تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۹۲۷۹۱

نقض حقوق بشر؛ راهبرد دیرینه آمریکا (بخش اول)

مقدمه: موضوع رعایت حقوق بشر، امری تازه نیست و بسیاری از محافل و نهادها سعی کرده‌اند که به نوعی بر رعایت آن نظارت داشته باشند، اما به راستی حقوق بشر چیست؟ اگر چه هنوز تعریف روشنی از عبارت حقوق بشر ارائه نشده است، اما می‌توان دست‌کم به این تعریف بسنده کرد که حقوق بشر، حقوقی بنیادین و انتقال‌ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود.

آرش میری‌خانی 
پس از اینکه اعلامیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 به تصویب رسید، همگان تصور می‌کردند که با نظارت سازمان ملل و قدرت حقوقی این نهاد، دیگر مواردی از نقض حقوق انسان‌ها در سراسر کره خاکی یافت نخواهد شد، اما اکنون پس از گذشت 62 سال شاهدیم که این موضوع بیش از گذشته اتفاق می‌افتد و بسیاری از دولت‌هایی که بر طبل رعایت حقوق بشر می‌کوبند، خود بزرگترین ناقضان حقوق اولیه انسان‌ها هستند. از سویی همین دولت‌ها با استفاده ابزاری از موضوع حقوق بشر، از آن با عنوان دستاویزی برای اعمال فشار بر دیگر کشورها بهره می‌جویند.‏
در این برهه کار به جایی رسیده است که طلایه‌داران رعایت حقوق بشر، با قرائتی متفاوت از این موضوع، پای خود را بر گلوی انسان‌ها نهاده‌اند و در ابعاد وسیع اقدام به کشتار، شکنجه، تجاوز و... می‌کنند.‏
اکنون به وضوح هویداست که این دولت‌ها، نه فقط از حقوق بشر دفاع نمی‌کنند، بلکه با تمامی قوا به نقض آن می‌پردازند. جالب آنکه همین ناقضان با نقابی فریبنده جان انسان‌ها را می‌گیرند. گویا انسان‌کشی، شکنجه و تجاوز تحت عنوانی افسونگر چون «جنگ با تروریسم» در میان دولت‌های غربی مُد شده است. آمریکا نیز به عنوان پیش قراول سپاه مبارزه با تروریسم! چنان حقوق انسان‌ها را زیر پا می‌گذارد که کمتر کسی می‌تواند تصور آن را بکند.
ایالات متحده در نقض حقوق بشر سابقه طولانی دارد. این کشور در بدو تأسیسش به طرز فاجعه‌باری سرخ پوستان بومی آمریکا را از بین برد و در طول تاریخ نیز جنگ‌های خونباری را به راه‌ انداخت که جان میلیون‌ها تن در این نبردها به وحشیانه‌ترین شکل ممکن گرفته شد. جالب آنکه آمریکا اکنون خود را به عنوان بزرگترین حامی حقوق انسان‌ها معرفی می‌کند و چهره مهربانی از صورت و سیرت کاخ سفید را در ویترینی قرار داده است که از طریق آن اذهان عمومی را در سطح جهان می‌فریبد.
سیاست‌های واشنگتن به گونه‌‌ای اتخاذ می‌شود که هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم حقوق انسان‌ها را نقض و به این شکل منافع آمریکا را تأمین و تضمین می‌کند. به عقیده کارشناسان، آمریکا امنیت خود را در تداوم جنگ‌افروزی و کشتار انسان‌ها می‌بیند و این سیاست‌های کاخ سفید است که موجب شده است، برگ‌های سیاه تاریخ معاصر با نام آمریکا گره بخورد.
از طرفی، آمریکا همواره با سوءاستفاده از قدرت نظامی و سیاسی خود، اجازه نداده است که نهاد‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر، از جمله شورای حقوق بشر سازمان ملل، عفو بین‌الملل و دیگر نهاد‌های جهانی ناظر، به درستی نقش خود را در بررسی پرونده واشنگتن ایفا کنند. جنگ واقعی با تروریسم امری پذیرفتنی و قابل احترام است، اما آنچه آمریکا انجام می‌دهد، تأمین منافع خود با زیر پا گذاشتن ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌هاست. در این مقاله برآنیم تا به بررسی بخشی کوچک از موارد عمده نقض حقوق بشر توسط ایالات متحده آمریکا بپردازیم. به عکس سیر عادی وقایع‌نگاری که از گذشته به حال می‌رسد، در این مطلب، موارد نقص حقوق بشر توسط آمریکا به علت عینیت بیشتر و ملموس بودن حوادث در اذهان عمومی، از حال به گذشته عرضه می‌شود. بی‌شک جنایات انجام شده در زندان‌‌های ابوغریب، گوانتانامو، بگرام و صدها زندان مخوف و مخفی سازمان‌های اطلاعاتی - امنیتی آمریکا، هرگز از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد. با انتشار مدارک و تصاویر محرمانه از آنچه تحت عنوان حفاظت از جان انسان‌ها توسط دولت واشنگتن انجام شد، به راستی قلب بشریت به درد آمده و این سئوال مطرح شده است که مرز بی‌رحمی و ددمنشی تا کجاست؟
زندان ابوغریب
آمریکا که به بهانه وجود تسلیحات کشتار جمعی و نبود دموکراسی در عراق در مارس 2003 به این کشور حمله کرد، مجموعه‌ای از بزرگترین موارد نقض حقوق بشر را در عراق به نمایش گذاشت.
پس از انتشار اسناد محرمانه در آوریل 2004 که شامل تعدادی عکس و کلیپ‌های ویدیویی در رابطه با شکنجه جسمی و روحی زندانیان عراقی بود، ابعاد تاز‌های از جنایات نظامیان آمریکا در این کشور فاش شد. در حالی که خشم و انزجار عمومی در میان لایه‌های مختلف اجتماعی جامعه جهانی و حتی مردم آمریکا از این جنایات روزبه‌روز بیشتر می‌شد، مقامات کاخ سفید با خونسردی کامل اعلام کردند که خاطیان این پرونده مشتی نظامی بی‌مسئولیت(!) بودند و این جنایات به دور از نظارت بالادستی‌ها انجام گرفته است، اما مگر ممکن است در ارتشی که خود را مجهزترین، سیستماتیک‌ترین و قدرتمندترین نیروی نظامی جهان می‌پندارد، سلسله مراتب نظامی رعایت نشود و زیردستی‌ها به صورت خودسر اقدام به شکنجه مظنونان (و نه حتی متهمان) کنند؟ به عقیده کارشناسان آمریکا در زندان ابوغریب با اعمال شکنجه‌های گوناگون، قوانین بین‌المللی و مخصوصاً بند 3 و 4 کنوانسیون ژنو را نقض کرده است. جالب آنکه سیاستمداران دولت بوش برای فرار از محکومیت، تعریفی جدید از کنوانسیون حقوق بشر را ارائه کردند. این افراد بر این باور بودند که زندانیانی که به ابوغریب انتقال داده شده‌اند، اسیر جنگی تلقی نمی‌شوند و قوانین بین‌المللی در مورد آنان جاری نیست! از دیگرسو، باید با سربازان آمریکایی حاضر در این زندان، طبق بند‌های فوق‌الذکر کنوانسیون ژنو، برخورد می‌شد، اما دریغ از کوچکترین توجهی به این تناقض‌های آشکار.‏
براساس نص صریح بند‌های کنوانسیون حقوق بشر ژنو، شکنجه این گونه تعریف می‌شود:
«اعمال هر عملی است که موجب رنج و درد (چه روحی و چه جسمی) به منظور به دست آوردن اطلاعات، اعتراف و... باشد و به شدت محکوم است.»
شواهد موجود نشان می‌دهد که زندانیان در زندان ابوغریب هر روز به شدت شکنجه می‌شدند. بدن آنها سوزانده می‌شد، شوک‌های الکتریکی قوی آنها را آزار می‌داد، در معرض سرمای شدید و گرمای طاقت‌فرسا قرار‏ می‌گرفتند، به شدت ضرب و شتم می‌شدند، غذا و آب کافی به آنها رسانده نمی‌شد، از خواب نیز محروم می‌شدند. همچنین باید بیش از 34مورد تجاوز نیز به این جنایات اضافه شود. آیا این موارد همان نقض آشکار بند‌های کنوانسیون ژنو نیست؟
شرایط زندان‌ «بگرام» افغانستان نیز از بسیاری جهات با ابوغریب شباهت داشت. بنابر اعلام سازمان دیده‌بان حقوق بشر، پس از سقوط طالبان، آمریکا پایگاهی بسیار بزرگ و مجهز را در منطقه بگرام تأسیس کرد. در بدو تأسیس آن همگان تصور می‌کردند که این مرکز فقط یک پایگاه نظامی- لجستیکی است، اما بعدها مشخص شد که زندانی مخوف و بزرگ نیز به صورت مخفیانه در این پایگاه ساخته شده است. در زندان بگرام ده‌ها زندانی به صورت مداوم مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند. محروم کردن از خواب، وادار کردن به نشستن یا ایستادن در سخت‌ترین حالتها به مدت طولانی و ضرب شتم زندانیان از جمله اقدامات منافی حقوق بشر است که در بگرام به ثبت رسید.
از دیگر سو، مدارک موجود نشان می‌دهد که نظامیان آمریکایی، زندانیان را مجبور می‌کردند که لباس‌های یکدیگر را کاملاً درآورند و سپس همین نظامیان از آنها عکس می‌گرفتند. نکته قابل تأمل که درمورد بیشتر زندان‌های آمریکا دست کم در کشور‌های خارجی و اشغال شده وجود دارد، زندانی شدن زندانیان بدون محاکمه است. زندانی حاضر در این بازداشتگاه‌ها همان طور که هر روز مورد شکنجه قرار می‌گیرد حتی نمی‌داند که تا کی این وضع ادامه خواهد داشت و این معنای خالص یک فاجعه انسانی است. این در حالیست که کمیته حقوق بشر سازمان ملل بارها و بارها در رابطه با نقض حقوق انسان‌ها در زندان‌هایی که آمریکایی‌ها برآن نظارت دارند، هشدار داده و خواستار انجام تحقیقاتی کامل، جامع و بی‌طرفانه در رابطه با وضع بازداشتگاه‌های فوق‌الذکر شده بود و این درخواست نیز با کارشکنی‌های مقامات واشنگتن ابتر ماند و هیچگاه به سرانجام نرسید.‏
گوانتانامو
از سال 2002 به بعد، بازداشتگاه گوانتانامو از یک زندان معمولی تغییر کاربری داد و به محلی برای بازداشت عناصر مرتبط با القاعده و طالبان مبدل شد. سازمان‌های ناظر بر حقوق بشر اعلام کرده‌اند که در این زندان 775 زندانی از 44 کشور دنیا نگهداری می‌شدند. گوانتانامو را می‌توان به عنوان نماد نقض حقوق بشر توسط آمریکا ارزیابی کرد. زندان‌های انفرادی بسیار تنگ و تاریک، بستن چشم زندانیان هنگام نقل و انتقال، ممنوعیت صحبت زندانیان با یکدیگر، محرومیت از خواب، خوراندن داروهایی به زندانیان که از آن با عنوان «قرص حقیقت» یاد می‌شود، ضرب و شتم تا حد مرگ، بستن زندانی به تخت و رها کردن او در سلول‌های انفرادی بسیار سرد و مجبور کردن زندانیان به ماندن در حالتی خاص و طاقت فرسا از جمله مواردی هستند که سازمان‌های ناظر اعلام کرده‌اند نظامیان آمریکایی در گوانتانامو مرتکب آن شده‌اند. از طرفی پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) در گزارشی، مواردی از نقض حقوق انسان‌ها به بدترین شکل ممکن در گوانتانامو را به اطلاع مقامات دولتی آمریکا رساند. در این گزارش آمده بود: زندانیان گوانتانامو را به شکل یک جنین داخل رحم مادر با زنجیر می‌بندند و آنها را به مدت 18 ساعت به همین شکل نگه می‌دارند، زندانیان در این حالت در معرض حرارت بسیار بالا قرار می‌گیرند و بدنشان کاملاً می‌سوزد، دهان آنها را با کش‌های پلاستیکی که لحظه لحظه فشار کشش آن بیشتر می‌شود، می‌بستند. هنگامی که پاها، دستان، چشم‌ها و دهان زندانیان را بسته‌اند، موزیک‌هایی عذاب آور با صدایی بلند برایشان پخش می‌کردند. همچنین در گزارش اف.بی.آی. به این نکته نیز اشاره شده است که نظامیان آمریکایی برای مقابله با اعتصاب غذای زندانیان، دست و پای آنها را می‌بستند و تکه‌های غذا را با زور از راه بینی به داخل معده آنها هدایت می‌کردند. بسیاری از زندانیانی که در معرض این شکنجه قرار می‌گرفتند، از شدت درد بی‌هوش می‌شدند. در متن گزارش پلیس فدرال آمریکا آمده است که این کار بدون استفاده از هرگونه داروی مسکنی انجام می‌شد و پزشکان زندان هم با آسودگی به عذاب کشیدن زندانیان می‌نگریستند.
مقامات زندان گوانتانامو همچنین اعلام کرده‌اند که 25 زندانی، 41 بار دست به خودکشی ناموفق زده‌اند و این موضوع حاکی از جو بسیار عذاب‌آور گوانتانامو است.‏
در حالی که نهاد‌های بین‌المللی ناظر بر حقوق بشر بارها نگرانی خود را از اوضاع اسفبار زندان گوانتانامو به اطلاع مقامات کاخ سفید رسانده بودند، دونالدرامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا اعلام کرد، اولین گروه زندانی که در 11 ژانویه 2002 به زندان گوانتانامو فرستاده شد، شامل جنگجویانی قانون شکن بود که قوانین مربوط به زندانیان جنگی، برای آنها جاری نیست!
از سویی جرج بوش، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا نیز در واکنش به فشارها، اعلام کرد که بند‌های کنوانسیون ژنو در این زمان کارایی ندارند، اما ما سعی می‌کنیم که با زندانیان ملایم‌تر برخورد شود!
همچنین مقامات اتحادیه اروپا نیز بارها از دولت بوش خواستند که گوانتانامو را تعطیل کند، اما سرنوشت این زندان حتی در دولت اوباما با شعارهایش، در پرد‌های از ابهام قرار دارد.
اعدام‌ها
ایالات متحدة آمریکا چنان خود را به عنوان یگانه مدافع حقوق بشر در جهان معرفی می‌کند که گویی کوچکترین موردی از نقض حقوق بشر در این کشور دیده نمی‌شود. یکی از مواردی که مقامات آمریکایی از آن برای اعمال فشار بر دیگر کشورها بهره می‌جویند، موضوع اعدام‌ها است. سردمداران کاخ سفید تاکنون بارها کشورهایی چون چین و ایران را به این سبب، متهم به نقض حقوق بشر کرده است. اگر چه قوانین اساسی، مورد تأیید مراجع حقوقی و مردم همان کشور است، اما شاهدیم که ایالات متحده با دخالتی آشکار در خصوصی‌‌ترین موضوع دیگر دولت‌ها، از این حربه به عنوان دستاویزی برای تحمیل خواست‌های خود استفاده می‌کند. براساس قوانین موجود، در بسیاری از کشورها افراد خاطی دارای مشکل‌های روحی و روانی اعدام نمی‌شوند، اما دیدیم که قاضی دادگاه عالی ویرجینیا قاطعانه «ترزا لوئیس»، زن چهل و یک ساله‌ای را که دچار نارسایی شدید ذهنی بود به اعدام محکوم کرد و این حکم بدون توجه به واکنش‌های جهانی و مخصوصاً درخواست‌های اتحادیه اروپا و دیگر نهاد‌های بین‌المللی حقوق بشر به اجرا گذاشته شد. ترزا لوئیس که مدت هفت سال را در زندان سپری کرده بود، در میان سکوت نهاد‌های قانونگذار آمریکایی و با استفاده از «سم» اعدام شد. این اعدام در حالی انجام گرفت که وکلای ترزا تا آخرین لحظه بر نبود ثبات فکری موکل خود اصرار داشتند و پزشکان قانونی ویرجینیا نیز این موضوع را تأیید کرده بودند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات