسته ملاقات کند، نمیتواند ملاقات کند. کسی که مدعی است اگر به شوروی میرفت رئیس شوروی 3 مرتبه به دیدنش میرفت، گمان میکند اینجا هم شوروی است. اینجا کشور اسلام است».