تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۹۰۲۵۱
آسیب‌شناسی اقتصادی انقلاب اسلامی

شایسته ‌سالاری و تأثیر آن در کاهش فساد مالی


مصطفی یاسینی
یکی از آسیبهایی که نظام اسلامی را مورد تهدید قرار داده و اعتماد عمومی را نسبت به آن کاهش می‌دهد، "فساد مالی" مسئولین و مدیران بویژه مدیران ارشد نظام اسلامی است. در مقالات قبل به تعاریف فساد مالی اشاره کرده و شکل‌ها و نمودهای مختلف آن را به اجمال مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به بررسی نظریات مختلفی که پیرامون وجود و شیوع فساد مالی در جوامع و نقش آن در ارتقای توسعه و یا نقش آن در تضعیف روند توسعه مطرح شده، پرداختیم و در ادامه به تبیین مفهوم فساد مالی و بررسی زمینه‌های بروز مفاسد مالی از دیدگاه اسلام از جمله "حاکمیت تفکر غیر دینی" ؛ "وجود مسئولان و مدیران اقتصادی نالایق" و "حاکمیت روحیه مال دوستی" پرداختیم. همچنین در مقام بیان آثار و پیامدهای فساد مالی از منظر اسلام، به گسترش فقر و پایمال شدن حقوق افراد جامعه که نتیجه حاکمیت تبعیض است و نیز زوال اخلاق فردی و اجتماعی و دگرگون شدن ارزشها، اشاره نمودیم. همچنین "حاکمیت تفکر سرمایه‌داری" را به عنوان یک آسیب جدی مورد بررسی قرار داده، به برخی از آثار منفی آن در جامعه اشاره کردیم. بدون تردید عدم گزینش صحیح مدیران و مسئولین، یکی از زمینه‌های اصلی گرایش این افراد به فساد مالی است. اگر گزینش مدیران در سطوح میانی و کلان، با ملاکات صحیح و اسلامی انجام گیرد قطعا شاهد تحولات شگرفی در حوزه مدیریت خواهیم بود و بالطبع فساد مالی به حداقل ممکن خواهد رسید. در این نوشتار برآنیم نیم‌نگاهی به مسئله شایسته‌سالاری از دیدگاه آموزه‌های اسلامی خصوصا سیره حکومتی و مدیریتی امیرالمؤمنین علی (ع) داشته باشیم.
در اندیشه اسلامی، واگذاری مناصب و مشاغل به افراد و انتخاب نیروی کار اعم از مدیران و کارمندان و کارگران بر اساس لیاقت و شایستگی، اصلی مسلّم و تردید ناپذیر است. رعایت شایسته سالاری در گزینش نیروی کار مقتضی بهره‌گیری از نیروی کار متعهد و متخصص است. سنت الهی بر این است که به هیچ کس جز بر اساس شایستگی‌های لازم مسئولیت نمی‌دهد. این مهم در واگذاری مقام خطیر نبوت و امامت کاملاً مشهود است. وقتی خداوند طالوت را به عنوان برگزیدة خویش مطرح نمود، بنی اسرائیل به این گزینش اعتراض کردند و گفتند: "چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، او ثروت زیادی ندارد". در واقع، از نظر بنی اسرائیل، ملاک شایستگی، داشتن مال و ثروت بسیار بود و از این رو، خود را برتر از طالوت می‌دیدند و حال آنکه در نظر الهی طالوت به لحاظ برخورداری از علم و قدرت جسمانی(بقره/247) از هر جهت شایسته این مقام بود. سیره نبوی نیز سرشار از توجه حضرت به کاردانی نیروی کار و دقت در گزینش سزاوارترین آنهاست، تا جایی که آن حضرت حتی در جزئی‌ترین امور نیز، اصل شایسته‌ سالاری را رعایت نموده، کار را به شایستگان و اهل فن می‌سپردند. بیان نورانی آن حضرت به حاکم مکه، که فرمودند: "لو اعلم لهم خیراً منک استعملته علیهم؛ اگر برای اداره مکه بهتر از تو کسی را می‌شناختم، برمی‌گزیدم"(1) نشان از اهمیت بالای اصل شایسته‌سالاری در نزد ایشان دارد.
سیرة مدیریتی حضرت علی(ع) نیز حکایت از محوریت اصل شایسته‌گزینی در نظام حکومتی جامعه علوی دارد. امام علی (ع) میراث‌دار حکومتی بود که در نظام‌های گوناگون اداری و گزینشی، قضائی، نظامی و تقنینی آن، روابط جانشین ضوابط شده، انگیزه‌های دومانی، تملّق، ثروتمندی و قدرت‌نمایی به جای اصل تقوا و شایسته سالاری قرار گرفته بود. با توجه به نابسامانی‌های مزبور، نخستین اقدام حکومتی حضرت پس از بیعت مردم، جابه جایی و عزل و نصب وسیع مدیران اجرایی نظام پیشین بود. حضرت پس از دستیابی به حکومت، با قاطعیت فرمودند: "قسم به خداوندی که پیامبر را به حق مبعوث نمود، به سختی مورد آزمایش و گزینش قرار می‌گیرید و همانند محتویات دیگ هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آن چنان که برآمدگان برافتند و افتادگان برآیند. باید پیشگامان دیانت و شهادت روی کار آیند و کسانی که با فرصت‌طلبی و امتیازات گوناگون برآمده‌اند، دست رد بر سینه خورند"(2). با نگاهی گذرا به کارگزاران حضرت در مقامات گوناگون سیاسی، قضائی، نظامی و اقتصادی می‌توان دریافت که هیچ چیز جز شایسته‌سالاری در عزل و نصب و برآمدن و برافتادن آنها، دخالت نداشته است. حضرت با یک جملة ساده و کامل، ضمن تاکید بر اصل شایسته‌گزینی، تمام حکومت‌های نالایق و نامشروع زمان خود و تاریخ بشر را که با رابطه محوری روی کار آمده‌اند، زیر سئوال برده، می‌فرماید: "شگفتا، آیا خلافت با رفاقت و خویشی هم می‌شود؟"(3). قدرتمندان که پیش از زمامداری حضرت، بر اساس تعلقات خانوادگی، قدرت مالی و عشیره‌ای، مصلحت جویی و مانند آن بر سر کار آمده بودند، بدون کمترین فوت وقتی برکنار شدند و متعهدان کارشناس، بر اساس شایستگی علمی و عملی به کار گمارده شدند. امام (ع) قدرت‌طلبان را شایسته آن نمی‌دانست که مسئولیتی به ایشان سپرده شود و بر اساس سخن حضرت رسول اکرم (ص) که فرمودند: "ما هرگز کسی را که به دنبال حکومت و زمامداری است، در امورمان به کار نمی‌گماریم"(4) از واگذاری مسئولیت به آنها خودداری می‌ورزید.
به عقیده امیر المؤمنین علی (ع) مسئله لیاقت و شایستگی افراد در نظام سیاسی، مهمترین اصل برای اداره جامعه به شمار می‌آید. حضرت با بیان دو مقدمه ظریف؛ ارزش، اهمیت و دلیل حاکمیت اصل لیاقت و شایستگی در سطح نظام سیاسی و مدیریتی را روشن می‌کند: مقدمه اول: "کارها به وسیله کارکنان و کارگزاران شایسته راست و درست می‌شود"(5) مقدمه دوم: "آفت کارها، ناتوانی کارکنان است"(6)نتیجه: اگر کارکنان دارای عجز و ناتوانی بوده و از عهده امور آن طور که شایسته است برنیایند، کارها رو به فساد و تباهی رفته و امور به جای اصلاح و پیشرفت، سیر قهقرایی می‌پیمایند. حضرت با توجه به پیامدهای ناگوار تصدی مناصب مدیریتی از سوی نااهلان، به هیچ وجه حاضر نشد در سپردن مسئولیت‌ها به افراد، مسامحه روا داشته، از اصول و معیارهای دینی عدول نماید، از این رو، در نامه‌های خود به استاندارانش مکرراً یادآور شده است افرادی را به عنوان کاتب، کارگزار، قاضی و ... انتخاب نمایند که از توانایی و لیاقت برخوردار بوده، بر اساس اصل عدالت و شایستگی، گزینش شده باشند. عهدنامه مالک سرشار از این توصیه‌هاست. بنابراین با توجه به تاکید دین اسلام بر ضرورت شایسته‌سالاری در گزینش نیروی کار، لازم است مدیران ارشد نظام اسلامی با نصب العین قرار دادن دستورات پیشوایان دین، نسبت به این مهم اهتمام ورزند و از واگذاری مشاغل و مناصب به افراد ناشایست پرهیز نمایند، خصوصاً مشاغلی که با حقوق مردم و بیت المال در ارتباطند.(7)
پی‌نوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات