یک سال از آغاز به کار دولت نهم مىگذرد. دولتى که توانست با قاطعیت توسط آراى مردمى در سوم تیر 84 به پیروزى برسد و سکان قوه مجریه کشور را در دست بگیرد.
پیروزى دکتر محمود احمدىنژاد در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى اگرچه تعجب بسیارى را برانگیخت اما براى عدهاى هم این پیروزى دور از دسترس و غیر ممکن نبود. لذا یکى از مباحثى که پس از سوم تیر 84 و تا به امروز نقل محافل سیاسى کشور بوده، بررسى علل پیروزى دولت نهم است. شخصیتها و گروههاى مختلف اعم از موافقان و مخالفان به گونهاى این اتفاق مهم را مورد نقد و بررسى قرار دادند.
گروهى از اصلاحطلبان که شکست سختى در انتخابات خورده بودند به بررسى عملکرد 8 ساله خود پرداختند و به نقد خود پرداختند و ضعف عملکرد خود را علل شکست خود عنوان کردند اما عدهاى دیگر از اصلاحطلبان شکست را نپذیرفتند و به فرافکنى پرداخته و مثل همیشه دستگاههایى چون شوراى نگهبان را مقصر اصلى شکست خود عنوان کردند و یا تقلب و انحراف در روند برگزارى انتخابات و شمارش آراء و... را بهانه کردند، بدون آنکه واقعیت را دریافته باشند و علت را در جایى دیگر جستجو کنند. طیف موسوم به اصولگرایان نیز به تحلیل انتخابات پرداخت و علل پیروزى دکترمحمود احمدىنژاد و شکست اصلاحطلبان را مورد نقد و بررسى قرار داد.
در علل پیروزى دولت نهم در انتخابات، تفسیرهاى بسیارى ارائه شد. عدهاى شعارهاى مردمپسند و عامهفهم احمدىنژاد را علت پیروزى او دانستند؛ و عدهاى عملکرد مثبت او در شهردارى تهران ، عدهاى بازگشت او به شعارهاى اصیل انقلاب— و عدهاى هم عملکرد ضعیف رقباى او در مسئولیتهاى قبلى را علت پیروزى عنوان کردند. عزتالله یوسفیان عضو فراکسیون اکثریت مجلس شوراى اسلامى در این باره مىگوید: مردم در انتخابات ریاست جمهورى سال گذشته به دنبال نیروهاى خالصتر، مردمىتر و رئیس جمهورى از جنس خودشان بودند. او همچنین تصریح کرد: هیچ یک از گروههاى سیاسى که تا الان اداى حاکمیت داشتند نتوانستند مطالبات مردم را پاسخ دهند بنابراین مردم به دنبال جریان سومى بودند تا این جریان بتواند مطالبات آنها را پاسخ دهد. نماینده مردم آمل در مجلس شوراى اسلامى معتقد است که مسئولان باید از انتخابات ریاست جمهورى درس بگیرند، چرا که مهمترین پیام انتخابات سوم تیر سال گذشته این بود که مردم از جریانهاى سیاسى که در گذشته بر سر کار بودهاند راضى نبوده و به دنبال یک جریان تازهاى بودند. به هر حال یکى از ویژگىهاى بارز انتخابات نهم پیروزى شخصى بود که از حمایت و پشتوانه هیچ یک از گروهها و احزاب مطرح کشور برخوردار نبود و به همین دلیل است که دولت امروز خود را وامدار هیچ حزب و گروهى نمىداند و بارها تاکید کرده است که ما با هیچ حزب و گروه و شخصى عهد اخوت نبستهایم و خود را فقط وامدار و بدهکار ملت مىدانیم. دکتر محمد حسین فرهنگى نماینده مجلس شوراى اسلامى در این باره مىگوید: از تفاوتهاى این دولت و دولتهاى گذشته، نوع انتخاب و خط مشى کلى آن در حوزه سیاست است. در دورههاى گذشته دولتها معمولا ارتباط هاى پررنگترى با جریانات سیاسى کشور داشتند، یعنى یا منتسب به جناح موسوم به راست بودند و یا منتسب به چپ. اما دولت نهم خارج از این چارچوبها انتخاب شد و به اصطلاح جامعهشناسان مردم به صورت ذرهوار حول اندیشهها و خط مشى و رفتار عملى ایشان جمع شدند. به هر حال عملکرد ضعیف گروهها و احزاب سیاسى در گذشته، پرداختن به مسائل حزبى و گروهی، جنجالآفرینىهاى جناحى و دور شدن از خواستههاى مردمى منجر به روىگردانى مردم از این جناحها و گروههاى سیاسى شد. لذا شکاف میان نخبگان کشور و مردم یکى از علل بارز شکست جناحهاى رقیب احمدىنژاد و پیروزى او در انتخابات بود. بیژن شهبازخانى عضو فراکسیون اقلیت مجلس معتقد است شکاف میان نخبگان جامعه ومردم باعث شد توجه به خواستههاى عمومى از جمله مشکلات معیشتى کاهش یابد و مردم دنبال کسى باشند که به این جنبه زندگى مردم هم توجه کند.
شهبازخانى این شکاف را مهمترین عامل پیروزى احمدىنژاد در سوم تیر دانست. ایشان در رابطه با گروههاى سیاسى حاضر در جامعه مىگوید: پیام سوم تیر به همه گروههاى سیاسى این بود که این گروهها در هر طیفى که هستند باید وحدت نظر و برنامهریزى و اتحاد در مطالبات خود داشته باشند و در طول زمان این مطالبات را پیگیرى کنند. اصلاحطلبان شکستخورده به جاى متهم کردن شوراى نگهبان و دیگر دستاندرکاران اجراى انتخابات (که البته این انتخابات در زمان تصدى وزارت کشور توسط خود اصلاحطلبان اجرا شد) به این موضوع بپردازند که تا چه اندازه به دنبال برآورده کردن خواستهها و مطالبات مردمى بودهاند و تا چه اندازه به دنبال جنجالآفرینىهاى سیاسى بین گروهها و احزاب مختلف بوده و خود گروههاى حاضر در طیف اصلاحطلبان تا چه اندازه در پیگیرى مطالبات مردم هماهنگ و همدل بودند؟
شهبازخانى در این رابطه معتقد است: “جریانات سیاسى باید افراط و تفریط را کنار بگذارند و ملاک خواستههاى خود را سازندگى و رشد کشور مطابق قانون اساسى و قانون برنامه چهارم قرار دهند.” همانطور که گفته شد غفلت از تودههاى مردم و عدم توجه به مطالبات واقعى جامعه در دورههاى گذشته و نزدیکى احمدىنژاد به مردم و بیان مطالبات و خواستههاى آنان منجر به پیروزى او در انتخابات شد.
صادق اشک تلخ عضو شوراى مرکزى انصار حزبالله در این رابطه مىگوید: “حماسه سوم تیر محصول غفلت اصلاحطلبان از توده مردم بود.” او مهمترین عامل پیروزى احمدىنژاد را حضور او از موضع تکلیفگرایانه در انتخابات و نیت او که رضاى خدا و خدمت به خلق خدا بود دانست. مرتضى تمدن عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز به این نکته اشاره مىکند و مىگوید: ناهنجارىهاى موجود در جامعه، درگیرىهاى متعدد، عدم رعایت عدالت اجتماعی، درگیر شدن با هنجارهاى اعتقادى مردم و بىتفاوتى نسبت به مطالبات مردم همه و همه باعث شد که مردم در آن مقطع به دنبال ناجى بگردند و در این زمان احمدىنژاد وارد صحنه شد. به هر حال مردم در هر انتخاباتى به دنبال کسانى هستند که به مطالبات آنان رسیدگى کند، آنها را درک کند و از موضعى بالاتر و قدرت با آنان سخن نگوید و از آنان فاصله نگیرد. تمدن در این باره معتقد است: مجلس، فاصله نگرفتن از مردم را درس عبرت براى گروههاى سیاسى مىداند چرا که هرگاه گروههاى سیاسى از مردم فاصله گرفتند با شکست مواجه شدند. مردم هرگاه دیدند که مسئولان از آنها فاصله گرفتهاند، آنها را طرد کردند. حماسه سوم تیر به گروههاى سیاسى این پیام را داد که یک بار دیگر به گذشته خود برگردند و عملکرد خود را مورد بررسى و ارزیابى قرار دهند و ببینند تا چه اندازه از مردم فاصله گرفتند و براى این اشتباه چه هزینهاى پرداخت کردند. گروههاى شکستخورده در سوم تیر مىبایست سعى کنند متناسب با شکستى که داشته خود را اصلاح کنند و با شرایط و واقعیات جامعه خود را تطبیق دهند و خود را جزئى از مردم و در متن و بطن مردم بدانند نه اینکه از موضعى بالاتر و در پشت میزها و اتاقهاى بسته براى مردم برنامهریزى کنند. به طورى که یکى از دلایل پیروزى احمدىنژاد مردمى بودن او بود و امروز قرار گرفتن دولت در میان مردم روز به روز بر محبوبیت آن مىافزاید. قدرتالله علیخانى عضو برجسته فراکسیون اقلیت مجلس مىگوید: شعارهاى احمدىنژاد در پیروزى او بسیار موثر بود چرا که شعارهاى او براى مردم جاذبه فراوانى داشت. شعارهایى چون سادهزیستى مسئولان، عدم اختلافات طبقاتی، عدالت و مهرورزى مطالبه همه ملت است.
ایشان بىتوجهى اصلاحطلبان به نیازهاى اصلى جامعه را از مهمترین دلایل شکست اصلاحطلبان مىداند. در دوره اصلاحات مردم در میان انبوهى از مشکلات معیشتى غوطهور بودند اما از سوى دیگر مسئولان سرگرم اختلافات جناحى و سیاسى بودند و این نوع عملکرد مسئولان گذشته ما باعث شد تا دولت در یک مسیر و مردم در مسیرى دیگر گام بردارند و نتیجه آن شد که در سوم تیر این راه به پایان رسید و مردم دولت جدیدى را با خود همسو و هم گام دیدند و او را براى ادامه راه برگزیدند. این نماینده بوئینزهرا در مجالس ششم و هفتم مىگوید: اصلاحطلبان اشتباهات زیادى را مرتکب شدند و از نیازهاى مردم غفلت کردند و با تمرکز بر مسائل سیاسى از متن جامعه غافل ماندند. به گفته ایشان، اصلاحطلبان فکر مىکردند مشکل ایران قطعا مشکل یک جمعیت یا گروه خاصى است. در حالیکه %80 جامعه از مشکلات اقتصادی، رفاهى و معیشتى رنج مىبرند. دولت مردان اصلاحطلب آنچنان سرگرم پروژههاى خود از جمله دموکراسى و آزادى خواهى و... بودند که نمىدانستند در جامعه چه مىگذرد. آنان گمان مىبردند مشکل ملت ایران نبود دموکراسى است و مطالبه اصلى مردم نیز همین است. اصلاحطلبان رادیکالى که سرمست و مغرور از پیروزى در انتخابات سال 76 بودند، فکر مىکردند که راى ملت ایران به طیف موسوم به اصلاحطلب راى منفى به نظام است و آن را مطالبه مردمى قلمداد کرده و در مسیر آن حرکت کردند.
همانطور که اصلاحطلبان خاطرهاى تلخ در ذهن مردم به جاى گذاشتند مردم این خاطره تلخ را در دوران سازندگى نیز در ذهن داشتند. در دوره سازندگى به واسطه انجام برخى سیاستها که جنبهاى توسعهاى داشت دولت از عدالت اجتماعى غافل شده بود به طورى که این سیاست تا زمان انتخابات سوم تیر نیز ادامه داشت و لذا شعار عدالت اجتماعى توسط دکتر احمدىنژاد یکى از دلایل گرایش مردم به ایشان بود. در دوران سازندگى قشر کوچکى از جامعه به سرعت بین خود و دیگر اقشار جامعه فاصله انداخت و این گروه آشکارا با استفاده از رانت در درون حکومت، توانست فاصله زیادى از مردم بگیرد و براى مردمى که شعار نظام تحقق عدالت اجتماعى مىدانستند ایجاد یک طبقه مرفه نسبت به دیگر اقشار جامعه مسئلهاى دردآور بود. اما این خاطرات تلخ در دوره اصلاحات به طرق دیگر ادامه پیدا کرد، اگرچه ما منکر دستاوردها و زحمات بعضى مسئولین در دورههاى گذشته نیستیم. عبدالواحد موسوى لارى وزیر اسبق خاتمى هم در تحلیل پیروزى احمدىنژاد مىگوید: شعارهاى احمدىنژاد موجب اقبال مردم به او شد که اغلب مرتبط با معیشت و رفاه مردم بود. اگرچه ایشان تفرقه در میان رقباى احمدىنژاد و یارى رساندن بعضى گروههاى سیاسى به او را عامل پیروزى احمدىنژاد دانست اما این سئوال مطرح است که چرا در میان رقباى احمدىنژاد تفرقه به وجود آمد؟ این عضو شوراى مرکزى مجمع روحانیون مبارز که در زمان انتخابات سوم، وزارت کشور را بر عهده داشتند بزرگترین درس انتخابات سوم تیر را توجه دادن گروههاى سیاسى به مطالبات و نیازهاى واقعى مردم دانست و گفت: هم تفکر اصولگرا و هم اصلاحطلب باید در برداشت خود از مسائل و نیازهاى جامعه تجدید نظر کنند.
حمیدرضا ترقى عضو ارشد حزب موتلفه اسلامى نیز در تحلیل پیروزى دکتر احمدىنژاد در انتخابات سوم تیر مىگوید: شعار ارزشگرایى و اصولگرایى و توجه به معیشت مردم ودور بودن از تشریفات و تبلیغات گسترده و پرخرج ،دلیل اصلى پیروزى احمدىنژاد بود. ارزشگرایى از جمله اصولى بود که در کشور ما کم کم رو به فراموشى مىرفت و ارزشهاى اصیل اسلامى جاى خود را به ارزشهاى غربى همچون لیبرالیسم و دموکراسى غربى مىداد. رادیکالهاى دوم خرداد با تحلیل غلط خود از پیروزى در انتخابات سال 76 به دنبال پیاده کردن پروژه لیبرال دموکراسى غربى خود به ارزشهاى دینى حمله و به تقدسزدایى از مقدسترین ارزشهاى مردم پرداختند.
مردم ایران که همواره در طول تاریخ اثبات کردهاند دغدغه دین دارند و براى حفظ آن هزینههاى بسیارى پرداختهاند، در انتخابات سوم تیر پاسخ قاطع و محکمى به کسانى دادند که به دنبال سکولاریزه کردن کشور و کمرنگ کردن ارزشهاى دینى بودند. آنان با انتخاب کاندیدایى که ارزش گرایى و حفظ اصول و حرکت در خط امام و رهبرى رئوس شعارهاى او را تشکیل مىداد به مطالبه تاریخى خود یک بار دیگر تاکید کردند.
محمد نبى حبیبى دبیرکل حزب موتلفه اسلامى نیز در تحلیل پیروزى احمدى نژاد در انتخابات سوم تیر مىگوید: مهمترین عامل پیروزى احمدىنژاد در انتخابات سوم تیر توجه به شعارها و موازین انقلاب بود و مردم با راى خود به احمدىنژاد براى چندمین بار پیاپی، پایبندى خود را به موازین انقلاب و نظام نشان دادند. ایشان معتقد است که توجه احمدىنژاد به موازین اولیه انقلاب در تبلیغات انتخاباتى یکى از علل موفقیت وى در انتخابات بود چرا که مردم ما در طول تاریخ پایبندى خود را در فراز و نشیبهاى سیاسى به اصول و مبانى نظام نشان دادهاند.
فاطمه رهبر نماینده مجلس نیز انتخابات سوم تیر و پیروزى احمدىنژاد را بازگشت به اصول و ارزشهاى انقلاب اسلامى دانست و انتخابات سوم تیر را همچون فروردین 58 دانستند که مردم در آن به نظام اسلامى و دیدگاههاى امام راحل راى دادند. فاطمه رهبر معتقد است این انتخابات توطئههاى دشمنان نظام، غرب و به خصوص آمریکا براى دور کردن مردم از صحنههاى سیاسى و اجتماعى نظام را نقش بر آب کرد و مردم با انتخاب خود در این انتخابات نشان دادند که همچنان در صحنه هستند و به انقلاب و ارزشهاى آن ایمان دارند. بنابراین نمىتوان پیروزى احمدىنژاد در انتخابات را صرفا در شعارهاى معیشتى و اقتصادى او محدود کرد بلکه رویکرد ارزشی، دینى و انقلابى او به مسائل و پایبندى به اصول انقلاب و رهبرى نیز در پیروزى او نقش موثرى ایفا کرد. محمدعلى ابطحى معاون پارلمانى رئیس جمهور سابق در تحلیل خود از این موضوع مىنویسد: در تبلیغات سایر کاندیداها مجموعه نیروهایى که فارغ از مسائل سیاسى دغدغه دین داشتند فراموش شدند، حتى در تبلیغات آقاى هاشمى نیز توجه به مسائل دینى مخاطبان کم بود.
بنابراین مىتوان یکى از دلایل پیروزى دولت احمدىنژاد در سوم تیر را بازگشت به آرمانهاى انقلاب و ارزشهاى دینى و همسویى با رهنمودهاى رهبرى دانست. هرگاه نیروهاى انقلابى کشور به آرمانهاى اصیل انقلاب نزدیک شدهاند و در واقع نگاهى جامع به ارزشهاى دینى داشتند کارآمدى خود را به دست آوردهاند.
توجه به رهنمودهاى رهبر انقلاب و تلاش براى عملیاتى کردن آنها که در دوره گذشته به شدت مورد غفلت قرار گرفته بود (حتى در مواردى به دنبال تضعیف جایگاه ولایت فقیه در کشور بودند) از جمله مطالبات جامعه ولائى ما بود که در شعارهاى احمدىنژاد به آن توجه خاص شده بود. لطفالله فروزنده قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامى در این باره معتقد است: رمز پیروزى دکتر احمدىنژاد در انتخابات سوم تیر بازگشت به اصول و مبانى انقلاب اسلامى و خط امام و گفتمان رهبرى و سخن گفتن با فطرت و دیانت مردم بود. ایشان پیروزى احمدىنژاد در انتخابات را به دو عامل مربوط دانستند، اول عملکرد شانزده ساله گذشته در زمینههاى سیاسی- فرهنگی- اجتماعى و اقتصادى به خصوص در دوران دوم خرداد که در نهایت به عدم اعتماد مردم به جریان دوم خرداد منتهى شد و دوم شعارهاى خاص احمدىنژاد. فروزنده معتقد است: عدم جزم جدى براى مبارزه با فساد، نداشتن برنامه، خودباختگى در برابر تئورىهاى غربى و عدم قاطعیت در برابر مسائل بینالمللى براى حفظ منافع ملى از جمله اشتباهات اصلاحطلبان بود که به شکست آنان در سوم تیر منجر شد. حسن غفورى فرد از فعالان سیاسى در این باره مىگوید: گروهها و جریانات سیاسى باید پیگیر مطالبات مردم باشند و چنانچه تشکلهاى سیاسى صرفا به دنبال خواستهاى حزبى و جناحى خود باشند به طور قطع در جلب نظر مردم توفیقى نخواهند داشت. وى درباره عملکرد دولت گذشته مىگوید: در دولت گذشته در حالى که مردم درگیر مشکلات معیشتى بودند اختلافات حزبى و جناحى در مجلس، شوراى شهر و حتى در داخل دولت به شدت افزایش پیدا کرد و این امر نشان مىداد که دولت در یک مسیر و مردم در مسیر دیگرى گام بر مىدارند. به همین دلیل آنان شکست سختى را تجربه کردند. بى شک راز موفقیت دولتها درک نیازهاى مردم جامعه است و اگر دولتها مىخواهند موفق و پایدار بمانند باید با مردم و براى مردم بوده و دردشان هم درد مردم باشد و شعارهایشان نیز منطبق بر نیازهاى مردم باشد. احمدىنژاد شخصى بود که با کنارگذاشتن تمام رفتارهاى کلیشهاى و تبلیغاتى و تنها با نگاه خدمت از جنس اخلاص و حضور صادقانه در جمع مردم، توانست پیروز میدان انتخابات شود.
آنچه مسلم است پیروزى اصولگرایان و اقبال مردم به آنان است که یک فرصت طلایى و کلیدى را در اختیار آنان قرار داده است تا به این اعتماد ملى پاسخ دهند. پاسخى که به پایدارى و ماندگارى اصولگرایى در جامعه منجر شود. این یک فرصت تاریخى است که نصیب اصولگرایان شده و باید از اشتباهات گذشته عبرت گرفته و همه وجود و توانمندىهاى خود را صرف رفع مشکلات و خدمتگزارى بىمنت به جامعه نمایند. این پیروزى نه پیروزى یک فرد است و نه پیروزى یک گروه بلکه پیروزى یک گفتمان مردمى است. پیروزى گفتمانى عدالت خواهانه و مبتنى بر مبانى انقلاب بر سایر گفتمانهاى نامانوس وارداتى و حزبى بود. لذا هیچ شخص و گروهى حق مصادره آن را ندارد. این پیروزى تیر خلاصى بود بر اصلاحات آمریکایى و پروژههاى لیبرال دموکراسى غربی. دولت باید تمام توان خود را در جهت عملى کردن شعارهاى خود به کار گیرد و بهآنچه مطالبه مردمى است پاسخ دهد. چرا که اگر دولت احمدىنژاد تنها به تکرار بدون عمل شعارهاى داده شده اکتفا کند مردم بنابر خواست و مطالباتى که دارند در آینده انتخاب خود را تغییر خواهند داد. به اعتقاد صاحبنظران حفظ موقعیت اصولگرایى در درجه اول مستلزم کارآمدى آنان براى حل مشکلات مردم و توجه جدى به مطالبات واقعى آنان است.
ارائه گفتمانى با نام اصولگرایى مصلحانه یا اصلاحطلبى اصولگرایانه که با شاخصههایى همچون اعتقاد به هویت اسلامى و پایبندى به آن، عدالتمحوری، حفظ استقلال سیاسی، جهاد علمی، تامین آزادى و آزاداندیشى و شکوفایى اقتصادى که توسط سکاندار نظام اسلامى مطرح گردید، باید با همت و تلاش کارگزاران نظام و یارى اصحاب رسانه، تبدیل به گفتمان مسلط ایران اسلامى شود تا سیاستگذارىها، برنامهریزىها و امور اجرایى کشور بر مبناى آن شکل گیرد. به نظر مىرسد در لبیک به بیانات مقام معظم رهبرى همه اصولگرایان موظفند براى بسط و گسترش گفتمان اصولگرایى از همه نخبگان علمی، فرهنگى و سیاسى و تشکلهاى معتقد به نظام دعوت کنند تا به بررسى مجدد ابعاد و شاخصههاى اصولگرایى بپردازند و راههاى جدیدى را براى تعامل و وفاق ملى جستجو نمایند.