تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۹۱۵۱۴
پرونده‌ای درباره 13 ساله شدن دوم خرداد

پایان یک عصر

اشاره: شاید تا قبل از پایان دوران ریاست جمهوری هاشمی کسی گمان نمی‌برد جانشین او در پاستور آغازگر دوره‌ای پرماجرا در تاریخ سیاسی ایران باشد. دوره‌ای که جریان چپ به طور کامل در عرصه اجرایی کشور قرار گرفت و مسائلی را ایجاد کرد که نه تنها به حذف آنان از عرصه سیاسی اجرایی کشور منتهی شد بلکه موجبات تغییرات گسترده در ارودگاه راست را نیز پدید آورد.

امروز که 13 سال از دوم خرداد 1376 می‌گذرد،‌به پایان یک عصر رسیده‌ایم. عصری که در سال 1384 هنوز با پایان نرسیده بود و در انتخابات رگه‌هایی از آ» باقی مانده بود اما اکنون می‌توان تا حدودی این گمانه را مطرح کرد که عصر رقابت راست‌گرایان و چپ‌گرایان سنتی به پایان رسیده. 13 سال بعد از دوم خرداد، اکنون نه تنها ناطق نوری جای خود را به جوانتر‌ها داده که راست سنتی به اصولگرایی تبدیل شده و البته چپ سنتی تبدیل به چپ مدرن شده و چپ مدرن هم از صحنه قدرت ایران کنار رفته. 13 سال پس از دوم خرداد انگار پایان یک عصر است. همه تحلیلگران سیاسی با رصد اوضاع و احوال موجود در پی یافتن شخصی بودند که قرار است سکان اجرای کشور را در اختیار بگیرد. همه پیشگویی‌ها به ناطق‌نوری، حسن روحانی و ری‌شهری از میان افراد روحانی و حسن حبیبی، ولایتی، میرحسین موسوی و کرباسچی از بین مکلاها ختم شد. در این بین البته بودند کسانی که پیشنهاد می‌کردند هاشمی با تغییر قانون همچنان در مسند شخصی دوم مملکت باقی بماند اما این احتمال با مخالفت خود هاشمی مواجه شد. با گذشت زمان جناح‌بندی‌ها و مرز‌بندی‌ها مشخص‌تر می‌شد طرفه آنکه انتخابات مجلس پنجم که ترکیبی متفاوت از مجلس سوم و چهارم به وجود آورده بود خود به روشن‌تر شدن بیشتر اوضاع سیاسی کمک کرد. چنانکه دو طیف اصلی یکی همسو و همفکر با جامعه روحانیت مبارز با بیش از 90 نماینده و آن دیگر که ترکیبی بود از کارگزاران و سایر نیروهای چپ کمتر از 90 نفر در این مجلس را داشتند. جناح راست آن زمان کاندیدای خود را برای انتخابات ریاست جمهوری برگزیده بود؛ «علی‌اکبر ناطق‌نوری». او مطلوب اکثریت جناح راست بود هر چند افراد دیگری نیز از این طیف نامشان بر سر زبان‌‌ها بود. طرفداران شیخ اصولگرا با نشاندن او بر کرسی ریاست مجلس پنجم تمامی تلاش خود را می‌کردند برای راهی کردن او به ساختمان پاستور. ناطق‌نوری آن روزها درباره احتمال شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و ارتباط این مساله با ریاست مجلس پنجم چنین گفته بود: «من خودم همانطور که به کرات پاسخ دادم به دنبال هیچ چیز نیستم یعنی همین ریاست مجلس را هم خودم دنبالش نبودم و اگر رئیس مجلس نمی‌شدم و آن پایین می‌نشستم از لحاظ روحیه‌ام هیچ فرقی نمی‌کرد. من همه کار سیاسی‌ام را از اول تکلیفی شروع کردم.» دیگر کاندیاهای مطرح نیز یکی دکتر ولایتی بود که نام او به جهت حضور طولانی‌ مدتش در مسند وزارت امور خارجه مطرح بود و دیگری حسن روحانی نیز طرفداری برخی نیرو‌ها از هر دو جناح را به دنبال داشت. حسن حبیبی و غلامحسین کرباسچی نیز البته تمایلی به کاندیداتوری نداشتند. با تمام این حرف‌ها و حدیث‌ها جامعه روحانیت و تشکل‌ةای همسو در اواخر مرداد ناطق‌نوری را برای کاندیداتوری انتخاب کردند. از دیگر سو، جناح چپ نیز به نتایجی برای معرفی کاندیدای مورد نظر خود رسیده بود چنانکه سازمان مجاهدین انقلاب با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: «بنا به تحلیل جناح خط امام در صورت کاندیداتوری میرحسین موسوی بسیاری از جریانات از ایشان حمایت می‌کنند.» درست در همین زمان بود که اتفاقی مهم در جناح راست افتاد؛ حضور یک چهره دیگر. چهره‌ای با پشتوانه برخی افراد خاص. آری جمعیت دفاع از ارزش‌ها، ری‌‌شهری را به عنوان کاندیدای خود اعلام کرد. اما ماجرای این جمعیت چه بود. محمد محمدی ری‌شهری، وزیر سابق اطلاعات، اوایل سال 1374 و در آستانه انتخابات مجلس پنجم به همراه جمعی از شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی جمعیت دفاع از ارزش‌ةای انقلاب اسلامی را پایه‌گذاری کرد و خود دبیر کلی آن را بر عهده گرفت. بیانیه رسمی اعلام موجودیت این تشکل در پانزده خرداد 1374 صادر شد. از جمله افرادی که او را در تاسیس این جمعیت همراهی کردند، می‌توان به مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد، علی رازینی، روح‌الله حسینیان، عباس سلیمی‌نمین، احمد پورنجاتی و محمد شریعتمداری اشاره کرد. حضور این چهره‌ها در کنار یکدیگر نشان از فراجناحی بودن جمعیت دفاع از ارزش‌ها داشت. ترویج و دفاع مستمر از ارزش‌ها‌ی انقلاب اسلامی و ابراز نگرانی از موضوعاتی چون لیبرالیسم، انزوای انگیزه‌ انقلابی و بسیجی تحت عنوان فریبنده همزیستی بین‌الملل یا مدارای مدنی از اصلی‌ترین انگیزه‌های ری‌شهری برای تاسیس این جمعیت بود. وی اعتقاد داشت ردپای افراد و جریان‌هایی که استحاله انقلاب و بازگرداندن وابستگی همه‌ جانبه ملت را دنبال می‌کردند، در این جریانات به چشم می‌خورد. افرادی مثل پورنجانی نیز ابتدا بر همین مواضع و نیز موضع‌گیری‌های اقتصادی رادیکال و مواضع سیاسی دارای مرز‌بندی با جریان غیر خودی تاکید داشتند اما اولین نشانه‌های تفاوت دیدگاه پورنجانی با برخی دیگر از اعضای موسس این جمعیت در جریان تاکید او بر لیبرال نبودن حزب کارگزاران ظاهر شد. اوج فعالیت جمعیت دفاع از ارزش‌ها در انتخابات ریاست جمهوری هفتم بود، آنجا که این جمعیت دبیر کل خود را به عنوان کاندیدای انتخابات و رقیب سیدمحمد خاتمی و علی‌اکبر ناطق‌نوری معرفی کرد. پورنجانی در جریان این انتخابات تلاش کرد از جمعیت دفاع از ارزش‌ها و موضوع نامزدی ری‌شهری برای ایجاد دو دستگی در تشکل‌های ریشه‌داری مثل جامعه مدرسین بهره جوید. حسینیان نیز به صراحت از خاتمی حمایت کرد: «در جریان انتخابات ریاست‌ جمهوری هفتم از خاتمی حمایت کردم، با این وجود این که ما جمعیت دفاع از ارزش‌‌‌ها و کاندیدای خاصی داشتیم. حتی شبی که خاتمی پیروز شد، بسیاری از دوم‌ خردادی‌ها به من زنگ زدند و تبریک گفتند.» نتیجه انتخابات دوم خرداد 1376 گویا نقطه پایانی بر فعالیت جمعیت دفاع از ارز‌ش‌ها بود، به گونه‌ای که در آبان 1377، فعالیت این جمعیت متوقف شد. محمد شریعتمداری اما به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی این جمعیت برای حضور در کابینه خاتمی به مجلس معرفی شد و به عنوان وزیر بازرگانی رای اعتماد گرفت.
میرحسین نیامد
در این میان پس از اعلام عدم حضور میرحسین موسوی به ناگاه سیدمحمد خاتمی کسی که در کارنامه‌اش سابقه وزارت و نمایندگی مجلس را داشت به عنوان نامزد مستقل اعلام حضور کرد. این اعلام مستقل بودن خاتمی را اما بسیاری در جناح مقابل برنتافته و آن را نوعی تاکتیک برای کسب آرا از جناح مقابل ارزیابی کردند. با آمدن خاتمی حالا باید منتظر نوع آرایش گروه‌های سیاسی بود به بیان دیگر چگونگی موضع‌گیری احزاب و تشکل‌های سیاسی خود نقش بسزایی در آینده این کاندیدا‌ها داشت. بلافاصله پس از اعلام حضور خاتمی مجمع روحانیون یعنی تشکل متبوع خاتمی از او حمایت کرد. اما کارگزاران سازندگی هنوز در انتخاب خود مردد بود. چنانکه بیش از 30 روز طول کشید تا خاتمی را به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود اعلام کند. تردید این حزب از آن جهت بود که برخی اعضا معتقد به کاندیداتوری حبیبی و برخی دیگر نیز معتقد به کاندیداتوری محمد هاشمی، برادر رئیس‌جمهور بودند. درگیر و دار این بحث‌ها بود که فراکسیون حزب‌الله مجلس که مرکب از کارگزاران و نیروهای خط امام بود حمایت قاطع خود را از کاندیداتوری خاتمی اعلام کرد.
از میان همه افرادی که مطرح بودند یک نفر دیگر هم خود را برای کاندیداتوری معرفی کرد. این فرد رضا زواره‌ای بود که قبلاً نیز سابقه کاندیداتوری را در پرونده خود داشت و البته کاندیداتوری با مخالفت موتلفه‌ها مواجه شد، چنانکه حتی حبیب‌الله عسگر‌اولادی اعلام کرد که هیچ امکاناتی در اختیار او قرار نخواهد داد. از میان افرادی که خود را برای حضور در این عرصه معرفی می‌کردند برخی عناصر ملی مذهبی و نفت آزادی نیز حضور داشتند. چنانکه حبیب‌الله پیمان در آخرین روزهای ثبت‌نام امکان کاندیداتوری خود را مطرح کرد.
خطای استراتژیک
در گرماگرم مباحث انتخاباتی بود که ناگهان یک خبر هم تمام فضا را تحت‌الشعاع قرار داد، آن خبر حضور محمدجواد لاریجانی در لندن و کنفرانس مطبوعاتی او در آنجا بود. مباحثی که او در آنجا مطرح کردبسیاری را در داخل برآشفت.‌ حتی برخی را گمانه بر آن است که یک از دلایل چندگانه عدم موفقیت ناطق‌نوری همین ماجرای لندن است. او در آنجا گفت که ناطق‌نوری نسبت به رقیب اولی‌اش در بسیاری از موارد اولی است و اوست که می‌تواند در این زمانه کارساز باشد. همین گفته‌ها و نیز برخی مذاکراتش در آنجا موجب شد تا موجی بزرگ علیه ناطق‌نوری در داخل کشور به راه افتد.
سه روحانی، یک مکلا
تا پایان زمان نام‌نویسی 238 نفر برای کاندیداتوری در انتخابات ثبت‌نام کردند. اما از میان این تعداد فقط چهار نفر از سوی شورای نگهبان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری معرفی شدند؛ علی‌اکبر ناطق‌نوری، سیدمحمد خاتمی، ری‌شهری و زواره‌ای با سه روحانی و یک مکلا. پس از رد صلاحیت ملی مذهبی‌‌ها آنها حمایت خود را از کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی اعلام کردند، مساله‌ای که با اعتراض شدید جناح قبایل مواجه شد و عملاً به موضوعی برای مطرح کردن در قبال سیدمحمد خاتمی تبدیل شد؛ مساله‌ای که تا روز آخر ادامه داشت.
جدال بین روحانیون و جامعه روحانیت
از دیگر مباحثی که در آن دوران مطرح شد جدال لفظی مهدی کروبی و آیت‌الله مهدو‌ی‌کنی بود. آیت‌الله مهدوی‌کنی با هشدار به تکرار حوادث مشروطه خواستار توجه جدی به انتخابات افراد شده، در سخنرانی‌های این مساله را تکرار کرد؛ موضوعی که موجب شد دبیر مجمع روحانیون سخت در برابر آن موضع‌گریری کرده و منتقدانه پاسخ آیت‌الله مهدوی‌کنی را بدهد. چند روز بعد 19 نماینده مجلس با انتشار بیانیه‌ای از کاندیداتوری ناطق‌نوری حمایت کردند و از سوی دیگر 17 وزیر و معاون وزیر زمان میرحسین موسوی نیز در بیانیه‌‌ای از سیدمحمد خاتمی حمایت کردند. چند روز بعد نیز آیت‌الله جوادی آملی در بیانیه‌ای از ناطق نوری حمایت کرد و در همین روز بود که اعضای جامعه روحانیت هم از ناطق نوری حمایت کردند.
سخنان سرنوشت‌ساز هاشمی
هاشمی‌رفسنجانی در نماز جمعه‌ای که به انتخابات ختم شد اظهارات بسیار مهمی ایراد کرد. اظهاراتی که بسیاری آن را دارویی با تاثیر بسزا در نتیجه انتخابات می‌دانستند. او اولین سخنرانی‌ها گفت: «این وظیفه هم ملی است و اسلامی و هر کس به ایران یا به اسلام و یا به انقلاب علاقه‌مند است باید به نحوی در این جریان حضور یابد. در جاهایی ممکن است انتخابات ساختگی باشد اما در ایران چنین نیست، حتی آنهایی که ما را قبول ندارند اگر ایران را قبول دارند بدانند که آرای زیاد باعث می‌شود دشمن روی ایران حساب جدیدی باز کند و این در کلیت به نفع کشور است. مسئولان اجرایی و ناظر باید واقعاً کاری بکنند که همانی که رای مردم است در صندوق بیاید و همان اعلام شود. ممکن است کسی فکر کند که اگر ما تغییراتی بدهیم شخص قبولی که خودمان بر آن ایمان داریم سرکار می‌آید و این نفعی است برای جامعه اما این کار ضرر بنیانی دارد. ضعیف کردن اعتماد مردم بزرگترین جنایت است برای ملت و نظامی که به اتکای مردم می‌خواهد این همه مشکلات را حل کند.» سرانجام در دوم خرداد انتخابات برگزار و خاتمی به جانشینی هاشمی راهی پاستور شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات