فاطمه هاشمی طباطبایی
* منشور: زمینههای روابط دو کشور ایران و روسیه در گذشته و همچنین بسترهای افزایش همگرایی و همکاری دو کشور در حال حاضر چیست؟
** روابط ایران و روسیه بعد از فروپاشی شوروی در مسیر جدیدی قرار گرفت به طوری که فاکتور همسایگی و ژئوپلیتیک ما از پدیده جغرافیایی دریای خزر تعریف شد. همزمان در روسیه جدید با توجه به تغییر ساختارها و روندها ما وارد یک فاز جدیدی شدیم که روسیه در سطح همکاریهایش با ایران ساختارهایش را تعدیل میکرد. همکاریهای ما از گذشته موجود بود ولی باید ظرفیتهای جدید تعریف میشد مخصوصا در سالهای پس از فروپاشی شاهد درونگرا بودن روسیه برای حل مسایل داخلی خود بودیم ولی بتدریج با حضور آقای پوتین در مسند قدرت یک انسجام و سازماندهی را شاهد بودیم و نگاه روسیه نسبت به مسایل بینالمللی انسجام بیشتری به خود گرفت من فکر میکنم از فروپاشی شوروی باید این مقطع را به چند دوره تقسیم کنیم. همکاریهای ما در حوزه منطقهای یک فاز جدید پیدا کرده است یعنی همکاریهایی که ایران و روسیه در حوزه آسیای میانه و قفقاز داشتهاند باعث شده از درون این مجموعه همکاریهای ما شاهد فاکتور جدیدی همچون کریدور شمال و جنوب باشیم. در خصوص ادامه همکاریها در بخشهای اقتصادی احتیاج به حرکت سازمان یافتهتری داریم. به نظر میرسد روابط ایران و روسیه دورنمای خوبی میتواند داشته باشد که بر اساس تعاملات سازنده و براساس قدمهای جدیتر در عرصه بینالمللی شکل مناسبتری به خود بگیرد.
* منشور: روسیه با چه اهدافی علیرغم مخالفتهای آمریکا در زمینه مسایل هستهای به همکاری خود با ایران ادامه دهد؟
** البته روسیه همکاریهایی که در بخش هستهای، فنی و تکنیکی با ایران داشته موضوع جدیدی نیست، این همکاریها از قبل وجود داشته و باز هم ادامه دارد و اینها براساس قراردادهای مشترک و همکاریهای دوطرفه ادامه پیدا میکند – بحث همکاریهای صلحآمیز هستهای موضع بسیار نرمال و عادی در تفاهم بینالمللی است.
در خصوص سیاسی کردن موضع هستهای، روسیه اعتقاد دارد که باید ابهامات پیش آمده از کانال دیالوگ و گفتگو پیگیری شود. روسیه در همکاریهای بینالمللی خودش با حفظ همکاری با جمهوری اسلامی ایران از سیستم مذاکراتی کشورهای اروپایی عضو آژانس، پیروی کرده و درک خودش را دارد. به نظر میرسد همکاریهای کشور ما در زمینه هستهای بسیار قابل گسترش است و میتواند در فازهای جدیدی در بخش توسعه و استفاده صلحآمیز از دانش هستهای در بخش نیروگاهی ادامه پیدا کند تجربهای که از همکاریهای ایران و روسیه براساس یک همکاری آشکار و روشن است و این همکاریها کاملا شفاف است و همچنین از طریق آژانس بینالمللی بازرسیهایی که انجام شده این همکاریها را تایید میکند و مساله قابل ابهامی وجود ندارد و خود آقای البراعی بارها از طریق اعلامیه این نکته را اعلام کرده است. در خصوص انگیزه روسیه از کمک به ایران، باید گفت روسیه همکاریهایی را در بخش نیروگاهی با کشورهای جهان دارد. از جمله چین، هند و ایران، نکته آن هم در این است که چون روسیه از منابع عظیم اورانیوم برخوردار است تلاش میکند با گسترش نیروگاههای هستهای در دنیا بتواند خود را به عنوان تامینکننده اصلی مواد اولیه در عرصه جهانی و اثبات برساند.
* منشور: در خصوص تهدیدات روسیه بفرمایید که چه عواملی هم اکنون منافع استراتژیک روسیه را تهدید میکنند؟
** روسیه بزرگترین کشور دنیا است، به همین خاطر ژئوپولیتیک روسیه تغییر ناپذیر است، البته این که حوزههای روسیه تحت تاثیر بعضی از رقابتهای ژئوپولیتیک قرار بگیرد یک امر طبیعی است. بزرگترین موضوع خلاء یک مدل و یک ایدئولوژی حاکمیت در روسیه است. اگر به خاطر داشته باشیم در نامه حضرت امام خمینی(ره) به گورباچف رئیسجمهور وقت شوروی خواستار شدند که اندیشمندان روسی براساس مدل شرقی راه جدیدی را برای آینده روسیه ترسیم کنند. روسیه طبیعتا در بخشهای اقتصادی سیاستهای اصلاح ساختار خود را دارد تا بتواند خودش را به سیستم بازار آزاد نزدیک کند،همزمان روسیه با توجه به این که کل مواد اولیه جدول مندلیف را دارد به عنوان یکی از بزرگترین تامینکنندههای مواد اولیه آینده اقتصادی جهان به شمار میرود. شکلی که همیشه روسیه در بخش اقتصادی از آن رنج میبرده است، بازار و بحث سیستم انتقال اقتصادی خودش به دیگر نقاط دنیا است و روسیه باید تلاش کند که خروجیهای خودش را به بازار جهانی سوق دهد. نکته مهم بحث طبقه جدیدی است که در روسیه در حال شکلگیری است و این طبقه جدید سیر تکاملی سرمایه را خیلی سریع طی میکند و باعث شوکهای اقتصادی و سیاسی هم خواهد شد.
مهم این است که دولت روسیه بتواند با توانمندی آرایش جدید اجتماع و سرمایه را در روسیه سامان دهد اما آنچه که در بخشهای امنیتی مشاهده میشود این است که نگاه غرب به روسیه به عنوان یک قدرت مخرب بوده و تلاش نشده تا یک نگاه سازنده نسبت به مسایل بینالملل را تجویز کند. روسیه معمولا در حوزههایی که حرفی برای گفتن داشته امروزه تحت تاثیر قرار گرفته است. به نوع نیازمندیهای روسیه در قفقاز خصوصا در حوزههای گرجستان و آذربایجان برای ادامه فعالیتش و همچنین در حوزه بالتیک مشاهده میشود یک نوع نیازهای جدیداست. طبیعتا روسیه احتیاج دارد تا بتواند تفاهمات خودش را براساس همگرایی هرچه بیشتر با کشورهای منطقه خصوصا ایران و اتحادیه اروپا در ضلع دیگر و حتی نقشی که ترکیه میتواند به عنوان یک عامل مثبت دنبال بکند را تعریف کند.
در بعضی حوزههای سنتی روسیه، رقابتها و کیفیت رقابتها چهرههای جدیدی به خود گرفته است و لازم است درک مشترکی در کریدور آسیا شکل بگیرد از طرفی دیگر خود روسیه تحت تاثیر مناقشات قومی است که اینها میتواند تاثیرگذاری داشته باشد و روسیه را درگیر کند و روسیه باید با راهحلهای مسالمتآمیز آنها را حل و فصل نماید.
تجربیاتی هم که در ماوراء قفقاز دولت روسیه با آنها روبرو است، نکات بسیار مهمی هستند که احتیاج به اصلاح ادواری دارد و بایستی بحث عقبماندگی در بخشهای اقتصادی روسیه را سریعا جبران کند تا زمینهساز ترکیب یک نوع مبارزه سیاسی با مسایل اقتصادی را جلوگیری کند. ما معتقد هستیم روسیه توانمندی لازم را برای حل تهدیدات کماکان در اختیار دارد و بایستی بتواند ذخیرههای ایدهسازی را در استراتژی خودش احیا کند و بتواند در مناسبات بینالملل با سیاست چند وجهی حرکت نماید و بخشی از این همکاریها به اعتقاد بنده همکاریهای سازنده در عرصه منطقهای و همچنین با اروپا تعریف میشود این نوع پولاریزم کمک میکند به یک بالانس مرحلهای برای حل بعضی از مشکلات و مسایلی که تقریبا منجر به تهدید میشوند. در بخشهای نظامی قدرت نظامی روسیه در بخشهای هوا فضا پایدار است و روسیه به عنوان یک عامل تعیینکننده در توازن امنیت جهانی است و نمیشود بگوییم روسیه در بخشهای نظامی ضعیف بوده و مورد تهدید واقع شده است.
در زمینه سیاسی مهمترین موضوع، این است که ایدئولوژی ملی و یا وحدت ملی را تقویت ببخشد. روسیه امروزه باید درک کند که احتیاج به دموکراسی با نسخه ملی خودش را دارد و این دموکراسی اگر بخواهد به صورت لیبرالیستی که در جوامع غربی و در دورههای مختلف تجربه شده سریعا تزریق کند امکان دارد که این سیستم دموکراسی وارد مرحلهای جهت ملکولی کردن قدرت اجتماعی و سیاسی روسیه شود و نتواند دموکراسی به عنوان یک عامل وحدت ظاهر شود. این نکته اساسی است که اندیشمندان و سیاستسازان روسیه باید به عنوان مدل آن توجه داشته باشند. بعنی روسیه باید قدرت تمرین مدل خود را داشته باشد. طبیعی است که برای هر مشکل سیاسی یک نسخه نوشته نمیشود بلکه برای بیماریهای مختلف سیاسی نسخههای مختلف تهیه میشود. امروزه نمیتوانیم بگوییم حاکمیت یک اندیشه دموکراسی از نوع آمریکایی میتواند برای تمام نقاط دنیا قابل قبول باشد. روسیه نمیتواند به عنوان یک مصرفکننده دموکراسی غرب ظاهر شود. بعضا خود مقامات روسیه اعلام کردهاند که از سفارشات متوالی که پیرامون دموکراسی در روسیه میشوند خسته شدهاند. آنها کم کم به این ضرورت میرسند که براساس کیفیت جغرافیایی و ملی دموکراسیسازی کنند. در حقیقت اینگونه مسایل عمده تهدیداتی هستند که به نوعی روسیه را به چالش میطلبند.
* منشور: بلوکبندی جدید استراتژیک را که شامل کشورهای هند، ایران، روسیه و چین است و اکنون در آسیا در حال شکلگیری است چطور ارزیابی میکنید؟
** سرعت تکاپوهای اقتصادی که امروزه کشورهایی مثل هند و چین طی میکنند، همزمان است با دانش تکنولوژی که در حوزه آسیای دور مشاهده میکنیم از جمله ژاپن و از طرف دیگر قدرتهای مهم انرژی که از جمله در حوزه ایران و بخشهایی در قزاقستان در حال بروز هستند. اینها نشاندهنده توانمندسازی آسیا برای ایجاد یک اقتصاد قدرتمند است. گرچه که ما شاهد قالبهای مختلف هستیم... ما در این حوزه شاهد سازمان اکو، سازمان کشورهای مشترک المنافع، پیمان سارک و شاهد پیمان شانگهای هستیم یعنی بخشهای مختلفی از سازمانهای اقتصادی امروزه در منطقه در حال شکلگیری است.
ولی امروزه ضرورتهای جدیدی باید باشد یعنی یک شبکه ترانزیت و یک شبکه انرژی میتواند به عنوان یک شبکه جدید و یک پیمان اقتصادی مهم در منطقه تلقی شود و آسیای جنوب شرقی نقش مهم خود را دارد. در این خصوص که بارگیری و بلوکبندی مورد اشاره در حال شکلگیری است، این بسیار حائز اهمیت است و این همکاری در بین این 4 کشور بیشتر احساس میشود. به نظر میرسد اتحاد جغرافیایی باعث این شده و این یک رقابت اقتصادی نیست بلکه یک شیب اقتصادی در مقابل یک جانبهگرایی است و طبیعتا تلاش برای آینده اقتصادی خودشان است. قدرت و پتانسیل قدرت در آسیا بسیار بزرگ است ما در هند شاهد بزرگترین دموکراسی جهان هستیم که با جمعیت بالا توانسته مدیریت کند و سیاست رشد و توسعه را دنبال کند.
در بخش نظامی هم مشاهده میکنیم دانش نظامی تبدیل به قدرت نرمافزاری میشود و قدرت نرمافزاری حاکمیت جدیدی بر سختافزارها اعمال میکند، ما شاهد هستیم قدرت نرمافزاری که آسیا در بخش IT دارد بسیار بزرگ است به طوری که امروزه پایتخت IT جهانی در حوزه آسیا است.
در نتیجه این درک سازنده موجود است برای ادامه فعالیت و این را باید در نظر گرفته برخی از این بلوکبندیها تحت تاثیر شتاب سرعت قدرتهای یک جانبهگر است.
* منشور: به نظر شما دورنمای همکاریهای منطقهای ایران و روسیه را چگونه باید ترسیم کرد؟
** امروزه در بخشهای انرژی ایران و روسیه در بخش گاز ذخائر قابل توجهی دارند. استراتژی قیمتگذاری در بخش گازی امروزه وجود ندارد و بیشتر تعاملات با توجه به قدرت سرمایه و تولید و انرژی آسان میشود ما امروزه در بخش گاز شاهد قیمتهای مختلف هستیم و شاهد عدم بالانس قیمت هستیم و برای این که جهان بتواند یک ظرفیت جدید و در سرعت متناسبی قرار گیرد باید بتواند قیمت انرژی را در تعامل صحیحی قرار بگیرد. در این بخش به نظر میرسد تعامل بین ایران و روسیه و کشورهای دیگر در قالب یک کمپ جدید ساماندهی میشود. به نظر میرسد در بخشهای انرژی دورنمای خوبی موجود است برای تعاملات مشترک و احتیاج به سرعت بیشتری دارد. در بخش همکاریهای دو کشور به نظر میرسد برخی از کشورها تلاش میکنند بین ایران و روسیه یک انقلاع ژئوپولیتیک صورت بگیرد یعنی تلاش میکند از لحاظ نزدیکی و همگرایی، ارتباطات دچار خلاء شود و تلاش میکنند با بعضی تاثیرگذاریها و متغیرها در معاهدات دریای خزر و معاهدات دیگر تاثیر بگذارند تا از یک همگرایی مثبت در این کشورها عقب بیفتند.
دو کشور در حوزه همکاریها در بخشهای مختلف از جمله در بخش هوا فضا میتوانند آینده خوبی را داشته باشند. در پرتاب ماهوارهای می شود گفت در کلیه عرصهها امروزه ما از تمام ظرفیتها در مقابل روسیه استفاده نکردهایم و به نظر میرسد سرعت ساماندهی مقوله درک متقابل عضو بسیار مهم است. روسیه بایستی همکاریهای خود را به صورت مستقلتری دنبال کند. ایران توانمندیهایی را دارد که را با اراده محکمی این روابط را به پیش میبرد به نظر میرسد دورنمای روابط و ضرورت همکاری در روسیه در حال رشد است. ایران نه به عنوان بازیگر در عرصه بینالمللی بلکه به عنوان بازیگر سازنده و کارگردان مطمئن در عرصه منطقه برای خودش دورنما دارد. به نظر میرسد در روابط ایران و روسیه تا حدودی نگاه بینالمللی باید از ابهام خارج شود. ابهاماتی که توسط بعضی از لابیها و رقبای اقتصادی دنیا بر این روابط تاثیر می گذارند، به نظر میرسد نقش اروپا در همکاریهای مشترک منطقهای با ایران و روسیه میتواند آینده خوبی را برای همکاریهای منطقهای رقم بزند و اروپا هم نباید با سیاست فشار این روابط را سامان دهد. به هر حال ایران نشان داده در طول تاریخ همیشه نسبت به استقلال خودش و سیاست خارجه مستقل خودش نگاه ویژه با حساسیت زیادی را داشته است.