در سیستم بروکراسی کشور، برخی به سادگی از امکانات دل نمیکنند
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه خزر محسن رضایی با تبریک هفته بسیج به تمامی بسیجیان این مرز و بوم و همچنین تبریک فرا رسیدن عید سعید غدیر خم به تمامی مسلمین جهان اظهار کرد: غدیر خم، موهبت و دوست داشتن را با سیاست و سیاست را با اخلاق و جوانمردی آشنا کرد به گونهای که ایثار و فداکاری در جامعه بشری ریشه دوانید.
رضایی با اشاره به اینکه سند چشم انداز به عنوان یک راه و چراغی برای آینده ابلاغ شد، گفت: ایران 1404 یا سند چشم انداز مهمترین مکتوب بعد از قانون اساسی است که توسط خبرگان و کارشناسان کشور در سال 1382 به قوای سه گانه ابلاغ شد و در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید و پس از آن به مقام معظم رهبری ارائه شد که ایشان اصلاحات و پیشنهاداتی را بر روی آن انجام دادند.
وی افزود: سند چشم انداز در ایران از ابتدای سال 1384 ابلاغ شد و اولین برنامه پنج سالهای که در جهت اجرای سند تصویب شد برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور بود که امسال در آستانه دومین برنامه از چشم انداز یعنی برنامه پنجم هستیم.
وی ادامه داد: فلسفه سند چشمانداز هم روشن است. در علوم مدیریت و مدیریت راهبردی یک بحث بسیار مهمی است و آن آینده سازی است یعنی آیا مردم، ملتها و بنگاهها فقط وضع فعلی خود را میسازند یا میتوانند آینده را هم بسازند؟ زمانی این بحث در دنیا شروع شد که دنیا به سوی یک دهکده و یک شهر واحدی در حال حرکت بود و رقابتهای بین المللی آنچنان گسترده شد که اگر بنگاهی یا کشوری به فکر آینده خود نباشند و آینده خود را نسازند برایشان آینده خواهد ساخت، بنابراین همه به این فکر افتادند که برای خود آینده بسازند.
وی با بیان اینکه بسیاری از کشورهای دنیا از جمله مالزی، آمریکا، چین و کشورهای اروپایی دارای سند چشمانداز هستند، گفت: این کشورها برای خود مشخص کردند که در بیست یا سی سال آینده باید به چه نقطهای برسند و وضعیت جامعهشان باید به چه حدی از استانداردها و کیفیت زندگی، تلاش، ثروت، فعالیت، تولید، فرهنگ، علم، هنر و فناروی برسند.
وی گفت: این سند به عنوان یک حرکت جهانی در تمامی کشورها در حال وقوع است و در ایران هم این اتفاق افتاد و امروز ما دارای یک سند چشم انداز هستیم. این سند در حقیقت نقشه راهی است که دولت، بخشهای خصوصی و آحاد مردم برنامههای فردی، اجتماعی و برنامههای جمعی و بنگاهی خود را در سمت و سوی این نقشه راه برنامه ریزی کنند و آن موقع است که اگر همه ما چنین کاری انجام بدهیم تمام انرژیها تجمیع و تمامی فعالیتها روی هم انباشت میشود و ملت با یک حرکت هماهنگ راه به سوی یک هدف معین در پیش خواهد گرفت.
رضایی افزود: اساس فلسفه چشم انداز، آینده سازی بوده و ملتی که چشم انداز نداشته باشد آیندهای هم نخواهد داشت این حرف مشترک همه نخبگان علوم مدیریتی دنیاست.
رضایی تصریح کرد: سند چشم انداز، تهدیدات، فرصتها و موانعی بر سر راه دارد چراکه اساس چشم انداز این است که وضعیت خودمان را تغییر دهیم و اگر تغییرات صورت نگیرد همه چیز به روال گذشته ادامه پیدا میکند و چشم انداز معنا ندارد.
وی ادامه داد: تغییرات همواره با مقاومت روبرو است؛ مقاومت داخلی و مقاومت خارجی. وقتی ملتی میخواهد از یک نقطه به نقطه دیگری جهش پیدا کند اول با مقاومتهای داخلی مواجه است چون معمولا نیروهای سنتی و نیروهای قدیمی در مقابل حرکتهای نو ایستادگی میکنند. در چشم انداز، مردم و دولت جایگاه خودشان را پیدا میکنند که این امر به سادگی امکانپذیر نیست. روشهای اقتصادی سنتی بیش از 100صد سال در کشور ریشه دوانیده است. در سیستم بروکراسی کشور به سادگی دولتیان از این امکانات دل نمیکنند تا مردم سیستم اقتصادی را در دست بگیرند که این یک مانع است.
وی افزود: وقتی ما میخواهیم وارد آینده و چشم انداز شویم باید از زندگی یارانهای خارج شویم این در حالی است که انتقال از دوران یارانهای به دوران تولیدی و پرتلاش بسیار سخت است به طوری که هم اکنون در هدفمند کردن یارانهها باز هم ریشههایی از زندگی قدیمی یارانهای وجود دارد و این قانون کاملا نتوانسته خودش را با چشم انداز آینده ایران تطبیق دهد.
وی ادامه داد: روحیهای که باید این کار را انجام دهد متعلق به گذشته نیست، روحیه گذشته مرتب به عادتهای خودش در اقتصاد بر میگردد و با همان زندگی قدیمی خودش را تطبیق میدهد پس ما در داخل کشور موانع و مقاومتهایی داریم و خودمان مانع خودمان هستیم و عادتها، فرهنگها و رسوم گذشته مانع جهش ماست.
وی گفت: مقاومت دوم، مقاومت خارجی است که با آن مواجه هستیم، چگونه ممکن است که آمریکا و کشورهای اروپایی اجازه بدهند که ایران با چنین چشم اندازی در این منطقه شکل بگیرد؟ اگر آنان اجازه بدهند یک قدرت بزرگ در این منطقه در حال شکل گیری است و ایران کانون انرژی آینده جهان را رقم خواهد زد. آمریکا حتی اگر با ما دشمنی هم نداشته باشد از زاویه دیگر رقابت با ما برایش سخت است بنابراین با ایران مقاومت و کارشکنی میکنند که در این راستا دست به کارهایی از جنس مقابله با پیشرفت یعنی تحریمهای اقتصادی میزنند، تحریمهای اقتصادی در حقیقت برای جلوگیری از پیشرفت ملت ایران طراحی شده است. در این برهه سخن از دولت نیست، دولت دکتر احمدینژاد به هر حال به پایان میرسد، هر دولتی که در آینده وارد کار شود با این تحریمها مواجه خواهد بود حتی اگر دولتهای لیبرال هم وارد ایران شوند با این تحریمها مواجهند پس تحریمها فراتر از دولت و اشخاص هستند، تحریمها، ملت و آینده ایران را نشانه گرفته است.
وی خاطرنشان کرد: از ابتدای انقلاب تاکنون این سومین رویارویی غرب با ایران است، اما ماهیت این رویارویی اقتصادی و فرهنگی است و هدف از این رویارویی جلوگیری از پیشرفت ملت ایران است، موضوع هستهای یک بهانه است به هر حال آمریکاییها در مقابل پیشرفت ما باید میایستادند که موضوع هستهای را بهانه کردند، البته من منکر این قضیه نیستم که میتوانستیم سیاست خارجی و دیپلماسی بهتری داشته باشیم اما به هر حال با رویارویی سومی از جنس پیشرفت مواجهیم.
رضایی گفت: تجربه نشان داده که اگر ملت ایران، فرهنگ و تمدن مجددی برپا کند و مهد، شکوه و عظمت خود را مجددا به دست آورد در این منطقه تبدیل به یک امپراطوری خواهد شد و رویای امپراطوری ایران برای غرب بسیار خطرناک است. حال برای مقابله با این موانع دو راهبرد وجود دارد یکی عبور از تحریمهاست، به طوری که اجازه ندهیم تحریمها به بحران در کشور تبدیل شود و راهبرد دوم این است که تحریمها را به فرصت و یک شکوفایی و جهش اقتصادی تبدیل کنیم.
رضایی افزود: در راهبرد اول دولتمردان ایران تلاشهای زیادی کردند، بسیاری از انبارها را پر کردند به طوری که بسیاری از کالاها در انبارهای دولت موجود است، برخلاف تصور آمریکاییها که در ماههای اول در ایران قحطی به وجود میآید شکل نخواهد گرفت، آیا ما باید این راهبرد را انتخاب کنیم یا اینکه این تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم؟ ما در این راستا حرکت جدی از دولت ندیدیم. ما از بحران عبور خواهیم کرد و قحطی در ایران به وجود نمیآید اما اگر نتوانیم این تحریمها را به فرصت تبدیل کنیم رشد اقتصادی کشور پایین میآید به طوری که در سه سال گذشته رشد اقتصادی ایران زیر 3 درصد بوده است و اگر در چند سال آینده هم رشد اقتصادی ما پایین باشد در دراز مدت به ما آسیب وارد خواهد شد پس عبور از بحران کافی نیست باید تحریمها را به فرصتها تبدیل کنیم.
رضایی افزود: از ابتدای انقلاب تاکنون توانستیم هر تهدید را به فرصتی بزرگ تبدیل کنیم. در ابتدای انقلاب تهدید شدیم و تهدیدهای اول انقلاب را به فرصتی تاریخی تبدیل کردیم و سیستمهای امنیتی، سیاسی، نظام جمهوری اسلامی، دموکراسی و مردم سالاری دینی را در همان سه چهار سال اول از میان آتش و دود و انفجارات و ترور شکل دادیم و نظام سیاسی بالندهای را به وجود آوردیم.
وی ادامه داد: دومین تهدید که به فرصت تبدیل شد جنگ تحمیلی بود که در این جنک دشمنان فکر میکردند میتوانند تکهای از ایران را جدا کنند که با رشادتهای دلاورمردانه جوانان دشمن شکست خورد. اکنون به سومین تهدید که همان تحریم اقتصادی است وارد شدیم و برای مقابله با آن باید به مردم اعتماد کنیم و انرژی مردم را در صحنه اقتصادی آزاد کنیم همانطور که در سیاست و دفاع انرژی مردم آزاد شد در اقتصاد هم به مردم اجازه ورود دهیم. امروز هر کسی در اقتصاد ایران ایجاد شکوفایی کند دستشان را میبوسیم.
رضایی راهکار دوم تبدیل تحریم به فرصت را اعتماد به جوانان دانست و تصریح کرد: در دو تهدید گذشته جوانان، فرشتگان نجات ملت ایران بودند، باید کشور را به دست جوانان بدهیم البته باید از تجارب و تواناییهای بزرگان و اندیشمندان استفاده کنیم. در دوران جنگ و سیاست همواره از نخبگان استفاده کردیم که در این تحریمها نیز باید از نخبگان و جوانان و سرمایههای عظیم انسانی که میلیاردها دلار صرف آنها شده است استفاده شود و اگر بخواهیم همه تحریمها را به فرصت تبدیل کنیم باید از همه سرمایههای ملی استفاده کنیم.
وی در پایان گفت: اعتقاد من بر این است که نه تنها میتوانیم از تمامی تحریمها به راحتی عبور کنیم بلکه میتوانیم تمامی تحریمها را به فرصت تاریخی برای شکوفایی اقتصادی ایران کنیم.
با توجه به اهمیت و جایگاه سند چشم انداز و تاکید مقام معظم رهبری در خصوص اهتمام تمام ارکان نظام برای رسیدن به اهداف آن، صبح امروز سهشنبه، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع دانشجویان دانشگاه گیلان سخنرانی کرد این برنامه به همت انجمن اسلامی دانشگاه گیلان در تالار مطهری دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان برگزار شد.