تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۹۲۷۵۶
بصیرت سیاسی

مفهوم استعمار و اقسام آن


علی مهدوی
همان گونه که در نوشتار قبل بیان داشتیم، در عصر حاضر، تحولات سیاسی نظام بین‌الملل بیانگر آن است که آمریکای مستکبر در روند هژمونیک ‌گرایی نوین قرار گرفته است. این امر شاخص‌هایی از یکجانبه‌گرایی، نظامی‌گری و جنگ روانی را در خود دارد. از این رو شناخت سیاست‌های آمریکا در برخورد با نظام بین‌الملل و نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنین تبیین خطرات پنهان و آشکار آمریکا امری ضروری است. پیش از هر چیز لازم است پیرامون مفهوم استعمار و اقسام آن مطالبی عنوان شود.
استعمار به مفهوم تسلط یک کشور بر کشوری دیگر به منظور بهره‌برداری از ذخایر و ثروتهای خدادادی، نیروی انسانی و موقعیت جغرافیایی آن است. در استعمار، کشور استعمارگر مستعمره را جزئی از خاک و سرزمین خود تلقی نمی‌کند و اتباع آن را شهروند خود نمی‌داند بلکه خود را به اداره و اعمال کنترل بر آن محق می‌داند سابقه استعمار به قبل از قرن پانزدهم برمی‌گردد. از آن زمان تاکنون استعمار در سه شکل ظهور پیدا کرده است:
1- استعمار کهن:
هر استعماری که در آن استعمارگر به به کارگیری نیروی نظامی و عمدتاً نیروی دریایی، سرزمینهایی را که در فاصله دوری قرار داشتند عملاً اشغال می‌کردند. در آغاز استعمار صرفاً با هدف اعمال کنترل بر مسیرهای تجارت ادویه از شرق آسیا به اروپا اعمال شد اما به تدریج به بهره‌برداری از سایر منابع و ذخایر و ثروتهای کشور تحت اشغال حتی گرفتن برده تسری پیدا کرد. ویژگی های استعمار کهن به شرح زیر است:
الف: اشغال نظامی سرزمین مستعمره
ب: سلطه مستقیم سیاسی و نظامی بر مستعمره از طریق نصب فرمانداران.
ج: توسعه و گسترش فرهنگ استعماری از طریق گروههای تبشیری مسیحی و همچنین اعزام دانشجو از کشور مستعمره به کشور استعمارگر و تربیت روشنفکران و عناصر مزدور برای ایفای نقش‌های مشخص.
2- استعمار نو:
رشد فکری جوامع و آشنایی آنان با روشهای مدرن و ظلم و ستم استعمارگران منجر به گسترش مبارزات ضد استعماری و استقلال طلبانه گردید و ادامه روند استعمار کهن را با مشکل مواجه ساخت. در نتیجه آنان به روشهای دیگری متوسل شدند. روشهای جدید ابتدا در کشورهای خاورمیانه پس از فروپاشی دولت عثمانی و در ایران با روی کار آمدن رژیم پهلوی آغاز گشت و سپس به تدریج به سایر کشورهای آسیایی و آفریقایی گسترش یافت. ویژگی‌های استعمار نو به شرح زیراند:
الف: طرح مسئله حاکمیت ملی یکی از عناصر دوران استعمار نوین است. در این دوران کشورها حاکمیت و استقلال خود را بازیافته و به عنوان عضوی از اعضای جامعه بین‌المللی و سازمان ملل متحد پذیرفته می‌شوند، اما نظام بین المللی به گونه‌ای طراحی شده که کشورهای بزرگ تصمیم‌گیری‌های کلان را اتخاذ می‌کنند و کشورهای دیگر ناچار به پیروی هستند.
ب: نظام اقتصادی این کشورها تابعی از نظام اقتصادی شمال- جنوب است و کشورهای استعماری از راه خرید مواد اولیه به قیمت‌هایی که خودشان تعیین می‌کردند (مانند نفت) و فروش تکنولوژی سطح پایین و وسایل ساخته شده و دادن کمک‌های فنی محدود برای هدایت اقتصاد کشور به طرف رشته‌های مورد نظر استعمارگران، عملاً نبض اقتصادی این کشورها را در اختیار گرفتند.
ج: علی رغم رهایی از استعمار کهن، کشورهای مستعمره همواره به عنوان حوزه نفوذ استعمارگر سابق محسوب می‌شوند مانند جامعه کشورهای
مشترک المنافع انگلیس به همین دلیل گاه شاهد مداخلات آنها در امور این کشورها هستیم مانند، دخالت در انتخابات و منحرف کردن حکومت‌های قانونی و راستین، از بین بردن شخصیت‌ها و گروههای ملی و میهنی کمک به ایجاد اصلاحات کند و بسیار آرام برای جلوگیری از اصلاحات واقعی.
د: اداره غیر مستقیم امور سیاسی کشورها از طریق پیروی حکومت‌های تحت استعمار نو از مبانی ایدئولوژیک نظامهای سیاسی در غرب مانند ناسیونالیسم، سوسیالیسم و حتی لیبرال دموکراسی، به گونه‌ای که حتی ساختار سیاسی این کشورها شبیه ساختار کشور استعماری سابق است و دیگر از طریق منصوب کردن عوامل سرسپرده و دست نشاندگان خود در راس این کشورها (مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایران در زمان پهلوی و …)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات