تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۹۰۵۸۵

انتظارات و اتفاقات


محمدجعفر بهداد
بعضی اتفاقات در دنیای معاصر، دقیقاً برخلاف انتظارات روی می‌دهد. نمی‌دانم نخستین بار که نظریه گفت‌و‌گوی تمدن‌ها توسط اندیشمندان سیاسی غرب مطرح شد، چه بازتابی داشت، اما چند سال پیش که این نظریه توسط رئیس‌جمهور وقت کشورمان تکرار شد، ناگهان گویا تمام مناسبات و معادلات صلح‌آمیز جهان به هم ریخت و به تعبیر دکتر حداد عادل جهان رنگ خون گرفت.
به تازگی و در حالی که بوق‌های تبلیغاتی وابسته به لیبرالیسم جهانی، دولت اصولگرا را به خردگریزی و تندروی متهم ساخته و سعی داشتند مردم دنیا را نسبت به پیامدهای مخاطره‌آمیز روی کار آمدن رئیس‌جمهور اسلامی ایران بترسانند، دکتر احمدی‌نژاد ضمن تکرار سخن حکیمانه دوراندیشانه امام عزیز مبنی بر ضرورت محور رژیم صهیونیستی از صحنه روزگار، اما نظریه‌ای منطقی و هوشمندانه راجع به هولوکاست و طرز برخورد با رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی ارایه کرد که تاکنون نه تنها سران تحت نفوذ بسیاری از کشورهای دنیا نتوانستند واکنشی عاقلانه و قانع‌کننده به این نظریه بدهند، بلکه در مهار موج حمایت مردم و نخبگان خود از اظهارات رئیس‌جمهوری اسلامی ایران عاجز مانده‌اند.
واکنش اندیشمندان و توده‌های مردم دنیا به نتیجه‌گیری منطقی احمدی‌نژاد از دروغ‌پردازی موسوم به کوره‌های یهودی‌سوزی، شاید از جنس اتفاقاتی است که برخلاف انتظارات و تبلیغات بوده، اما در نوع خود غیرتکراری و بی‌نظیر بود و نیز چون بر محتواگرایی – نه فرم‌گرایی و مانور روشنفکری – استوار بوده است، مایه سربلندی و خوشنامی ایران و ایرانی نزد جهانیان شد.
در عرصه فرهنگ و هنر هم‌گامی یک فرآورده فرهنگی نظیر فیلم یا کتاب به علت آنکه به مذاق جریان روشنفکری غرب خوش می‌آید، چنان مورد تعریف و تمجید کانون‌های به ظاهر فرهنگی و هنری غربی قرار می‌گیرد که خالق آنها در حد یک نوپرداز و اسطوره معرفی می‌شود، اما هیچ رغبتی را در اندیشمندان و آحاد مردم دنیا برنمی‌انگیزد.
بازخورد پیشنهاد احمدی‌نژاد راجع به ضرورت تفقد از صهیونیست‌ها توسط اروپایی‌های یهودی‌سوز (1)، برخلاف آنکه عیش سیاستمداران غرب و مجامع وابسته به آنان را – که درصد ناچیزی از جمعیت دنیا را به خود اختصاص می‌دهند – برهم‌زده، اما همچون هدیه‌ای گرانبها و خیره‌کننده، دست به دست میان سیلی از جمعیت میلیاردی جهان می‌چرخد و هیچ ابزار قدرتمند سیاسی و رسانه‌ای دنیا را یارای جلوگیری از پیشرفت این نظریه دلسوزانه و معقول در ذهن و دل جهانیان نیست.
تجربه دهه اخیر به ما می‌فهماند اگر در اظهارنظرها و نظریه‌پردازی‌های‌مان به ویژه راجع به مسایل جهانی – همچون امام راحل – فقط برای رضایت خداوند و با هدف یاری کردن مردم جهان – نه برای خوشامد سران زیاده‌خواه و ظالم آنان – گامی برداریم، موجب ظهور برکات و خشنودی زیادی برای جهانیان خواهیم شد. ای بسا ابراز خرسندی حاکمان کشورهای به اصطلاح مدرن و توسعه یافته از اظهارات و اقدامات ما، که سودی برای مردم ستمدیده دنیا نداشته باشد و چه بسا اظهار ناخشنودی و دلواپسی گردانندگان حکومت‌ها و مجامع غربی از اظهارات و اقدامات حق‌گرایانه، که رضایت خدا و خلق جهانی‌اش را به دنبال دارد.
یکی از اتفاقات که برخلاف انتظارات، همواره دامنگیر کشورمان بوده، همگرایی برخی از نمایندگان ایران در ماموریت‌های خارجی‌شان با منافع کشور میزبان که گاه در صف دشمنان نظام قرار داشتند، بوده است.
یک قاعده عقلانی، بلکه تجربیات تلخ دهه گذشته به ما می‌آموزد که فرستادگان مدیران یا کارمندان جمهوری اسلامی ایران؛ شاغل در کشورهای دیگر نظیر سفرا، کارداران، رایزنان فرهنگی، مسئولان دفاتر فرهنگی ایران، وابستگان بازرگانی و روسای شعبات بانک‌های داخلی در سایر کشورها باید از پایبندی محکم و تثبیت شده‌ای نسبت به آرمان‌های دینی و انقلابی و نیز اهداف کلان نظام برخوردار باشند.
بارها خبردار شدیم که فلان سفیر یا رایزن فرهنگی با استفاده از امکانات بیت‌المال مشغول ترویج و تبلیغ بعضی افراد تو اندیشه‌های انحرافی داخلی و در کشور محل مأموریت خود هستند. این عناصر که قاعدتاً باید به تبیین و توجیه اهداف اصولی یا نظریه‌های مترقی و کارساز نظام اسلامی بپردازند، گاهی علیه مواضع رسمی و ارزشی نظام و مسئولان عالی کشور اقدام کرده و دوستان ایران اسلامی را در تداوم حمایت‌های خود از ارزش‌های انقلابی دلسرد و متوقف می‌سازند.
از آنجایی که رئیس‌جمهور مکتبی و مردمی نسبت به منافع و مصالح کشور و اتخاذ مواضع عزت‌آفرین و تأمل برانگیز درباره تحولات جاری جهان دقت و جسارت به خرج می‌دهد، لذا ضرورت دارد ایشان و وزیر محترم و امور خارجه درباره صلاحیت مدیران و نمایندگان ایران اسلامی در مأموریت‌های دراز مدت خارجی نیز حساسیت ویژه‌ای به خرج داده و از ادامه مأمورتی کسانی که طی دو دهه اخیر کارنامه مثبتی نسبت به مواضع ارزشی اسلام و انقلاب ارائه نداده و فراتر از آن با تکنوکرات‌های غربگرا همگام بودند، جلوگیری کنند. زیرا از جمله خسارتی که ادامه کار این افراد در پی خواهد داشت خودداری از تقویت دولت اصولگرا و انتقال واقعیات جامعه متحول ایران به ایرانیان خارج از کشور یا اتباع غیر ایرانی آن کشورهاست.
احمدی‌نژاد، که نظریات و دیدگاه‌های مترقی‌اش بر دل علت‌های آزاده دنیا نشسته، نباید اجازه دهد که پیام متفاوت و متضادی از جمهوری اسلامی ایران و توسط نمایندگان دولت در خارج منعکس شود.
سفارتخانه‌ها و سایر نمایندگی‌های ایران در دیگر کشورها با بودجه بیت‌المال اداره می‌شوند و امانتداری حکم می‌کند این امکانات، در راه گسترش آموزه‌های دلنشین دینی و انقلابی به کار گرفته شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات