تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۹۱۱۸۵

فرهنگ ایرانی و تهاجم فرهنگی


زهرا جلوداریان
فرهنگ در لغت به معنای ادب ، دانش ، علم، و معرفت به کار رفته است البته در فرهنگ های مختلف معنای متفاوتی را دربردارد. برای شناخت فرهنگ جوامع باید معنا وپیا مهای نهادینه شده در آن فرهنگ را متناسب با هر دوره تاریخی ، در نظر گرفت و فراتر از عوامل اقتصاد و سیاست به آن توجه داشت. فرهنگ عاملی است درونی ، که بانگا هی عمیق بیرون را می سازد و از دنیای بیرون برای درون عالمی را پرورش می دهد . تا کنون فرهنگ شنا سان برای معنای فرهنگ به یک نظر واحد نرسید ه اند و هر کدام از نگاهی خاص معنایی متفاوت آفرید ه اند که بیانگر این است که فرهنگ زایده اندیشه بشر است تعا ملی بین عالم درون و دنیای بیرون است.
آنچه از نتیجه ارتباط کشور ی می بینیم ، نمایانگر تفکر و محیط زندگی آنها ست زمانی که این معنای زاید شده به فرهنگی دیگر راه باز می کند اگر از یک ریشه و دارای آداب و رسوم نزدیک به یکدیگر باشند فرهنگی که قوی تر وپرمعنا ترست غالب می شود اما اگر متفاوت با روحیه و اندیشه وسبک زندگی آن جامعه باشد ، با دفاع اندیشه ها و نوعی تعارض روبه رو می شود که مفهوم تهاجم فرهنگی شکل می گیرد و هرقدر فرهنگ وارد شده قوی باشد اگر با درون و افکار فرهنگ جامعه هماهنگ نباشد پذیرشی صورت نخواهد گرفت. فقط درآن جامعه ؛ آشفتگی فرهنگی ایجاد خواهد کرد البته زمانی که که فرهنگ گذشته درونی ونهادینه باشد، اما اگر فرهنگی نا خواسته و با تسلط قدرتها برآن سرزمین حاکم با شد نوعی فرا ر از فرهنگ به وجود می آید که فرهنگ جدید بدون دخالت اراده پذیرفته می شود .
«همانند اروپایی رها شده از حاکمیت اسکولا ستیک ا ربابان کلیسا ، با کوله باری از تجربیات تلخ وجان گداز ناشی از سیطره اندیشه سوز و ضد انسانی متولیان مسیحیت ، راه پیشرفت علم وفرهنگ خود را در شکستن تمامی قالبها وقید و مرزهای دیکته شده حاکمان یافت واینهمه ، فارغ از هرگونه پیش داوری و هدف گزینی برای کاوش ها ومطالعات علمی بود .علم وفن از چارچوب ارزشها وباورهای دینی خارج شد و هر پدیده را به طور مستقل ورها از هر رابطه و ارتباط وتاثیری ، مگر آنچه که مربوط به همان پدیده خاص بود ، درواقع در دو سه قرن اخیر که علم وفن "ارزش زدایی" شد جهت حرکت فرهنگ وتمدن مغرب زمین هم عوض شد .تکنولوژی وعلم از جایگاهی که باید به عنوان خدمتگزار انسان می داشت ، ارتقا یافت وجای دوست انسان را گرفت .مگر ما از دوست چه انتظاراتی داریم ، جز اینکه خطا نکند ، قابل اعتماد با شد و زندگی ما را سهل تر و بارورتر کند؟
آنچه در این نگرش فراموش شد روی دیگر سکه بود ، این دوست ، در برابر آنچه به ما می داد، چه چیزی را از ما می ستا ند ؟ پاسخ این سئوال را امروز به وضوح هر چه تمامتر در جوامع فوق صنعتی می بینیم .بلاهایی که برسر بشریت امروز به وفور می آید ، از انحطاط نظام خانواده ، پیوند های اجتماعی ، تخریب محیط زیست ، فروپاشی چار چوبهای اخلاقی و مرگ فضیلتهای انسانی گرفته تا رواج ظلم و جور ، گسترش زور و بی اعتنایی به حق حاکمیت جوامع دیگر ، همه و همه ، نتیجه ارزش زدایی از علم و فن هستند. »
تهاجم فرهنگی نوعی مبارزه بین ا ندیشه هاست مبارزه ای که هیچ مرزی نمی شناسد و سلاح دفاع آن هم ساخته دست بشر نیست بلکه زایده افکار اوست و فقر معنا و مر گ ا ندیشه ها را حاصل می کند ، همچنین تخریب پیکره فرهنگ که در نهایت ، سکوت آینده سرزمینی ، را به ارمغان می آورد . موفقیت و سالاری کشور دیگر را تضمین می کند ، نوعی بی هویتی را برای کشور مغلوب رغم می زند پی در پی محصولی جدید و متناسب با خواسته خود طراحی می کند و با هزینه ای اندک بر فرهنگ مغلوب ، غالب می کند. در عصر حاضر برتری قدرتها در توسعه فرهنگ شان خودنمایی می کند ، البته نه به آن معنا که هیچ گونه تعاملی نباید بین فرهنگ ها صورت بگیرد؛ بلکه هر فرهنگی باید ارزشها و اندیشه های ارزشمند خود را حفظ کند و رابطه معنای فرهنگ وارد شده را با فرهنگ درونی خود بشنا سد.
هما نند مسلما نا ن قرون اولیه که با علوم در کارگاه اندیشه توحیدی خود وباز پروری و مطالعه وکاوشهایی بی وقفه ، دارای چنان درجه ای از رشد وعظمت علمی وفرهنگی شدند که تا قرنها بعد تغذیه کننده غرب زمین بودند. چنین بود که فرهنگ وتمدن اسلامی ، صاحب جایگاهی و الا وبی بدیل در تاریخ وفرهنگ بشری شد .علم وشناخت ومعرفت واژه هایی که در فرهنگ ما ایرانیان از جایگاه ارزشمندی برخوردار هستند ، از گذشته تا کنون علما و دانشمندان ایرانی، با به کارگیری این واژه ها در سایه اعتقادات دینی توانستند فرهنگی بسازند ونهادینه کنند که در عصر حاضر با شناخت درست وصحیح این معنا می توان برتهاجم فرهنگی پیروز شد. فرهنگ ، چشمان تیز بین جامعه به جهان است. فرهنگی که برخواسته از دل دین ومذهبی متعالی باشد به منزله روحی می شود که در کالبد وجود آدمی جریان دارد و به سازندگی می پردازد درنگرش بشر تغییر ایجاد می کند او چگونه موجودی است؟ هدفش از زندگی چیست ؟ سعا دت وخوشبختی رادر چه می بیند ؟ این نگرش وبینش مهمترین تفاوت بین فرهنگ ها می شود.
در فرهنگی که فقط به مادیات و به جسم و آسایش انسان توجه شود، هیچ تلاش وکوششی برای رسیدن به شناخت متعالی برای دریافت نتایج ارزشمند وانسان دوستانه صورت نخواهد گرفت و چنین فرهنگی باورود به عرصه فرهنگی که انسان رافراتر از بعد مادی می بیند در تضاد خواهد بود و تلاش خوا هد کرد تا سنت ها ارزشمند را کم رنگ نمایش دهد . وما أَ حدثَت بِدعَةُ إِ لاّ تُرِکَ .............هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی شود ، مگر آنکه سنّتی تر ک گردد ، پس ، از بدعت ها بپرهیزید و با راه راست وجادّه آشکار حق باشید ، نیکو ترین کارها سُنّتی است که سالیانی برآن گذشته ودرستی آن ثابت شده باشد وبدترین کارها آنچه که تازه پیدا شده وآینده آن روشن نیست (نهج البلاغه ترجمه خطبه 146)پس می توان گفت ، هر فرهنگی دارای مجموعه ای از معنا و هنجارهاست که برای شناخت هر چه بهتر این فرهنگ باید معنا ها وهنجار ها شناخته شود که عدم شناخت و آگا هی آن، نوعی نا هنجاری را به وجود می آورد . نا گفته نما ند که این آگا هی و شناخت فرهنگ صرفا برای فرهنگ شناسان نیست ، بلکه مردم هر فرهنگی هم باید نسبت به فرهنگ به ارث گرفته خود علم کافی داشته باشند.
علم وآگاهی و شناخت از ابزارهای اولیه مقابله با تهاجم فرهنگی است که در فرهنگ ما در دین ومذهب به آن خیلی تکیه شده است . «دراسلام و چه در حدیث درباره فضیلت علم ومقام شامخ معلم عبارات فراوانی دیده می شود .آیه شریفه «قُل هَل یَستَوی الَّذیِنَ یَعلَمُونَ» و حتی عبارتی که در قرآن درآیه شریفه «مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَالإنسَ الاّ لِیَعبُدُون » غرض از آفرینش آدمی و پری منظور شده همه مفسران به «معرفت تفسیر وتو جیه کرد ه اند . کسانی که جان خود را در راه علم ودانش از دست داده با شند در اسلام همپایه شهیدان هستند که «مَن ما تَ فی طَلَبِ العِلمِ مات شَهدا» این تحریص و ترغیب به علم موجب گردید که طالبان علم از هر فرصتی برای تحصیل علم استفاده کنند» به یقین علم و دین رابطه ای جدا نشدنی دارند و در هر زمان که رابطه بین این دو عمیق تر بوده دستاورد های فرهنگی بیشتری برای بشر حاصل شده است ، تما م باورها یی را که نیاز ا نسا ن می طلبد و به سو ی آ ن هدا یت می شود در دین به پاسخ می ر سد ویک باور درونی او را آماده می کند تا با خلق نو آو ر یهای انسان دوستانه تنها خود به لذ ت وآرامش واقعی برسد ، بلکه دیگران را هم ، در این فضیلت سهیم گرداندکه در یچه رسیدن به این فضیلت علم است و علومی همانند ،اقتصاد ، سیاست ، مدیریت و شهرسازی در سایه این فرهنگ به ارزش می رسند.
در ورقهای زنده تاریخ که به جستجو می پردازیم ایرانیان را مرد مانی جستجو گر ، کنجکاو و سخت کوش می یابیم ، در تمام دوره های تاریخ به دور از تعصبا ت پوچ و تو خالی ، همواره تشنگی وشیفتگی خاصی به دریافت واقعیت ها داشته ا ند و هر آنچه که صحیح ودرست بوده با دل وجان پذیرفته اند ، «نمونه پر معنای این تشنگی وشیفتگی را دردوره حیاتِ رسول وحضور سلمان در جمع ایرانیان مقیم مدینه می توان دید : آنجا که محمد(ص) سا ده وبی پیرا یه وسخت فروتنانه همراه سلمان به دیدار صنعتگران ایرانی مدینه آمده و ایرا نیا ن که محمد(ص) را در جلال وجبروت وشوکت وهیبت شا هنشا هان ایران می پنداشتند وقتی دریا فتند که محمد(ص) همرا ه سلمان ، ساده و بی پیرایه تر از او در برابر شان است در شگفت شدند و به محمد(ص) ونهضت انسانی اسلام ایمان آوردندوپس از آن هم سلمان فارسی در معرفی علی بن ابی طالب(ع) به ایرانیان مدینه به عنوان برجسته ترین وشایسته ترین جانشین محمد ورهبر نهضت اسلام نقش اساسی داشت ».اگر چه این ایرانیان در محیطی خارج از وطن خود ساکن بود ه ا ند ، ا ما باز اصالت خود را فرامو ش نکرد ه و بعد از یا فتن حقیقت به تو سعه آن هم پرداختند سرزمین ایران مهد به وجود آوردن بزرگ مردانی همچون فردوسی، مولانا سعدی و....است که توانستند فرهنگ ایرانیان را هر روز زنده تر از دیروز نمایان کنند.
تادر پیوند تاریخ هیچ رنگ و بویی از کهنگی از آن برنخیزد وحتی همراه زمان درخشنده تر از دیروز باشند .برای نمونه ، امروزه برخی دو لتها به خیال خود با حضور در کشور های دیگر آرامش و فرهنگ برای آن مردم هدیه می برند که سعدی قبل از تحلیل سیاستمدار ان این گونه بیان می دارد .تهاجم فرهنگی ، پدیده ای نیست که عصر حاضر به وجود آمده با شد بلکه از آغاز رشد بشر ؛ تفاوتها وگوناگونی ها را به همراه داشته است . در عصر فردوسی هم تهاجم فرهنگی به شکل دیگری نمایان بوده که شاید بتوان گفت کمتر از عصر دوره حاضر نبوده ولی این شاعر بزرگ با خلق اثر ارزشمند خود قلبی عاشق بر تاریخ ایرانیان عرضه داشت که هیچ زمان گرد و غبار زمان با او برابری نکرد بلکه فرهنگ و الای ایرانیان را معنای ارزشمند داد.
ما ایرانیان از نظر فرهنگی بسیار غنی و بی نیاز از وام گیری از فرهنگ های بیگانه هستیم، در فرهنگ ما بسیاری از زیبایی ها و ارزشها به معنا وشکل واقعی خود را نمایان کرده ا ست به طور مثال ، عشق و عاشق و معشوق بودن که در داستان خسرو شیرین،نظامی با قلمی زرین به تصویر کشانده ، فرهنگ عشق را به تجلی می رساند. عشق پاک شیرین ، خسرو را که پادشاهی خوش گذران است تبدیل به مردی عاشق می کند تا جایی که موقع مرگ حتی حاضر نمی شود که شیرین را از خواب بیدار کند تا جرعه ای آب بنوشد ویا شیرین دختری که قدرت انتخاب دارد وآزاد است ولی تا قبل از برپایی مراسم ازدواج با خسرو ، اسرار به حفظ پاکدا منی خود دارد و عشقی پاک را به یادگار می گذارد اما امروزه با ورود فرهنگی غریب و بیگانه ؛ لبا سهای رنگین و زرق و برق های کاذب بر تن عشق و عاشقی کرد ه اند و به تصور خویش با فرهنگ شده ا ند و لی پس از مدتی کوتاه از این عشق سوزان هیچ خبری نیست .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات