سینا تکاور
سران جریان فتنه با چشم دوختن به تحرکات غرب، سعی در برقراری ارتباط با جریان بیرون کشور، برای بهرهبرداری از فشارهای آنها به مردم و کشور به نفع خود دارند؛ فشارهایی که بخش عمدهای از آن را تحریمها تشکیل میدهند.
جریان فتنه که پس از غروب خورشید اقبالش در میان مردم، دچار استیصال و سرخوردگی شده و به یک جریان بیتأثیر و بدون خاصیت مبدل شده بود، تصمیم گرفت برای احیای خود دست به دامن غربیها شود. آنها این بار بدون ابا و ترس از افشای روابط خود با دنیای غرب به دنبال آن بودند که مسیر فشارهای دشمنان دیرینه جمهوری اسلامی را به نفع خود هدایت کنند تا شاید از این طریق بتوانند حداقلهایی از گذشته خود را احیا کنند.
آنها حتی پای خود را از این فراتر نهاده بودند و تئوریسینهای این جریان با تهیه فهرستی از آنچه به ظن خود نبض حیاتی نظام خوانده شده است و در اختیار قرار دادن آن به نمایندگان امریکا و غرب آنها را در تکمیل پازل تحریمها یاری کردند.
این جریان در طراحیهای خود از امریکاییها خواستهاند تا تحریمها به صورت کاملاً هوشمند باشد و یک محاصره نامحسوس و همهجانبه و با جهتدهی تبلیغاتی، انعطافی و انعکاسی به سوی توان رهاییبخش جنبش سبز باشد.
چراغ سبز غربی
البته غربیها نیز چندان از نزدیکی این عناصر سوخته سیاسی به خود ناراحت نیستند، چراکه وجود این عناصر در ایران، این قابلیت را برای آنها به وجود میآورد که ستونی پنجمی در داخل کشور داشته باشند و علاوه بر کمک برای به زانو درآوردن نظام جمهوری اسلامی ایران، با ارائه اطلاعات و اخبار از نحوه بازخورد طرحهای تحریمی، بتوانند تحریمهایی هدفمند با کمترین ضرر اقتصادی و سیاسی برای خود را پیاده کنند. این موضوع در حالی است که به گفته صریح کارشناسان اقدامات امریکاییها در سطح بینالملل معطوف به فشار سیاسی، تحریم اقتصادی و تهدیدهای تو خالی است، ولی تمام این تحرکات خارجی به واسطه ایفای نقش و توان حرکتی و ادامه فتنهگریهای داخل برنامهریزی شده است و تا زمانی که فتنه اعلام وجود میکند، امریکا و اسرائیل حمایت و پشتیبانی خود را ادامه خواهند داد. نکته جالب نیز در این است که همین جریان در داخل هم با ترساندن مردم از تحریمها تلاش میکند فضای جامعه را برای تحقق خواستههای غرب و نتیجه دادن این تحریمها مهیا کند.
توهم غربی
موضوع همکاری سبزها و غربیها تا آنجا ادامه پیدا کرده که فتنهگران خود را نماینده تامالاختیار غرب در داخل میدانند و چشمانتظار نشستهاند تا روزی فرا برسد که این تحریمها نتیجه دهد و نظام برای رهایی از فشارها دست به دامن آنها شود. این توهم به حدی زیاد است که میرحسین موسوی در جلسهای به صراحت عنوان کرده که تحریمهای غرب بر کشور تأثیر گذاشته و به زودی کشور به سمت درگیری نظامی با غرب کشیده خواهد شد! البته این پایانبخش کار نیست چراکه موسوی بر اساس همین ارتباطات خود با غرب، مدعی شده که ناجی کشور خواهد بود و به عنوان آلترناتیو غرب برای اداره کشور مطرح است.
توهمات موسوی ادامه دارد
زاویه گرفتن موسوی از مبانی اصیل انقلاب با اتخاذ مواضعی همچون محکومیت اعدام عناصر ضدانقلاب از سوی وی،خداجو خواندن مسببان هتک حرمت به روز عاشورا، درهم نوردیدن مرز خودی و غیرخودی و. . . آغاز و هم اینک با تصریح براینکه فرقه سبز در بستر تهدیدات موجود آلترناتیو مناسبی برای همکاری با غرب است ادامه دارد.
موسوی و جریان سبز پیشتر از این نیز با حرکت در پازل غرب و تحقق خواستههای مختلف آنها از قبیل ایجاد اغتشاش، تضعیف پایههای مشروعیت نظام، ایجاد اپوزیسیون علیه نظام، تلاش برای ایجاد جبهه متحد جهانی علیه کشور، زیر سؤال بردن سلامت انتخابات، اغراق و بزرگنمایی در نابسامانی اوضاع کشور، تلاش برای تضعیف جایگاه ولایت فقیه و ترویج شایعات مختلف علیه نظام کوشیدند خواستههای غرب را در کشور اجرایی کنند، البته نکته جالب در این میان آن است که به رغم تمامی این فرمانبرداریهای جریان فتنه از دنیای غرب، آنها در مواقع حساس پشت این جریان را خالی کردند تا در شکستهای متوالی سبزها شریک نباشند. این در حالی است که هنوز هم سبزها چشم امید به غرب دارند تا شاید آبی از آنها برایشان گرم شود. حال باید منتظر ماند و دید که جایگاه جریان سبز در پازل بعدی غرب علیه ایران چه خواهد بود.