حجتالله کریمی
پس از تکاپو های صهیونیست ها و انجام طرح ها، توطئه ها و تلاش های سران این گروه از یهودیان سرانجام قصد شوم آنها در قالب مهاجرت گسترده یهودیان از اقصی نقاط جهان به فلسطین نمود پیدا کرد و نهایتاً در سال 1948م دولت غیر قانونی اسرائیل اعلام موجویت کرد و تعدادی از کشور ها اقدام به شناسایی این کشور نمودند.
اما اولین نشانه های روابط ایران و اسرائیل در دوره حکومت پهلوی را باید در سال 1327 جستجو کرد زمانی که محمد رضا پهلوی به بهانه رتق و فتق امور مالکین و زمینداران ایرانی در سرزمین های فلسطین اقدام به تعیین نماینده ای غیر رسمی در سرزمین فلسطین نمود. اما دیری نگذشت که دولت غیر قانونی اسرائیل از سوی دولت ایران به صورت دوفاکتو به رسمیت شناخته شد. این اقدام دولت ایران در زمان نخست وزیری محمد ساعد مراغه ای و در سال 1328 به وقوع پیوست و چنان که بعد ها مشخص گردید سردمداران سیاسی ایران برای انجام این کار رشوه ای قابل ملاحظه دریافت کرده بودند.
با اوج گیری نهضت ملی شدن نفت که در رأس آن شخصیتی روحانی با اعتقادات شدید ضد صهیونیستی قرار داشت بدیهی بود که روابط ایران و رژیم صهیونیستی دچار اختلال شود. از همین روی زمانی که کابینه دولت مصدق زمام امور را به دست گرفت شناسایی این رژیم باطل اعلام شد و روابط بین دولت ایران و رژیم صهیونیستی قطع گردید.
با وقوع کودتای 28 مرداد 1332 مجدداً روابط ایران و اسرائیل برقرار و در سطحی گسترده تر از قبل ادامه یافت. از کودتای 28 مرداد تا انقلاب اسلامی 1357 روابط ایران و اسرائیل حول چندین محور مهم اقتصادی و سیاسی تداوم داشت که ذیلاً به اختصار به بررسی آن پرداخته خواهد شد.
قبل از پرداختن به وجوه روابط ایران و رژیم صهیونیستی در دوران پهلوی ضروری است اشاره شود که این روابط در واقع انعکاس روابط ایران با غرب و به طور مشخص با آمریکا بود. توضیح اینکه اسرائیل بیش از هر موردی از آن جهت که به عنوان پایگاه غرب در خاورمیانه محسوب می شد در سیاست خارجی ایران مهم انگاشته شده و دولت ایران که روابطی دست نشاندگی در مقابل دولت آمریکا داشت می بایست با اسرائیل که در واقع گوشه ای از پیکره دولت آمریکا به شمار می رفت روابطی نزدیک برقرار سازد. لذا دولت ایران در بدو امر به هیچ عامل دیگری توجه نداشت چرا که اگر بنا بود روابط ایران بر مبنای خواسته ها و تمایلات اکثریت مردم شکل بگیرد نه تنها هیچ روابط دوستانه ای بین ایران و رژیم صهیونیستی شکل نمی گرفت بلکه ایران نیز در کنار دیگر کشور های مسلمان در برابر این دولت غیر قانونی قرار می گرفت.
به هر حال روابط ایران و اسرائیل بعد از کودتا 28 مرداد در سطوح مختلف پیگیری شد که از عمده ترین آنها روابط اقتصادی بود که در این میان نیز مسئله نفت جایگاهی ویژه داشت. مسئله نفت از آن روی اهمیت حیاتی در روابط ایران و رژیم صهیونیستی داشت که اکثر کشور های صادر کننده نفت این دولت غیر قانونی را تحریم نموده، از فروش نفت به این کشور خود داری می کردند در چنین اوضاعی بود که اسرائیل نیاز شدیدی به نفت ایران پیدا کرد تا بتواند در مقابل دولت های عرب منطقه در برابر این رژیم اشغالگر اقدام به جنگ نموده بودند قرار بگیرد. در این راه سردمداران حکومت پهلوی از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. کمک های نفتی ایران به اسرائیل به گونه ای بود که بسیاری معتقدند اگر فروش نفت ایران به اسرائیل قطع می شد چه بسا موتور جنگی اسرائیل در جنگ بین اعراب و اسرائیل دچار اختلال می گردید.
هر چند پس از کودتای 28 مرداد 1332 روابط گسترده ای بین ایران و رژیم صهیونیستی برقرار بود و مقادیر فراوان نفت ایران به این کشور فرستاده می شد، اما تا سال 1336 هیچ قرارداد رسمی بین دو کشور منعقد نگردید. در این سال با عقد قراردادی بین ایران و رژیم صهیونیستی فروش نفت ایران به این رژیم رسمی و علنی گردید.به موجب این قرارداد نفت به بهای هر بشکه 3/1 دلار به اسرائیل فروخته شد.
در سال 1337 در دیداری بین محمد رضا پهلوی و لوی اشکول وزیر دارایی رژیم صهیونیستی طرفین توافق کردند که روابط خود را در زمینه های سیاسی، اطلاعاتی و نفتی افزایش دهند. شاه ایران برای نشان دادن حسن نیت خود آمادگی ایران را برای صدور نفت بیشتر به اسرائیل اعلام کرد. در پی این توافقات خط لوله ای هجده اینچی برای انتقال نفت ایران به اسرائیل احداث شد بدین ترتیب در سال 1340 صادرات نفت ایران به اسرائیل دو برابر شد.
در سال 1344 شرکت نفتی مختلط ایرانی اسرائیلی در کانادا با نام ماوراء آسیا تأسیس شد. پس از مدتی دو رژیم توافق کردند تا شرکت نفت دیگری با شعباتی در تهران و تل آویو تشکیل دهند. پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1346 خط لوله ای به طول 260 کیلومتر بندر ایلات در کنار دریای سرخ به بندر اشکول در ساحل مدیترانه احداث گردید که مخارج آن از سوی دولت ایران پرداخت گردید. در سال 1348 با دستور مستقیم محمد رضا پهلوی ده میلیون تن نفت از این طریق به اسرائیل فرستاده شد. ارسال نفت ایران به اسرائیل پس از جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در سال 1352 ادامه یافته و حتی رو به افزایش نیز گذارد، به گونه ای که در سال 1354 ایران متعهد شد کلیه نیاز های نفتی اسرائیل را تأمین نماید.
از دیگر جنبه های مهم در روابط میان رژیم صهیونیستی و ایران همکاری های اطلاعاتی و امنیتی بود. در این مورد اسرائیلی ها نقش تأمین نیاز های ایران را داشتند همان گونه که ایران دارای منابع نفتی بود و اسرائیل را از این ماده حیاتی سیراب می کرد در مورد سیستم های امنیتی و اطلاعاتی این سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل (موساد) بود که نیاز های ایران را بر طرف می ساخت.
مهم ترین اقدام اسرائیل در این زمینه تأسیس ساواک در ایران بود. همچنین این کشور اقدام به آموزش نیرو های امنیتی ایرانی نموده و از این طریق به گسترش و توسعه سازمان امنیت و اطلاعات ایران پرداخت. علاوه بر این پایگاه های متعددی در داخل ایران برای مسائل جاسوسی و اطلاعاتی از سوی صهیونیست ها دایر و شروع به فعالیت نمود.
ایران و رژیم صهیونیستی در کنار همکاری های اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی در زمینه های نظامی و تسلیحاتی نیز همکاری های گسترده ای داشتند. با حمایت و هماهنگی های دولت آمریکا همکاری های نظامی ایران اسرائیل به انعقاد قرارداد های نظامی نیز منجر شد. برخی از توافقات حاصله بین ایران و اسرائیل عبارت بودند از: 1ـ حق استفادة اسرائیل از فرودگاه ها و تأسیسات رادار ایران و همکاری های تعلیماتی نیرو های هوایی طرفین. 2 ـ اداره تجهیزات الکترونیک ارتش ایران و آموزش پرسنل نیروی زمینی به سلاح های الکترونیک 3 ـ آموزش نیرو های مسلح ایران در زمینة جنگ های ضد چریکی
4 ـ آموزش واحد های چتر باز و غواص و ...
آمار های منتشره در خصوص نیرو های نظامی ایران حاکی از آن است که ارتباطات بسیار تنگاتنگ نظامی بین ایران و اسرائیل در سطوحی گسترده برقرار بوده است به عنوان نمونه آمار مربوط به سال 1356 نشان می دهد که حدود 15000 هزار نیروی نظامی ایرانی مشغول آموزش در اسرائیل بودند. همچنین اکثر فرماند هان عالی رتبه نظامی ایران حتماً چندین سفر به فلسطین اشغالی داشته و دیدار های متعددی بین آنان و سران نظامی اسرائیل همیشه در جریان بود.
علاوه بر موارد پیش گفته روابط ایران و اسرائیل در زمینه های دیگری نظیر بازرگانی، کشاورزی، صنعت و ... در سطحی گسترده برقرار بود. به گونه ای واردات ایران از اسرائیل در سال 1350 بیش از 5/1 برابر واردات ایران از دو همسایه بزرگ خود یعنی ترکیه و پاکستان بود. واردات ایران از اسرائیل نه تنها چند برابر تمامی واردات از کشور های عربی، بلکه بیش از واردات ایران از همه کشور های مسلمان جهان بود.
این روابط گسترده با دولتی غیر قانونی، غاصب و بزرگترین دشمن جهان اسلام در حالی برقرار گشته بود که اکثریت مردم ایران اسرائیل را بزرگترین تهدید برای منطقه و عمده ترین دشمن اسلام می شمردند. به هر حال این روابط در سطوح بالا و با گستردگی تمام تا آخرین روز های عمر حکومت پهلوی ادامه یافت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی سیاست دولت در برابر رژیم اشغالگر قدس که انعکاس خواسته های ملت بود تمام روابط با این دولت غیر قانونی را از اساس باطل نمود.