جنجال حقوقی
«سی کیو ریسرچر» نشریه داخلی کنگره آمریکا، در این خصوص مینویسد: پاسخ به این سؤالات دشوار است، زیرا آنها در دو حوزه قانونی جداگانه میگنجند. یکی از این اصول، قانون بینالمللی بشر دوستی (که به عنوان قانون جنگ مسلحانه نیز شناخته میشود) است. این قوانین با استناد به توافقات بینالمللی طی سالهای متمادی، ایجاد شدهاند و به موجب آنها، رزمندگان قانونی که معمولاً از نیروهای اونیفورم پوش عضو نیروهای مسلح کشوری بخصوص تشکیل شدهاند، از حق حمله به جنگجویان یا حتی غیرنظامیانی که مستقیما در تنشها نقش دارند، برخوردار هستند.
این نشریه میافزاید: اصل دیگری که با استناد به آن موضوع، حملات هواپیماهای بدون سرنشین مورد بحث و بررسی قرار میگیرد، «اصل دفاع از خود» است که به موجب آن، ملتها میتوانند مدعی حق استفاده از نیروی مرگبار برای دفاع از منافع ملی خود در میدانهای نبرد و حتی خارج از آن شوند.
به نوشته نشریه داخلی کنگره آمریکا، «کوه» مشاور حقوقی وزارت امور خارجه آمریکا در دفاع ماه مارس خود از حملات هواپیماهای بدون سرنشین، به این دو اصل استناد کرد. وی در این سخنرانی، مستقیماً نامی از حملات پهبادی مخفیانه سیا نبرد و فقط به ذکر «آنچه که میتوانم در انظار عمومی در خصوص کشتار هدفمند جنگجویان بیان کنم» اکتفا کرد ولی تأکید کرد که حملات هواپیماهای بدون سرنشین قانونی بوده است و در چهارچوب قوانین جنگی میگنجد.
وی در ادامه اظهار داشت: براساس قوانین بینالمللی و مسئولیتهایی که دولت آمریکا در قبال شهروندان خود دارد، مجاز است برای دفاع از خود، از زور، خصوصاً نیروی مرگبار، استفاده کند! دشمن تروریست آمریکا نیروی متعارف در اختیار ندارد، اما ضمن مخفی شدن در میان غیرنظامیان، حملات خود را علیه ما برنامهریزی و اجرا میکند. چنین رفتاری پایبندی به قوانین بینالمللی را دشوارتر و محافظت از غیرنظامیان بیگناه را سختتر میکند!
به نوشته «سیکیو ریسرچر»، شماری از نخبگان آمریکا با دیدگاه «کوه» در خصوص بهکارگیری هواپیماهای بدون سرنشین، حتی از سوی سیا، در پاکستان موافق بودهاند و آن را قانونی و در چهارچوب قوانین بینالمللی و حق دفاع از خود میدانند.
«کنث اندرسون»، استاد حقوق در «دانشگاه آمریکا» American University و از همکاران مؤسسه محافظهکار «هوور» در دانشگاه استنفورد، بر این باور است که حملات هواپیماهای بدون سرنشین، براساس دکترین دفاع از خود قانونی بوده است و چنین رفتارهایی سابقه طولانی در سیاست آمریکایی دارند!
وی بیان میدارد: «تروریستهای پناه گرفته در غرب پاکستان و سایر مناطق نظیر یمن و سومالی، خطر مستقیمی برای امنیت آمریکا به حساب میآیند، حتی اگر مخفیگاههای آنها در کشورهای مستقل و خارج از مناطقی باشد که ارتش ایالات متحده رسماً در آنها مشغول جنگ است.»
اندرسون بر این باور است که اظهاراتش تأییدی بر دکترین دفاع از خود است که در سال 1989 توسط «آبراهام سوفائر» مشاور حقوقی وقت وزارت امور خارجه آمریکا مطرح شد.
سوفائر در آن سال بیان داشت: «آمریکا از این حق که هر کشوری اجازه هدف قرار دادن تروریستها را در خاک کشوری دیگر که تروریستها از آن برای اجرای حملات تروریستی خود استفاده میکنند، داشته باشد، حمایت میکند، به ویژه اگر کشور یاد شده، نتوانسته باشد در پاسخ به درخواستهای کشور حملهکننده، اقدام مؤثری برای توقف عملیات تروریستی از خاک خود انجام دهد.»
«رادستان» استاد حقوق که طی سالهای 2002 تا 2004 به عنوان دستیار مشاور حقوقی «سیا» خدمت کرده، معتقد است که قانون بینالمللی جنگهای مسلحانه و اصل دفاع از خود، میتواند توجیهی برای حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در مناطق غربی پاکستان باشد. وی ضمن تکیه بر قانون بینالمللی یاد شده، میگوید: «من معتقدم که تئوری «دفاع از خود» حیطه بسیار گستردهای را پوشش میدهد و لذا کمتر در این زمینه مناسب است.»
اما نگرانی اصلی وی این است که قوانین آمریکا در تطبیق خود با تحولات استفاده از فناوری هواپیماهای بدون سرنشین (خصوصاً استفاده نیروهای غیرنظامی مانند مأموران سیا از این فناوری) عقب افتادهاند.
به نوشته «سی کیو ریسرچر»، این استاد دانشگاه بیان میکند: به عنوان یک کشور مستقل، ما باید الگوی قانونی انعطافپذیری ایجاد کنیم که به عنوان رابطی میان درگیریهای مسلحانه و اقدامات محافظتی عمل کند. در این راستا شاید لازم باشد نظارتهای سنگینتری نسبت به آنچه در خصوص عملیاتهای نظامی متعارف اعمال میشود، اعمال کنیم.
«ویلیام سی بنکز» مدیر مؤسسه امنیت ملی و ضد تروریسم در دانشگاه «سیراکیوز» نیز کشتار هدفمند را تا زمانی که در چهارچوب عملیات نظامی بگنجد، قانونی میداند.
وی در این باره میگوید: «ما در حال حاضر به وضوح درگیر یک نبرد نظامی علیه القاعده و طالبان هستیم، اما سؤال ظریفتر و قابل تأملتر این است که آیا منطقه عملیاتی شامل پاکستان نیز میشود؟»
بنکز در ادامه اظهار میدارد که منطقه درگیری نظامی شامل پاکستان نیز میشود، زیرا تروریستها از مخفیگاههای خود در مناطق مرزی بین پاکستان و افغانستان و هم داخل خاک افغانستان عملیات انجام میدهند و دولت پاکستان را هم هدف قرار میدهند.
او میافزاید: «براساس قانون بینالمللی بشردوستی! فقط باید بررسی شود که آیا باید به صورت مداوم در این مناطق از زور استفاده شود؟ پاسخ این سؤال با در نظر گرفتن واقعیتهای موجود، مثبت است.»
این در حالی است که بنکز، در شهادت خود در مقابل کنگره اظهار داشت که قوانین معاصر نتوانستهاند خود را با واقعیات موجود در درگیریهای نظامی، تطبیق دهند. او اظهار داشت: «ضعف نظام حقوقی در هیچ کجای دیگر مشهودتر از پرونده کشتارهای هدفمند نیست.»
بنکز همچنین مدعی شد که قوانین ایالات متحده و قوانین بینالمللی، در مورد درگیریهای مسلحانه، مشترکاً در برخورد با پدیدهای که جنجالها و نزاعهای فراوانی در ارتباط با آن وجود دارد، ضعیف عمل کردهاند.
وی در مقابل کمیته تحقیق مجلس نمایندگان چنین اظهار داشت: «توجه کمی در بهروزرسانی قوانین برای تطبیق آنها با درگیریهای نوین انجام شده است. کنگره لطف بزرگی در حق همه ما (آمریکاییها) میکند اگر تمرکز خود را بر تصویب سیاستها و ضوابطی قرار دهد که اجازه استفاده از زور علیه تروریسم غیر دولتی را توسط دولت بدهد.»
نشریه «سی کیو ریسرچر» در ادامه مینویسد: بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دولت پاکستان بیسروصدا چشم خود را بر روی برخی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین بسته و علت «حمایت در سکوت» اسلامآباد نیز جلوگیری از دامنزدن به احساسات ضد غربی در کشور خود است.
این نشریه ادامه میدهد: این در حالی است که سایر ناظران معتقدند اگر دولت پاکستان رسماً و با صدای بلند حمایت خود را از این حملات اعلام نکند، انجام آنها یقیناً غیرقانونی خواهد بود.
به نوشته «سی کیو ریسرچر»، بسیاری از کارشناسان حقوقی معتقدند که عملیاتهای انجام شده توسط هواپیماهای بدون سرنشین که توسط سازمان غیرنظامی سیا و خارج از چهارچوب فعالیت نیروهای مسلح انجام میگیرد، غیر قانونی است.
«اوکانل» در این باره میگوید: «فقط نیروهای مسلح آمریکا، و نه سازمان سیا، میتوانند بهصورت قانونی از هواپیماهای بدون سرنشین برای انجام حملات در پاکستان استفاده کنند، آن هم در صورتی که دولت پاکستان رسماً از دولت ایالات متحده خواستار سرکوب چالشی شده باشد که برای دولت غیرنظامی این کشور ایجاد شده است.»
وی به شدت با این دیدگاه که قانون دفاع از خود، اجازه انجام حملات از طریق هواپیماهای بدون سرنشین در داخل خاک پاکستان را داده است، مخالفت میورزد. اوکانل در این خصوص اظهار داشت: «آمریکا فقط در صورتی میتواند برای انجام این حملات به اصل دفاع از خود استناد کند که پاکستان رسماً مسئول حمله مسلحانه به ایالات متحده شناخته شود. فقط حمله مسلحانه است که حق دفاع از خود را قابل استدلال میکند.»
«آلستون» نیز در یک بیانیه، نگرانیهای خود را از پنهانکاری که برنامه حملات پهبادی سیا را احاطه کرده است، ابراز داشت. وی در این بیانیه اظهار داشت: جامعه بینالمللی نمیداند سیا کجا و چه زمانی مجاز به ارتکاب قتل است؟ معیار تشخیص اهدافی که باید کشته شوند چیست؟ چه ضوابطی برای حصول اطمینان از قانونی بودن این کشتارها وجود دارد؟ و هنگامی که افراد غیرنظامی و بیگناه بهصورت غیرقانونی کشته میشوند، موضوع چگونه پیگیری میشود؟
وی افزود: در مواردی که اعلام نمیشود چه کسی و به چه دلیلی کشته شده است و اینکه آیا افراد بیگناه و غیرنظامی نیز (در حمله) کشته شدهاند یا خیر، اصل بینالمللی پاسخگویی، رسماً نقض و پایمال شده است.
به نوشته نشریه داخلی کنگره آمریکا، اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا بهار امسال طی نامهای به اوباما، قانونی بودن کشتار هدفمند مظنونهای تروریستی را زیر سؤال برد و بیان داشت: کل جهان منطقه جنگی محسوب نمیشود و لذا نمیتوان تکنیکها و تاکتیکهایی را که در مناطق جنگی مانند عراق و افغانستان استفاده میشود، در سایر مناطق جهان به بهانه اینکه تروریستی ممکن است در آنجا مخفی شده باشد، بهکار گرفت.
«سی کیو ریسرچر» در این باره مینویسد: اینکه تاکنون چه تعداد غیرنظامی قربانی حملات هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان شدهاند، فقط بهصورت حدس و گمان مطرح میشود. با توجه به اینکه برنامههای مربوط به پرندههای بدون سرنشین سیا درهالهای از پنهانکاری پوشیده شده و امکان تشخیص دوست از دشمن در مناطق مرزی پاکستان ـ افغانستان بسیار دشوار است، تعداد افراد عادی کشته شده در حملات هواپیماهای بدون سرنشین، بهدقت قابل اندازهگیری نیست. این مطلب موجب میشود بسیاری از تحلیلگران در خصوص مفید و مؤثر بودن این پرندهها به عنوان ابزار ضد تروریستی، شک کنند.
این نشریه میافزاید: اواسط ماه ژانویه، محققان «بنیاد آمریکای جدید» اعلام کردند که براساس محاسبات آنها، حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در پاکستان از سال 2004 تاکنون، دستکم 1040نفر را به کام مرگ فرستاده است.
«سی کیو ریسرچر» مینویسد: بر اساس گزارش این بنیاد، حتی اگر گزارش رسانهها مبنی بر اینکه دوسوم قربانیان این حملات از شبهنظامیان بودهاند، صحیح باشد، باز هم یک سوم کشتههای حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی غیرنظامی بودهاند که خود رقم قابل اعتنایی است.
این نشریه میافزاید: شهادت «کیلکولن »و اعلام کشته شدن 700 غیرنظامی پاکستانی در حملات هواپیماهای بدون سرنشین، بارها در مباحث مربوط به این پرندهها مورد استناد واقع شد. در این خصوص «سی کریستین فیر» استادیار علوم امنیتی دانشگاه «جورج تاون» در مقالهای که بهار امسال منتشر کرد، چنین نتیجه گرفت که «اگر اطلاعات ارائه شده توسط کیلکولن ساختگی نبوده باشد، پس این امر که حملات هواپیماهای بدون سرنشین موجب ظهور تروریستهای بیشتری میشود، قطعاً حقیقت خواهد داشت.»
به نوشته «سی کیو ریسرچر»، بهرغم آنکه هواداران حملات هواپیماهای بدون سرنشین در دفاع خود از این حملات به گزارشهای منتشر شده از افزایش روزافزون دقت هدفگیری این پهبادها استناد میکنند، اما منتقدان معتقدند که حتی اگر هدفگیریها دقیق باشد و فقط جنگجویان و شورشیان را هدف قرار دهد، بازهم بذر افراطگرایی و گرایش به جنگجویان را آبیاری میکند. ادامه دارد...