تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۹۰۹۳۰

حکومت اسلامى در کلام حضرت امام(ره)


گروه سیاسی، محمد پهلوانی: امام خمینی(ره) به عنوان معمار بزرگ و سلسله جنبان انقلاب‌اسلامى ایران همواره بر ضرورت و اهمیت کارآمدى حکومت اسلامى تاکید مى‌کردند. تبیین و پایبندى نسبت به آرا و آرمان‌هاى امام راحل(ره) وظیفه همگان على‌الخصوص، خواص جامعه و منتسبین به حضرت امام(ره) مى‌باشد.
هر چند سالیانى است که حمایت و پیروى از آرمانها و خط امام(ره) تابلوى جریان سیاسى خاصى شده است، اما بر تمامى آحاد جامعه و جریان‌هاى سیاسى فرض است که در راه دفاع از اندیشه‌هاى ناب حضرت امام(ره) و جلوگیرى از تحریف و سوءتفسیر آنها کوشا باشند.
در خبرها چندى پیش آمده بود که آیت‌الله سید جلال طاهرى اصفهانی، نماینده محترم مردم شریف اصفهان در مجلس خبرگان رهبرى بیان داشته‌اند: “اینکه برخى حکومت اسلامى را بر جمهورى اسلامى ترجیح مى‌دهند خطر بسیار بزرگى است، این خطر هم مشخص است، یعنى برگشت حکومت به مسئله خلافت. امام خمینی(ره) همواره جمهورى اسلامى مى‌گفتند، یک بار هم اسم حکومت اسلامى را به زبان نیاوردند.”(1)
بر اساس اندیشه سیاسى امام(ره) چون دین اسلام جامع همه نیازهاى مادى و معنوى و اخلاقى انسان است لذا حکومت اسلامى نیز به تبیعت از آن همواره به دنبال رفاه و سعادت انسانها است. چنانکه مى‌فرمایند: “ان‌شاءالله اگر حکومت اسلامى جریان پیدا بکند، براى همه رفاه هست، براى همه سعادت است، براى همه رفاه و سعادت دنیا و آخرت است.”(2) همچنین حضرت امام عنوان مى‌دارند: “حکومت اسلامى اگر همه ان‌شاءالله پیاده بشود، به آن طورى که بر پیغمبر اسلام نازل شده است سعادت دنیا و آخرت ملتها را ضمانت کرده است”،(3) نیز متذکر مى‌شوند: “حکومت اسلامى مساوى با پیشگرایى و تمدن و ترقى است، نه مخالف با آن است.”(4)
حال دو سوال نسبت به صحبت‌هاى آقاى طاهرى اصفهانى مطرح مى‌شود:
1- ایشان طبق کدام مجموعه از سخنان امام(ره) و با چه میزان تتبع در آثار ایشان مدعى آن شده‌اند که امام(ره) حتى یک بار هم اسم حکومت اسلامى را به زبان نیاورده‌اند؟
2- با توجه به صحبت‌هاى آقاى طاهرى اصفهانى آیا صحبت‌هاى حضرت امام(ره) درباره “حکومت اسلامی” را مى‌توان حمل بر مسئله خلافت کرد و به عنوان خطر بزرگ قلمداد کرد؟
آیت‌الله طاهرى اصفهانى تاکید مى‌کنند: “در صورتى که متمکن باشم وظیفه دارم خطرى را که قرار است در آینده براى نظام اتفاق بیفتد به مردم گوشزد کنم.”
سوال متبادر به ذهن این است که آیا ایشان آن هنگام که حضرت امام خمینی(ره) و اندیشه‌هاى تابناکش در دوران کروفر برخى افراطیون حامى اصلاحات در مجلس و دولت، مورد هجمه و گاه اهانت و ریشخند غیرمستقیم بود، هیچ وظیفه شرعی، اخلاقى و بلکه ملى و وطنى در برابر موج شبهات، تحریفات و تهاجمات نسبت به فکر و اندیشه و آرمان حضرت امام،(5) احساس نمى‌نمودند؟! ایشان در آن زمان با چه مجوز شرعى در مقابل این جسارتها به حضرت امام(ره) سکوت مصلحت پیشه و سیاست‌ورزانه اختیار کردند؟ آیا آن روز مقید نبودند به وظیفه خویش عمل کنند؟!
ایشان تاکید کرده‌اند: “مرم باید در مقابل این خطر جبهه بگیرند زیرا کسانى الان طرفدار چنین حکومتى هستند که از آنها به خدا پناه مى‌برم.”
همان طور که روشن است، پناه بردن به خدا از طرفداران حکومت اسلامی، متضمن شدیدترین انتقاد، بلکه تخریب علیه آنان است. حال این بحث مطرح است که آیا کسانى که از حکومت اسلامى سخن مى‌گویند و همگان از حال و وضع علمى و مراتب اخلاقى آنان مطلعند، همان مفهوم خلافت را که آیت‌الله طاهرى اصفهانى به شدت مردودش مى‌شمارند مراد مى‌کنند و حکومت اسلامى را به معناى نادیده گرفتن مردم در تئورى و عمل و سرکوب آنان و زیرپا نهادن راى‌شان در نظر مى‌گیرند یا در این میان یک misunderstanding یا به وجهى دیگر، یک misinterpretation از سوى آیت‌الله طاهرى اصفهانى رخ داده است. اگر کسى به لحاظ مباحث ساختارى و تئوریک، مردم را فاقد مدخلیت ذاتى در مشروعیت نظام حکومتى دانست، این الزاما بدان معنا نیست که مردم را باید به هیچ انگاشت و در اجرا و جامه تحقق پوشاندن بر عدالت، به راى و نظر مردم بها نداد، انتخاباتها را تعطیل کرد و هکذا. اما اگر مقصود آیت‌الله طاهرى اصفهانی، کسانى دیگر هستند که دقیقا همان مفهوم خلافت و سرکوب مردم و تعطیل انتخابات و امورى از این دست را مراد مى‌کنند، باید از ایشان خواست که سریعا مصدق را مشخص نمایند و پرده از چهره این نابکاران که باید از شر آنها به خدا پناه برد برفکنند تا همه مردم به ید واحده علیه او تبدیل شوند و از پیشرفت تفکر و ادامه صاحب منصب بودن او جلوگیرى کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات