تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۹۱۵۸۷

پشت پرده اسلام‌ستیزی غرب


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
دولت "انجلا مرکل" و بعضی مراکز همفکر در آلمان راهکار جدیدی را برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات و نارسائی‌های اجرائی حزب حاکم در پیش گرفته‌اند و با تلاش برای ایجاد جریان "اسلام ستیزی" و دامن زدن به آن سعی دارند افکار عمومی آلمان را به سمت و سوی دلخواه خود منحرف نمایند تا بلکه بتوانند ناکامی‌ها و ناتوانی‌های خود را پنهان سازند.
طی هفته‌های اخیر، این راهکار در قالب یک طرح، در مسیر اجرا قرار گرفته و با "تقسیم کار" میان طرفهای ذینفع، هر یک سهمی و نقشی را در این زمینه برعهده گرفته اند:
- مرکل، صدر اعظم آلمان سیاست چند فرهنگی در آلمان را شکست خورده نامید و ادعا کرد که اجرای این سیاست به بن بست رسیده و حتی شکست خورده است.
"هورست زیهوفر" رئیس حزب سوسیال مسیحی آلمان خواستار ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به آلمان شد.
- موسسه تحقیقاتی "فردریش ابرت" ادعا کرد که نتایج نظرسنجی درباره موقعیت مسلمانان در آلمان نشان می‌دهد روند اسلام ستیزی در آلمان رو به رشد است. "الیوردکر" مسئول این تحقیقات در جمع بندی نتایج نظرسنجی ادعا کرد 34 درصد نظردهندگان به وضوح گفته‌اند آلمان بدون اسلام شرایط بهتری دارد و 44 درصد هم دیدگاههای اظهار شده توسط "سارازین" علیه مسلمانان را با جملاتی صریح‌تر تأیید نموده و 35 درصد نیز نسبت به قدرت گرفتن اسلام در جامعه آلمان اظهار نگرانی کرده‌اند. قابل توجه اینکه "تیلو سارازین" وزیر اقتصاد سابق آلمان مدعی شد آلمان با حضور مسلمانان گویا از هویت خود دور می‌شود.
جالب است که "کریستین ولف" رئیس‌جمهور آلمان در یک موضع مسالمت آمیز، مسلمانان را بخشی از جامعه و فرهنگ آلمان معرفی کرد که جذب جامعه آلمان شده‌اند. البته این اظهارنظر رئیس‌جمهور آلمان واکنشهائی را نیز در پی داشت که خود به صورت جداگانه محل بحث دیگری است اما آنچه اهمیت دارد، روند سازمان یافته و هدفمندی است که مشخصاً در جهت دامن زدن به اسلام ستیزی و به عنوان یک سیاست غالب حکومتی و رسانه‌ای در آلمان به خوبی قابل ردیابی و تشخیص است. در عرصه اسلام ستیزی از یکطرف رسانه‌های صهیونیستی آلمان، تعمداً به احساسات ضد مسلمانان دامن می‌زنند و لبه تیز حملات آنها در هر حادثه‌ای دقیقاً متوجه مسلمانان این کشور است. از طرف دیگر، دولت مرکل نیز مشخصاً در مسیری گام بر می‌دارد که عملکردش با نتایج سیاست‌های آن به اسلام ستیزی در آلمان منجر می‌شود.
شدت و دامنه این سیاست‌ها به حدی طی ماههای اخیر افزایش یافته که حتی احزاب و گروههای متحد مرکل در دولت کنونی هم به روند یکجانبه‌گرائی مرکل معترضند. از جمله حزب سبزها معتقد است برخورد افراطی با موضوع مسلمانان از یکطرف به راست گرائی و افراطی گری دامن می‌زند و از سوی دیگر مرکل قصد دارد مشکلات حزبی و ناتوانی اجرائی خود را پنهان و نظرها را به سمت و سوی دیگری منحرف سازد.
موضع تقریباً مشترکی که در قبال مواضع "مرکل"، "زیهوفر" و "تیلوسارازین" اتخاذ شده اینست که موفقیت یاشکست سیاست‌ها با اظهارنظر و موضع گیری چند نفر مشخص نمی‌شود و تعیین میزان کارآئی یا عدم کارآئی سیاست همگرائی میان مهاجران و مردم آلمان باید با بررسی آثار و تبعات همگرائی اجتماعی و فرهنگی در جامعه آلمان و بدون هیچ گونه "پیشداوری"، دقیقاً مورد ارزیابی علمی قرار گیرد تا جای تردیدی نباشد و همگان از نتایج آن اقناع شوند. نکته مهمی که در این میان ابراز شده اینست که باید به دیدگاه و امیدی که براساس آن عده‌ای از مسلمانان، آلمان را به عنوان وطن خود برگزیده‌اند، احترام گذاشت و نشان داد که آنها در ارزیابی اوضاع سیاسی - اجتماعی آلمان اشتباه نکرده‌اند.
آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که نیروهای پشت پرده و عوامل فشار در این زمینه را صهیونیستهائی تشکیل می‌دهند که مشخصاً اصرار دارند "احساسات نژادپرستانه" را احیا کنند و به آن دامن بزنند تا از آن بعنوان یک "اهرم فشار" علیه مسلمانان سوء استفاده نمایند. موضوع مهمتر اینست که با مقایسه میان اظهارنظر رئیس‌جمهور و صدراعظم آلمان بخوبی می‌توان دریافت که اختلاف نظر عمیقی میان مقامات ارشد حکومتی وجود دارد و در عین حال، مرکل در چارچوب "منافع حزبی" سعی دارد با "تحریک پذیری از صهیونیستها"، حمایت صهیونیستها از حزبش را در هرم قدرت، حفظ و تضمین کند. علاوه بر این، احتمال دستکاری در نتایج نظرسنجی‌ها با هدف القای شبهه در این زمینه و بهره گیری در جهت تقویت "اسلام‌‌ستیزی" هم دور از ذهن نیست. این، موضوع مهمی است که نباید مجامع بین‌المللی بویژه نهادها و مجامع دنیای اسلام نسبت به آن بی تفاوت باشند. غرب همواره مدعی دمکراسی، احترام به حقوق اقلیت‌ها و رعایت حقوق بشر بوده است، اما آنجا که به مسلمانان مربوط می‌شود، ناگهان همین ادعاها در عرصه عمل، به کلی رنگ می‌بازد و جای خود را به یک رفتار سازمان یافته، نژادپرستانه و قویاً مغایر اصول اولیه و نفی کننده آرمان‌های انسانی می‌دهد.
نباید مسلمانان تحت ظلم و ستم در غرب و بویژه در اروپا را در برابر فشارهای سهمگین و فزاینده‌ای که با هدف اسلام ستیزی بر آنها تحمیل شده و می‌شود، تنها گذاشت. مسلمانان، دستکم در فرانسه، انگلیس و آلمان، بزرگترین اقلیت و دومین دین در این هر 3 کشور محسوب می‌شوند. دنیای اسلام اهرم‌های نیرومندی برای بهره مندی در جهت هشدار به غرب در اختیار دارد و می‌تواند از این طریق و سایر راهکارهای موجود برای حفظ و تضمین حقوق مسلمانان در اروپا بهره گیرد. کمترین انتظاری که هم کیشان ما در اروپا از دنیای اسلام دارند اینست که با حمایت از مسلمانان، حداقل نشان دهد که "اسلام‌ستیزی"، نشانگر وجود تناقض در رفتار عملی و گفتار غرب در عصر حاضر است که بنیان آنرا افکار و اندیشه‌های منحط نژادپرستانه تشکیل می‌دهد، رفتاری که همواره محکوم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات