تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۸۹۹۷۳

جنگ پس از فتح خرمشهر، تعقیب متجاوز

مقدمه: در آستانه سالروز عملیات بزرگ رمضان در تیرماه سال 1361 دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاک عراق در این عملیات، از جمله مواردی است که بارها به مناسبتهای مختلف از سوی مسئولین جمهوری اسلامی و فرماندهان جنگ به آن پرداخته شده است. مقاله حاضر دلایل و عوامل و چگونگی اتخاذ تصمیم سیاست تعقیب متجاوز را در 8 بند تشریح نموده است.

1- بی‌اعتنایی به شرایط و حقوق جمهوری اسلامی
شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت، عقب نشینی از مناطق اشغالی، اصلی ترین شرایط اعلام شده از سوی ایران برای پایان دادن به جنگ بود. البته به رسمیت شناخته شدن حاکمیت ارضی در قلمرو جغرافیایی نیز اگرچه با این شرایط اعلام نشده بود، به یقین مورد نظر مسئولان جمهوری اسلامی بوده است.
«شناسایی متجاوز» تا زمان شروع عملیات رمضان در سازمان های بین المللی از جمله شورای امنیت مورد توجه قرار نگرفته بود. هر چند رسانه های همگانی و برخی شخصیت های سیاسی از صدام به عنوان آغازگر جنگ و متجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران نام می بردند ولی هیچ یک از این نوشته ها و گفته ها تضمین های لازم را برای تعیین و تنبیه متجاوز نداشت. از سویی عراق همچنان بر حاکمیت خود بر بخشی از محدوده جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران پا می فشرد. صدام حسین که در آغاز تجاوز قرارداد 1975 الجزایر را بی اعتبار دانسته و در برابر دوربین های تلویزیون آن را پاره کرده بود، و از پذیرش آن خودداری می کرد و بدیهی است که ترک مخاصمه در حالی که دشمن بر ادعاهای ارضی خود اصرار دارد، به معنی پذیرش این ادعاها است و این با ظلم ستیزی و عزتمندی جمهوری اسلامی ایران منافات دارد، آن هم در هنگامی که مسیر پیروزمندانه ای را در میدان های نبرد طی می کرد.
2- صلح نه، آتش‌بس!
نکته بسیار مهم در طول جنگ ایران و عراق این است که مجامع رسمی بین المللی و منطقه ای و دیگران (نظیر اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و...) در پیشنهادهایی که برای صلح مطرح می کردند، نحوه آتش بس و حقوق دو طرف تعیین نمی شد، بلکه تأکید آنها تنها بر پذیرش آتش بس بود! برخی از این پیشنهادهای آتش بس در زمانی ارائه می شد که عراق قسمت های عمده ای از خاک ایران در جنوب و جبهه میانی را در اشغال خود داشت و چنانچه ایران آتش بس را می پذیرفت، برتری های نظامی موجود به مثابه تضمین هایی بود برای عراق تا اراده سیاسی و سلطه جویانه خود را در خصوص ادعاهای ارضی بر ایران تحمیل کند. البته در آن زمان ایران پذیرش هر پیشنهادی را منوط به عقب نشینی کامل عراق کرده بود. پس از پیروزی ایران در عملیات بیت المقدس نیز هیچ گاه پیشنهاد صلحی که دارای شرایط و مراحل اجرایی و تضمین بین المللی باشد، ارائه نشد، بلکه توصیه هایی برای آتش بس بود که ایران نمی پذیرفت زیرا چشم انداز بعد از پذیرش آتش بس نامعلوم بود و به عواملی از قبیل خواست میانجی گران، اوضاع بین المللی، اقدامات کشورهای حامی عراق در مجامع مختلف بستگی داشت. بنابراین، نقش ایران در احقاق حقوق خود به عنوان طرف مذاکره و کشور مورد تجاوز قرار گرفته، در هرگونه مذاکرات صلح به حداقل می رسید.
3- عملکرد شورای امنیت
شورای امنیت به موجب بند 1 ماده 24 منشور ملل متحد، مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی را برعهده دارد. در اجرای این مسئولیت، براساس ماده 39 منشور «شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح و یا عمل تجاوز را احراز و توصیه هایی خواهد نمود و یا تصمیم خواهد گرفت...» آیا شورای امنیت سازمان ملل به این وظایف خود در مورد جنگ ایران و عراق عمل کرده است؟ آیا نمی شد همان برخوردی را که در تجاوز عراق به کویت در سال 91-1990 از سوی سازمان ملل با عراق شد در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران همان رویه را دنبال نماید؟
با این که تجاوز عراق به ایران در مجامع بین الملل و نزد ملتها کاملا محرز بود اما شورای امنیت سازمان ملل در اولین واکنش خود در 23 سپتامبر 1980 (1مهر 1359) یعنی یک روز پس از آغاز جنگ، در بیانیه ای رسمی (که از نظر حقوقی ارزش چندانی ندارد) از «احراز تجاوز» عراق به ایران خودداری کرد و از آن با عنوان «وضعیت» یاد کرد! شورا حتی «درگیری مسلحانه» در مرزهای دو کشور را در حد «نقض صلح» و «تهدید علیه صلح» هم ندانست تا با توجه به مواد «41 و 42 منشور در اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین المللی ضروری است، مبادرت کند.» و با تشکیل نیروهای ملل متحد وضعیت گذشته را اعاده نماید. به این ترتیب شورای امنیت عملا مواد فصل هفتم منشور یعنی «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» را نادیده گرفت. با این حال شورا نمی توانست از تصمیم گیری در مورد جنگ ایران و عراق طفره برود، 6-از دبیرکل درخواست می کند که ظرف سه ماه در مورد اجرای قطع نامه حاضر به شورا گزارش دهد.»
شورای امنیت اگرچه در قطعنامه 514 برای اولین بار از برقراری آتش بس و عقب نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آ ورد، اما این قطعنامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهه های جنگ از بین رفته بود و نیروهای ایران بخش عمده مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را بازپس گرفته و در بسیاری نقاط به مرزهای بین المللی رسیده بودند. بنابراین هدف اصلی شورای امنیت از تصویب قطعنامه 514، جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاک عراق تحت عنوان «به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی» بود. شورا با اشاره به ماده 24 منشور در مورد مسئولیت اولیه خود در حفظ صلح و امنیت بین المللی نیز دقیقا این هدف را دنبال می کرد که به جمهوری اسلامی ایران تفهیم کند اگر وارد خاک عراق شود، براساس فصل هفتم منشور مجازات هایی بر ضدش وضع خواهد کرد.
آیا ایران می توانست با اعتماد به چنین عملکردی میدان نبرد را ترک کند و تصمیم گیری این گونه سازمان ها را درباره سرنوشت یک ملت ستم دیده بپذیرد؟!
4- ایران پیش گام در صلح
با وجود مسائل یادشده، حضرت امام خمینی(ره) در سی ام خرداد 1361 قبل از شروع عملیات رمضان در یک سخنرانی درباره اعزام هیئت صلح به ایران و عراق (که مورد قبول دو طرف باشد) گفتند: «اشخاصی بیایند که طرفین قبول دارند و بنشینند و ببینند که ما به عراق حمله کردیم یا عراق به ما خرابی هایی را که آنها وارد کردند ببینند و بروند شهرهای آن ها را هم ببینند.» این سخنان به خوبی نشان دهنده روحیه مسالمت جویی ایران و پذیرش یک هیئت مرضی الطرفین است. اما رفتار هیئت صلح چگونه بود؟ آقای محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران در مصاحبه ای در 21 تیرماه 1361 در این باره گفت: «امام در آخرین سخنرانی خود فرمودند که اگر هیئتی وقت بیاید که مورد قبول طرفین باشد، آن را می پذیریم. و این اولین باری بود که امام این حرف را زدند و تا حالا هم سه بار هیئت نامه نوشته اند به رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ای) که شما بیایید عربستان تا صدام نیز بیاید و با هم صحبت کنید. یعنی هیئت مزبور به جای اقدام عملی در جهت شناسایی متجاوز، مذاکره با طرف متجاوز را توصیه می کند و مشخص است که در مذاکراتی از این قبیل، طرف متجاوز هیچگاه به آنچه که دست یازیده است، اعتراف نخواهد کرد، خصوصا آن که کمک های مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی نیز وی را پشتیبانی می کرد.
5- عقب‌نشینی تاکتیکی عراق
هر چند که عراق ادعا می کرد که از تمامی اراضی اشغال شده ایران عقب نشینی کرده است، ولی واقعیت چنین نبود. ارتش عراق در جبهه های جنوب تقریبا از تمام مناطق اشغالی به مرزهای رسمی میان دو کشور عقب رانده شده بود ولی در سایر مناطق هر جا که وضعیت زمین برای نیروهایش مساعد بود، به تجاوز خود ادامه می داد. البته با نوعی فریب کاری مناطقی هم چون قصرشیرین، مهران، میمک و قسمت های هموار را رها کرده بود، اما در ارتفاعات مسلط آق داغ، قلاویزان، ارتفاعات میمک، جبل، حمرین و... مستقر شده بود؛ یعنی از نظر نظامی مناطق تخلیه شده را همچنان در تسلط داشت و برای نیروهای خودی ممکن نبود که بدون تلفات در این مناطق مستقر شوند. علاوه بر این، منطقه نفت شهر نیز کلا دراختیار نیروهای عراقی بود. سفیر عراق در پاکستان در سیزدهم تیرماه 1361 آشکار اعلام کرد که ارتش عراق از مناطقی خارج شده که بی ارزش بوده است: «ما از مناطقی عقب نشینی کرده ایم که ارزش از دست دادن نفرات را ندارد.» و عراق به خوبی می دانست که دراختیار داشتن این مناطق می تواند در مذاکرات احتمالی او را از امتیازات لازم برخوردار سازد.
6- امکان تهاجم مجدد عراق
مطالعه وقایع داخلی عراق نشان می دهد که توسعه، بازسازی و تجهیز ارتش و ایجاد تغییرات ساختاری در حکومت این کشور از جمله اولویت هایی بود که زمام داران عراق پس از انقلاب اسلامی به سرعت به آن پرداختند و این امر پس از روی کار آمدن صدام به جای حسن البکر در تیرماه 1358 شتاب فزاینده ای یافت. در پی این اقدامات بود که ارتش عراق در شهریور 1359 به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد و هرچند با عملیات های پی درپی ایران خسارت های فراوانی بر ارتش عراق وارد آمد و بخش هایی از جنوب ایران آزاد شد، ولی با توجه به این که بخش عمده ای از قوای عراق آسیب اندکی دیده بود و اندیشه تجاوز نیز حاکمان این کشور را هنوز وسوسه می کرد، امکان بازسازی آن قسمت از ارتش عراق که دچار خسارت شده بود، کار چندان مشکلی نبود و پس از این بازسازی، تجاوز مجدد عراق به مناطق آزاد شده بسیار محتمل بود.
7- استقرار در موقعیت برتر نظامی
عراق در مهرماه 1359 معاهده 1975 الجزایر را یک طرفه ملغی اعلام کرد و مسئولان عراق به دفعات بر بی اعتباری این معاهده تأکید کردند. همچنین وقتی که نیروهای عراقی به همت رزمندگان جمهوری اسلامی از منطقه جنوب به عقب رانده شدند، باز هم معاهده 1975 از نظر مقام های عراقی بدون اعتبار بود و چون هیچ گونه معاهده صلحی نیز میان ایران و عراق منعقد نشده بود و با توجه به فاصله 500 تا 700 متری عراق از دو شهر استراتژیک ایران یعنی خرمشهر و آبادان و فاصله 17 کیلومتری ایران از بصره، توازن ژئواستراتژیک حتی بعد از عملیات بیت المقدس همچنان به نفع عراق بود، لذا مسئولان جمهوری اسلامی می بایست برای به دست آوردن توازن لازم و از بین بردن برتری عراق، اقدام می کردند، زیرا این توازن بعد از عملیات بیت المقدس به وجود نیامده بود. نگاهی به عملیات نصر در دی ماه 1359 که در ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران طرح ریزی شده بود و بصره و تنومه را پس از آزادسازی خرمشهر و آبادان درآخرین مرحله عملیات جزء اهداف نظامی قرار داده بود.حاکی از علاقه مندی نیروهای نظامی برای به دست آوردن این توازن بود.
8- دلایل عقب‌نشینی عراق
دو انگیزه وعامل برای عقب نشینی عراق می توان ذکرکرد«ناتوانی درحفظ برتری نظامی» و «تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران» در توضیح عامل اول، موارد زیر قابل توجه است.
-ناتوانی نظامی عراق در رویارویی با تهاجمات گسترده و محدود رزمندگان جمهوری اسلامی ایران درجبهه های جنگ، فرو رفتن در لاک دفاعی را ارتش به این کشور تحمیل کرد. عراق با این اقدام، درواقع به پوشاندن نقاط ضعف خود مبادرت ورزید.
ارتش عراق هنگام آغاز تجاوز خود به خاک جمهوری اسلامی ایران، از چند محور تهاجم خود را صورت داده بود، لذا پیوستگی و الحاق میان بازوهای یگانهای ارتش متجاوز در محورهای متعدد صورت نگرفته بود. در نتیجه در آرایش نیروهای عراق دو ضعف نمایان بود.
الف) داشتن جناح.
ب) در دسترس قرار گرفتن عقبه‌هایش.

از این رو تهاجم رزمندگان اسلام به دو جناح نیروهای دشمن و نیز دور زدن آن ها و دست یافتن به عقبه های شان به فروپاشی و درهم ریختگی خطوط و عقبه های دشمن می انجامید و امکان هرگونه مقاومت و ادامه نبرد را از نیروهای او سلب می کرد. بنابراین، دشمن با عقب نشینی سراسری قصد داشت سه ضعف عمده خود را مرتفع کند:
1-تشکیل خطوط پدافندی مناسب و متکی برعوارض طبیعی وبرطرف کردن عدم الحاق.
2-کاهش خطوط پدافندی.
3-صرفه جویی در قوا و در نتیجه تشکیل نیروی احتیاط متحرک برای سپاه ها.
در مورد عامل دوم، یعنی «تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران»، یادآوری می شود که با وجود مشکلات نظامی که درحفظ متصرفات گریبان گیر عراق شده بود، حاکم این کشور درصدد بود تا عقب نشینی از برخی اراضی ایران، نبرد از میدان های جنگ را به عرصه های سیاسی بکشاند و بدون آن که شرایط ایران برای صلح درنظر گرفته شود. با به دست آوردن وجهه صلح طلبی، هم ایران را وادار به پذیرفتن شرایط جدید خود بکند و هم با نگاهی به چند ماه آینده که قرار بود میزبانی کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد را عهده دار شود، شرایط دل خواه را به ایران تحمیل کند از طرف دیگر، چون ایران به عنوان یک عضو جدید و درعین حال موثر و انقلابی جنبش عدم تعهد به شمار می رفت. برای برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها در بغداد دو راه فراروی جمهوری اسلامی قرار می داد. یا این که ایران درکنفرانس شرکت نمی کرد که ضررهای آن برای سیاست خارجی ایران جدی بود؛ یا اگر شرکت می کرد، با توجه به زمینه های مناسبی که دراین کنفرانس وجود داشت بعید نبود که با اقدامات برخی کشورهای موجه و متنفذ به نوعی شرایط عراق بر ایران تحمیل شود. اما عراق نه تنها به این اهداف نرسید بلکه ایران با اتخاذ روشی مبنی بر تداوم نبرد تا تحقق شرایط خود، و ناامن کردن عراق برای کنفرانس غیرمتعهدها و در کنار آن، تلاش های موثردیپلماتیک، عراق را از میزبانی هفتمین کنفرانس سران جنبش عدم تعهد محروم ساخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات