تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۹۰۲۲۲

رستاخیز قم


سعدالله زارعی
 «احترام به مجامع و نهادهای بی تفاوت و تنزه طلب که دامن از مسایل چالشی برمی چینند یک احترام صوری است، یک احترام در معنا و در عمق خود بی احترامی است، مثل احترام به اشیا است که احترام حقیقی محسوب نمی شود... گاهی این احترام اهانت آمیز هم هست همراه با تحقیر باطنی آن کسی است که تظاهر به احترام می کند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمی انگیزد هم در دل دوستان خود و هم حتی در دل دشمنان خود.»
این بخشی از سخنان حکمت آمیز رهبر معظم انقلاب اسلامی است که اخیراً در جمع پرشور و بی نظیر طلاب و اساتید حوزه علمیه قم بیان فرمودند و دقیق ترین تفسیری است که تفاوت احترام و علاقه باطنی مردم به نظام اسلامی و چهره های شاخص آن و احترام توام با تحقیر کانون های خاص به بعضی از افراد مخالف نظام و یا ساکت در برابر مصالح نظام را تبیین می کند. اما در خصوص استقبال عظیم و بی سابقه مردم قم و شور و هیجانی که در استقبال انبوه طلاب و اساتید مدارس علمیه قم از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مشاهده شد و نکات کلیدی که ایشان مطرح فرمودند، نکات فراوانی وجود دارد که این قلم از باب آیه شریفه «و اما بنعمته ربک فحدث» به بعضی از آنان اشاره می نماید:
1- استقبال عظیم مردم و روحانیت از رهبر معظم انقلاب اسلامی در شرایطی صورت گرفت که طی سالهای گذشته و بخصوص از آغاز فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری به دهها زبان وانمود شده بود که قم و روحانیت از روند اداره کشور و برخورد با فتنه گران- به دلیل اینکه چند چهره شاخص و داخلی فتنه در سلک روحانیت بودند- دلزده شده و موضعی اپوزیسیونی پیدا کرده اند. این محافل فتنه گر آرزوهای شیطانی خود را به صورت خبر ترویج می دادند که استقبال از رهبر معظم انقلاب پررنگ نخواهد بود. اما، اجتماع عظیم قمی ها در ورودی شهر و تلاش وسیع آنان برای مشاهده رهبر معظم انقلاب تا بدانجا رفت که علیرغم آنکه موکب ولایت در ساعات اولیه صبح، به ورودی قم رسیده بود، مجال سخنرانی حضرت آقا به علت حضور متراکم و بی نظیر استقبال کنندگان با تاخیر روبرو شده و بسیار کوتاه شود. در واقع این استقبال همراه با اشک و هیجان- که مورد رشک کسانی واقع شد که تا چند روز قبل از سفربر شرکت اندک مردم در استقبال تاکید می کردند- به خوبی نشان داد که مردم عمیقا حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را نایب بلافصل حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)و این نظام اسلامی را «مقدمه لازم» تشکیل حکومت آن «مولای غایب از نظر» می دانند. چه تفسیری می توان برای چنین دویدن پشت سر موکب رهبری و سیلان اشک از دیدگان مستقبلین ارائه کرد جز اینکه آن را در مدار شناخته شده عشق عمیق شیعیان به ولایت امر به نظاره و قضاوت بنشینیم.
2- با اندکی غور در سخنان کسانی مثل مرحوم آیت الله بهاءالدینی، مرحوم آیت الله بهجت، حضرت امام خمینی(ره) و اکثر مراجع بزرگوار فعلی درمی یابیم که رهبری حضرت آیت الله خامنه ای یک موضوع عادی نیست که مهر و عشق به آن عادی باشد. امروز بدون تردید پس از وجود مقدس حضرت ولی عصر-ع- بزرگترین نعمت الهی بر بندگانش وجود مقدس حضرت آیت الله خامنه ای است. این یک ارتباط الهی است که خلل و سردی نمی پذیرد و خود بزرگترین علامت محفوظ ماندن این انقلاب از انواع توطئه های عظیم است. از مسیر خلوص ویژه- و نه معمولی که هر عالمی می تواند به آن دست یابد- فراهم آمده است. این نشان می دهد که حقیقتا این وجود شریف مظهر کامل حب فی الله و بغض فی الله است و این یک مقام عادی نیست. حضرت آیت الله مصباح یزدی- که خود یک استوانه تقوا و فقاهت است- می فرماید «من با وجود دقت هنوز درنیافته ام که در آن 51-01 دقیقه پس از نماز مغرب که وجود حضرت آیت الله خامنه ای غرق سکوت و تفکر می شود، چه اتفاقی می افتد همین قدر می دانم که این موقعیتی است که برای دیگران پیش نمی آید.» حالا چنین وجود مقدسی را چگونه باید شکر کرد؟ آیا می توان به اندکی از «حق شکر» راه یافت؟ آیا دویدن پشت سر موکب او و نثار اشک و... تنها اندکی از آداب شکر نیست که بعضی حسودان بر آن خرده گرفته اند و البته این سرزمین چنین سر از پا ناشناختن و اشک تمنا ریختن را در خاطره ورود موکب حضرت علی بن موسی الرضا-علیه السلام- به اهواز و شیراز و ابرکوه و نیشابور و نیز در ورود حضرت فاطمه معصومه- سلام الله علیها- به ساوه و قم در خاطره دارد.
3- در این سفر، قم و بخصوص حوزه پرعظمت علمیه جایگاه خود را در اسلام و نظام اسلامی به رخ کشید و مسلما صحنه های خلق شده در این سفر، سالها مورد تحلیل جدی محافل سیاسی، اطلاعاتی و فرهنگی غرب و شرق قرار خواهد گرفت. حضرت آیت الله خامنه ای تعابیری درباره قم داشتند که برای درک موقعیت آن، شایسته تامل است؛ «شهر قم، مرکز معرفتی دنیای اسلام»، «اولین حوزه اساسی مهم شیعه در این شهر است»، «حوزه علمیه قم مادر این نظام است»، «قم پایگاه برترین معارف اسلامی و الهی»، «این شهر پایگاه بصیرت است»، «مذهبی ترین شهر کشور»، «خاستگاه بزرگترین انقلاب دوران معاصر» و «قم شهر اسلام و شهر انقلاب است».
اگر نگاهی به تحرکاتی که در سطح جهان برای به انحراف کشاندن اذهان مسلمانان و جا زدن نسخه های تقلبی در قطر، قاهره، مدینه، پیشاور و... به عنوان نسخه اصلی اسلام نظری بیاندازیم درمی یابیم که خارج کردن قم از کانون اسلام گرایی مهمترین دستور کار محافل نظریه پردازی و برنامه ریزی دشمن بوده است. بعضی از گزارشات بیانگر آن است که در مقاطعی- پس از انقلاب- حدود 130سازمان اطلاعاتی متعلق به غرب و بعضی کشورهای منطقه در قم مشغول فعالیت بوده اند دستور کار همه آنان این بوده که راز مرکزیت قم در تفکر اسلامی را دریابند و برای برهم زدن آن وارد عمل شوند. اسناد و دلایل زیادی وجود دارد که در این دوران دستگاههای سیاسی و اطلاعاتی غرب برای حاکم کردن نسخه های «مساجد محمدیه اندونزی»، «اندیشه فتح الله گولن در ترکیه» و... که اسلام غیر مبارز و همخوان با مجامع استکباری را ترویج می نمایند دست به کار شده اند. سازمان سیا کتب منتشره توسط این کانونهای به ظاهراسلامی را به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه ترجمه کرده و در تیراژهای میلیونی در خاورمیانه- و بخصوص در حوزه عربی- منتشر نموده اند. تاکید رهبر معظم انقلاب بر نقش حوزه علمیه قم به عنوان مرکز معرفتی دنیای اسلام- و نه فقط جهان شیعه- مسئولیت عام و حساسی را متوجه علمای ارجمند حوزه علمیه قم می نماید و نشان می دهد که نظام جمهوری اسلامی و حوزه علمیه قم باید «تعامل ویژه» و کارآمدی را با هم داشته باشند. دقیقا از همین منظر می توان راز تلاش فراوان محافل استعماری و کانونهای فتنه گر داخلی برای جدا کردن نظام و حوزه ها را دریافت. متاسفانه باید اذعان کرد که افراط در این اندیشه درست که «استقلال حوزه ها از دولت لازمه ادامه حیات حوزه هاست» از سوی عده ای معدود روزنه امیدی را برای محافل اطلاعاتی غرب به وجود آورده است.
4- «اسلام منهای روحانیت» و «اسلام منهای سیاست» دو دستور کار مهم محافل استعماری و بعضی از نحله های انحرافی در داخل کشورهای اسلامی بوده اند. متاسفانه این اندیشه ابتدا در مجامع اهل سنت در کشورهای اسلامی بخصوص در «جامعه الازهر مصر» و «جامعه مدینه» که دو کانون اصلی فقهی اهل سنت بودند رسوخ کرد و بعد به میان مردم این کشورها کشیده شد. در ایران نیز این دو اندیشه طی 100 سال اخیر بشدت تبلیغ شد. در دهه اول انقلاب، این دو تفکر به حاشیه رفتند اما پس از ارتحال امام بار دیگر در دستور کار عملی محافل استعماری و بعضی از گروههای سیاسی روشنفکرزده داخل ایران قرار گرفت. امروز بعضی از نحله های فکری و یا سیاسی با اعلام نیمه رسمی استغنا از روحانیت نوعی از اسلام را تبلیغ می کنند که با تحلیل های بی ارتباط با متن و شیوه دین تطابق داشته باشد کما اینکه بعضی از نحله های فکری و به تعبیر حضرت امام- مارهایی که در بعضی از مدارس دینی ما خزیده اند- روز و شب به گوش موجهین می خوانند که تایید آنان از جمهوری اسلامی، حوزه و هویت آن را مخدوش می کند. خناسان بخصوص در یکی- دو سال اخیر چندین دفتر فعال را در قم دائر کردند تا به نام نقد وضع موجود و تعیین تکلیف روحانیون با حکومت، حوزه ها را از نظام جدا کنند و در نهایت به سکولاریزه کردن قم نایل گردند. اما صدالبته اجتماع عظیم روحانیت قم- اعم از طلاب و اساتید- در مسجد اعظم، صحن های حرم حضرت معصومه(س) و... که در تاریخ قم بی سابقه بود و دیدار صمیمانه استوانه های علمی و فقهی قم با حضرت آیت الله العظمی خامنه ای- دامت برکاته- به خوبی نشان داد که این همه سعی جز نقشی بر آب نبوده است.
5- نکته کلیدی دیگر این است که نظام از جنبه «نظریه پردازی» متکی به حوزه علمیه قم و روحانیت است. این به آن معناست که جریان دیگری به جز روحانیت و شهر دیگری بجز قم نمی تواند این نیاز عظیم را برآورده نمایند و هیچ جریان سیاسی نمی تواند با طرح شبه نظریه های مذهبی، هویت این نظام دینی برآمده از حوزه علمیه قم را به انحراف بکشاند. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای- دامت برکاته- در این سفر اندرز داده و فرمودند: «اگر علمای دینی این کار را نکردند نظریه های غربی، نظریه های غیر دینی، نظریه های مادی جای آنها را پر خواهد کرد- چرا که- هیچ مجموعه ای در خلأ نمی تواند مدیریت کند.» رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب اصلاح وضع علوم انسانی رایج در محافل علمی و دانشگاهی کشور با صراحت فرمودند: «این علوم انسانی که امروز رایج است محتواهایی دارد که ماهیتا معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است و متکی بر جهان بینی دیگری است. حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد.» و سپس اضافه کردند: «حوزه های علمیه و علمای دینی پشتوانه هایی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند و برای برنامه ریزی در اختیار بگذارند.» این نیاز و این توقع مهمترین توقع و نیاز ما از حوزه مقدسه و عظیم علمیه قم است و هیچ چیز دیگری نمی تواند و نباید جای آن را بگیرد. اگر در قم و حوزه این توانایی وجود نداشت طبعا رهبر معظم انقلاب آن را در اجتماع بزرگ علمای قم مطالبه نمی کردند.
اما طی دو سه دهه گذشته این نیاز در کانون «همه فعالیت ها»ی حوزه قرار نگرفته است و تنها بخشی از علما و مدارس علمیه به آن اشتغال ورزیده اند و حال آنکه حجم نیاز نظام اسلامی و فراتر از آن حجم سؤالات و نیازهای جهان اسلام- اعم از اهل سنت و شیعیان- به یافتن پاسخ سؤالات فراوان کلامی، فقهی و اجتماعی بسیار فراتر از این بوده است. پاسخ به فراخوان رهبر معظم انقلاب می تواند حوزه علمیه قم که بزرگترین و متفکرترین حوزه علمیه جهان اسلام و حتی فراتر از آن بزرگترین حوزه علمیه دینی در جهان است را در جایگاه بایسته آن قرار دهد. پس لازم است که در قم یک رستاخیز بزرگ علمی با حضور همه و نه بخشی از علما صورت گیرد. جهان در حال تغییرات سریع فکری است و این قم است که می تواند این تغییرات را معنایی الهی ببخشد. از دیگران توقع نیست این کار فقط از قم برمی آید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات