تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۹۰۸۸۵
تشریک مساعی هند و پاکستان؛

چشم‌اندازهایی برای پیروزی یا شکست


از سال گذشته به این سو هند و پاکستان گام‌هایی هرچند لرزان به سوی بهبود روابط دو جانبه خود برداشته‌اند. وزرای خارجه دو کشور در اوایل سپتامبر 2004 با هدف بازبینی پیشرفت حاصل شده در «نقشه راه صلح هند و پاکستان» با یکدیگر ملاقات داشتند و هر دو طرف در اواسط فوریه سال جاری توانستند بر سر این نقشه به توافق برسند.
اگرچه دو کشور هنوز بر سر مساله کشمیر اختلاف دارند و نتایج ملموس توافق‌های دوجانبه‌شان کم بوده است، اما دو طرف متعهد شده‌اند که این فرایند را تداوم بخشند.
با وجود تغییر و تحولاتی که در کادر رهبری هند ایجاد شده است اما به نظر می‌رسد این فرایند همچنان رو به جلو در حال تداوم است. البته باید اذعان داشت که تردیدهایی درباره توان و قدرت دولت جدید در ادامه راه دولت قبلی وجود دارد.
تنش‌زدایی فعلی بین دو کشور به دلایلی چند در خور توجه است:
اول) آسیای جنوبی تنها منطقه جهان است که دو همسایه مسلح به سلاح هسته‌ای در آن وجود دارند و از درگیری و تخاصمی فعال در قبال هم برخوردارند. جدیدترین بحرانی که در روابط دو کشور بروز کرد وقتی بود که در طول سال‌های 2_2001 حدود یک میلیون سرباز مسلح در طول مرز مشترک دو کشور رو در روی هم استقرار یافتند و کافی بود یک تصمیم نابخردانه این بحران را به جنگ و حتی جنگ هسته‌ای تبدیل کند.
دوم) پاکستان یکی از شرکای مهم، اگرچه نیم‌بند، در جنگ علیه تروریسم است. آمریکا درصدد است که حمایت فعال پاکستان در افغانستان و در داخل خود پاکستان در مبارزه علیه تروریسم را تضمین و حفظ کند.
سوم) یکی از معدود ابزارهایی را که پاکستان در راستای امتیازگیری از هند مورد استفاده قرار داده است، استفاده از توان شبه نظامیان مسلح می‌باشد. شبه نظامیانی که اسلام‌آباد برای تضمین و تامین منافع خود از آنها در کشمیر و افغانستان استفاده می‌کند.
تحلیلگران معتقدند که هم هند و هم پاکستان با چندین تغییر سیاسی داخلی مواجه بوده‌اند که این تغییرات منجر به این شده‌اند هر دو کشور نسبت به قبل تعهد بیشتری به تداوم بخشیدن پروسه تنش‌زدایی و حل مسالمت‌آمیز معضلات و مشکلات در روابط دوجانبه‌شان باشد.
در دو سال گذشته با توجه به عدم توافق‌هایی که دهلی نو با اسلام‌آباد داشته است از قابلیت و توان هند برای ادامه یک گفت‌و‌گوی درونی با گروه‌های مختلف در کشمیر کاسته شده است. در آینده نیز تداوم این عدم توافق با اسلام‌آباد تلاش‌های هند برای بهبود رشد اقتصادی و گسترش نفوذ سیاسی‌اش در جنوب آسیا را با مشکل و محدودیت مواجه خواهد ساخت. هند می‌داند که حل و فصل این تعارض و اختلاف‌ها برای دست یافتن به هدف غایی‌اش که همان تبدیل شدن به یک قدرت در حد و اندازه‌ای جهانی است، حائز اهمیت می‌باشد.
در رابطه با انگیزه‌های پاکستان برای تنش‌زدایی با هند، برخی تحلیلگران معتقدند که این فرایند هم به نیروهای مسلح پاکستان و هم به شبه نظامیان این کشور فرصت آرامش می‌دهد که بسیار بدان نیاز دارند، چرا که از دو سال مواجهه و درگیری‌هایی که بانی آنها رئیس‌جمهورشان بوده است، احساس خستگی می‌کنند. اگرچه پاکستان از تنش‌زدایی با هند حمایت کرده است اما در طول مرز مشترکش با افغانستان جنگ و درگیری داشته و محیط امنیت داخلی آن همچنان نابسامان است. خشونت‌های فرقه‌ای و جنایات سازمان یافته سال‌هاست به قطب تجاری و مالی این کشور یعنی بندر کراچی بدون چشم‌اندازی امیدبخش برای خاتمه اینگونه خشونت‌ها و جنایات، آسیب‌های جدی وارد ساخته است.
هم هند و هم پاکستان بر آن بوده‌اند که با تعهد خود به فرایند تنش‌زدایی خیال آمریکا و دیگر بازیگران مهم بین‌المللی را از منطقه آسوده سازد. بحران 2_2001 ترس شدیدی در آمریکا از بروز یک جنگ هسته‌ای میان دو کشور بوجود آورد. در پی آزمایش هسته‌ای دو کشور در 1998 و بحران کارگییل در 1999، مواجهه 2_2001 آمریکا و دیگر کشورها قدرتمند جهانی را به سمت فعالیت گسترده برای حل و فصل اختلافات دو کشور سوق داد.
علاوه بر انگیزه‌ها و تمایل دو طرف برای عادی‌سازی روابط‌شان، آمریکا و قدرت‌های بین‌المللی گرایش زیادی به حل اختلافات هند و پاکستان یافته‌اند. تا مدیریت این اختلافات فعال‌ترین میانجی یا تسهیل کننده روابط هند و پاکستان آمریکا است که این میانجی‌گری مورد استقبال و رضایت پاکستان بوده است. اما هند با هرگونه ورود قدرت‌های خارجی به روابط دو طرف مخالفت کرده و معتقد است که این روابط دوجانبه است و باید به «پیمان شیملا»، توافق شده به سال 1972، احترام گذاشت.
اگرچه زمینه‌های خوش‌بینی در حل اختلافات طرفین محسوس است اما دلایلی نیز برای شک و تردید در خصوص حل و فصل کامل اختلافات هند و پاکستان در آینده نزدیک وجود دارد. مهمترین و اساسی‌ترین دلیل «عدم تقارن و هماهنگی ذاتی» اهداف مدنظر طرفین در رابطه با وضعیت کشمیر است.
هند درصدد است پاکستان را به سمت شناسایی وضع موجود از طریق استفاده از ابزارهایی که به «خط کنترل» کشمیر به عنوان مرز قانونی بین‌المللی رسمیت می‌بخشند، سوق دهد.
محدودیت‌های داخلی هر دو کشور نیز شرایط مناسبی برای رهیافت کاملا جدیدی در حل و فصل تعارضات و اختلافات فراهم نمی‌آورد. پویایی سیاسی و امنیتی در پاکستان دلگرم کننده نیست و بر همین اساس حتی اگر هند قادر باشد خواسته‌های پاکستان را در این فرایند برآورده سازد بعید به نظر می‌رسد که اسلام‌آباد قادر باشد از آن به عنوان شکلی از پیشرفت برای اقناع شهروندانش و گروه‌های ذی‌نفوذی نظیر ارتش استفاده کند. بعلاوه بحران کشمیر به این معنی است که زیرساخت‌های شبه نظامی وسیع پاکستان باید منحل شوند.
به گزارش ایسنا هند تحت اجبارها و اضطرارهایی قرار دارد. هند کشوری ثروتمند و دارای دموکراسی‌ای پویا است و نخبگان آن بر سر موضوعات تنش‌زایی نظیر روابط با پاکستان که می‌توانند چالشی برای سیاست داخلی هند باشند به اجماع دست یافته‌اند. از زمان بحران کارگیل و حملات متداوم در کشمیر و در خود هند، بسیاری از هندی‌ها از تاکتیک‌های پاکستان خسته شده‌اند. افراطی‌های هند احساس می‌کنند که نباید به خاطر فعالیت‌ها و اقدامات پیش پا افتاده‌ای که اسلام‌آباد در راستای تنش‌زدایی مبادرت به آنها کرده است به اسلام‌آباد باج دهند. نتایج انتخابات آوریل _ مه 2004 نیز لایه دیگری به عدم قطعیت این تحلیل افزود و آن اینکه حزب باهاراتیا جاناتا (BJP) که حامی اصلی روند صلح با پاکستان بود از قدرت برکنار شد. اگرچه حکومت جدید از حزب کنگره، فرایند صلح را تایید کرده و ادامه می‌دهد اما بعید به نظر می‌رسد که از نفوذ داخلی قوی برای ادامه این روند برخوردار باشد. اگر تاریخ را ملاک نظر خود قرار دهیم، احتمال اینکه این فرایند با شکست مواجه شود زیاد است. نتیجه این دوره از تنش‌زدایی نهایتا بستگی به تفاهم حاصل شده بوسیله دهلی نو و اسلام‌آباد بر سر موضوعات محوری دارد، موضوعاتی که توافق بر سر آنها بسیار مشکل و حتی غیرممکن است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات