قتل «آلتینبیک سارسنبایف» اپوزیسیونر سرشناس قزاقستان، دبیر اسبق شوراى امنیت و سفیر سابق قزاقستان در روسیه، نقطه عطفى در سیر کشمکش ها بر سر میراث سیاسى «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهورى فعلى شد. هنوز تا انتخابات دسامبر ۲۰۰۵ این پرسش که چه کسى برنده انتخابات خواهد شد مطرح نبود. پاسخ بدیهى بود. فعالان سیاسى بیشتر نگران آن بودند که پس از پایان انتخابات با چه سناریویى عملیات معرفى جانشین اجرا مى گردد و چگونگى آن تا برگزارى انتخابات به شدت مورد بحث بوده و هنوز نیز بحث بر سر آن ادامه دارد. در محافل افراد فعال در امور سیاسى، این باور که «نورسلطان نظربایف» تا انتهاى دوره در مقام خود باقى نمى ماند، هر روز قوى تر مى شود.این که چنین باورى صحیح است یا نه، موضوع دیگرى است. امروزه بسیارى از مردم قزاقستان مى پندارند که مشکل معرفى جانشین مستقیماظ مشکل همه نمایندگان گروه هاى فعال سیاسى مى باشد چرا که تجربه سارسنبایف نشان داد که نه تنها حفظ دارایى ها، بلکه امنیت شخصى آنها نیز به این موضوع بستگى دارد. اکنون تلاش ها در مبارزه قدرت به طرز چشمگیرى افزایش یافته و باعث افزایش تحرکات فعالان سیاسى شده است.
وضعیت در حال شکل گیرى، جنگ سیاستمداران در سال هاى ۲۰۰۱ - ۲۰۰۲ را بخاطر مى آورد هنگامى که بسیارى از گروه هاى بانفوذ کشور بر علیه «راحت على یف» همسر «داریگا» دختر ارشد نظربایف با یکدیگر متحد شدند. بر کسى پوشیده نیست که علت آن درگیرى، مخالفت بخش بزرگى از افراد فعال سیاسى با جاه طلبى و قدرت طلبى مفرط
على یف بود. در آن زمان داماد ارشد بازنده و اجبارا به اتریش تبعید دیپلماتیک شد. ولى پائیز ۲۰۰۵ به کشور بازگشت و به مقام جانشین وزیر امور خارجه منصوب شد. آنچه اکنون رخ مى دهد را مى توان تلاش تمام عیار على یف براى بازگشتن به قدرت همه جانبه نامید.
در حال حاضر رسانه هاى اینترنتى و حزب «آثار» که وزنه قدرتمندى در عرصه سیاسى کشور است و توسط «داریگا» کنترل مى شود، عرصه اصلى فعالیت «راحت على یف» و همسر جدا نشدنى اش مى باشد.
پیروزى آنها به این علت عامل وحشت است که اگر یکى از آن دو یا شخصى دست نشانده آنها به قدرت برسد، مانند سال هاى ۲۰۰۱-۲۰۰۲ تلاش ها براى تغییرات شدید در ساختار تجارى کشور تکرار شود.
بعید است که وقایع فعلى نتیجه حساب شده سناریوى از پیش طراحى شده اى باشد. احتمالا آنها از موقعیت هاى پیش آمده به نفع خود استفاده مى کنند و حرکات خود را بر اساس مسیر وقایع تنظیم مى کنند. فعالان سیاسى گمان مى کنند اگر از موقعیت پیش آمده قتل سارسنبایف استفاده نکنند، ممکن است در آینده نزدیک دیگر چنین موقعیتى براى آنها ایجاد نشود. کسى که اکنون بتواند تا حد ممکن قدرت بگیرد مى تواند در صورت شروع عملیات تعیین جانشین بهترین موقعیت برنده را داشته باشد.
فعلا رسانه هاى گروهى که در قزاقستان کاملا تحت کنترل «داریگا نظربایوا» هستند بحران را تشدید مى کنند. اینکه اطلاعات درباره تحقیقات قتل سارسنبایف بجاى اعلام از طرف وزارت کشور ابتدا در رسانه ها منتشر مى شود خود گواه این مطلب است.
همواره در کشورهاى استقلال یافته پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى عاملین آدم ربایى ها، مشخصات گروه جنایتکار و حتى سفارش دهندگان آن با شتاب اعلام مى شوند. در مورد قتل سارسنبایف مشخص شد که دست نیروهاى ویژه «آریستان» یکى از زیر مجموعه هاى سازمان امنیت ملى و همچنین کارگزاران بلندپایه و از نزدیکان «نورتاى آبیکایف» سخنگوى مجلس در کار بوده است. این بدین معنى است که دقیقا مهره هایى که ممکن بود در برابر باند دختر ارشد رئیس جمهورى و همسرش قد علم کنند، هدف قرار گرفته اند. از متهمین سفارش این قتل، «نارتاى دوتبایف» رئیس سابق کمیته امنیت ملى، «یرژان اوتمبایف» یکى از تهیه کنندگان «استراتژى ۲۰۳۰»، دکترین ایدئولوژیک نظربایف، «نورتاى آبیکایف» سخنگوى مجلس و همچنین بسیارى دیگر از افراد معروف مى باشند. مورد سخنگوى مجلس از این نظر جالب است که او بهمراه سارسنبایف در سال هاى ۲۰۰۱-۲۰۰۲ محور اتحاد ضد «راحت على اف» بودند و نقش اساسى درایجاد جبهه مشترک که منجر به عقب نشینى على یف در آن زمان شد را به پاى ایشان مى نویسند. اگر اکنون آبیکایف را آبرومندانه بازنشسته کنند بدین معنى خواهد بود که مهره اى که مى توانست گروه ها و دسته هاى مختلف را بر علیه على یف و همسرش در یک جبهه متحد کند، از بازى کنار گذاشته مى شود. براى سیستم حاکم قزاقستان اثر سقوط آبیکایف از جمع اطرافیان رئیس جمهور همانند زمین لرزه اى شدید خواهد بود چرا که همراه با او صدها نفر از وزیر گرفته تا متخصصین رده پایین مجبور به ترک پست خود خواهند شد.هم اکنون در محافل سیاسى قزاقستان حس مى شود که وحدت ائتلاف حاکم که ضامن پیروزى در انتخابات ریاست جمهورى بود دچار دو دستگى مى شود. بحران سیاسى داخلى که از سال هاى ۲۰۰۱-۲۰۰۲ شروع شده و پس از مرگ سارسنبایف صرفنظر از اینکه به سفارش چه کسى بوده، شدت یافته موجب شده است که همه احساس خطر کنند. چرا که علاوه بر فشار ادارى و ضبط اموال، حذف فیزیکى نیز به روش هاى مورد استفاده طرفین درگیرى اضافه شده است. اما طرفین درگیرى که به بحران فعلى دامن مى زنند یک مطلب مهم را در نظر نمى گیرند، و آن اینکه قتل با انگیزه سیاسى و آشوب و جنگ اطلاعاتى تهدیدى براى همه دستاوردهاى مثبت نظربایف براى کشور در سال هاى ریاست جمهوریش مى باشد. تهدید براى «نورسلطان نظربایف» پس از انتخاب مجدد، موقعیت ضعیف شده او نخواهد بود بلکه اجبار او براى اثبات مداوم تحت کنترل بودن اوضاع به گروه ها و باندهاى اطرافش خواهد بود. قتل سارسنبایف آتش بس چند ساله میان نیروهاى مختلف سیاسى را نقض مى کند و قابلیت رئیس جمهورى را به عنوان ضامن رعایت قوانین بازى توسط افراد فعال در سیاست زیر سئوال مى برد. چرا که اساس سیاست وى ثبات در همه سطوح بوده است.این به معنى به مبارزه طلبیدن رئیس جمهورى است. کسى که با بیوگرافى سیاسى نظربایف آشنا باشد مى داند که او به هیچ وجه راضى نمى شود نقشى مشابه ملکه انگلیس را پیدا کند. بعلاوه پس از کسب ۹۱% آراى ریاست جمهورى. مى توان قاطعانه گفت، نظربایف براى کناره گیرى از قدرت آماده نیست بنابر این فعالیت هاى گروه هاى سیاسى از جمله «داریگا- راحت» ممکن است بى موقع باشد. رئیس جمهورى فعلى استاد مجربى در ایجاد
سیستم بین گروه هاى مخالف و گوناگون است. اخیرا رئیس دولت در پیام خود به مردم اعلام نمود که ایجاد ساختار دموکراتیک در کشور ادامه خواهد داشت ولى درخواست کرد که آزادى با سرکشى که عامل عدم ثبات در کشور است، اشتباه نشود. نظربایف گفت: «لیبرالیزم حکومت سهل انگارانه با ضعف و عدم قابلیت آن در کنترل دغل کارى ها و هوس بازى هاى خودسرانه و بلندپروازانه اشتباه گرفته مى شود.» او در ادامه گفت:«با پرهیز از انتقادات داخلى و خارجى... راهکار سختگیرانه اى براى دفاع از سیستم دموکراتیک اندیشیده خواهد شد» و افزود که «روش هاى مشخصى براى ایجاد مسوولیت در برابر متهم کردن افراد، فسادهاى مالى و زورگو وجود داشته باشد و اگر لازم باشد قوانین مربوطه باید اصلاح گردد.» نظربایف در خاتمه پیام خود به متحدین سیاست خارجه قزاقستان، تغییر مسیر سیاست خارجه، آنچه را که مدت ها است برخى از تحلیلگران مى گفتند تایید نمود. اکنون سیاست خارجه چند جانبه قزاقستان، روسیه و چین را در اولویت قرار داده و تنها پس از آن آمریکا و اتحادیه اروپا قرار خواهند داشت. مشخص است که وجهه نظر رهبر قزاقستان در غرب بهتر نخواهد شد.
قزاقستان نزدیکترین متحد روسیه است. بسختى مى توان منکر شد که عامل اتحاد روسیه و قزاقستان نه فقط ۷۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک بلکه پیمان هاى سیاسى و اقتصادى فیمابین نیز مى باشد. به همین دلیل رخدادهاى قزاقستان براى روسیه از اهمیت بالایى برخوردار مى باشد. از نظر روسیه تبدیل سناریوى «قتل سارسنبایف» به گزینه قزاقى «قتل گونگادزه» که اپوزیسیون اوکراین اطرافیان «لئونید کوچما» را به آن متهم نمودند، مطلقا غیر قابل قبول است، عاقبت گزینه اى به شکل اوکراینى بر همگان آشکار است.موقعیت پیش آمده آزمایش بسیار سختى براى رهبر قزاقستان خواهد بود. شرایط فعلى نشان مى دهد که ساختار سیاسى قزاقستان در آستانه بحران جدى قرار دارد که مهمترین علت آن حل نشدن اختلاف نظرهاى سیاسى مى باشد. این بحران به احتمال زیاد وخیم تر خواهد شد چرا که اکنون مسئله انتقال قدرت در کشور مطرح است. و تا زمانى که این مسئله حل نشود صحبت از ثبات تضمین شده و موفقیت دولت پیش از موقع خواهد بود.