تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۹۰۹۷۳
پرونده سرکوب‌هاى دیکتاتور بغداد در مناطق

رنج 30 ساله تسنن عراق

سلیمان دعویسرا

تصویر ذهنى نسل ما از خشونت ورزى دیکتاتور عراق تنها به دودهه اخیر برمى گردد. یعنى دوره اى که او در رأس رژیمى چکمه پوش، سیاست سرکوب وتعرض به مردم کشور وهمسایگان عراق راپیش مى گیرد.
اما فصل بلندى از جنایات صدام وکارهاى تروریستى او دردهه آغازین قدرت یابى اش شکل گرفته است یعنى زمانى که صدام پلکان صعود درنظام سیاسى عراق را با حذف ونابودى گروه رقیبان ومدعیانش طى کرد.
درعرض این 30سال، کم نبودند چهره هایى از طیف تسنن که در صحنه سیاست عراق قد افراشتندودرصحنه هاى حزبى،سیاسى ویاامنیتى این کشور نفوذوشهرتى دست وپا کردنداما بلافاصله مغضوب دیکتاتور واقع شدند.این قطعه از تاریخ تصفیه هاى سیاسى صدام رابیش ازهمه ، امیران وحاکمان عرب به یاددارند.با مروردراین فراز ازعمکرد رژیم بعث روشن مى شودکه نخستین حلقه قربانیان صدام دست برقضا شخصیت ها وسیاستمداران اهل تسنن بودند. یعنى موج سرکوب ها وستیزه جویى اوعلیه رهبران شیعه در مرحله پس ازحذف رقیبان سنى تبارقراردارد.
بنابراین چشم پوشى ازاین قطعه ازمظالم دیکتاتور عراق جفایى بزرگ به تاریخ واجحافى نابخشودنى درحق اهل سنت خواهد بودکه پابه پاى دیگر طایفه ها واقوام عراق تاوان سنگینى را در این سه دهه پرداختند.شایداین روزهابراى احاد شهروندان تسنن که زخم عمیق دیکتاتوررابرتن دارند هیچ قصه اى غمگین ترازاین نباشد که عده اى ازسیاست پیشگان عرب قلم تحریف براین فرازبزرگ ازستم هاى دیکتاتورنسبت به خاندان بزرگ اهل سنت بکشندوخیل شهداوقربانیان این قشررادرآن 30سال سیاه به آسانى وجه المصالحه قراردهند.
تورق درآنچه درحکومت بعثیون براهل سنت گذشته حقایق بسیارى راروشن خواهد کرد. درمروردفترسرگذشت اهل سنت عراق مى توان به رنجى که علماومتفکرین این طایفه ازوجود نظامى لائیک وضد دین کشیده اندنظرافکند.
کم نبودندفرهیختگان وعالمان اهل تسنن که همدوش علماى شیعه به جرم ایستادن برعقاید دینى خودبه سیاه چال بعثى ها فرستاده شدند.جمع زیادى ازآنان پس ازتعطیلى محافل مذهبى ومجامع دینى ترک وطن کردندیاخانه نشین شدند.گروه بزرگ مرجع اهل سنت بارها درفتاواى خود مبارزه با رژیم بعث صدام راامرى واجب شمردندوبااستنادبه ستم هاى بى شماراوازاین که دیکتاتورعراق خودرابه طیف اهل سنت منسوب کندبرائت جستند.
بازدراین تورق مى توان به فهرست بلندسیاستمداران ورجال سیاسى اهل تسنن ازعبدالکریم قاسم تا افرادبریده از حزب بعث نظردوخت که درداخل وخارج عراق دردایره بدبینى ویرانگر دستگاه ترور صدام قرارگرفته وسربه نیست شدند.درنگاه بعدى بدون شک بایدبه دههاهزارپیکرآرمیده درزیرخاک مناطق اهل سنت ازشمال عراق تاکویت اندیشید که همگى درحمله تانک هاوتوپخانه هاى صدام تارومارشدند.
گزارش حاضر ازهرسه منظر مجموعه سیاست ها واقدام هاى سه دهه حکومت صدام رادرارتباط بااهل تسنن مورد تأمل قرارداده است.
شمشیر خشونت صدام استثنا پذیرنبود
سیاست سرکوب صدام علیه فرقه ها و طایفه هاى عراق هیچ استثنایى دربرنداشت.
واین یک دلیل آشکاروساده دارد:خشونت وحذف فیزیکى، رسم وآیین حزب بعث دربه دست گرفتن قدرت ازدهه 60تاکنون بوده است . براین نکته درقلم دههامحقق غربى که باابزارهاى روانشناسى وجامعه شناختى دربیوگرافى دیکتاتور نگاه افکنده اند اشارت رفته است. ماده خشونت درخون دیکتاتور بوده و حس کینه جویى و انتقام گیرى جزوجدایى ناپذیر شخصیت اودرآمده بود و چنان که درروایت دوران کودکى وجوانى اوگفته اند: صدام همزاد فقر و خشونت است. او فرزندروستاى محنت زده عوجه دردامان خانواده اى پرورده شد که خشونت بدوى در آن حرف آخر را مى زد و تعصب قبیله اى تا اندرونى خانه ها نفوذ داشت.
خشونت برآمده ازخلق وخوى طایفه اى وخانوادگى پاى صدام رابه گروه«شقاوه» باز کرد(شقاوه یک تیپ آشناى عراقى است که مى توان آن را جاهل یا بزن بهادر خواند. یک شقاوه گردن نهادن به قانون یا اخلاق را دون شأن خود مى داند و در زندگى اجتماعى به چیزى جز زور و قدرت باور ندارد). اگر حضور صدام درجرگه شقاوه بغداددرمناسبات شخصى ازاوچهره اى بى رحم وهنجارستیزساخت، تعالیم حزب بعث ازوى دولتمردى خشونت پیشه به بارآورد. چنان که درگزارش یکى ازگزارشگران رسانه اى انگلیس براین نکته تصریح شده است: «در سال ،1957یعنى زمانى که صدام حسین به حزب بعث پیوست، این حزب در سراسر عراق حداکثر هزار عضو داشت. حزب براى جبران ضعف نیروى خود، به عملیات ضربتى و شیوه هاى توطئه آمیز گرایش داشت. با این ویژگى ها حزب ، بستر مناسبى براى عناصر نا آرام و جاه طلب بود. صدام حسین یکباره شیفته حزب شد و آهسته به سوى بازوى ضربتى حزب، یعنى شاخه انتظامات آن، خیز برداشت.»
نخستین قربانیان اهل تسنن در دستگاه پلیسى صدام
طیف پرشمارى ازمردان حزبى وسیاسى اهل تسنن عراق دردهه 70و با ماشین ترور صدام ازمیان رفتند. درگزارش یکى اززندگینامه نویسان صدام آمده است: عناصر افراطى حزب بعث مانند صدام حسین رفته رفته به این نتیجه رسیدند که با مبارزه سیاسى آرام و تبلیغ مسالمت جویانه نمى توان به هدف اصلى حزب، یعنى کسب هرچه سریعتر قدرت سیاسى، دست یافت. آنها بر آن شدند که ضعف حزب و نفوذ ناچیز آن را با اقدام هاى ضربتى و عملیات توطئه گرانه جبران کنند.
صدام حسین بزودى مهارت بى نظیر خود را در سازماندهى باندهاى ضربت نشان داد. او نخست موافقت رهبرى حزب را با تشکیل یک بازوى ضربتى براى انجام عملیات مخفیانه علیه دشمنان حزب جلب نمود و سپس فعالیت عضوگیرى را شروع کرد. او خود با عده بیشمارى از شقاوه هاى پایتخت ارتباط داشت. از سوى حزب به آنها پول و مقام داد و از آنها خواست که نیروى شرارت و خرابکارى خود را در راه حزب به کار اندازند.دراین میان نخستین چهره پرآوازه تسنن که قربانى ترورهاى صدام شد،عبدالکریم قاسم بود.صدام طرح ترور قاسم را در حزب مطرح کرد و براى اجراى آن یک دسته مسلح تشکیل داد. روز هفتم اکتبر 1959قاسم براى شرکت در مهمانى سفارت آلمان شرقى از اقامتگاه همیشگى خود در «وزارت دفاع» بیرون آمد. هنگامى که شورولت بزرگ و سفید او از خیابان الرشید مى گذشت، چند جوان مسلح از کوچه اى به خیابان ریختند، ماشین «زعیم» را به رگبار بستند،در دوران زمامدارى صدام حسین از این ماجرا افسانه اى حماسى ساخته در کتاب هاى تاریخ مدارس عراق نقل کرده اند که صدام مغز متفکر این «عملیات قهرمانانه» بود که با «درایت و شجاعت» آن را هدایت کرد. او پیشاپیش گروه به خیابان رسید، راه بر ماشین قاسم بست و با نعره اى ماشین را مجبور به توقف کرد. پس از تیراندازى به ماشین، او بود که با تیراندازى هاى پراکنده راه خیابان را بند آورد، تا رفقایش بتوانند از محل حادثه بگریزند. به خاطر همین «فداکارى» بود که سرانجام تیرى به پایش اصابت کرد. صدام حسین پس از شرکت در عملیات ترور عبدالکریم قاسم (اکتبر 1959)، از راه سوریه به مصر گریخت. بسیارى عقیده دارند که صدام ترور نخست وزیر عراق رابا همراهى سازمان سیا برنامه ریزى کرده بود واین نخستین رابطه صدام حسین با سرویس هاى امنیتى غرب است درهمین مقطع است، که توانایى هاى صدام درامورتروریستى توجه وطمع سازمان هاى امنیتى رابرمى انگیزد.
پس ازقتل عبدالکریم قاسم، همت صدام ورفقایش به حذف سیاستمدارانى صرف شد که بدون استثناهمگى ازاهل سنت بودند.
اهرم اصلى صدام براى اعمال این بخش ازبرنامه هاى خشونت آمیز خود، نیروهاى شبه نظامى حزب بعث یاهمان گارد ملى (الحرس القومى) بود. در لیست سیاه این تشکیلات نام بسیارى ازرجال پرنفوذ اهل تسنن آن روزبه چشم مى خورد.دریکى ازگزارش هاى بى بى سى از ترورهاى این سازمان آمده است: «جوانان مسلح با فهرست هاى طولانى، شبانه به شکار مخالفان مى رفتند. در میان مردم عراق شایع شده بود که این فهرست ها راعوامل سیا به دست کودتاگران رسانده بودند.دوران ترس و نکبت عناصر «حرس قومى»، هفت ماه ادامه یافت. صدام اینک ستاره اصلى حزب بود که مهارت و کاردانى خود را در اجراى عملیات توطئه گرانه نشان داده بود. از فرداى کودتا حزب بعث یک رژیم پلیسى را به سر کار آورد، که ستون فقرات آن را دستگاه امنیتى مى ساخت، و مرد اول این دستگاه صدام حسین بود.» نکته بارز دراین بخش ازکارنامه سیاسى صدام این است که او در زمان ریاست حسن البکریعنى دهه 60و 70به توطئه هاى بیشمارى براى حذف سیاستمداران سنى دست زده است.
دراین فهرست نام صالح مهدى عماش، معاون بکربسیار سرشناس بود. فردى که قوى ترین رقیب صدام حسین و بزرگترین مانع در راه نقشه هاى جاه طلبانه او بود.عماش یکى از مبارزان قدیمى بود که در قدرت گیرى حزب نقش مهمى ایفا کرده بود.گفته مى شود صدام براى حذف اوابتدا یک دام سیاسى چید به این صورت که موفق شد بکر را به عماش بدبین سازد و او رابه بهانه اشتغال به مأموریت هاى خارجى، از بغداد دور کند وسرانجام پس ازآن که صدام جاى البکر نشست در سال 1982سرانجام عوامل صدام عماش را به عراق فراخواندند و او را سر به نیست کردند.
همزمان با حذف عماش، صدام دیگر سیاستمدارمعروف اهل سنت آن روزیعنى حسن البکر رانیز ازطریق یک توطئه سیاسى ازبین برد. به این صورت که براى اوپرونده بى کفایتى سیاسى تشکیل داد ودر سال 1979او رابه دلیل آنچه هواداران دیکتاتور ناتوانى جسمى خواندند از تمام مسئولیت هایش خلع کرد.
اما این ها، تمام قربانیان دستگاه سرکوب سیاسى صدام پیش ازریاست جمهوریش نیستند .در طول دهه 1970یعنى درسال هاى تثبیت موقعیت، خود صدام مهمترین مردان سیاسى اهل تسنن را به ناجوانمردانه ترین شیوه از حزب و دولت حذف کردازاین جمله بودند: عدنان خیرالله، ژنرال مقتدر حردان تکریتى، شفیق کمالى، عبدالکریم شیخلى، شاذل طاقه، عبدالکریم مصطفى نصرت و بسیارى دیگر... شاید اوج تصفیه هاى خونین صدام در شامگاه هشتم اوت 1979صورت گرفت ،یعنى وقتى که عوامل صدام برخى از برجسته ترین رجال اهل تسنن حزب و دولت عراق را سر بریدند.
طایفه اهل سنت هنوزخاطره جانکاه قساوت آن روز صدام درازبین بردن رجال سرشناس این فرقه رادرذهن دارند، چنان که دریکى دوسال اخیربارهاداستان آن تصفیه خونین رابراى رسانه هاى غربى وحتى عربى نقل کرده اند.آن روز صدام پس از پایان«عملیات» با خونسردى از کنار اجساد گذشت، با چکمه خونین به بالکن کاخ ریاست جمهورى رفت تا براى جمعیت هوادارخود که فریاد مى زدند: «مرگ بر خائنان» دست تکان دهد.
در این سال ها تنها چند تن انگشت شمار، از سران حزب از تصفیه هاى خشونت بار صدام حسین در امان ماندند: طه یاسین رمضان (جزراوى)، عزت ابراهیم دورى و على
حسن المجید، معروف به على شیمیایى.
آخرین نام ازچهره هاى سنى تباردرلیست قربانیان تصفیه هاى خونین صدام، قتل دو داماد او، صدام و حسین کامل بودندکه در فوریه 1996به گونه اى فجیع و به همراه چند تن از بستگانشان قتل عام شدند.
عملیات هاى تروریستى «استخبارات » درکشورهاى اهل تسنن
همه حکام ودولت هاى عربى بانام وشیوه کار سازمان مخوفى که صدام براى تعقیب وحذف فیزیکى شخصیتهاى پناه گرفته دراین کشورها تأسیس کرده بود، آشنا هستند. نهاد «استخبارات» سازمـان اطلاعات و ضد اطلاعات عراق بود که کار جمــع آورى اطلاعات در برخورد و استفاده علیه کشورهاى خارجى را برعهده داشت و نهاد «مخابرات» سازمان امنیت عراق بود که امنیت داخلى و برخورد با اپوزیسیون رژیم صدام حسین و مردم عراق را برعهده داشت.
درسه دهه رهبرى صدام تشکیلات استخبارات علاوه براین که بسیارى ازچهره هاى سیاسى اهل سنت درداخل عراق راسربه نیست کرد ، چنان که درگزارش منابع انگلیسى آمده است، این سازمان در همه کشورهاى عربى چندین ایستگاه وصدها مأموررسمى وغیررسمى براى ترورمنتقدان عراقى وغیرعراقى صدام استخدام کرد.
نزدیک به سه دهه، همه جوامع عرب و اهل سنت عراق ،سایه وحشت سازمان استخبارات را به عنوان بزرگترین مافیاى ترورخاورمیانه برسرخودحس کردند. به گونه اى که دراسنادپس ازسقوط صدام این واقعیت فاش شد که مأموران استخبارات به هیچ آیین ومرامى پایبند نبودند. آنها تنها براى کشتن تربیت یافته بودند براى رسیدن به مکنت و ثروت آماده هر جنایتى بودند و صدام نیز وفادارى آنها را با مزایاى فراوان جبران مى کرد. برپایه این گزارش ها عوامل تروریستى وجاسوسى صدام درکشورهاى عربى بیشترین سهم راازبودجه هاى امنیتى به خود اختصاص مى دادند. یعنى اززمانى که عواید نفتى عراق درسایه موج ملى شدن، پانزده برابر شد.
اظهارات وفیق سامرى رئیس پیشین استخبارات گوشه هاى تکان دهنده اى ازنفوذ این سازمان دردولت هاى عربى رافاش کرده است واین که حکومت هاى عربى چه اندازه عرصه رابراى فعالیت اهریمنى این سازمان مهیاکرده بودند .
به هرحال استخبارات صدام غیر ازتعرض به چهره هاى شیعه به سرزمین ها و قلمروهاى اعراب سنى نیز چنگ انداخت ودر طول 30سال بسیارى از سیاستمداران و رسانه هاى عرب وگروه هاى مخالف را نیز اجیرکرد. براساس خاطرات خود بعثى ها سلطه این سازمان درسایه سکوت حمایتگرانه غرب تاآنجا پیش رفت که به ترور شمارى ازافسران وسیاستمداران سنى بریده ازحکومت صدام درپایتخت هاى اروپایى دست زد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات