تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۹۱۲۶۲

دلار، شیشه عمر آمریکا


مهدی چقایی اراکی
ابتدا دلار پول رایج آمریکا به طلا بسته شد. یعنی ارزش دلار به اندازه ارزش طلا بود. که به دلیل تورم، رکود و کسری بودجه دولت آمریکا در سالهای 1921-1929، دلار در گردش افزایش یافت. لذا دلارهای موجود آمریکا قابل تبدیل به طلا نبود. ولی دلار در کشورهای دیگر، این قابلیت را داشت. به همین علت به عنوان ذخیره ارزی کشورها قرار گرفت. آمریکا در قرن بیستم دلار را در ازای غذا بین کشورهای دیگر توزیع می کرد. در طول جنگ جهانی دوم کمک هایی را به متحدانش تدارک نمود و در مقابل، طلا مطالبه کرد. بدینوسیله طلای زیادی را از جهان جمع آوری نمود و در سالهای 1969-1971دولتهای خارجی از آمریکا خواستار طلا در مقابل دلار شدند.
اما عدم پذیرش این بازپرداخت از سوی ایالات متحده، خبر از حرکت به سمت ورشکستگی این کشور را نشان می داد و ارزش دلار هر روز با کاهش مواجه بود. بدین لحاظ آمریکا در سال 1971قراردادی با عربستان سعودی منعقد کرد که براساس آن عربستان متعهد شد در برابر فروش نفت به آمریکا، پول رایج آمریکا که همانا دلار باشد بپذیرد و در ازای آن آمریکا از خانواده سعودی قویاً حمایت کند.
از آنجایی که عربستان از اعضای پرفروش نفت اوپک بود و دیگر اعضای اوپک، که بیشتر کشورهای عربی بودند از این امر پیروی کردند. فلذا تقاضا برای دلار جهت تبادل و ذخیره در کشورهای خریدار نفت افزایش یافت. به این علت دلار در سطح جهان مجدداً رونق و گسترش بیشتری یافت.
اکنون به لحاظ اینکه قدرت ایالات متحده به این موضوع وابسته است، بسیار شکننده و آسیب پذیر می باشد. لذا آمریکا تمام توان خود را بکار برده تا هر کشوری خواستار پولی غیر دلار باشد از طریق سیاسی یا نظامی تحت فشار قراردهد، تا متقاعد یا مجبور به استفاده از دلار در مبادلات تجاری شود. از جمله آن کشورها عراق بود، که وقتی صدام در سال 2000، یورو را جایگزین دلار در تبادل نفتی خود کرد، آمریکا که تا دیروز با تمام توان از او در برابر جنگ تحمیلی به ایران حمایت می کرد، او را تحت فشار قرار داد. چرا که اشاعه این تفکر برای آمریکا بسیار خطرناک بود.
این فشارها به صورتی شد، که ابتدا تحت عنوان توان هسته ای به آن کشور حمله نظامی کرد و وقتی این ادعا دروغ از آب درآمد، سپس تحت عنوان حقوق بشر و ایجاد دموکراسی به کار خود ادامه داد و بلافاصله پس از تصاحب عراق، مجدداً تبادل نفت عراق را با دلار شروع کرد.
هرچند آمریکا در حمله نظامی و اشغال عراق اهداف متعددی را دنبال می کرد اما مهمترین آن تصاحب منابع نفتی و گوشزد کردن دیگر کشورها به اینکه، اگر بخواهند خلاف نظر آمریکا حرکت کنند یا غیر از دلار در تبادلات تجاری استفاده کنند با اقدام مشابهی مواجه خواهند شد. با این شرایط آمریکا به بهانه های مختلف با هر کشوری که بخواهد در جهت تضعیف دلار که منجر به تضعیف شدید اقتصاد آمریکا می گردد، مقابله جدی خواهد داشت. از این رو فشار آمریکا به ایران تحت عنوان تکنولوژی غیرصلح آمیز هسته ای بهانه ای بیش نیست.
زیرا در سال 1346 راکتور 5 مگاواتی آموزش و تحقیقاتی توسط آمریکایی ها در دانشگاه تهران راه اندازی شد و در سال 1353 شرکت «گرانت ورک یونیون» آلمان غربی طی قراردادی متعهد به راه اندازی راکتور 1200 مگاواتی در بوشهر شد. در سال 1356 فرانسه نیز متعهد به تأسیس نیروگاهی با ظرفیت 900 مگاوات در دارخوین اهواز شد. که به ترتیب تا قبل از انقلاب 85 و 65 درصد پیشرفت عملیات فیزیکی داشتند و در سال 1355 با تایید وزارت انرژی آمریکا و دکتر «جفری ارکنز» دانشمند آمریکایی طراح غنی سازی اورانیوم با لیزر، چهار قطعه لیزر مخصوص غنی سازی از آمریکا خریداری شد.
اگر این پروژه ها و تجهیزات که امروز در حال اجرا و استفاده می باشد، غیر صلح آمیز است. چرا در آن زمان این امکانات در اختیار ایران قرار داده شده است؟! فشار آمریکا بر ایران، بر سر مسئله هسته ای از زمانی آغاز شد که اعلام شد ایران تصمیم بر ایجاد بورس نفت دارد. ناراحتی آمریکا از ایجاد بورس نفت در ایران نیست. بلکه بر این است که گفته شده، پول مورد معامله در این بورس یورو خواهد بود. این امر به معنی فاصله گرفتن دلار از استاندارد جهانی مبادلات نفت در بورسهای بین المللی است.
تحلیلگران آمریکائی تحقق این امر را به منزله بمبی به مراتب قوی تر از اتم می دانند که آمریکا را منفجر خواهد کرد. همچنانکه دکتر الیاس الکله تحلیل گر شبکه اینترنتی رسانه (AMIN) در گزارشی گفته است «تهدید اصلی ایران علیه آمریکا از ناحیه ساخت بمب اتم نیست بلکه بخاطر طراحی سیستم مبادله نفتی از پترو دلار به پترو یورو است» و ویلیام کلارک تحلیل گر شبکه گلوبال ریسرچ (Globalre Sear) علت اصلی مخالفت های آمریکا با ایران را بخاطر نکات کلیدی ایران در تجارت و اقتصاد جهانی دانسته.
هرچند ایران اعلام داشته تصمیم به تبادل چند محصول پتروشیمی و فرآورده های نفتی با پول رایج و متداول را در بورس نفت دارد. اما استفاده از مشاوره 180 مؤسسه و بورس جهانی، بهره گیری از تجربه مدیران بورسهای جهان برای ایجاد بورس، نشان از بکارگیری مکانیزم غیرمتداول جهانی و اهداف مهمی همانند جذب ناخالص (GNP) ملی، بهره گیری از مدیریت ریسک، سرمایه های خارجی، شفافیت معاملاتی، رشد تشکیل بازار منطقه ای بین المللی، افزایش درآمد نفتی و استفاده از ظرفیت کشورهای تجارت نفت «سوآپ» (آسیای مرکزی) است.
اما شکستن جو تحریم های اقتصادی آمریکا، گسترش تعامل جهانی، تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت و کاهش وابستگی ارزی از دیگر اهداف می تواند باشد. که این امر با جایگزینی یورو ممکن است.
تحقق جایگزینی یورو، مستلزم همراهی کشورهای فروشنده انرژی در منطقه می باشد. که وحشت آمریکا به دلیل وجود زمینه های اجرائی آن در جهان است. زیرا کشور ونزوئلا از این طرح حمایت کرده و روسها هم برای افزایش ارزش پول ملی خود و ضربه زدن به آمریکا اعلام داشته، که پول کشور خود را جایگزین دلار در تبادلات انرژی خود خواهد کرد. القاء این تفکر در جهان، موجب تأثیر در ارزش دلار و تبادلات اقتصادی شده بطوری که آمریکا با کسری تجاری 7 درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شده، و تداوم کاهش ارزش دلار بانکهای خارجی را واداشته تا یورو و طلا را جایگزین دلار کنند.
ضمن اینکه، اگر یورو جایگزین دلار گردد اروپائیان از آن حمایت خواهند داشت زیرا نیاز به ذخیره دلار آنها، بسیار کاهش خواهد یافت. که این امر به نفع اقتصاد آنها نیز می باشد.
سوئیس در سال 2004 ده درصد ذخایر خود را از دلار به پوند تبدیل کرده. براساس گزارش خبرگزاریها، سوئد نیز اعلام داشته، دارایی های دلاری خود را از 37 درصد کنونی به 20درصد کاهش می دهد. و اخیراً ایتالیا اعلام داشته که 25 درصد دارایی خارجی خود را به پوند استرلینگ که نرخ برابری آن با دلار دو به یک است، تبدیل می کند. و چین و ژاپن که بزرگترین دارندگان اوراق خزانه داری آمریکا هستند، برای جلوگیری از خطر سقوط ارزش دلار، سخن از اقدامات مشابه کرده‌اند.
کشورهای عربی هم، بخاطر جلوگیری از خطرات احتمالی پولی بر اقتصادشان و ضرورت استفاده از پول پایدار و کاهش شکنندگی خود در برابر آمریکا و تبادل تجارتی زیادی که با اروپائیان دارند، بدشان نمی آید که چنین طرحی اجرا شود. همچنانکه امارات و قطر اقدام به تبدیل بخشی از ذخایر دلار خود به یورو و طلا کردهاند.
آمریکا باید بداند با درگیر کردن کشورها با یکدیگر، حمله مستقیم یا غیرمستقیم نظامی به کشورها نمی تواند نجات دهنده باشد. که نمونه بارز آن فرو رفتن در باتلاق عراق و شکست مفتضحانه از حزب الله لبنان است که برای اجرای طرح خاورمیانه جدید و تسلط بیشتر بر منطقه بوده است. آمریکا بداند نمی تواند همچون گذشته با فشار بر سازمان های بین المللی از اهرم آنها برای مقاصد خود سوءاستفاده کند.
زیرا ملت ها پی به این ترفند آمریکا و ترس دولتهای خود از آمریکا برده اند. و لذا دولتهای خود را تحت فشار قرار خواهند داد. که نمونه بارز آن قضایای اخیر لبنان بود.بر این اساس بهتر است آمریکا برای نجات خود از روشهای قانونی و علمی صحیح و مورد پذیرش بین الملل و ملتها استفاده کند. در غیر این صورت همچون شوروی باید منتظر فروپاشی خود باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات