تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۹۱۱۶۶
بررسی نقش عوامل فرهنگی در پیدایش انقلاب اسلامی

مردم‌، رهبری و مکتب؛ سه رکن انقلاب


به اهتمام: علی مهدوی
برخی از تحلیلگران در جمع‌بندی علل وعوامل پیروزی انقلاب اسلامی عقیده دارند عوامل فرهنگی، مهم‎ترین عامل شکل‎گیری انقلاب اسلامی بوده است. باید به این نکته توجه نمود که علل فرهنگی تنها دلایل وقوع این انقلاب نبوده‎اند، بلکه جزء مهم‎ترین دلایل بوده‎اند. مایکل فیشر در کتاب «ایران از اختلاف مذهبی تا انقلاب» به این نکته اشاره می‌کند که هر چند علل انقلاب، اقتصادی‌ و سیـاسی بـود، لکن در مقـابل، شکل انقلاب و محـل وقوع آن تا حد زیادی نتیجه سنت مذهبی اعتراض بود. نیکی‎.آر.کدی در کتاب «ریشه‌های انقلاب» به این موضوع اشاره می‌کند و ‌می‌گوید: «انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی و در عین حال تأثیر منفی آن ‌بر گروه‎های مختلف اجتماعی از یک‎سو و سرکوب گروه‎های سیاسی و فقدان آزادی از سوی‌دیگر زمینه‌ساز انقلاب بودند، اما درعین حال تحول در اندیشه انقلابی و رادیکال که‌ تشیع آن را به صورت ایدئولوژی مطرح کرده است از علل اصلی شکل‎گیری انقلاب است»(1).
خانم حمیرا مشیرزاده در تبیین علل فرهنگی انقلاب معتقد است که در بررسی چند علتی انقلاب، نقش عوامل فرهنگی و مذهبی ویژه و قابل تأمل است. وی می‎گوید: «همان‎طور که دیدیم انقلاب اسلامی ایران به درجات مختلف، همه نظریات موجود در مورد انقلاب در علوم اجتماعی را به چالش کشیده است. بررسی آثار مختلف و همان‎طور توانایی‌‎های طبیعی مکتب شیعه نمونه‌های عالی تبیینی در نظریه‌های انقلاب را با تردید جدی مواجه می‌کند و ثابت می‎کند که اکثر تعمیم‌های‌ مستحکم در ساختارهای نظری نتوانستند بستری که انقلاب اسلامی در آن رخ داده است را دریابند. می‌توان گفت که هیچ‎یک از تبیین‌های سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌ و یا روان‎شناختی‌ نمی‌توانند به تنهایی کنش انقلاب توده‌ای را در آن تبیین کنند، اما در عین حال به‎نظر می‌رسد که رهیافت چند علتی به شرط آنکه علل و عوامل مختلف در آن چارچوب نظری دقیق قرار بگیرند، بیش‎تر می‎تواند به فهم و تبیین این رویداد مهم تاریخی کمک کند»(2).
تأملی در مطالبات مردم در جریان مبارزات مردمی از خرداد 1342 تا بهمن 1357 نیز نشان می‎دهد که در مجموع، عوامل فرهنگی بیش‎ترین مطالبات مبارزین و مردم را در بر می‎گرفته است. به اعتقاد دکتر منوچهر محمدی جهت اصلی انقلاب احیای فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بود و سر پیروزی انقلاب نیز در توجه به این نکته است. وی اظهار می‎دارد: «بر کسی پوشیده نیست که انقلاب اسلامی قبل از آنکه یک انقلاب سیاسی یا اقتصادی باشد، یک انقلاب فرهنگی و برای احیای ارزش‎های دینی خود بوده است‌. رژیم شاه با تکیه بر دو عنصر غربزدگی و در خدمت گرفتن برخی از عناصر فرهنگی ایران قبل از اسلام‌ تلاش زیادی در از بین بردن ارزش‎های سنتی دینی‌، عقیدتی و فکری از جامعه عمیقاً مذهبی‌ ایران نمود. این حرکت در زمان پهلوی اوّل آغاز و تا پیش از ظهور انقلاب اسلامی ادامه داشت‌. اگر چه رژیم در عمل موفق به قطع ریشه‌های عمیق فرهنگی مردم مسلمان ایران نشد، لکن تاحدود زیادی مظاهر فرهنگ غربی خصوصاً قسمت مبتذل آن را به عنوان ارزش مسلط درنظام سیاسی‌ ـ اجتماعی کشور حاکم ساخت‌. انقلاب اسلامی با بازگشت به ارزش‎های مورد قبول جامعه برخلاف تصورات بسیاری از اندیشمندان غربی در خصوص سپری شدن دوره ‌دینداری و دینمداری موجب شگفتی همگان گردید.... ‌به این ترتیب می‌توان ملاحظه کرد که رمز پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم شاه تنها می‌توان‌ در عظمت و مدیریت و میزان اعمال سه رکن انقلاب یعنی مردم‌، رهبری و مکتب جستجو کردکه توانست برخلاف پیش‌بینی‌ها و محاسبات تحلیلگران و در مقابل حیرت جهانیان نظام‌ قدرتمند و کهن شاهنشاهی را به زانو درآورده و آن را سرنگون سازد»(3).
هر چند در مورد انقلاب‌ اسلامی تئوری‌های متفاوتی ارائه شده است و بسیاری از اندیشمندان سعی کرده‎اند در چارچوب‌ها و قالب‌های علـمی، تئوری انقلاب اسلامی را بـررسی کنند، اما در واقع به‎ لحاظ‌ اختلاف دیدگاهی که بین این اندیشمندان و دیدگاه‎های مکتب متعالی اسلام و امام‎خمینی(قدس‎سره) که پایه‌گذار اصلی انقلاب‌ بود، وجود دارد هیچ کدام از این افراد قادر به درک ماهیت و واقعیت انقلاب اسلامی‌ نشده‎اند. میشل فوکو، یکی از نظریه‎پردازان اصلی مکتب پست مدرن، در کتاب «رهبر اسطوره‎ای قیام ایران» انقلاب اسلامی‌ را نخستین انقلاب فرامدرن عصرحاضر و اوّلین شورش بزرگ علیه نظام‎های زمینی و مدرن‌ترین شکل قیام می‎داند. از منظر فوکو انقلاب سال 1979 متضمن امتناع کل‌ یک فرهنگ و کل یک ملت، از رفتن زیر بار گونه‎ای نوسازی است که در نفس خود کهنه‎گرایی‌ محسوب می‎شود. به اعتقاد وی چنین انقلابی به مثابه انقلاب بدون تشکیلات غیرحزبی و در نوع خود بی‌نظیر است(4)‌.
انقلاب اسلامی نوعی واکنش آگاهانه در برابر نابودی ارزش‎های اجتماعی و به تعبیر برخی صاحب‎نظران، مقاومت در برابر استحاله فرهنگی است. ملت ایران و بویژه روشنفکران، فرهیختگان، اهل ادب و فرهنگ، مصلحین‌جامعه و دلسوختگان فرهنگی از اینکه می‌دیدند جامعه و مردم ایران به شدت سنن و ارزش‎های اجتماعی‌، قومی، فرهنگی و مذهبی خویش را از دست داده‎اند و با شتاب درجهت نوعی از خود بیگانگی فرهنگی و به تعبیر آل احمد، غربزدگی پیش می‌روند، به شدت‌ نگران و متأثر بودند. استحاله فرهنگی رژیم شاه، موجب نگرانی بسیاری از دینداران و مذهبیون نیز شده بود‌.
بی‎شک ایدئولوژی اسلامی و در دیدی وسیع‎تر ویژگی‎های جهان‎بینی اسلامی، علت اصلی شکل‎گیری تفکر مبارزه بود و در جریان وقوع انقلاب اسلامی، تئوری جهاد در برابر طاغوت، شکلی عملی به خود گرفت. چنانچه انقلاب اسلامی را بر اساس علت غایی وقوع آن تفسیر کنیم، در می‌یابیم که اصولگرایی اسلامی، علت العلل وقوع آن است؛ در حالی که بسیاری از تحلیلگران انقلاب از نقش ویژه آن غفلت ورزیده‎اند. در مقابل، تحلیلگرانی که به خوبی با مبانی جهان‎بینی اسلامی آشنا بوده‎اند، قیام بر اساس مبانی مکتب را اصلی‎ترین علت وقوع انقلاب می‎دانند(5).
پی‌نوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات