کامبیز سلطانین
در حالی که به نظر میرسد فضای سیاسی کشور در حوزههای مختلف و به ویژه در حوزهء عمومی به تدریج از رکود نسبی خود خارج میشود، افق انتخابات پیشروی، تحرک زود هنگام و پیش از موعد جناحهای سیاسی را دامن زده است. اما در این میان همچون انتخابات سالهای گذشته، جریانهای بینابینی و نوظهوری نیز در گود رقابتهای انتخاباتی وارد شدهاند که مهمترین ویژگی آنها را میتوان در تلاش برای مرزبندی با جناحهای مرسوم سیاسی کشور خلاصه کرد. جریانهای یاد شده که در قالب محافل یا جمعی از افراد به اعلام مواضع خود میپردازند با اتکا به تجاربی که در انتخابات سالهای گذشته کسب کردهاند سعی در طرح شعارهایی دارند که کمتر رنگ و بوی سیاسی و حزبی داشته باشد و بیشتر و به طور مشخص به مطالبات عمومی و روزمرهء اقشار مردم بپردازد. از جمله موضوعات این شعارها را میتوان به «جوانگرایی» انتقاد از «فساد در حوزههای اداری و اجتماعی و اقتصادی»، «حل معضل بیکاری» ،«محو فقر» و... اشاره کرد.به باور برخی ناظران سیاسی فاصلهای که جریانهای یاد شده از جناحهای مرسوم کشور گرفتهاند این امکان را به آنها میدهد که خود را از «پذیرفتن مسوولیت» و نکات منفی کارنامهء جناحهای رسمی کشور برهانند.
اما آیا واقعائ آنان در جناحهای مرسوم کشور حضور ندارند یا اساسائ میتوان آنان را جریانی مستقل محسوب کرد؟
سید عبدالواحد موسوی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در عین حال که تشکیل یک جریان سوم را دور از ذهن نمیداند، استقلال این جریانها را از احزاب و جریانهای رسمی موجود نمیپذیرد. وی معتقد است، جریان به وجود آمده جریانی در مقابل جریانهای موجود نیست و زاییدهء یکی از دو جریان سیاسی کشور است که گاهی به قصد انتقال تلقی دیگری به جامعه تابلوی جدایی در دست میگیرد.»
برخی دیگر چون محسن مهرعلیزاده نیز اعتقاد مشابهی دارند، وی میگوید: «در شرایط فعلی و براساس تقسیمبندی موجود، بین گروهها و جناحهای مختلف سیاسی، به نظر نمیرسد جناح سومی بتواند در فاصلهء کم تا انتخابات شوراها و خبرگان تشکیل شود.»برخی نیز چون یدالله اسلامی، دبیر مجمع نمایندگان ادوار مجلس از اساس چیزی به نام جریان سوم را به رسمیت نمیشناسند. وی معتقد است: «در فضای غیرشفاف و مبتنی بر شعار جریان سومی شکل نمیگیرد.»
اما در مقابل رسول منتجبنیا، قائم مقام دبیر کل حزب اعتماد ملی، با تایید شکلگیری «جریان سوم» در کشور آن را جریانی مرده و خارج از انقلاب میداند در اظهارنظر این فعال سیاسی، میتوان نوعی تفکیک از جریانهای حاضر را تشخیص داد. به اعتقاد وی جناح سوم «ترکیبی از انجمن حجتیه و جریان ولایتیهای مخالف انقلاب و افرادی است که «دیدگاههای خلاف امام و جمهوری اسلامی دارند.» در این میان مجتبی شاکری، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز احتمال تشکیل جناح سوم را رد میکند و میگوید: «تشکیل جناح سوم واقعیت ندارد.» از اینرو وی به نوعی جناح سوم مرسوم را در دل جریان اصولگرا قابل تعریف میداند.
تشکیل جریان، یا جناحهای جدید در تاریخ سیاسی ایران همچون سایر کشورهای در حال توسعه پدیدهای جدید و استثنایی نیست. کما اینکه در انتخابات سالهای گذشته و به ویژه از زمان برگزاری انتخابات مجلس پنجم در هر دورهای فضای جامعه به نوعی شاهد این جریان بوده است. اما در سالهای اخیر این پدیده به سنتی رایج در انتخابات ایران بدل شده است.
محمد سلامتی، دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ضمن اینکه ظهور جناح سوم را بعید میداند هر جریان دیگری را در طیفی از دو جناح اصلی کشور تعریف میکند. وی میگوید: «به طور کلی یک جامعه وقتی بیمار باشد و شرایط سیاسی مناسبی نداشته باشد، آدمهای بینابینی در آن زیاد به وجود میآید; چرا که شرایط اقتضا میکند جناحهای سیاسی چندان نتوانند در جامعه جایی باز کنند و اینان همواره کارها را قبضه میکنند; مثلائ ممکن است برای جناح اصلاحات شرایطی ایجاد شود که نتواند از عناصر فعال سیاسی خود که نقش اصلی را در تحرک جامعه دارند، استفاده کند و ناچار باشد از عناصری که فعالیت سیاسی چندان و یا خاصیت تحرک اجتماعی ندارند، استفاده کند، اما این بیماری سیاسی یک جامعه تلقی میشود، نه حسن آن.»
به عقیدهء محسن ترکاشوند، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جریان سوم تشکیل شده از جوانانی است که در هیچیک از حوزههای فرهنگی، اقتصادی سیاسی و... برنامه و استراتژی مشخصی ندارند و در یک کلام خط مشی آنها مبهم است.
در مقابل، اسدالله بادامچیان ، قائممقام دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی معتقد است: «جریان سوم یا خط سوم هیچگاه به واقعیت نرسیده است.» وی میگوید: «همیشه در کشور یک جمع اکثریت و یک جمع اقلیت بودهاند و در واقع دو جریان عملائ حضور داشتهاند اما در کنار آنها گروهی اعلام میکردند که ما نه با اکثریت و نه با اقلیت هستیم.»
اما برخی فعالان سیاسی، امکان موفقیت جناحها و جریانهای اساسی نوظهور را در شرایط حاضر بعید میدانند
حسین انصاریراد، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی نیز در اظهارنظری مشابه در همین رابطه میگوید: «گفته شده این آقایان (جریانسومیها) از نیروی قابل توجهی در برخی از لایههای روحانی برخوردارند و در صدد کنترل مجلس خبرگان هستند. اگر جناحی در حال ظهور باشد. فقط اینها هستند که به طور قطع با نفی انتخاب که برخلاف نفس قانون اساسی در رویه معمول جمهوری اسلامی است، هرگز قادر به جذب هیچ گروهی از روحانیون اصولگرا و متعارف و اصلاحطلبان نخواهد بود به این ادعا و جناحی که بر این اساس تشکیل شده، قبل از ظهور و اعلام موجودیت قطعائ محکوم به شکست است.»
اما برخی نیز چون منتجبنیا ظهور این جریانها را به تغییر و تحولاتی در معادلات قدرت مربوط میدانند. وی معتقد است: «این مساله به این امر بستگی دارد که مسوولان نظام تا چه حد به این جریان میدان دهند. به اعتقاد وی «این جریان رشد کرده و از امکانات نظام و انقلاب ارتزاق میکنند. با این حال باید ببینیم از این پس این جریان تا چه حد قصد تقویت خود را دارد.» هرچند ، به باور برخی کارشناسان سیاسی تأسیس احزاب و جناحهای سیاسی فصلی و موسمی در آستانهء برگزاری انتخابات از ویژگیهای منحصربه فرد فضاهای سیاسی کشورهای در حال توسعه است و این نوع جناحها به طور طبیعی از احزاب رسمی و به اصطلاح شناسنامهدار فاصله میگیرند و با طرح شعارهای مردمپسندانه و رادیکال سعی در ایجاد تأثیر ویژه روی افکار عمومی دارند اما تجربیات انتخابات سالهای گذشته در ایران نشان میدهد که جریانهای یاد شده را نباید دستکم گرفت چرا که در صورتی که این احزاب دارای «سازماندهی مناسب»، «امکانات مالی» و «اهرمهایی در ساخت قدرت» باشند احمال موفقیتشان در تیررس است.
برخی فعالان اصلاحطلب جریان سوم را ادامه و استراتژی انتخاباتی اصولگرایان را در گذشته میدانند، آنان معتقدند جناح اصولگرا افزون بر تسلط بر بخشهای نظارتی و اجرایی انتخابات، شوراها، مجلس هفتم و ریاستجمهوری نهم را نیز در ید قدرت دارد و آنان میخواهند با به دست گرفتن خبرگان «گام چهارم» خود را - به عنوان تکمیلکنندهء نتایج سه انتخابات سالهای قبل- بردارند و بدین ترتیب سیکل قدرت خود را کامل کنند. اما این انتخابات همچنین فرصتی برای اصلاحطلبان است که گویا در حال خروج از رکود و برخوردهای انفعالی هستند. چرا که آنان با پذیرش قواعد بازی، انتخابات خبرگان و شوراها را زمینهء مجددی برای کسب گام به گام قدرت سیاسی میدانند، اما آنچه میتواند وزن حضور آنان را در انتخابات مشخص سازد، به گفتهء رهبران اصلی جناح اصلاحطلب شیوه ای است که شورای نگهبان در پیش خواهد گرفت...