موسی عبداللهی
بسیاری از کارشناسان بر این عقیده بودند که پس از 21آگوست 2010، که طی مراسمی با حضور علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و سرگئی کرینکو، رئیس «اتم استروی»، نیروگاه اتمی بوشهر بهصورت رسمی راهاندازی شد، فشارهای غرب بر ایران کاسته خواهد شد...
اما پس از راهاندازی نیروگاه، مقامات کشورهای غربی همچنان به موضعگیریهای خود در قبال برنامه هستهای ایران ادامه داده و حتی استفاده از گزینه نظامی را نیز منتفی ندانستهاند؛ در این زمینه، میتوان به مصاحبه اخیر رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا اشاره کرد. وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه با آژانس خبری اینترفاکس روسیه باز هم با استفاده از اصطلاح «مشکل هستهای ایران» از آماده بودن تمامی گزینهها از جمله گزینه نظامی در مواجه با برنامه هستهای ایران خبر میدهد. از آنجایی که روسیه اصلیترین شریک هستهای ایران محسوب میشود، مسئله هستهای ایران بخش مهمی از سیاست خارجی این کشور را تشکیل میدهد؛ سیاستی که تحتتأثیر بازی «حمله میکنند- حمله نمیکنند» شکل جدیدی بهخود گرفته است. حال باید دید که در شرایطی که خاور نزدیک و خاور میانه، دخالت مداوم نیروهای فرامنطقهای را تجربه میکنند، مسائل جاری در قبال برنامه هستهای ایران چه تأثیری بر جایگاه روسیه در جهان داشته و نقش روسیه در ایجاد ثبات و امنیت در این مناطق چگونه میتواند باشد؟
نظرات کارشناسان در این زمینه بسیار گوناگون و متفاوت است. برای مثال در کنفرانسی که 14سپتامبر تحت عنوان «مسائل تأمین امنیت جهانی پیرامون وقایع ایران» در مسکو و با حضور نمایندگانی از ایران و عراق برگزار شد، پیشبینی شرکتکنندگان بسیار متفاوت بود که این امر از عدماتفاقنظر کارشناسان حول مسائل ایران نشأت میگیرد. برخی از کارشناسان بر این عقیده بودند که آمریکا و متحدانش از این پس از حملات تبلیغاتی سنگین علیه ایران دست خواهند کشید و راه نزدیکی به ایران را در پیش خواهند گرفت؛ اظهار نظرهایی که با مصاحبه جدید وزیر دفاع آمریکا تا حدودی دور از ذهن مینماید.
برخی نیز بر این باورند که آمریکا امکان دستیابی ایران به سلاح هستهای را انکار خواهد کرد و خواهان بررسی مسائل هستهای ایران در مجامع ذی صلاح و براساس قوانین بینالمللی خواهد شد؛ این مسئله نیز با توجه به مناسبات بسیار نزدیک واشنگتن- تلآویو دور از ذهن بهنظر میرسد.
اما بسیاری از کارشناسان نظری دیگر را مطرح میسازند، برای مثال، آندری آریشف، تحلیلگر بنیاد «فرهنگ استراتژیک» روسیه معتقد است که بهترین راه برای ایجاد امنیت و ثبات در این منطقه، ایجاد یک منطقه عاری از سلاحهای هستهای است. وی بزرگترین مشکل در دستیابی به این مهم را اسرائیل میداند.
باید اذعان داشت که رابطه تهران- مسکو عامل بسیار مهم و تأثیرگذاری در ایجاد صلح و ثبات در منطقه اوراسیا است؛ روابطی که عاری از مشکلات نیست. اما باید خاطرنشان ساخت که مشکلات موجود در روابط ایران و روسیه زاده امروز نبوده و ریشههای تاریخی دارد. بررسی روابط ایران و روسیه در چند سال اخیر نشان میدهد که برای دستیابی به سطح مطلوبی از روابط که تأمینکننده منافع هر دو طرف باشد، راهدرازی در پیش است. به عقیده بسیاری از کارشناسان، روسیه در قبال ایران از یک سیاست دوگانه پیروی میکند؛ سیاستی که به ایجاد یک نوع بیاعتمادی نسبت به روسها در ایران منجر شده است؛ از همگامی روسها در تحریمها علیه ایران گرفته تا عدمتحویل موشکهای اس-300 به ایران و موافقت روسیه راجع به استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا به بهانه مقابله با تهدید ایران و کرهشمالی، همه و همه نمونههایی از همراهی روسیه با غرب در مواجه با برنامه هستهای ایران محسوب میشود. از سوی دیگر، عدمهمراهی روسیه با غرب در وضع تحریمهای سنگین علیه ایران، امضای سند راه در حوزه انرژی با ایران و امضای قراردادهای نظامی را میتوان از اقدامات روسیه در جهت حفظ روابط با شریک تأثیرگذار خود در منطقه، یعنی ایران برشمرد.
شاید بتوان مسائل ایران را برای دستگاه دیپلماسی روسیه یک سنگ محک دانست. اسناد مربوط به «تدبیر امنیت ملی»، «تدبیر سیاست خارجی» و «دکترین نظامی» که در آغاز سال2000 منتشر شد، به خوبی بیانکننده یک دگرگونی اساسی و بنیادین در سیاست روسیه نسبت به غرب بود. در مفهوم جدید سیاست خارجی روسیه بر تلاش برای حمایت از منافع ملی جهت نیل به اهداف زیر تأکید شده بود: تضمین امنیت قابل اتکای کشور، حفظ و تقویت حاکمیت و تمامیت سرزمینی آن و دستیابی به جایگاه محکم و دارای حیثیت در جامعه جهانی که با منافع روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ و یکی از مراکز دارای نفوذ همخوانی کامل داشته باشد. در این سند به چالشها و تهدیدهای جدید و در حال ظهور نسبت به منافع ملی روسیه، روند رشدیابنده تلاش برای ایجاد یک ساختار تکقطبی جهانی- که در آن آمریکا نقش غالب خواهد داشت- و تأکید بر نهادها و مجامع غربی برای تضعیف نقش شورای امنیت سازمان ملل متحد، اشاره شده است. از این نگاه، اقدامات یکجانبه میتواند وضعیت بینالمللی را بیثبات سازد و باعث تنش و مسابقه تسلیحاتی و کشمکش میان دولتها شود. ضمن تأکید بر نظام چندقطبی، پیگیری سیاست خارجی مستقل و سازنده براساس وضعیت ژئوپلیتیکی روسیه بهعنوان یکی از بزرگترین قدرتهای اوراسیا مد نظر قرار گرفته است.
اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که روسیه چندان به دکترین سیاست خارجی خود که بر ایجاد یک نظام چندقطبی در جهت نیل به منافع ملی تأکید دارد، پایبند نیست. اساسا، تغییر مداوم سیاست روسیه در قبال دیگران عاملی شده تا بسیاری روسیه را یک شریک نامطمئن بدانند. تاخیرهای پیدرپی در راهاندازی نیروگاه بوشهر، عدمتحویل موشکهای اس-300 و همراهی با کشورهای غربی در وضع بعضی تحریمها علیه ایران را میتوان بهعنوان نمونههایی از سیاست دوگانه روسیه ذکر کرد. در کنار مجموعه این اقدامات، بعضی از روابط خارجی روسیه نیز عاملی منفی و تأثیرگذار بر روابط مسکو- تهران محسوب میشوند؛ روابطی که برخی از آنها در تقابل مستقیم با منافع ایران هستند. برای مثال، توافقنامه همکاریهای نظامی روسیه و اسرائیل که روز دوشنبه 6سپتامبر (15شهریور) در مسکو میان آناتولی سردوکوف، وزیر دفاع روسیه و ایهود باراک، همتای اسرائیلی وی منعقد شد که ظاهرا این سند باید مبنایی برای تدارک و تنظیم قراردادهایی در زمینه فنی- نظامی میان دو طرف باشد.
در همین خصوص، ولادیمیر یفسییف، کارشناسارشد مرکز امنیت بینالمللی انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بینالملل آکادمی علوم روسیه در مصاحبه با خبرگزاری «ترند» گفت: تازمانی که زمینه همکاریهای روسیه با اسرائیل با موضوعات مهم برای ایران تلاقی نکند، نباید منتظر واکنشهای منفی از سوی تهران بود. برخی از کارشناسان اسرائیلی اذعان میدارند که روسیه در شرایطی نیست که بخواهد تهران را از خود دور کند. اِوی ماگن، کارشناس انستیتو مطالعات امنیت ملی اسرائیل معتقد است که برای روسیه صلاح نیست که در شرایط بحرانی کنونی پیرامون ایران، علیه این کشور عمل کند. وی خاطرنشان میسازد: فکر نمیکنم که روسیه در حال حاضر در شرایطی باشد که علیه ایران عمل کند. به نفع روسیه نیست که در زمینههای مهمی مانند همکاریهای نظامی و فنی علیه ایران عمل کند. هرچند که روسیه به رژیم تحریمها علیه ایران پیوسته است، اما این تحریمها به هیچ وجه زمینه همکاری با ایران را تحتالشعاع قرار نمیدهند.
با در نظر گرفتن تمامی این مسائل، حال باید دید که آیا روسیه در ادامه، سیاست مستقلی را در پیش خواهد گرفت یا دنبالهرو سیاست غرب در قبال برنامه هستهای ایران خواهد بود. انتخاب روسیه تأثیر مهمی بر آینده منطقه نیز خواهد داشت، چرا که نزدیکی به غرب فاصله میان تهران- مسکو را بیشتر و راه را برای نفوذ هرچه بیشتر آمریکا در این منطقه استراتژیک باز خواهد کرد.