سیدمحمد پاکزادیان کارشناس ارشد مدیریت مالی
سهام عدالت می تواند در سهیم کردن مردم در روند تولید نقش اصلی را ایفا کند.
و بحث عدالت اجتماعی را در جامعه ایجاد نماید اما در این باره باید به راهکارهای اصلی توجه کنیم.
راهکارهای طرح واگذاری سهام عدالت:
1- همه صنایع و شرکت های قابل واگذاری را لیست و مشخص نماییم: سعی نکنیم بهترین ها و سودده ترین ها را از لیست کنار گذاشته و دولتی نگه داریم و یا بلعکس شرکتهای زیان ده را نیز کنار نگذاریم چرا که به احتمال قوی در خصوصی سازی به سود خواهند رسید.
2- تمام صنایع و شرکت های لیست شده را جداگانه و به روش علمی قیمت گذاری کنیم.
3- تمام قیمت ها را به سهام یکصد تومانی تبدیل نماییم.
4- اکنون کل سهام قابل واگذاری تعیین شده است مثلاً هشتصد میلیارد سهم یکصد تومانی.
5- آمار کل جمعیت بالای 18سال را معین نماییم مثلاً 40میلیون نفر: (چرا که همه بنوعی در بیت المال سهم داشته و بخاطر تلاش و یا ریاضت کشیدن از مصرف حقوق قانونی خود در بیت المال سهم دارند و از طرفی شرکت دادن کل جمعیت در برنامه همبستگی ملی را تقویت نموده مسئولین را در ساختن ایران فردا یاری خواهند داد و باعث تقویت اقتصادی مملکت خواهند شد. لازم به یادآوری است که جمعیت زیر 18سال را نیز در جای خود درنظر خواهیم داشت.
6- نسبت نفر سهم را مشخص نماییم: به ازاء هر ایرانی بالای 18سال چند سهم؟ مثلاً هشتصد میلیارد سهم به چهل میلیون نفر می شود 20هزار سهم و سعی نکنیم در چند مرحله و پاره پاره و از هم گسیخته و غیرقابل توجه عمل نماییم که مضرات خود را دارد و می توان در فرصت بیشتر به آن نیز پرداخت.
7- سهام صنایع و کارخانجات را از نظر رابطه قیمت و سوددهی به پنج کلاس مساوی تقسیم نماییم پنج دسته بیست درصدی:
دسته اول: آنهایی که سوددهی بین صفر تا 5درصد دارند مثلاً P/E منفی تا بالای.20 حتی آنهایی که زیان ده هستند در این گروه قرارمی گیرند.
دسته دوم: آنهایی که سوددهی آنها بین 6تا 10درصد است P/E 10 تا 20دارند (مثل ایران پوپلین، ابوریحان، آرتاویل تایر، ارج).
دسته سوم: آنهایی که سوددهی آنها بین 11تا 20درصد است P/E 5تا 10دارند.
دسته چهارم: آنهایی که سوددهی آنها بین 21تا 30درصد است P/E 3تا 5دارند.
دسته پنجم: آنهایی که سوددهی آنها بیش از 30درصد است P/E زیر 3 دارند.
8- در خود دسته ها نیز باید صنایع را از نظر نوع به گروه های E D C B A تقسیم نماییم تا موقع توزیع شرایط سبد خدشه دار نگردد اگر اینکار را نکنیم موقع واگذاری ممکن است از دسته اول یک سهم خودرویی، از دسته دو هم یک سهم خودرویی و از دسته های دیگر نیز بصورت تصادف یک سهم خودرویی نصیب فرد گردد و در نهایت کل سهم فرد از یک نوع صنایع باشد با درصد سود متفاوت که این ریسک کار را در سبد سهام فرد بالا می برد.
9- به ازاء هر فرد پنج سند 4000تایی درنظر می گیریم که مجموعاً 20000 سهم از 5شرکت است (یک سند 4000تایی از هر دسته که گروه های E D C B A آن متفاوت باشد.
10- فرمی را طراحی می کنیم که در برگیرنده مشخصات کامل فرد باشد شامل: نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره شناسنامه، محل صدور، سال تولد، کد ملی، آدرس، کد پلاک، شماره تلفن، کد بورسی، و شماره حساب بانکی فرد برای واریز سود سالیانه، و جایگاه درج نام پنج شرکت که فرد سهام دار آن شده است تا این فرم ها تکثیر شده به شرکت مورد نظر که فرد سهامدار آن می شود فرستاده شود.
11- فرد با مراجعه به هیئت استانی واگذاری سهام عدالت فرم را پرکرده پنج سند سهام را دریافت می نماید و کارگزار هیئت نیز فرم تکمیل شده مشخصات فرد را گرفته و با درج پنج سند واگذار شده آن را در پنج نسخه تکثیر کرده و به شرکت مورد نظر انعکاس می دهد و از آن به بعد آن فرد ارتباط پیدا می کند با شرکتی که سهامدارش است و شرکت نیز سهامدار خود را می شناسد.
12- برای مستهلک کردن قیمت سهام باید گروه های هدف به پنج دسته تقسیم شده و درصد پرداخت آنها متفاوت باشد تا هم کمک به افراد پایین دست اجتماع شده و هم تمام سندهای سهام به یکباره آزاد نگردد و برای بورس و نهادهای مالی جامعه ایجاد مشکل ننماید.
براین اساس 20 درصد پایین جامعه سالیانه 10درصد سود را، 20 درصد دوم سالیانه 20درصد سود را، 20 درصد سوم سالیانه 30 درصد و 20درصد چهارم سالیانه 40 درصد و 20درصد آخر بدلیل برخورداری بیشتر سالیانه 50 درصد سود سهام را بابت سهم خود مستهلک می نمایند.
13- براساس تدوین ضوابط شرکت مورد نظر موظف می شود سالیانه بین 10تا 50 درصد از سود سهام را براساس جدول فوق که هیئت واگذاری تعیین کرده، از سود متعلق به فرد کسر نموده به حساب دولت واریز می نماید.
14- و دولت نیز موظف شده از منبع این درآمد صنایع مورد نیاز کشور را احداث نموده و آن را بعنوان سهام عدالت به افرادی که به سن 18سالگی می رسند با همین شرایط واگذار نماید و این سیکل مثبت که به نوعی تامین اجتماعی است تا ابد ادامه یابد.
15- نقل و انتقال سند سهام فرد نیز تا زمانی که بدهی فرد بابت خریدن قسطی سهام بطور کامل مستهلک نگردیده است ممکن نیست. این باعث می شود هم سند کل سهام به یکباره آزاد نگردد و نهادهای مالی جامعه را دچار مشکل ننماید و هم فرد فرهنگ سهام داری بیاموزد و هم گروهای پایین هدف منبع درآمد خود را براحتی از دست ندهند و گروههای برخوردار نیز از این طرح سوء استفاده ننمایند.
و اما مزایای طرح درمقایسه با طرحی که مدیرعامل محترم سازمان خصوصی سازی که درگزارشی توضیح داد:
1- در طرح مذکور یک شرکت سرمایه گذاری یا تعاونی تشکیل می شود و کل سهام درداخل سبد ریخته می شود مثلا چند صد، تا چند هزار شرکت دریک سبد درصورتیکه دراین طرح چنین ادغامی صورت نمی گیرد و شرکت های سینگل و مجزای از هم و مستقل به فعالیت ادامه میدهند و عملکرد هر شرکتی مجزا نمود پیدا می کند و خود فرد است که پرتفو دارد.
2- درطرح مذکور ما یک شرکت بزرگ سرمایه گذاری داریم با پرتفوی چند صد تا چندین هزار شرکت باید متذکر گردم دربورس فعلی مان چند شرکت سرمایه گذاری داریم با پرتفوی حداکثر ده بیست شرکت و سرمایه حداکثر 500 میلیارد تومان که بدلیل همین سرمایه همگان دربورس فکر می کنند سرمایه آنها زیاد شده و حجم مبنای آنها زیاد است و عملا لخت وسنگین شده و کارآیی ندارند و غالب بورسی های با تجربه از خرید و فروش سهام آنها خودداری می کنند بهمین خاطر اکثر این سرمایه گذاری ها زیان ده شده اند پس نتیجه می گیریم با بوجود آمدن چنان شرکت عظیم عملا معامله سهام آن در بورس قفل شده هیچ گونه عملکردی نخواهد داشت و بعدا مجبور خواهد شد از هم مجزا گردد منتهی با پرداخت هزینه ای سنگین و چند باره کاری.
3- درطرح مذکور فردسهام شرکت خود را نمی شناسد و با آن نمی تواند ارتباطی برقرار کند در صورتیکه دراین طرح فرد سهام خود را که متعلق به شرکت خاصی است می شناسد و می تواند با آن ارتباط معناداری برقرارکند، به نفع آن تبلیغ کند، کالای آن را بخرد. آن را حمایت کند و نسبت به آن شرکت حس مالکیت نماید (درست مثل این مثال که به فرد A بگویند درکل ایران اسلامی 200متر زمین داری ولی برایش مشخص نکنیم که کجاست دراین صورت فرد هیچ حس مالکیتی نخواهد داشت تا اینکه بگوییم درفلان آدرس 200 متر زمین داری بلافاصله به آن آدرس رفته و آنرا تحت مالکیت خود درخواهد آورد).
4- درطرح مذکور مدیریت شرکت ها همچنان دولتی می ماند و دولت مستقیم یا غیرمستقیم مدیر عامل و هیئت مدیره را انتخاب می نماید و درآن دخل وتصرف می نماید و رابطه بازی ادامه پیدا می کند و مدیریت دولتی مضرات خود را بر آن تحمیل می نماید درصورتی که دراین طرح ارتباط دولت با شرکت قطع شده شرکت واقعا و نه صوری خصوصی سازی می گردد. و این سهامدار است که درمورد مدیریت شرکت تصمیم می گیرد و مسئولانه نسبت به مدیریت شرکت و سود زیان خود حساسیت نشان می دهد و از مدیریت شرکت مسئولیت می خواهد.
5- درطرح مذکور مدیریت توانمند و مدیریت ضعیف و شرکت سود ده با شرکت زیان ده ازنظر سهام دار قابل تفکیک نیست و به همین دلیل مدیران بخصوص قسمت اعظم آنهایی که بصورت رابطه بازی آمده اند انگیزه ای بجز منافع شخصی و حزبی ندارند و منافع سهام دار پایمال می گردد در صورتی که دراین طرح مدیریت توانمند با مدیریت ضعیف و شرکت سود ده با شرکت زیانده از دید سهامدار قابل تفکیک هستند و این باعث میگردد تا مدیران بیشتر احساس مسئولیت کرده توانایی های مدیران بیشتر بروز نماید و اقتصادی عملکردن جای سیاسی کاری را می گیرد.
6- و درنهایت درطرح مذکور فرد با علم اقتصاد و فرهنگ سهامداری بیگانه است و فقط مستمری سالیانه ای می گیرد و منفعل گونه منتظر ناجی دیگری از آسمان است تا مشکلات وی را حل نماید درصورتیکه دراین طرح فرد احساس می کند با اراده است می تواند درسرنوشت اقتصادی خود دخیل باشد و با فرهنگ سهامداری و علم اقتصاد آشنا میگردد. و می فهمد که آرامش و امنیت سیاسی اجتماعی به منافع اقتصادی فرد کمک می کند.
و السلام