محمود احمدینژاد، دلبسته مهر و عدالت
دکتر محمود احمدینژاد، نهمین رئیسجمهور ایران، سال 1335 در آرادان گرمسار به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانوادهای بود که در آن پدر خانواده مردی آهنگر، زحمتکش و با ایمان بود. از همان ایام کودکی، محمود احمدینژاد کوچک همراه پدرش که برای ادای فریضه نماز به مسجد کنار خانهشان میرفت با فضای مسجد و روحانیت انس گرفت. او که در یک سالگی همراه خانواده خود از شهرستان به تهران آمده و در «پامنار» سکنی گزیده بود، در ایام نوجوانی برای کمک به خانواده کمر همت به کار نیز بست. در کنار تحصیل در سال 1354 با رتبهای درخور در رشته مهندسی عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شد. محمود احمدینژاد از همان نخستین سال دانشجویی با شرکت در مجالس مذهبی ـ سیاسی دانشگاه وارد فضای سیاسی جامعه شده و با مشارکت در تهیه و توزیع اعلامیه انقلابی اعتراض خود را به وضع موجود جامعه ابراز داشت. او در مقطع انقلاب و پس از آن نیز یکی از پایهگذاران انجمن اسلامی دانشجویان شد.
دکتر محمود احمدینژاد اندکی بعد، زمانی که به عنوان نماینده دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به محضر امام(ره) میرسید، در شکلگیری شورای اولیه انجمنهای اسلامی دانشگاهةا نقش ایفا کردو پس از آن در سال 1365 داوطلبانه در دفاع مقدس در برابر تجاوز به سرزمین ایران حضور مستقیم یافت و البته فعالیتهای سیاسی و اعتقادی خود را نیز پی گرفت و در دهه 60، 4 سال به عنوان معاون و فرماندار ماکو، خوی و همچنین دو سال به عنوان مشاور استاندار کردستان خدمت کرد. احمدینژاد پس از کار در استانهای آذربایجان و کردستان در سال 1372 به عنوان نخستین استاندار استان اردبیل انتخاب شد و 3 سال پیاپی عنوان استاندار نمونه را دریافت کرد. او 10 سال پس از آن یعنی در سال 1382 به عنوان شهردار تهران انتخاب شد.
دکتر محمود احمدینژاد 2 سال در شهرداری تهران فعالیت کرد و در این مدت موفق شد همچون استانداریاش در اردبیل کارنامه درخشانی از خود به جای بگذارد. در طول این مدت طرحها عمرانی بسیاری در شهرداری تهران به اجرا درآمد و شهردار تهران همچنین از جوانان و نیازمندان این شهر غافل نشد و با اختصاص مبالغی برای این دسته از افراد جامعه برنامههایی برای حل مشکلات اجتماعی تهران نیز اجرا کرد.
او در طور دوران ریاستاش بر شهرداری تهران ثابت کرد علاقهمند به برقراری ارتباط نزدیک با مردم است و خود را عنصری جدا از آنان نمیداند. او که خود دستی در روزنامهنگاری و نگارش مطالب متعدد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد پس از شروع کار در شهرداری، به عنوان مدیرمسئول همشهری نسبت به راهاندازی نشریات جانبی متعدد در زمینههای شهری، جوانان، دیپلماتیک و اندیشه همت گماشت.
دکتر محمود احمدینژاد سال 84 با شعار انتخاباتی «میشود و میتوانیم» وارد عرصه مبارزات انتخاباتی برای کسسب سمت ریاست جمهوری شد، وی خویش را تنها وامدار مردم و نه هیچ حزب و گروه خاص معرفی کرد. در مروری اجمالی اهم برنامههایی که وی در سخنرانیهای تبلیغاتیاش بر آنها انگشت گذارد عبارت بودند از: دولت کارآمد، سلامت مدیران، تشکیل دولت اسلامی، خدمت بیمنت به مردم، پیشگیری از گسترش شکاف میان دولت و ملت و رفع کامل آن، اولویت به تولیدات داخلی، عدالت و مهرورزیبا بندگان خدا در داخل و خارج و عدالتخواهی در عرصه بینالمللی و تأمین هر چه بیشتر حقوق و منافع ملی ایارن در عرصه خارجی از طریق ارتباط توأم با احترام و از موضع برابر با کشورها و مجامع جهانی،که این برنامهها با اقبال گسترده مردم ایران مواجه شد.
دکتر احمدینژاددر دور اول انتخابات با کسب 19 درصد آرا با اختلاف اندکی در حد 500 هزار رأی در جایگاه دوم قرار گرفت اما در دوره دوم انتخابات با فاصلهای 7 میلیونی نسبت به نفر بعد به عنوان نهمین رئیسجمهور ایران اسلامی انتخاب شد.
بزرگترین چالش دولت محمود احمدینژاد در عرصه سیاست خارجی موضوع انرژی هستهآی است که تاکنون با وجود واکنش منفی برخی کشورهای غربی دولت وی نتایج قابل توجهی در پیشرفت فناوری صلحآمیز هستهای و اقناع بخش عمدهآی از جامعه جهانی در مسالمتآمیز بودن این فعالیت به دست آورده است. هر چند برنامهها و اقدامهای دولت تحت هدایت احمدینژاد در این مقال نمیگنجد، اما او برای رسیدن به اهداف توسعه پایدا و نشان دادن دولت طراز انقلاب اسلامی در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دست یاری به سوی مردم ایران و همه کشورها و ملتهای منطقه و جهان دراز کرده است. بنابر نظرسنجیهای صورت گرفته به وسیله منابع مختلف، احمدینژاد علاوه بر مردم ایران در میان ملتهای منطقه و حتی در سطح افکار عمومی جهان یکی از رهبران دارای ایده و نظر، فعال و محبوب محسوب میشود.
پوتین، مردی برای تمام فصول
ولادیمیر پوتین، مردی که یکشنبه هفته پیش (7 اکتبر) 55 ساله شد را باید رئیسجمهوری برای تمامی فصول نامید. او تاکنون در طول 7 سال دوران ریاست جمهوری اش با مسائل بسیاری دست و پنجه نرم کرده است. آخرین آنها طرح سپر موشکی آمریکا در اروپاست که پوتین آن را تهدیدی علیه منافع روسیه دانسته و قصد مقابله و بیاثر ساختن آن را دارد.
ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین در لنینگراد که حالا «سنتپترزپورک» نامیده میشود، درست 6 ماه قبل از مرک استالین به دنیا آمد زندگی برای پوتین کوچک که او را «پوتکا» مینامیدند با سختی شروع شد. پدرش ولادیمیر اسپیریدونوویچ سر کارگر و مادرش «مادیا ایونوونا» خانهدار بودند. ولادیمیر اگر چه زندگی سختی داشت اما از تحصیلات خوبی برخوردار شد. او سال 1975 موفق شد در رشته حقوق دانشگاه لنینگراد فارغالتحصیل شود و اندکی بعد به سازمان اطلاعات و امنیت شوروی سابق بپیوندد.
او پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به سنتپترزبورگ بازگشت و وارد تشکیلات شهرداری این شهر شد و اندک اندک راه به سوی کرملین گشود. در 25 جولای 1998 بوریس یلتسین، پوتین را که حالا به واسطه محبوبیت خاصی که یافته بود، «پسر طلایی کرملین» شناخته میشد، به عنوان ریاست جدید سازمان اطلااعات و امنیت روسیه برگزید. او یک سال در این سمت فعالیت کرد و سپس گام بعدی ترقی را با کسب کرسی نخستوزیری برداشت. در همان نخستین روزهای نخستوزیریاش بود که یلتسین خبر داد تمایل دارد جانشیناش «ولادیمیر پوتین» باشد. یلتسین که اواخر اوریل امسال درگذشت، نظری بسیار مثبت نسبت به پوتین داشت. او در مورد پوتین به مردم روسیه گفت: «پوتین کسی است که هم اکنون قادر است روسها را متحد کند و حتی در قرن بیستویکم روسیه کبیر را احیا کند». آنچه که یلتسین در نخستین روزهای نخستوزیری پوتین خواسته بود، خیلی زود محقق شد و پوتین چند ماه بعد پس از استعفای ناگهانی یلتسین بر جای او نشست و چند ماه پس از آن نیز به طور رسمی و در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رئیسجمهور روسیه انتخاب شد، پوتین که عاشق جودو است و در این ورزش صاحب مدالها و مقامهایی نیز هست، در میان جوانان و همچنین روشنفکران روسیه از محبوبیت برخوردار است. «میخائیل گورباچف» درباره پوتین میگوید: «او قطعاً هیچ تهدیدی برای دموکراسی روسیه نیست.» این نظر که از سوی گورباچف و نیز افرادی زیادی از درون روسیه ارائه شده کاملاً در تضاد با نظر مخالفان متمایل به آمریکای پوتین است که میگویند: «چرچیل روسیه را کشوری رمزآلود و سرشار از رمز و راز توصیف میکرد. اما حالا این توصیف کاملاًبراندازنده دوران ریاست جمهوری پوتین است.» پوتین در زمینه سیاست خارجی در قبال ایران، همواره سعی کرده است روابط خود را با ایران حفظ کند. او از جمله سرانی است که اعتقاد دارد ایران در پی به دست آوردن انرژی هستهای صلحآمیز است. سیاستهای ایران و روسیه در حال حاضر در یک جهت قرار دارد و هر دو یک دشمن و رقیب مشترک به نام آمریکا دارند و مناسبات اقتصادی و روابط سیاسی خوبی در سطح منطقه و بینالملل میان دو کشور برقرار است.
همانطور که گفته شد روسیه و بویژه شخص پوتین به حق ایران در بهرهمندی از انرژی هستهای صلحآمیز باور دارد. اما روابط این کشور با ایران در زمینه مسائل هستهای به پیش از دوران پوتین باز میگردد. در اوایل دهه 90 روسیه از انعقاد قراردادی 800 میلیونی دلاری خبر داد که در آن در ساخت نیروگاه هستهای به ایران کمک میکرد. مشترکات و علاق دو کشور البته فراتر از همکاریهای اقتصادی دوجانبه بوده و ابعاد سیاسی منطقهای و بینالمللی آن بسیار گسترده است، پوتین برای مناسبات خود با ایران به عنوان همسایه قدرتمند جنوبی اهمیت ویژه قائل بوده و ایران را وزنهای در تأمین ثبات در منطقه و مرزهای جنوبی خود میداند.
الهام علیاف، واقعگرا در عرصه سیاست
الهام علیاف تنها رئیسجمهور شیعه در جمع 4 رئیسجمهور میهمان جمهوری اسلامی در اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر است. الهام علیاف 24 دسامبر 1961 در باکو به دنیا آمد، پدرش رئیسسازمان امنیت و اطلاعات شوروی سابق در جمهوری آذربایجان بود که بعدها پس از فروپاشی شوروی، رئیسجمهور آذربایجان شد.
نسبت علیاف از سمت و سوی مادر نیز شناخته شده است. مادر او «ظریفه علیاف» است که خود یک پزشک است و دختر «عزیز علیاف» از سیاستمداران بنام دوره اتحاد جماهیر شوروی سابق است. الهام علیاف پس از پایان دوره تحصیل در مدرسه به مسکو رفت و در مؤسسه مطالعات بینالمللی مسکو مشغول به تحصیل و به درجه دکترا نایل شد.
در همین ایام بود که او با «مهربان علیاف» ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نامهای لیلا، آرزو و حیدر شد.
بعد از فروپاشی شوروی در 1991 الهام علیاف به تجارت بین مسکو و استانبول روی آورد و تا سال 1994 به این کار ادامه داد. تا این که در این سال از سوی پدرش که حالا رئیسجمهور آذربایجان شده بود، به عنوان معاون رئیسجمهور در کمپانی دولتی نفت آذربایجان مشغول به کار شد. سمتهای بعدی او نمایندگی مجلس، رئیسکمیته ملی المپیک آذربایجان و نمایندگی آذربایجان در شورای اروپا بود. الهام علیاف در آگوست 2003 اندکی مانده به انتخابات ریاست جمهوری به عنوان نخستوزیر انتخاب شد.
در ماه اکتبر حیدر علیاف به دلیل بیماری و وخامت حال حکومت را به طور موقت به پسرش سپرد که اندکی بعد یعنی در 15 اکتبر 2003 با 84/76 درصد آرا به عنوان رئیسجمهور جدید آذربایجان انتخاب شد.
الهام علیاف بلافاصله پس از رسیدن به مقام ریاست سیاستهای واقعگرایانهای در خصوص مسائل منطقه در پیش گرفت. وی به تحکیم مناسبات دوستانه کشورش با ایران نیز پرداخت و تلاش کرد مناسباتی اقتصادی و سیاسی در منطقه با ایران برقرار کند که از جمله آنها قرارداد دالان شمال ـ جنوب، طرح اتصال خطوط راهآهن ایران به جمهوری آذربایجان و روسیه بود. اختلافهای دو کشور بر سر حوزه نفتی البرز نیز که در سالهای پیش از ریاست جمهوری الهام علیاف سایه بر روابط دو کشور انداخته بود، اکنون با توافقهایی که میان دو طرف صورت گرفته در حال محو شدن است. الهام علیاف اعتقاد دارد، اگر چه ایران و آذربایجان از سطح مناسبات دوجانبه خوبی برخوردارند اما این همکاریها نیازمند توسعه بیشتری است و بر گسترش همکاریها در زمینههای عمرانی، انرژی و حمل و نقل تأکید فراوان دارد.
این تأکیدات علیاف بر گسترش مناسبات موجب شد دکتر محمود احمدینژاد رئیسجمهور کشورمان در سفر خود به این کشور ک هفته آخر مرداد سال جاری انجام شد، مبادلات تجاری دو کشور را تا سطح یک میلیارددلار در سال تعریف و ارتقا دهد.
علیاف از جمله حامیان برنامه صلحآمیز هستهای ایران است و معتقد است همه کشورها از جمله ایران از حق استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای برخوردار هستند و تنها راهحل موضوع هستهای ایران را مذاکره و روشهای مسالمتآمیز میداند.
قربانقلی بردی محمداف، گرایش به اصلاحات و نوگرایی
او در 10 ماهی که در پست ریاست جمهوری ترکمنستان قرار دارد، این نکته را به اثبات رسانده که با حفظ احترام به نیاز اف رئیسجمهور فقید ترکمنستان، قصد ایجاد اصلاحاتی تازه در جامعه ترکمنستان و روابط خارجی آن خصوصاً در منطقه را دارد. قربانقلی بردی محمداف 29 ژوئن 1957 در یکی از روستاهای عشقآباد به دنیا آمد. آن گونه که خود گفته: پدر و مادرش مردمانی میهماننواز و عاشق ارتباطات اجتماعی وسیع بودهاند و تا جایی که توان داشتند در رفع مشکلات دوستان و همسایگان میکوشیدند. قربانقلی محمداف با پا گرفتن در چنین خانوادهای بود که برای تحصیلات، پزشکی را برگزید و تبدیل به دندانپزشکی ماهر شد.
خود او میگوید همواره در پزشکی سعی کرده است از ابوعلی سینا درس بگیرد. کسی که فیلسوف و متفکر بزرگی بود. بردی محمداف بسیاری از کتابهای ابنسینا را مطالعه کرده است. از دیگر علاقهمندیهای بردی محمداف ادبیات است. او علاقهای وافر به بزرگترین شاعر کشورش مختومقلی دارد که در ایران نیز چهرهای شناخته شده است.
ورود قربانقلی بردی محمداف به عالم سیاست از 1995 شروع شد. در این سال او به عنوان رئیس دپارتمان دندانپزشکی وزارت بهداشت و درمان ترکمنستان تحت رهبری صفرمرادنیازاف انتخاب شد. او پس از آن خود به عنوان وزیر بهداشت و درمان برگزیده شد. در سال 2001 بردی محمداف با حفظ سمت بر جایگاه سمت بر جایگاه معاونت نخستوزیری نیز نشست.
پس از مرگ نیازاف براساس قانون اساسی رئیس پارلمان ترکمنستان باید کفالت ریاست جمهوری را به دست میگرفت، اما وی به اتهام فساد مالی بازداشت شد و این مقام به قربانقلی محمداف رسید. وی وعده داد تا انتخابات ریاست جمهوری کشور را به شکل دموکراتیک و البته براساس رهنمودهای رئیسجمهوری فقید ترکمنستان اداره کند. شورای مصلحتی خلق نیز که تمامی اعضای آن عضو یا وابسته به حزب دموکراتیک هستند با تصویب قانونی منع شرکت کفیل ریاست جمهوری در انتخابات را لغو و راه را برای انتخابات محمداف هموار ساخت. به این ترتیب بود که بردی محمداف موفق شد با کسب 89 درصد آرا به عنوان رئیسجمهور ترکمنستان انتخاب شود. او پس از کسب این آرا نخستین سفر خارجی خود را به عربستان و به قصد انجام حج عمره انجام داد و در خلال آن با ملک عبدالله نیز دیدار کرد. دومین سفر خارجی او به روسیه برای دیدار با پوتین بود. او اواخر خرداد ماه نیز به ایران سفر کرد.
نخستین اقدام قربانقلی بردی محمداف به عنوان ریاست جمهوری ترکمنستان اجرای اصلاحاتی همچون دستیابی نامحدود به اینترنت برای مردم کشور، تحصیلات و همچنین افزایش مقرری بازنشستگی بود. او به واسطه همین اقدامها از محبوبیتی فوقالعاده در کشور خود برخوردار شده است، بویژه که در عرصه سیاست خارجی نیز مؤثر عمل کرده و وعده داده است که ترکمنستان را از قید و بند قوانین دست و پاگیر گذشته رها کرده و این کشور را در فضای بازتری در جهان قرار دهد. از جمله اقدامهایی که او در این زمینه انجام داد از سرگرفته شدن خطوط پرواز هوایی میان ترکمنستان و روسیه بود. همانطور که گفته شد بردی محمداف اواخر خرداد ماه سفری به ایران داشت. وی در آن سفر اذعان داشت علاقهمند است روابط ایران و ترکمنستان بیشتر از گذشته باشد. در این سفر میان ایران و ترکمنستان چندین معاهدهنامه اقتصادی بسته شد که بردی محمداف از انعقاد این قراردادها که در زمینههای کشاورزی و حمل و نقل بود ابراز رضایت فراوان کرد. وی تأکید کرد: امیدوار است معاهدهنامههای بعدی میان دو کشور در زمینه نفت و گاز باشد.
نورسلطان نظربایف، توسعهگرای قزاق
نورسلطان نظربایف 6 جولای 1940 به دنیا آمد. پدرش چوپان بود. اطرافیانش گفتهاند او همواره مصمم به ادامه تحصیل بوده است. او قصد ورود به دانشگاه قزاقستان در رشته شیمی را داشت که موفق نشد اما در عوض به اوکراین رفت و در آنجا ادامه تحصیل داد. همکلاسیهای آن زمان وی گفتهاند: زمانی که همه ما بعد از کلاس به دنبال تفریح میرفتیم او در دانشگاه میماند و مطالعه و آزمایش میکرد.
نظربایف سال 1967 نخستین فعالیت سیاسی جدی خود را با شرکت در انتخابات حزب کمونیست آغاز کرد و بعدها در 1990 موفق شد به بالاترین مقام قزاقستان که آن زمان تحت اداره شوروی سابق بود برسد. یک سال پس از آن وقتی شوروی سقوط کرد و جمهوریهای به جا مانده از آن سر برآوردند، نظربایف در انتخابات ریاست جمهوری قزاقستان با آرایی قابل توجه به عنوان رئیسجمهور این کشور انتخاب شد. او از آن زمان تاکنون رئیسجمهور این کشور باقی مانده است.
برخی گفته بودند مطابق قانون اساسی این کشور، نظربایف تنها تا سال 2012 که زمان این دوره از ریاست جمهوریاش به پایان میرسد، اجازه خواهد داشت در هیأت رئیسجمهور فعالیت کند و پس از آن وی از این سمت کنار گذارده خواهد شد، اما بعد پارلمان این کشور متممی را برای این قانون به تصویب رساند که مطابق آن وی خواهد توانست به صورت مادامالعمر سمت خود را حفظ کند.
نظربایف بیش از هر چیز اهتمام خود را برای ترفیع مقام کشور خود در دنیا به کار بسته است. او سال گذشته به مردم کشورش و همچنین دنیا وعده دارد در 7 سال آینده قزاقستان را به یکی از 50 کشور توسعه یافته و یکی از 10 کشور بزرگ صادر کننده نفت در جهان تبدیل خواهد کرد.
قزاقستان یکی از بزرگترین کشورهایی است که منابع ناشناخته نفتی فراوانی دارد و به همین دلیل میتوان گفت ادعایی که نظربایف مطرح کرده، میتواند چندان دور از دسترس نباشد.