تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۹۳۰۷۴

عبور از خاتمی پروژه‌ای که اجرا شد


امیر محبیان
برای اجرای پروژه انتقال قدرت با رهبری دوم خرداد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ظرافت بسیار پا به میدان گذاشت و در مقاله‌ی مهم تحت عنوان «گرانیگاه اصلاحات کجاست؟» ضمن خلع ید از مجلس (کروبی) دولت (خاتمی) مطبوعات دوم خردادی (چهره‌های جنجالی) جنبش دانشجویی (دفتر تحکیم وحدت) از پیشتازی و سمن راهبری اصلاحات، مجموعه ای مبهم از احزاب را مستحق به دوش‌گیری این « بار امانت» دانسته و این احزاب را هم تحت رهبری ستادی هماهنگ کننده به ریاست عالیه‌ی حجت‌الاسلام و المسلمین خوئینی‌ها قرار داده است.
چندی پیش در تحلیلی از احتمال اجرای «پروژه‌ای عبور از خاتمی «یاد کردیم و اکنون با توجه به شواهد موجود باید اعلام داریم که «پروژه‌‌ی عبور از خاتمی» به اجرا درامده است و مدیریت اصلاحات از دست وی شتانده و سکان آن به دست آن «دیگری» قرار گرفته است.
بعضی از گروههای رادیکال که دارای مطالباتی فراتر از سقف پیشنهادی آقای خاتمی بودند، از چندی پیش با توجه به شتاب فزاینده مطالبات غیرعقلانی، توانایی خاتمی را در پیشبرد اهداف دوم خرداد زیر سؤال برده و خواهان عبور از خاتمی شده بودند. دلایل افراطیون برای طرح چنین پیشنهادی عبارت بود از:
الف ـ عدم تطابق سرعت خاتمی با مطالبات پرشتاب رادیکالهای دوم خرداد
ب ـ واکنش های مقتدرانه جناح رقیب، یأس و سرخوردگی را در جناح دوم خرداد حاکم نموده است لذا ضروری است که از تز «آرامش فعال» که سمبل انفعال است به «مقاومت مدنی» یا به عبارت فارسی‌تر «مقاومت شهری» تغییر روش دهند. مسلماً منظور از مقاومت مدنی واکنش در چارچوب قانون نیست زیر آنان قوه قضائیه را نیروهای قابل اتکایی نمی دانند که مبتنی بر آن عمل نمایند بلکه هدف مشاندن چالش های سیاسی یا مقاومت های افراطیون به شهرا و خیابانها و شکل دهی نوعی عملیات کربلایی توسط پتانسل باقیمانده دانشجویی است.
ج ـ نهادهای حکومتی باخصلت دموکراتیک نظیر مجلس و دولت فتح شده است ولی «قدرت» در نهادهای دیگر مجتمع شده است لذا اقدامات دموکراتیک بیش از این چواب نمی‌دهد، افراطیون فتح سنگرهای دیگر را منوط به بروز اقدامات آنارشیستی می‌دانند تا حاکمیت را که از نظر انان دارای خصلت محافظه کارانه است به دادن امتیاز تشویق نمایند.
د ـ امواج ناشی از مد فعالیتهای رادیکال در قالب اقدامات دموکراتیک تنها تا سینه‌ی حاکمیت بالا آمد و برخلاف تصور آن را غرق نکرد، به همین دلیل تا آغاز نشدن جزر سیاسی ـ توده ای باید مابقی مسیر را به شکل رادیکال ولی در قالب اقدامات غیردموکراتیک و پرفشار ادامه داد.
همه اهداف فوق وجود خاتمی را که چهره‌ای عقلانی، مظهر بخشی از نظام و قانونگرا بود، به مثابه یک مانع در برابر رادیکالیسم خردستیز دوم خرداد وانمود می‌کرد از همین روز تز «عبور از خاتمی» طراحی شد.
در برابر این جریان، ستاد راهبری دوم خرداد که به صورت «ناآشکار توسط «رجال الغیب» اداره می‌شد با اداراک وخامت اوضاع و احتمال خروج سکان کنترل از دست، با ارزیابی نقاط قوت و ضعف پیکره‌ی دوم خرداد، دریافت که نهادهای تسخیر شده فعلی هیچ کدام قادر نیست در مقام اجرای دستورات از مرز معینی فراتر رود و از سوی دیگر با فرض اینکه به زودی فرایند تسابق نیروهای دوم خردادی در حمایت از خاتمی به تازع مبدل خواهد شد، در پی آن برامدند که با تحکیم زمینهای شکل گیری نوعی سانترالیزم در جناح موسوم به چپ از به یغما رفتن این فرصت تاریخی توسط رادیکالهای فرصت‌طلب ممانعت به عمل آورند. به همین دلیل این ستاد نامریی (که البته آگاهان سیاسی از آن به طور اجمال مطلع بودند) وظیفه عبور از خاتمی را خود بر دوش گرفت و سعی نمود در دو گام به صورت حساب شده از خاتمی عبور نماید زیرا ظاهراً خاتمی چهره مستقل و تصمیمات راهبردی خود را منکوب مطالبات محض جناحی و تاکتیک های امر شده نکرده بود و همواره گونه‌ای از اجتهاد سیاسی را برای خود قایل بوده است. این دو گام عبور از خاتمی عبارت است از:
الف ـ مطرح نمودن ظریف آلترناتیوی جدی برای خاتمی نظیر مهندس میرحسین موسوی، تا این آلترناتیو چرخش جناح دوم خرداد به سوی نوعی مرکزیت و سازمان محوری را تسهیل نماید و از گسیختگی و مرکزگریزی طیف دوم خرداد بکاهد، در این حالت تصفیه جناحی ساده تر و اقتدار ستاد جدید تثبیت می‌گردد و در عین حال هشداری می‌باشد به آقای خاتمی برای سازمان‌پذیرتر کردن وی.
ب ـ تغییر مرکز ثقل یا گرانیگاه اصلاحات از خاتمی به فرد با تشکیلاتی دیگر که در صورت عدم هماهنگی خاتمی کمترین صدمه به «مردان پشت پرده» و تشکیلات نامریی آنها وارد آید و در عین حال به هنگام انتقال قدرت از خاتمی به دیگری، پس زمینه‌ی ذهنی مناسبی در میان هواداران احساسی خاتمی وجود داشته باشد و مقاومت را به حداقل رساند.
برای اجرای پروژه انتقال قدرت با رهبری دوم خرداد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ظرافت بسیار پا به میدان گذاشت و در مقاله‌ی مهم تحت عنوان «گرانیگاه اصلاحات کجاست؟» ضمن خلع ید از مجلس (کروبی) دولت (خاتمی) مطبوعات دوم خردادی (چهره‌های جنجالی) جنبش دانشجویی (دفتر تحکیم وحدت) از پیشتازی و سمن راهبری اصلاحات، مجموعه ای مبهم از احزاب را مستحق به دوش‌گیری این « بار امانت» دانسته و این احزاب را هم تحت رهبری ستادی هماهنگ کننده به ریاست عالیه‌ی حجت‌الاسلام و المسلمین خوئینی‌ها قرار داده است.
به عبارت بهتر، «رجال الغیب» جریان دولتی اکنون با خلع ید از خاتمی، کروبی، مطبوعات دوم خرداد و حتی نیروهای عملیاتی پرکاری چون تحکیم وحدت حجت‌الاسلام خوئینی‌ها را به جای خاتمی قرار داده‌اند در این مورد پرسشهای زیر مطرح است:
1ـ آیا پیکره مردمی دوم خرداد به ویژه دانشجویان خلع آقای خاتمی از هدایت جریان اصلاحات و نصب آقای خوئینی‌ها را خواهند پذیرفت؟
2ـ آیا احزاب دوم خردادی بر سر هدایتگری آقای خوئینی‌ها به اجماع رسیده‌اند، یا آنکه ایشان را فقط تا حد سخنگو به رسمیت می‌شناسند؟
3ـ ارتباط سازمانی خاتمی با این ستاد چگونه خواهد بود؟ آیا خاتمی استقلال رأی خود را در پرتو تمکین از دستورات سازمانی ستاد مذکور مستحیل خواهد ساخت؟
4ـ آیا آقای موسوی خوئینی‌ها، شخصیتی خواهد بود که در زمان مناسب از آقای خاتمی خواهد خواست که جای خود را به مهندس میرحسین موسوی بسپارد؟
5ـ آیا آقای موسوی خوئینی‌ها که سکان هدایت جریانات دوم خرداد را با تشخیص سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بر عهده گرفته است، مسئولیت اقدامات تشکل های منتسب به آن جناح را نیز بر دوش خواهد گرفت؟
6ـ از این تاریخ به بعد، آیا نمایندگان محترم وابسته به جناح دولتی در پارلمان مجری دستورات ستاد مذکور خواهند بود یا آنکه خواسته های موکلان خود را در مجلس پی خواهند گرفت؟ به هر حال، با توجه به اهمیت مقاله‌ی «گرانیگاه اصلاحات کجاست؟» و توصیه‌های موجود در آن که عبور از خاتمی را به فعلی انجام شده مبدل ساخت، به زودی به تحلیل دقیق و بازشکافی ارکان آن خواهیم پرداخت ولی در پایان ارتقاء سطح چالشهای سیاسی را که منجر به حضور چهره‌های پشت‌پرده بر روی صحنه شد، به فال نیک گرفته و منتظر اقدامات سیاسی و سپس تحلیل میزان خردگرایی تصمیمات آنها خواهیم ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات