تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۹۱۵۹۵
گفتاری از حجت‌الاسلام والمسلمین استاد میرباقری

بایسته‌های تحول در حوزه‌های علمیه


‏نخبگان بخصوص خواص از دیر باز به تحول در حوزه توجه داشته اند. یک تحول جدی در راه است که اگر آماده برخورد فعال با آن نشویم یا منفعل خواهیم شد و یا منزوی و خوشبختانه رهبر معظم انقلاب با درایت کامل در سالهای اخیر این موضوع را در مورد حوزه و دانشگاه فرموده‌اند که تحول امری ضروری است. البته این تحول در مقابل ثبات نیست بلکه در مقابل رکود است، بنابراین با رکود باید مبارزه کرد البته تحولی که به هرج و مرج ختم نشود.‌ به تعبیر ما ثبات درجهت‌گیری محفوظ بماند و محتوا دستخوش تحول شود. این هم در حوزه باید اتفاق بیفتد و هم در دانشگاه....‏
در عرصه تبلیغ نباید فقط پاسخگوی نیازهای روحی ،‌ فکری و رفتاری فردی باشیم بلکه باید پاسخگوی به نیازهای اجتماعی باشیم و بخصوص باید نبض نیازهای آینده را هم در دست داشته باشیم یعنی مقدم بر زمان حرکت کنیم. بنابراین از ناهماهنگی تبلیغ با نیازهای بیرونی و اینکه تبلیغ را در محدوده نیازهای فردی ببینیم و حتی اینکه تبلیغ را در چارچوب نیازهای اجتماعی موجود ببینیم باید فاصله بگیریم و در افقی با پیش‌بینی نیازهای آینده طوری حرکت نماییم که از نیازهای موجود سبقت بگیریم.‏
در عرصه آموزش نیز باید از شیوه حفظ مطالب به شیؤه فهم مطالب و حتی شیوه فهم مبانی مطالب تغییر روش دهیم به عنوان مثال به جای فقه آموختن و حفظ کردن، فهم فقه و فهم مبانی فقه جایگزین شود همین طور در حوزه اخلاق وفلسفه. وقتی فهم ما به سطح فهم مبانی رسید می‌توانیم با تحول در مبانی، تکامل در علوم را ایجاد کنیم. بنابراین آموزش ما به سمت پرورش پژوهشگر حرکت می‌کند و پژوهش ما از حوزه نیازهای فردی فراتر رفته و به نیازهای جمعی نیز توجه می‌شود و نگاه جامعه شناسانه (جامعه شناسی مبتنی بر دین) برتحقیقات حاکم می‌شود. متأسفانه یکی از آسیب هایی که حوزه‌‌های ما از آن رنج می‌برد فقدان نگاه جامعه شناسانه‌ مبتنی بر دین است که حاکم بر پژوهش باشد. نگاهی که علاوه بر حاکمیت بر روش پژوهش، آینده نگر بوده و بتواند نبض تحول جامعه را به دست گیرد، نه اینکه صرفاً به تکامل روحیات، اعتقادات و رفتار فردی توجه داشته باشد بلکه به تکامل اخلاق ، عقلانیت و رفتار جامعه بپردازد . در این مقیاس باید نگاه جامعه شناسانه بر نگاه فرد گرایانه حاکم شود و روش تحقیق نیز از روش انتزاعی به روش مجموعه نگری و سپس روش تکاملی ارتقاء پیدا کند . روش تکاملی ناظر به حاکمیت جهت برمطالعات مجموعه نگری و کل‌گرایانه می‌باشد یعنی منطق تکامل گرایانه‌ای که بتواند علاوه بر شناخت موضوع به صورت یک کل، آن را در جهت اهداف خود ساماندهی کند آنچه که می‌تواند عهده‌دار تولید "منطق تکاملی" در حوزه عرفان و اخلاق، حکمت و کلام ، فقه و احکام باشد و آنها را از مقیاس فردی به اجتماعی ارتقاء دهد، " فلسفه شدن اسلامی" است که این فلسفه عقلانیتی است که با حاکمیت تعبد در متد تحقیق در این سه حوزه فرایندهای تحقیق را به سمت اخلاق و عرفان حکومتی، حکمت و کلام حکومتی و فقه حکومتی ارتقاء می‌دهد.‏ما دین را حاکم و مهیمن بر زمان می‌دانیم نه معارف دینی را،‌ معارف دینی به میزانی که تعبد به دین در آنها است مقدس هستند لذا ارزش فقه از این نظر بیش ازحوزه فلسفه و عرفان است ولی با وجود اینکه به نسبت تعبد به دین آنها را مقدس می‌دانیم، این سطح از معارف پاسخگوی نیازهای آینده نمی‌باشند. بنابراین معرفت‌های دینی ما باید تکامل پیدا کند اما نه مبتنی بر انفعال و نه بر تحجر چراکه رویکرد منفعلانه منجر به انفعال دین پژوهی در مقابل عقلانیت غرب می‌شود به طوری که ابتدا پاسخگوی نیازهای مستحدثه بوده و سپس تدریجا حذف خواهیم شد.‏
بنابراین تحول در حوزه پژوهش، آموزش و تبلیغ باید تا مقیاس منطق و روش پژوهش پیش رود و این نیازمند عقلانیت پایه می‌باشد که بتواند این منطق‌ها را متحول کند .‏حفظ، ترمیم، بالندگی مراحل تحقق تحول جامع در سه حوزه پژوهش، آموزش و تبلیغ می‌باشد. گاهی تحولاتی که مطرح می‌شود تنها در مرحله حفظ است به عنوان مثال تغییر کتب درسی که از دیرباز مورد بحث بوده است، برخی این تفکر را داشتند که متون آموزشی هم باید پژوهشی باشد تا با سعی در فهم متن، به عمق مطلب برسد الان روشها تغییر کرده است ، مطلب را به ساده‌ترین زبان تعلیم می‌دهند و با تکرار و آزمون آن خلاء را جبران می‌کنند. این کار ضروری است، باید متون درسی تغییر کند اما این در مرحله حفظ است. باید تکامل در حوزه آموزش بستر پرورش پژوهشگرانی برای ایجاد تحول و بالندگی در حوزه عرفان و اخلاق، حکمت و کلام، فقه و احکام را به وجود‌ آورد. نقطه آغاز چنین تحولی در محتوا، تحول در سازمان پژوهش،آموزش و تبلیغ است. یعنی باید سازماندهی حوزه، برنامه‌ریزی و گردش عملیات آن تغییر کند تا امکان تحول در محتوا فراهم گردد.‏باید توجه داشت که تحول در حوزه دین پژوهی باید همراه با تحول در دانشگاه باشد زیرا امروزه نه مانند گذشته است که یک طبقه مرجع داشته باشیم که عالمان حوزوی باشند و نه مانند غرب، یک طبقه مرجع وجود دارد که کارشناسان هستند بلکه با دو طبقه مرجع، دوصنف و دو حوزه مفاهیم و دو عقلانیت، جامعه را به گونه‌ای اداره کنیم که هم دینی باشد و هم علمی و این امر با ترکیب اشخاص و عناصر اتفاق نمی‌افتد و این گونه نه علم دینی می‌شود و نه دین به حوزه مفاهیم کاربردی تسری می‌یابد، باید محتوای حوزه و دانشگاهها مبتنی بر متد تحقیق و فلسفه روش هماهنگ شوند تا محصولات حوزه‌ و دانشگاه عقلانیت هماهنگی بشود که به نیازهای ملی، دنیای اسلام وجامعه جهانی پاسخ دهد و این از طریق تحول در سازمان حوزه و دانشگاه شروع می‌شود به گونه‌ای که از دوسازمان موازی خارج شوند و به یک سازمان بزرگ تبدیل شوند که برنامه و گردش عملیات آن به صورت هماهنگ انجام گیرد.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات