تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۹۱۱۶۰
فقه و مبانی فقهی

غرب، سکولاریسم و عرفی شدن دین


به اهتمام محمد مهدی معتمدی
نظریه عرفی شدن دین یا فقه، یک اندیشه وارداتی و کپی برداری روشن از بستر اصلی این اندیشه در غرب مسیحی است که به هیچ وجه با اسلام و جامعه اسلامی سازگار نمی‌باشد.
1- مفهوم نخست از عرفی شدن: حاصل نظریه آن است که دین که مجموعه‌ای از عقاید و کلام است، بخش نخست آن عقلانی می‌شود یعنی از حالت اعتقاد تعبدی درآمده و در قالب گزاره‌های عقلی ارائه می‌گردد(عقلانی شدن باورها). و بخش دوم آنکه مربوط به شیوه زندگی مردم است، از طریق مجالس قانونگذاری و سیستم حزبی و پارلمانی، عقلایی شده و مصوبات عقلاء در مجالس قانونگذاری تعیین کننده احکام رفتاری ماست نه چیز دیگری. (عقلایی شدن احکام رفتاری) در نهایت به واسطه این نظریه از حقیقت و گوهر و حتی پوسته و صدف دین نیز چیزی باقی نمی‌ماند.
2- مفهوم دوم از عرفی شدن: در میان کاربردهای مختلف سکولاریسم، نظریه پردازان عرفی شدن دین، معنا و کاربرد دوم را برگزیده، چنین می‏گویند: «معنای دوم عرفی شدن عبارت است از افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که در اعصار گذشته دارای کارکردهای گوناگونی بوده (آموزش و قضاوت و تدوین امور شهر و...) به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‏ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‏کند».(مجله کیان، شماره24، ص 19) اگر بخواهیم این نظریه را به بیان ساده‏تر بیان کنیم باید بگوییم: دین درگذشته در تمام ابعاد زندگی بشر حاکم بود و برنامه ساختار زندگی بشر را دین تنظیم می‏کرد و تمام مدیریت‏ها زیر نظر آن انجام وظیفه می‏کردند. این نوع ساخت سیاسی در اعصار گذشته که زندگی، بسیط و ساده بود، بسیار مفید بود. امّا اکنون که زندگی بشر پیچیده شده و علم و دانش مراحل تکامل یافته‏ای را در اختیار بشر نهاده است، باید حکومت دین در ساختار زندگی بشر جز در موارد محدودی پایان پذیرد و زمام ساختار سیاسی ومدیریت در اختیار خود انسان قرار گیرد و دین در رابطه شخصی انسان با خدا محدود شود واین حقیقتی است که طرفداران این نظریه آن را به صورت نظریه دوم عرفی شدن مطرح می‏کنند.
عوامل و زمینه‏های بروز سکولاریسم در غرب
هر پدیده اجتماعی برخاسته از عامل یا عواملی است که به پیدایش آن منتهی می‏شود. پدیده سکولاریسم از این ضابطه مستثنا نیست و باید با عوامل پدید آورنده آن آشنا شویم و ما، در میان عوامل متعدد، به برخی از عوامل مهم آن اشاره می‏کنیم:
1. آموزه‏های کتاب مقدس: کتاب مقدس در طول زمان مورد تحریف واقع شده است و آنچه نقل می‏شود مربوط به انجیل کنونی است نه انجیل واقعی که حضرت مسیح از جانب خدا آورده است . یکی از آموزه‏های کتاب مقدس جدایی حاکمیت خدا از حاکمیت دنیاست.طبق آنچه در انجیل کنونی آمده، حضرت مسیح در پاسخ به سئوال پلاطیس مبنی بر این که آیا تو پادشاه یهود هستی فرمود: ««پادشاهی من از این جهان نیست اگر پادشاهی من از این جهان می‏بود خدام من جنگ می‏کردند تا به یهود تسلیم نشوند حال اکنون پادشاهی من از این جهان نیست».( یوحنا، باب 19:36) و در مورد دیگر می‏گوید: «امّا عیسی چون دانست که می‏خواهند بیایند او را به زور پادشاه سازند باز تنها به کوه آمد».( یوحنا، باب6:15) وهمچنین در مورد دیگر می‏گوید: «مال قیصر را به قیصر ادا کنید و مال خدا را به خدا».( متی، باب22، 122 18) این جمله‏ها که حاکی از بی اعتنایی عیسی به امور دنیوی است، خود زمینه‏ساز اندیشه جدایی دین از حکومت، یا دین از دنیا گردید. بالأخص آن گاه که عوامل دیگر به آن ضمیمه گشت.
2. تفسیر متفکران و قدیسان مسیحی: یکی دیگر از عوامل زمینه‏ساز پیدایش سکولاریسم در غرب، آموزه‏های مفسران و قدیسان مسیحی است، مثلاً آگوستین قدیس (354 430) رأی حواریین را چنین گزارش می‏کند«حواری مسیح به پیروان مسیح اندرز داد که برای سلامت شاهان و فرماندهان مقتدر دعا کنند».( وستین، شهر خدا،فصل 19، بند26) و باز در تعبیری نظریه دو شهر خدا و شهر دنیا را مطرح کرد که برای هر یک پادشاهی جداگانه در نظر گرفت.(همان)
3. فقدان نظام اجتماعی سیاسی و اجتماعی در اناجیل: عامل سوم برای اندیشه جدایی دین و سیاست در غرب مسیحی، فقدان یک نظام اجتماعی و سیاسی گسترده در انجیل است . اناجیل کنونی نوعی زندگینامه حضرت مسیح است تا آنجا که دار زدن و زنده شدن او را در پایان انجیل آورده‏اند. در این کتاب فقط نصایح و اندرزهایی به چشم می‏خورد در حالی که درباره نظام سیاسی و اجتماعی سخنی ندارد. در این صورت چگونه می‏تواند نظام سیاسی و اجتماعی را در درون دین قرار دهد و اگر هم روزی کلیسا بر جهان حکومت می‏کرد بر اساس پایه دین نبود. پروفسور لطفی لدینان چنین می‏گوید: «مسیح هیچ وقت برای اجتماعات قانون‏های موقتی که مشتمل بر پاره‏ای اوامر و نواهی باشد تدوین و تنظیم نفرمود».(لطفی لدینان، مذهب و متجد دین، ص 13) میلر، مورخ معاصر در این باره می‏گوید: «خداوند مسیح، شریعتی چون شریعت موسی که در هر امر جزئی نیز تکلیفی از برای ما معین کند برقرار نفرموده و قوانینی از برای تقسیم ارث و عقوبت مجریان یا امور دیگر یاسی که به مقتضیات هر دوره تغییر پذیر است، وضع ننموده است».(میلر، تاریخ کلیسای قدیم، ص 29)
4. فساد در دستگاه دینی کلیسا: عامل چهارمی که در زمینه سازی ظهور سکولاریسم نقش مهمی داشت فساد در دستگاه دینی کلیسا بود، یکی از مظاهر آن فروش آمرزش نامه و حراج بهشت از سوی کیشان بود و معنای آن این بود که کسانی که خود را در برابر خدا گنهکار می‏اندیشیدند با خریدن آمرزش نامه، از گناه پاک می‏گشتند. این سنت کلیسا خشم دانشمندان را برانگیخت و به قول ویل دورانت عامل نارضایتی و شکایتی که سرانجام چون جرقه‏ای آتش انقلاب اصلاح دینی را برافروخت فروش آمرزش نامه بود.(ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 25)اگر مارتین لوتر علیه کلیسا قیام کرد یکی از علل آن، خشم او از فروش این آمرزش نامه بود. او می‏گوید: چرا ما آلمانی‏ها باید اجازه بدهیم که دسترنج ما از راه دزدی و یغما به کیسه پاپ فرو ریزد، ما دزدان را به دار می‏کشیم و راهزنان را گردن می‏زنیم . حالا چگونه است که این هرزه روحی را به حال خود واگذارده‏ایم.(همان، ج6، ص 422)
گسترش فساد در دستگاه پاپ سبب شد که گروهی دست به اصلاحاتی بزنند و در رأس آنها مارتین لوتر بود. این گروه جنبش خود را جنبش اصلاح دینی و پروتستانیسم نامیدند. یکی از نتایج جنبش اصلاح دینی، خصوصی سازی دین و اختصاص قلمرو آن به رابطه انسان با خدا و حذف دین از صحنه اجتماع بود به طوری که «لوتر» در آموزه‏های خود چنین می‏گوید: انجیل در امور دنیوی دخالت نمی‏کند و با تسبیح نمی‏توان بر جهان حکومت کرد. لوتر همچنین می‏گفت: «مومنین خود کشیش خویشند». این عقیده بدان معناست که هر فرد قادر به درک مبانی و معارف و احکام دینی است و جامعه بی نیاز از کلیسا و روحانیت و دین شناسان است. این جنبش در واقع موجب جدایی دین از سیاست شد.( فاطمه رجبی، لیبرالیسم، ص 42)
5. مخالفت با علم و دانش: مخالفت کلیسا با علم و دانش سابقه بس طولانی دارد. آنان هر نوع علم و فنی را که رنگ غیر دینی و غیر ارسطویی داشت ممنوع اعلام کرده و دارنده آن را ملحد می‏دانستند و برای لوگیری از رسوخ این فکر تشکیلاتی به نام «انگیزاسیون» پدید آورده بودند که برای خود داستان‏های مفصلی دارد و کسانی که بخواهند از برخورد شقاوتمندانه کلیسا با ارباب علم و دانش آگاه شوند می‏توانند به تاریخ تمدن «ویل دورانت» مراجعه کرده و بخش انگیزاسیون آن را مطالعه نمایند. (تاریخ تمدن، ویل دورانت) و محاکمه گالیله و توبه نامه او از سخن راندن درباره حرکت زمین چهره سیاه کلیسا را در مقاومت با علم و دانش به خوبی نشان می‏دهد. این نوع برخوردها خشم و نفرت مردم را از رهبران دینی برانگیخته سبب می‏شد که علم، دانش و امور اجتماعی و سیاسی از دست آنها باز پس گرفته شده و فعالیت کلیسا به یک بخش کوچکی منحصر گردد.
6. علم‌گرایی بیش از حد: بازتاب برخورد ناپسند صاحبان کلیسا با دانشمندان سبب شد که اکثریت جامعه به علم و روش علمی گرایش پیدا کنند و میزان بازشناسی حقیقت از اوهام، تجربه و آزمایش معرفی گردد و هر چیزی که با این معیار سازگاری و یا قابلیت ارزیابی این معیار را نداشت از دایره شناخت بشری خارج گردد. از آنجا که برخی از آموزه‏های کتاب مقدس با این روش افراطی در تضاد بود این مطلب سبب شد که یک نوع روگردانی از دستگاه کلیسا و مبانی عقیدتی آنها پدید آید و احیاناً این نوع روش افراطی به ماتریالیسم و مادی گرایی انجامید که خود بستر مناسبی بر جدایی دین از مدیریت اجتماعی و سیاسی گردید. اینها یک رشته عوامل و بسترهای مناسبی بود که ایده «سکولاریسم» را پدید آورد و زادگاه این عوامل و تأثیرگذاری آنها مربوط به جهان غرب و آیین کلیسا است و هیچ یک از این عوامل در آیین اسلام و محیط دینی و علمی اسلامی وجود نداشته و اکنون نیز ندارد. طبعاً با فقدان چنین بستر، چنین فرزند نامشروعی در شرق اسلامی چشم به جهان نخواهد گشود.ولی جای تأسف است که گروهی این نتیجه ناپسند را از بستر خود جدا کرده و می‏خواهند آن را بر بستر اسلام تحمیل کنندو با برداشت‏های غیر صحیح از یک رشته تعالیم دینی ایده «جدایی دین از سیاست» از روز نخست، یا به صورت تدریجی را، بر اسلام تحمیل می‏نمایند آنان تصور می‏کنندکه سیاست دینی، نباید ابزار مردمی در دست داشته باشد و اگر در نقطه‏ای مشاهده می‏کنند که اسلام بر آرای مردم تکیه کرده فوراً آن را نشانه «سکولاریسم» معرفی می‏کنند. اینک ما، در اینجا برخی اصول مدیریت اسلامی را یادآور می‏شویم تا روشنگر اشتباهات برخی از برداشت‏های نادرست از برنامه‏های اسلام باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات