روسیه از آغاز دهه 1990 تاکنون دارای منافع بسیار استراتژیک در منطقه بوده و کماکان نیز توان و قدرت تاثیرگذاری بر کل منطقه را دارد و نفی این منافع و نادیده گرفتن روسیه، میتواند موجه مشکلات قابل ملاحظه و عدم ثبات در منطقه شود. مهمترین عوامل تعدیل نفوذ روسیه در منطقه را میتوان به این شرح برشمرد:
1- بحران اقتصادی و مشکلات ناشی از گذار از نظام اقتصاد متمرکز به اقتصاد آزاد.
2- فقدان توان سرمایهگذاری در منطقه، فناوری مدرن و تجهیزات لازم برای بهرهبرداری از منابع انرژی؛
3- بیثباتی سیاسی و تعارض دیدگاههای رهبران روسیه در خصوص منطقه دریای خزر که بعضاً با دیدگاههای امپراتوری و سیاستهای سلطهطلبانه همراه است؛
4- بحران چچن و تبعات آن که از یکسو مبین عدم توانایی روسیه در دفاع از حاکمیت این کشور بوده است و از سوی دیگر خطر گسترش ناآرامی به دیگر مناطق کشور بخصوص در مرزهای جنوبی را به دنبال دارد. افزون بر آن تقسیمبندیهای مذهبی و نژادی در بخشهای جنوبی روسیه، پتانسیل انفجار و تبدیل آن را به آشوب جدی دارد؛
5- عدم توفیق اتحادیه کشورهای مستقل مشترکالمنافع در ایجاد یک بلوک اقتصادی و سیاسی قوی و در نتیجه عدم امکان برقراری ثبات از طریق این اتحادیه در منطقه؛
6- بیاعتمادی رهبران جمهوریهای جدیدالتاسیس نسبت به سیاستهای سنتی سلطهجویانه روسیه. معهذا نباید این نکته را از نظر دور داشت که به رغم مشکلات فوقالذکر و عدم امکان ایفای نقش فعالی از طرف روسیه در امر سرمایهگذاری و اعطای کمکهای اقتصادی به کشورهای منطقه، این کشور قادر است با ایجاد بیثباتی در منطقه از طریق تحریک گروههای قوی و استفاده از نفوذ خود در این منطقه از جمله حضور نیروهای روس، راه نفوذ غرب در این منطقه را سد کند و مشکلاتی را در امر سرمایهگذاری و تقویت توان اقتصادی کشورهای جدیدالتاسیس فراهم آورد. بدیهی است که بیثباتی در منطقه مانع از شکلگیری فعالیتهای اقتصادی و همچنین احداث خطوط لوله انتقال نفت و گاز شده و کشورهای مذکور را از بهرهمندی از منافع چنین اقداماتی باز میدارد. همچنین روسیه که با خطر از دست دادن کنترل بر راههای نفتی مواجه است، کوشیده تا فشار خود را بر امور دیگری چون معاهدات در خصوص امنیت اروپا و محدودیت سلاحهای متعارف متمرکز سازد.
وضعیت رقابت آمریکا و روسیه در منطقه به گونهای است که سیاست مسکو در مقابل سیاستهای آمریکا در منطقه قرار میگیرد و هر میزان که روسیه عقبنشینی کند به همان میزان راه برای نفوذ آمریکا هموارتر میشود. در این خصوص، حمایت روسیه از ارمنستان، بیانگر عدم رضایت آن کشور از سیاست آذربایجان در پیشگیری خط مشی نزدیکی با آمریکاست و مواضع اخیر آن در ارتباط با آذربایجان تا حد زیادی ناشی از وضعیت چچن و درگیری در این بحران است.