* با توجه به اینکه شما استاد و نیز داور مراسم دفاعیه رساله دکترای آقای اللهکرم با موضوع «توسعه سیاسی در دوران اصلاحات» بودید، ارزیابیتان از مبانی فکری و شخصیتی وی چیست؟
** در خصوص شناختی که به لحاظ آکادمیک و علمی از آقای اللهکرم دارم، باید به چه نکته اساسی اشاره کنم. به هر حال از نظر نگاه و فلسفه سیاسی، من و ایشان چه آن موقع که آقای اللهکرم در هیبت دانشجو بودند و چه الان که عضو هیات علمی و دانشگاه تدریس میکنند، دیدگاههای متفاوتی داشته و داریم. ولی هنگامی که دانشجو رسالهای نوشته و شما استاد راهنما، مشاور یا داور آن باشید، این رساله،رساله دانشجو است نه استاد. بنابراین اینکه دیدگاههای دانشجو و صاحب رساله با دیدگاههای شما متفاوت باشد طبیعی است و بسیار اتفاق میافتد. در خصوص رساله دکترای آقای اللهکرم، من با مباحث، جمعبندی و نتیجهگیری ایشان در رساله دکتریاش در مورد توسعه سیاسی در دوران دوم خرداد و اینکه آیا صورت گرفت یا نگرفت یا موانع آن چه بود، خیلی موافق نبودم. اما آنچه برای من به عنوان داور اهمیت داشت تلاش، زحمت و دقتی بود که وی در تدوین رساله خود به خرج داده بود. ما بعضا دانشجویی داریم که 10، پانزده سال از آقای اللهکرم کم سن و سالتر است و هیچ یک از مسئولیتهای اجرایی و خانوادگی ایشان را نداشته ولی یکدهم و حتی یک صدم جمعآوری مطالبی که آقای اللهکرم در رساله خود انجام دادند، به خرج نمیدهند. من هیچ تردیدی ندارم که نه تنها در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد بلکه در هر جای دیگری نظیر این رساله زیاد نیست. یعنی اگر این رساله به زبان انگلیسی نوشته میشد و در هر دانشگاه معتبر علوم سیاسی در غرب ارائه میشد، قطعا به عنوان یک رساله خوب و با درجه بسیار خوبی مورد تایید هیات ژوری قرار میگرفت.
* یکی از فصلهای این رساله رادیکالیزم سیاسی در دوران دوم خرداد بود. با توجه به حواشی که آقای الله کرم در دوران اصلاحات داشتند و از سوی رسانههای این جریان سیاسی متهم به گروه فشار و دیگر مسائل میشدند، فکر نمیکنید در همان دوره وی به عنوان یکی از مصادیق جریان افراط دستهبندی میشد؟
** همان طور که عرض کردم این موارد برای من دو مساله کاملا متفاوت است. من به هیچ وجه آقای حسین اللهکرم را به عنوان حسین اللهکرمی که گفته میشد سردسته انصار و حزبالله و گروه فشار بوده، یا به دانشجویان حمله میکردند و... ندیدم. البته نمیگویم که وی در این کارها دخالت نداشته است. من دقیقا نمیدانم که ایشان در این اعمالی که به وی نسبت داده میشود چقدر نقش داشته است. چون به وی نزدیک نبودم. آنچه برای من مهم بود ذهن بسیار بحاث وی بود.
* همانطور که شما با وی کلاس درس نیز داشتید و طبیعتا در کلاس درس بحثهای مختلفی مطرح میشود، تصورتان بعد از روبهرو شدن با وی به عنوان یک دانشجو چه بود؟
** باید راجع به آقای اللهکرم نکتهای را یادآور شوم. وی خیلی خیلی لیبرالتر از آن چیزی است – حال ممکن است لغت لیبرال زیاد مناسب نباشد و ایشان از این بابت ناراحت شود – که راجع به وی تصور میشود. به عبارت دیگر ایشان خیلی بیشتر از آنچه در موردش تصور میشود اهل تسامح و تساهل است. شاید از بیرون خیلیها وی را سمبل خشونت و نماد گروه فشار بدانند، ولی میخواهم بگویم که اینطور نیست. شخصیت واقعی ایشان یکی آدم متساهل و متواضع و اهل تسامح و تساهل است.
* تجربه نشان داده افرادی که با این خصوصیت و ویژگیهای فکری وارد حوزه علوم و یادگیری علوم به خصوص علوم غربی میشوند،در مبانی فکری خود تجدیدنظر میکنند. فکر نمیکنید راجع به آقای اللهکرم این مساله صادق باشد؟
** این مساله وجود دارد. شماری از روحانیونی که خیلی اصولگرا بودند و به دانشگاه آمدند و رشته علوم انسانی خواندند مقداری تعدیل در مواضع خود انجام دادند ولی این عمومیت ندارد. ما خیلی از افراد حزباللهی را داریم که به دانشکده حقوق و علوم سیاسی، جامعهشناسی و فلسفه و... آمدند ولی خیلی مبانی فکریشان دچار تغییر و تحول نشد. آقای اللهکرم نمونه چنین فردی است که به نظر من اگر ایشان سوربن، هاروارد، منچستر یا آکسفورد هم درس میخواند خیلی چیزی از مبانیاش تغییر نمیکرد. من معتقدم که اعتقادات، بنیانهای اعتقادی، ایدهآلها و آرمانهای اعتقادی آقای اللهکرم خیلی خیلی ریشهدارتر از این است که یک ترم سر کلاس من یا دیگری حاضر شود و عقایدش ترک برداشته و یا سست شود. من به مساله دیگری اعتقاد دارم و آن این است که افرادی مثل اللهکرم اگر در عرصه تعاملات سیاسی و اجتماعی بمانند خواه یا ناخواه دیدگاههایشان مقداری دچار جرح و تعدیل و دچار قبض و بسط میشود. مثلا آقای مسعود دهنمکی به کارگردانی تبدیل شده است که میلیاردی پول میسازد. دیگر به سختی میتوان قبل کرد که ایشان آرمانهای دوران جنگ را دارد. میگوید که من آرمانهای دوران جنگ را دارم ولی مزه شهرت و امثالهم زیر زبانش رفته، ولی جالب این است که اللهکرم اینطور نیست. حسین اللهکرم هنوز و هنوز حسین اللهکرم سال 59 و سال 60 است.