تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۹۲۸۹۲

سخنگویی و دشواری‌های آن


در روزهای اخیر سخنگوی یکی از کاندیداهای مطرح جریان دوم خرداد که مدعی تخصص در روابط بین الملل است صراحتا خواستار خروج نیروهای سوریه از لبنان شد . این در حالی است که در میان سئوالات کسانی که پیگیر وضعیت کاندیداها هستند بی تردید مسئله خروج نیروهای سوری یا وجود ندارد و یا در انتهای فهرست سئوالات ایشان است .
جای آن دارد که برخی از فعالان سیاسی کشور که نه با اوضاع خاورمیانه آشنایند و نه آنکه قادر به درک پیچیدگی های حاکم بر مسائل آنند و نه شناختی از منافع ملی دارند، در اظهار نظر خویش اندکی با دقت عمل کنند. بعید است که هیچ جریان و اندیشه ملی در کشور ما اسرائیل را دشمن به شمار نیاورد، حزب الله را متحد استراتژیک ایران نداند و روابط عمیق ایران با لبنان و سوریه را نشناسد.
اما واقعیت حضور سوریه در لبنان چیست؟
پس از ترور توطئه گرانه رفیق الحریری بحث فراوانی در مورد خروج نیروهای سوری از لبنان آغاز شد. گویی که برخی قدرتهای جهانیِ، اسرائیل و همچنین مخالفان حضور سوریه در لبنان در انتظار این ترور نشسته بودند تا به بهانه آن فشار همه جانبه سیاسی، بین المللی و رسانه ای علیه سوریه را شکل دهند. متاسفانه برخی محافل در کشور ما بدون آنکه به حقیقت امور واقف بوده و یا اطلاع دقیقی از وضعیت داشته باشند، تحت تاثیر فضای رسانه ای که از سوی آمریکا، اسرائیل و متحدانشان شکل گرفته به اظهار نظر در این ارتباط می پردازند.
حضور نیروهای سوری در لبنان که اساسا از سال ۱۹۷۶ آغاز شد، بارها مورد تایید آمریکا قرار گرفته است. شاید مهمترین فراز موافقت آمریکا با ایفای نقش سوریه در لبنان از طریق نیروهایش در آن کشور، در سال ۱۹۹۱ صورت گرفت که طی آن آمریکاییها در برابر مشارکت فعال سوریه در عملیات آزادسازی کویت، با حمله نیروهای ارتش سوریه در کنار بخشی از نیروهای ارتش لبنان _ که در مناطق مسلمان نشین متمرکز بود _ به کاخ بعبدا موافقت کردند. در نتیجه میشل عون به سفارت فرانسه پناه برد و سپس بیروت را به مقصد پاریس ترک گفت. از آن هنگام براساس توافق نانوشته میان آمریکا و سوریه، آمریکا نقش برترین نیروی بین المللی را در لبنان ایفا می کرد و سوریه نیز نفوذ بالای خود را در لبنان به عنوان برترین نیروی منطقه ای حفظ نمود.
اما با گذر زمان و تغییراتی که در منافع طرفین حاصل شد اینک صفحه بگونه ای دیگر آراسته شده است. مهمترین مشکل آمریکا با سوریه در لبنان حضور شبه نظامیان حزب الله است که در تاریخ منازعه اعراب و اسرائیل برای نخستین بار توانست طعم تلخ شکست را به کام اسرائیل بنشاند. از این رو آمریکا به عنوان متحد استراتژیک اسرائیل که رابطه اش با آن ارگانیک می باشد، در صدد است تا از هر طریق ممکن زمینه خلع سلاح حزب الله لبنان را فراهم آورد. موضوع تمدید دوره ریاست جمهوری امیل لحود نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. همه می دانند که امیل لحود از زمان فرماندهی ارتش همواره مناسبات خوبی با حزب الله داشته است. استمرار حضور وی در کاخ بعبدا در واقع به منزله ادامه پشتیبانی سیاسی دولت لبنان از مبارزات اسلامی _ ملی این نیروی مقاومت می باشد.
در این شرایط بود که فشار آمریکا به سوریه رو به تزاید گذاشت اما از آنجا که شاید موضوع فشار به حزب الله که از یک مشروعیت تمام عیار مردمی در لبنان و اعتبار و پرستیژ بالا در منطقه و کشورهای اسلامی و عربی برخوردار است، نتواند به یک محور اشتراک در میان قدرتهای بین المللی تبدیل شود ،لذا فشار به سوریه در دستور کار قرار گرفت.
لذا فرانسه که همیشه از تفاهم آمریکا و سوریه ناخرسند بود بیش از دو قدرت بین‌المللی به این روند می‌پیوست. حاصل آن شد که قطعامه 1559 که پیش‌نویس آن مشترکا توسط فرانسه و آمریکا ارائه شده بود به تصویب شورای امنیت سازما ملل متحد رسید. جالب آنکه در این قطعنامه «دم خروس» فشار به سوریه نیز نمایان بود. چه که موضوع خلع سلاح شبه نظامیان (منظور حزب‌الله است) در لبنان در یکی از بندها مورد تاکید قرار گرفت.
بدین ترتیب سوریه در برابر یک دو راهی قرار گرفت. یا باید در مسیر خواست حقیقی آمریکا و اسرائیل به حرکت درآید و خلع سلاح حزب‌الله را آغاز کند یا آنکه ادامه حضور نیروهایش در لبنان با خطر جدی مواجه شد.
در این میان باید گفت که البته ایران نیز از این معادله به دور نیست. اسرائیل بارها اعلام کرده است که حمله به تاسیسات اتمی ایران وقتی میسر خواهد بود که احتمال عکس‌العمل حزب‌الله که می‌تواند با شلیک موشک تمام شهرها بزرگ اسرائیل را با خطر مواجه کند، منتفی شده باشد.
با توجه به مطالب فوق‌الذکر در می‌یابیم که تررو رفیق‌الحریری در واقع زمینه‌ساز تشدید اقدامات آمریکا علیه سوریه گردید و مسئله خروج نیروهای سوری از لبنان اصلی‌ترین هدف آمریکا نیست و اگر سوریه حاضر به همکاری با آمریکا گردد و زمینه را برای تحقق هدف اصلی آمریکا و اسرائیل در خلع سلاح حزب‌الله مهیا سازد، آنگاه دیگر نه از دمکراسی سخنی به میان می‌آید و نه از غیرقانونی بودن حضور نیروهای سوری در لبنان ... جالب است بدانیم که پیش از تمدید سه ساله دوران ریاست جمهوری لحود، در یک اقدام مشابه در سال 1995 دوره ریاست جمهوری الیاس هراوی رئیس‌جمهور وقت لبنان به مدت سه سال تمدید شد و چون الیاس هراوی با آمریکا مشکل نداشت، متقابلاً آمریکا نیز معترض این اقدام «غیردمکراتیک» نگردید، بلکه از آن که با خواست سوریه صورت پذیرفت، حمایت کرد.
سخنگویی وظیفه‌ای بس دشوار است آنهم برای کسی که شاید در آینده رئیس‌جمهور ایران شود. پس بهتر آنکه عجول نباشیم و در انتظار روشن شدن صحنه بنشینیم و هم جهت با منافع بهترین دوست اسرائیل و جدی‌ترین دشمن جمهوری اسلامی ایران سخن نگوییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات