تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۹۲۹۰۷
گفت‌وگو با محمود محمدی نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی

خواست ملی

حجت پیری مقدمه: جمال عبدالناصر دولتمرد پان عربیست مصری که در دهه ۵۰ میلادی بر رأس حاکمیت مصر و بعد از آن جهان عرب تکیه زد نخستین کسی بود که به واسطه دشمنی با شاه ایران عنوان خلیج عربی را برای خلیج فارس ۲۵۰۰ ساله به کار برده، او که رهبر ایدئولوگ جهان عرب محسوب می شد برای اولین بار توانسته بود در مقابل دشمن واحد مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی بایستد و البته در این مسیر تمامی کشورهای عرب را با خود همگام کند. او کانال سوئز را با تمامی فشارهای غرب توانست ملی کند، ولی در برخی مسائل خط افراط را در پیش گرفت و جریانی را پایه ریزی کرد که در جهان عرب به پان عربیسم افراطی و در نتیجه حزب بعث منتهی شد و وارث بی بدیل آن صدام حسین بود که عنوان جعلی خلیج عربی را دوباره تکرار کرده و از همین جهت به محض رسیدن به حکومت جنگی را با ایران آغاز کرد که نتیجه آن غیر از هزاران کشته و زخمی چیزی دیگر نبود، به هر جهت هنوز هم بعد از برچیده شدن بساط صدام حسین بعثی تفکر پان عربیست افراطی بر سر برخی از کشورهای عرب چرخ می زند و گاهی هم شیطنت های کودکانه ای را به وجود می آورد. چند ماه گذشته مؤسسه ای تحت عنوان نشنال جغرافی با عقبه ای نامشخص اقدام به چاپ نقشه های جغرافیایی نمود که در آن نام خلیج فارس به عمد یا جهل تحت عنوان خلیج عربی ذکر شده بود و این عمل مجعول از سوی ایرانیان غیرتمند در هر نقطه از جهان با واکنش شدید روبه رو شد. خبرنگار روزنامه همشهری در این خصوص به سراغ محمود محمدی نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی رفته و در این خصوص از او پرسیده است که واکنش شما به عنوان یک ایرانی و نماینده مجلس در این خصوص چیست؟

کلیه اسناد معتبر سازمان های جغرافیایی جهان از قدیمی ترین تا جدیدترین آن نام صحیح ثبت شده به خصوص در سازمان های بین المللی و سازمان ملل متحد خلیج فارس بوده و هست. خلیج فارس یک نام با استدلال های تاریخی، سیاسی، حقوقی و جغرافیایی است. این که برخی از همسایگان ایران به عنوان اهرم سیاسی بخواهند از عنوان مجعول خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده کنند اندیشه ای پان عربیستی است که در آن قومیت گرایی تبلور یافته و البته همین امر خود دلیلی برای مردود بودن آن است. طبعاً بر هر چیزی به لحاظ سیاسی شاید بتوان نام جعلی گذاشت، ولی آن چیزی که حقیقی، حقوقی و ثبت شده در مدارک معتبر جهانی بوده و هست نام خلیج فارس می باشد و چنین اقداماتی راه به جایی نمی برد.
* پس چرا طی چند سال اخیر این چندمین مرتبه است که عنوان جعلی خلیج عربی به کار گرفته می شود آیا چنین مباحثی بار حقوقی نیز ایجاد می کند؟
** در برخی از رویه های حقوق بین الملل یک عرف وجود دارد که بر مبنای آن اگر نام محل یا مکانی طی ربع قرن یعنی ۲۵ سال با نام جدیدی در ادبیات، نوشتارها و تغییر نقشه ها مطرح شد از نام جدید و این گونه عنوان ها استفاده می کردند. این امر دو دلیل داشت یکی این که نام جدید عرف ایجاد می کرد و دوم این که انگیزه های سیاسی پشت نام ها نهفته بود.
* بنابر این مسأله چندان هم بی محتوا نیست و برنامه ریزی خاصی پشت قضیه نهفته است؟
** بله ما نباید بگذاریم برای نام مجعول خلیج عربی عرف ایجاد کنند، به هر حال هم اکنون شاهد این هستیم که برخی از کشورها تلاش می کنند در نقشه های جغرافیایی جهان از این عنوان استفاده کنند. بسیاری از مراکز و مؤسسات این حساسیت را نسبت به نام واقعی رودخانه ها، دریاچه ها و تنگه ها ندارند، ولی ما به دلیل این که کل این منطقه با هویت فارس و فارسیان تعریف می شده و قدیمی ترین نقشه های جغرافیایی که توسط سیاحان و جهانگردان تهیه شده نام خلیج فارس را آورده اند، تعصب خاصی داشته و نمی گذاریم نام مجعولی بر این منطقه بار شود. ما در نیمی از خلیج فارس مرز داریم و نیم آن سوی خلیج فارس ۶ کشور دیگر وجود دارد لذا طبیعی است که ما باید حساسیت خودمانی را به لحاظ قانونی، حقوقی و جغرافیایی نشان دهیم و اجازه ندهیم که برخی از مؤسسات، جریانات سیاسی و برخی از تفکرات قومی گرایی پان عربیستی نام حقیقی خلیج فارس را جعل کنند و رویه غلط را در مجامع بین الملل تبدیل به عرف کنند.
* مگر استفاده از نام های جعلی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی بار حقوقی نداشته و مصداق بارز نشر اکاذیب نیست. چرا ایران از مؤسسه ای که اخیراً نام خلیج عربی را عنوان کرده شکایت نمی کند و یا اشخاصی را که به غلط نام خلیج فارس را تحت عنوان دیگری مطرح می کنند به محاکمه نمی کشاند؟
** برای طرح دعوی اگر به مرحله ای برسد که تأثیری بر حقانیت ما در منطقه داشته باشد، چنین حقی را داریم، اما آنچه که مسلم است این که نام خلیج فارس در تمامی اسناد و مدارک سازمان ملل ثبت شده و این منطقه را به عنوان خلیج فارس می شناسند و این گونه اظهارات مبنای حقوقی و قانونی ندارد. به هر حال این امر تنها یک انگیزه سیاسی است برای ایجاد یک رویه مجعول و البته یک نوع فشار سیاسی که ما باید هم در بعد سیاسی با این مسئله جدی تر برخورد بکنیم و در عین حال در بعد اسناد و مدارک نیز این حق را داریم که هر مؤسسه، سازمان و کشوری که نام های واقعی مناطقی تحت حاکمیت ماست جعل کرده شاکی شده و اقامه دعوی کنیم. البته اسناد و مدارک لازم را هم در این رابطه داریم و می توانیم خواستار مواخذه جدی آنها شویم. این اقدام اخیر «نشنال ژئوگرافی» مصداق بارز جعل بود و ما برای هر نوع اقدام جعلی علیه نام ها، سمبل ها و ارزش های ملی و مذهبی می توانیم خواستار برخورد از طریق مراجع بین المللی شویم.
* پان عربیسم سابقه چند ساله داشته و در این مدت عنوان جعلی خلیج عربی را چه کسانی مطرح کرده اند؟
** تا قرن ۱۹ به هر حال حاکمیت انگلیسی ها بر کل این تنگه ها و مناطق دریایی و از طرفی توسعه نیافتگی مانع توجه خیلی از این کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس به این قضایا بود. چون مشکلات توسعه نیافتگی و تلاش برای تمدن سازی در این کشور ها مسئله اصلی بود اما از سالهای ۱۹۵۰ به بعد یعنی با روی کار آمدن جمال عبدالناصر در مصر و ناصریسم در جهان عرب که گرایشی افراطی در زمینه پان عربیستی بود و پس از این مرحله گرایش های افراطی تری مثل تشکیل حزب بعث در کشورهای عربی و در نهایت با روی کار آمدن صدام حسین در عراق این گرایش افراطی قوم عرب را به بالاترین حد ممکن رساند. حزب بعث عراق و نماینده آن صدام حسین تلاش کرد که این گونه مباحث را برای عربی -عجمی کردن مخاصمه خود با ایران مطرح کند.
در این میان سیاستهای غلط شاه ایران نیز موجب شده بود که دامنه این گونه مسائل گسترده تر شود زیرا این سیاستها معطوف به ضدیت با اسلام و جهان عرب بود و از اسرائیل مستقیماً حمایت می شد. در این شرایط کشورهای عربی و بخصوص کشورهایی مثل عراق در واکنش به مواضع شاه به مباحث عربی- عجمی دامن زده و در نهایت در آغاز دهه ۸۰ شاهد درگیری و آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران بودیم. همزمان با این اتفاق شورای همکاری خلیج فارس به وسیله کشورهای آن سوی خلیج فارس تشکیل شد که در حقیقت وظیفه آن حمایت از دولت صدام در مقابل ایران بود. بنابراین عنوان جعلی خلیج عربی ریشه در تفکر بعثی داشته و درصدد آن است که مواضع ضد عجمی خود را صریحاً مطرح نماید. از دیدگاه بعثی خلیج فارس یک واژه ایرانی و عجمی بوده و باید به هر ترتیب ممکن تغییر نماید.
* با این شرایط نبایستی در میان تمام اعراب تفکر معطوف به عنوان جعلی خلیج عربی طرفدار زیادی داشته باشد؟
** طبیعی است که اندیشمندان و متفکران عرب نسبت به این گونه مسائل مواضع مخالفی داشته و این نوع برخوردهای برخی از مقامات درجه ۳ و سیاستمداران ناآشنا بر مسائل بین المللی را مردود می دانند، این عده از متفکران و عقلا می دانند که مواضع نابخردانه برخی از افراطی های عرب تأثیری بر این نام نخواهد داشت، نگاه ما نیز به کلیت جهان اسلام با چنین ترفندهایی تغییر نمی کند. نگاه ما به آن سوی خلیج فارس نگاه به جهان اسلام بوده و خود را با آنها متحد و منسجم می بینیم. بنابراین چنین تفکراتی درباره خلیج فارس جز فتنه، اختلاف و حرکت در جهت منافع اسرائیل هیچ چیز دیگری برای جهان عرب نداشته و هیچ ضرری را هم متوجه ما نمی کند.
* همزمان با طرح عنوان خلیج عربی از سوی برخی جاعلان اسناد تاریخی ادعای پوچ دیگری تکرار شد مبنی بر اینکه جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و همچنین بوموسی باید تحت حاکمیت امارات متحده عربی قرار گیرد. همزمانی طرح این دو مقوله را چگونه می بینید؟
** همزمانی این دو قضیه نشان می دهد که بعضی از تفکرات در کشورهای همسایه مسیر غلطی را طی می کند. آنها به این گمان هستند که حضور آمریکا در منطقه به نفع آنها بوده و به ضرر ماست و این در حقیقت یک اشتباه کاملاً استراتژیک و بزرگ است. آنها فکر می کنند در این شرایط که آمریکا در منطقه حاضر است باید به نوعی بحث های مجعول را مطرح کنند تا شاید بتوانند به چیزی دست پیدا کنند. آنها زمزمه عربی بودن خلیج فارس و همچنین عربی بودن سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و بوموسی را مطرح می کنند به این حساب که کشورهای عربی از ایران حمایت نکنند و دامنه اختلافات را گسترده کنند، فشارهای آمریکا هم بر ایران زیاد شود و به ایران هم مثل عراق حمله کند و چنین رویایی واقعاً نابخردانه است که در نزد برخی از اعراب وجود دارد.
* به هر حال ما باید واکنشی به این ادعاهای واهی داشته باشیم یا نه؟
** ما هم باید نسبت به حقانیت خود حساسیت نشان دهیم. در تمامی اسناد تاریخی نه تنها خلیج فارس با عنوان خلیج فارس ثبت شده بلکه جزایر آن نیز با نامهای ایرانی بوده و هست. ما به غلط از عنوان ابوموسی برای یکی از جزایر خلیج فارس استفاده می کنیم. در تمام اسناد تاریخی نام بوموسی برای این جزیره به ثبت رسیده است ولی ما این حساسیت و دقت لازم را نسبت به کاربرد نام جزایر نداشته ایم و نام فارسی بوموسی را یک الف اضافه کرده ایم، تبدیل به ابوموسی شده و به همین علت دچار توهم شده اند که اسم این جزیره عربی است حال اینکه ما بوعلی سینا را داریم که کاملاً ایرانی است.
* طبق چه سند بین المللی حاکمیت ما بر این سه جزیره اثبات شده است؟ چطور است که آنها این ادعا را مطرح می کنند؟
** طبق حقوق بین الملل و قواعدی که بر آن حاکم است بخصوص کنفرانس مونته گووی در ۱۹۸۴ حدود آبهای سرزمینی و حاکمیت کشورها و همچنین جزایر ایران در آبهای بین المللی و آبهای سرزمینی ما مشخص شد. به لحاظ حقوق بین الملل و اسناد و مدارک تاریخی و هم به لحاظ واگذاری این جزایر در ۱۹۷۱ به ایران همه حکایت از حاکمیت ایران به این سه جزیره و حتی آن سوی جزایر هم داشته است. ما تابع قواعد و حقوق بین الملل بوده ایم و برخی از مناطق که آن سوی مرزهای آبی ایران قرار داشت اگرچه تحت تملک ایران بود آنها از حیطه حاکمیت ایران خارج شد که تابع همین قواعد حقوق بین الملل بود.
* بحرین هم متعلق به ایران بود که در همان زمان جدا شد؟
** بحرین هم در ۱۹۷۱ طبق یک توافق از ایران جدا شد. در چارچوب همین قواعد بین المللی و در یک انتخابات محلی بحرین استقلال خود را کسب کرد و البته ایران به خاطر تعهدی که به قواعد بین المللی داشت پذیرفت که بحرین کشوری مستقل باشد. امروزه ما نمی توانیم ادعایی نسبت به بحرین داشته باشیم، به همان ترتیب آنها هم نمی توانند نسبت به جزایر سه گانه ما ادعایی داشته باشند.
* نحوه اداره جزیره بوموسی چگونه است؟
** این جزیره به دلیل رهاشدگی مورد توجه چندانی نبود و از همین رو عده ای با حمایت شیخ شارجه در این جزیره سکنی گزیدند تا بدین وسیله ادعا کنند این جزیره متعلق به آنهاست. البته این موضوع به دوران اشغال این جزایر توسط انگلیسی ها مربوط می شد. در سال ۱۹۷۱ که این جزایر توسط انگلیسی ها به ایران واگذار شد در این میان توافقی ایجاد شد که ایران ضمن کمکهایی که به شیخ شارجه کند پذیرفت که تعداد معدود شارجه ای نیز به سکونت خود در بوموسی ادامه دهند. بعدها به دلیل مشکلات و بی توجهی ها به این منطقه و روحیه سازگاری با کشورهای همسایه خلیج فارس مقرر گردید که ساکنین تابع حاکمیت ما بوده ولی قواعد خودشان را داشته باشند. اداره مشترک جزیره که ادعای اماراتی هاست هیچ مبنای حقوقی نداشته و تحت تملک حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.
* چندی پیش توطئه ای فاش شد که به موجب آن برخی از شیخ نشین ها سعی می کردند با ارسال افرادی به جزیره ایرانی بوموسی راه استقلال بحرین را در پیش گرفته و به طریقی این جزیره را از آن خود بکنند آیا هم اکنون چنین اقدامی عملیاتی است یا خیر؟
** این سیاست دنبال شده بود یعنی آنها سعی می کردند سکنه عرب خود را در این منطقه افزایش دهند که طرح بحرین را در بوموسی نیز دنبال کنند، اما با توجهی که مسئولین جمهوری اسلامی به این امر داشتند از سکنه غیربومی این جزیره پیشگیری شده و هم اکنون سکنه دیگری نمی تواند در آنجا سکنی گزیند.
* هم اکنون سفر یک ایرانی به این منطقه لازمه چیست؟ آیا همانند دیگر جزایر مثل کیش و قشم می توان به آن جزیره سفر کرد؟
** جزیره بوموسی تحت حاکمیت ایران بوده و هر کسی خواست می تواند بدون مشکل به این منطقه مسافرت کند.
* چرا دولت تاکنون به این فکر نیافتاده که تسهیلاتی را برای افزایش بازدید از این منطقه مهیا کرده و همانند دیگر جزایر توریستی و تجاری شود؟
** به هر حال برای ساکنین جزیره اقداماتی زیرساختی انجام شده و نیازهای مختلف آنها برآورده می شود، ولی به هر حال یک جزیره توریستی و تفریحی نیست، ولی این فکر خوبی است که به خاطر موقعیت بسیار خوب آن مثل دیگر جزایر تأسیسات اقامتی و تفریحی دایر شده و توریستهای داخلی و خارجی را به خود جلب کند. ما این حاکمیت را به جزایر داریم ولی اینکه چگونه آن را اعمال می کنیم و در حقیقت به چه طریق می توانیم چشم طمع دیگران را کور کنیم جای بحث و کار دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات