تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۹۳۴۱۰

سیر تکوینی جنبش دانشجویی ایران 1332 – 1313

شایا شهوق اشاره: در تاریخ مبارزات سیاسی مردم ایران برای آزادی و دموکراسی، نام جنبش دانشجویی به عنوان جریانی تأثیرگذار، به دفعات به چشم می‌خورد. در دهه اخیر نیز با آغاز حرکت اجتماعی سیاسی جدید، دانشجویان به عنوان نیروی محرک بدنه این جنبش شناخته شده و حتی با کمرنگ شدن محبوبیت دیگر جریانهای سیاسی می‌توان گفت که فعالیتهای دانشجویی، مورد اعتمادترین بخش جنبش دموکراسی‌خواهی مردم محسوب می‌شود. با توجه به این امر، نگاهی به نقش تاریخی جنبش دانشجویی ایران قابل توجه است. آنچه به نام جنبش دانشجویی ایران معروف شده بیشتر معطوف به حرکتهایی است که از 16 آذر 1332 آغاز شده و به تناوب تاکنون ادامه داشته است. اگر با دیدی فراخ‌تر به تأثیرگذاری دانشجویان و تحصیل‌کردگان ایرانی بنگریم، درمی‌یابیم از همان آغاز رواج تحصیلات عالیه در ایران، دانشجویان و تحصیل‌کردگان تأثیرات قابل توجهی در امور سیاسی کشور به جای گذاشته‌اند. به طور کلی تاریخ حرکتهای دانشجویی در ایران را می‌توان به دوره‌های مختلف تقسیم کرد. دوره نخستین از مقطع زمانی اولین اعزام دانشجویان دولتی از سال 1301ه. ش. شروع می‌شود. دوره دوم هم از تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا کودتای 28 مرداد 1332 ادامه می‌یابد. این دوره بیست ساله مصادف است با رواج افکار مارکسیسم پس از انقلاب اکتبر 1917 در دانشگاه‌های اروپا و به تبع آن انتقال این تفکرات توسط تحصیل‌کردگان ایرانی خارج از کشور به دانشگاه‌های نوپای ایران. در این دوره تقریباً جریانهای چپ، به دلیل نبودن جریانهای سیاسی و فکری پرقدرت دیگر، دانشگاه‌ها را تحت نفوذ خود قرار دادند و توانستند به نوعی اکثریت فعالیتهای سیاسی و صنفی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. ناگفته نماند که ریشه جریانهای ملی‌گرای سالهای پایانی این دوره را نیز می‌توان در بین دانشجویان و تحصیل‌کردگان خارج از کشور جست‌وجو کرد.

اعزام دانشجو به اروپا
اگر به سابقه تحصیلات اعضای دو جریان سیاسی مهم و تأثیرگذار سالهای 1320 – 32، حزب توده و جبهه ملی، مراجعه شود این امر مشاهده می‌شود که غالب افراد اصلی این جریانها، سابقه تحصیلات عالی در خارج از کشور دارند. در حالی که تمرکز هسته اصلی افراد تشکیل دهنده حزب توده را می‌توان در تحصیل‌کردگان در کشور آلمان جست‌وجو کرد و اعضای اصلی تشکیل‌دهنده حزب ایران و اعضای جبهه ملی را می‌توان بیشتر تحصیل‌کردگان کشور فرانسه دانست.
سال 1307 ه.ش. با تصویب مجلس و تأیید رضاشاه، گروهی دانشجو (متشکل از 134 نفر) برای تحصیل به خارج از کشور اعزام شدند. دانشجویان اعزامی پیش از سفر طی مراسمی به کاخ سعدآباد فراخوانده شدند تا رضاشاه برای آنها سخنرانی کند. شاه در بخشی از صحبتهایش گفت: "شما را به مملکتی اعزام می‌کنیم که جمهوری است و نظام آنها با نظام ما متفاوت است. شما نباید نظام سیاسی آنها را برای ما بیاورید، بلکه صنعت و آداب آنها را یاد بگیرید."
دانشجویان ایرانی که به سخنان رضاشاه گوش می‌کردند به ندرت یکدیگر را می‌شناختند. نه شاه و نه خودِ دانشجویان اعزامی، هیچ کدام فکر نمی‌کردند که از همین دانشجویان، افراد سیاسی و مبارزی تربیت شوند که تأثیرات قابل توجهی در نظام سیاسی ایران می‌گذارند. بیش از 100 دانشجو به کشور فرانسه اعزام شدند و برای آلمان تنها 8 نفر سهمیه در نظر گرفته شده بود.
از دانشگاه برلین تا حزب توده
خلیل ملکی یکی از 8 دانشجویی بود که به دانشگاه برلین اعزم شد و از همان روزهای اول توانست علت اصلی کاهش سهمیه دانشگاه برلین را درک کند. این کاهش سهمیه شاید به دلیل ترس دولت مرکزی ایران از فعالیت یک گروه اپوزیسیون دانشجویی ایرانی در آلمان بود که اقدامات آنها بتدریج نگرانی‌هایی را برای دیکتاتوری نوپای رضاشاه ایجاد کرده بود. فعالیت این گروه در آلمان بعدها سبب تغییر و تحولات بسیاری در اوضاع سیاسی ایران شد. این گروه را تا پیش از دانشجویان اعزامی سال 1307، عمدتاً دانشجویانی تشکیل می‌دادند که یا در سالهای گذشته با خرج خود برای تحصیل به اروپا رفته بودند و یا آخرین دانشجویان اعزامی حکومت قاجار بودند.
سال 1301 ه.ش. دولت وقت ایران، در آخرین سالهای سلسله قاجار، حدود 60 دانشجو را برای تحصیل به آلمان اعزام کرده بود. این زمان مصادف بود با آغاز بحرانهای اقتصادی در آلمان پس از جنگ جهانی اول. در حالی که روز به روز ارزش مارک آلمان در برابر دلار سقوط می‌کرد و مردم آلمان با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند، دولتهای متفق در جنگ اول جهانی از آلمان غرامت جنگی طلب می‌کردند. فرانسه و بلژیک با اشغال بخشهایی از مراکز آلمان، این کشور را بیش از پیش تحت فشار قرار داده بودند. وضع اقتصادی ناهنجار آلمان که در مدت یک سال سیر نزولی غیر قابل باوری داشت، رشد و رویارویی احزاب دست راستی و دست چپی، موجب تقابل بسیاری از افراد در این کشور شده بود. از طرفی احزاب ناسیونالیست که در رأس آنها آدولف هیتلر، یک ناطق پرشور، قرار داشت، قدرت توده‌ای خود را به نمایش می‌گذاشتند و از سوی دیگر احزاب کمونیستی که پس از انقلاب اکتبر روسیه حیاتی تازه گرفته بودند، اقدام به برپایی تظاهرات و میتینگ‌هایی مختلف می‌کردند.
دانشجویان ایرانی نیز در چنین فضای بحرانی، وارد دانشگاه برلین شدند. تقی ارانی، یکی از دانشجویانی است که طی سالهایی که آلمان دستخوش بحران بود، تفکرات خود را محک می‌زد. ارانی از کار در نشریات دانشجویی ناسیونالیستی دست‌راستی در بدو ورود به دانشگاه بتدریج به تفکرات سوسیالیستی و مارکسیستی متمایل شد. تا آنکه سرانجام در سال 1304 همزمان با به قدرت رسیدن رضاشاه در ایران و در خلال مهار بحران اقتصادی و بازگشت آرامش نسبی در فضای سیاسی و اجتماعی آلمان، به همراه چند تن دیگر از دانشجویان ایرانی دانشگاه برلین، از جمله احمد اسدی و مرتضی علوی، فرقه جمهوری انقلابی ایران را پایه‌گذاری می‌کند. این گروه هنگام به قدرت رسیدن رضاشاه بیانیه‌ای را مبنی بر اعلام موجودیت این گروه منتشر می‌کند. در بخشی از این بیانیه آمده است: "ملت ایران! وقتی که از راه دور به این سرزمین پر از بدبختی و فلاکت نگاه می‌کنیم، چند میلیون مردم اسیر به نظر ما می‌رسد که همه گرفتار فقر و فلاکت و همه اسیر پنجه چپاول و غارتگری هستند. تاجر و کاسب ایران، دهقان و زارع ایران در آن اردوهای بزرگی که از هستی ساقط شده، در کوچه و بازار به گدایی مشغولند و همه اینها در زیر شکنجه و ظلم و ستم جان می‌دهند... چطور می‌شود حکومت ملی دایر کرد؟ هزاران قلب شجاع در این فکر و در این خیال در حال ضربان است. وقتی که شخصی باعزت به این جمله مقدس فکر می‌کند، قربانی‌های رشید ایران را در نظر می‌آورد که برای آزادی ایران و خلاصی ملت از دست این طبقه ظالم جنگیده‌اند و مانند ملک‌المتکلمین، عباس آقا، کوچک‌خان، خیابانی، کلنل محمدتقی‌خان و هزاران مرد بزرگ دیگر جان و هستی خود را قربانی کرده‌اند. راست است، ملت ایران باید خیلی از این قربانی‌ها در آستانه آزادی تقدیم کند. به ملت ایران سلام! به آزادیخواهان ایران سلام! به جهانگیزخان و محمدتقی‌خان سلام! امضاء: کمیته مرکزی فرقه جمهوری انقلابی ایران"
این بیانیه به عنوان نخستین بیانیه یک گروه اپوزیسیون دانشجویی در زمان رضاشاه تلقی می‌شود. فعالیت این گروه با تشکیل جلسه‌ای در اعتراض به مراسم تاج‌گذاری رضاشاه آغاز می‌شود.
گسترش فعالیتهای این گروه همزمان است با آشنایی اعضای اصلی فرقه با سلیمان‌میرزا اسکندری، رهبر حزب سوسیالیست ایران (اجتماعیون). سلیمان‌میرزا که در انقلاب مشروطه و مبارزات ضداستبدادی چهره موجهی از خود بر جای گذاشته بود، پس از شرکت در مراسم جشن سالگرد انقلاب اکتبر روسیه در برلین توقف می‌کند و در آنجا با فعالیت دانشجویان "فرقه جمهوری انقلابی" آشنا می‌شود. این آشنایی دو دستاورد برای دانشجویان ایرانی دانشگاه برلین به دنبال داشت. نخست آنکه نمایندگان فرقه جمهوری انقلابی، مرتضی علوی و احمد اسدی، توانستند به عنوان یکی از دو حزب ایرانی، به همراه سلیمان‌میرزا، به عنوان نماینده حزب سوسیالیست ایران، در کنگره سوسیال دموکرات‌ها در بروکسل (بین‌الملل دوم) شرکت کنند و با استفاده از اعتبار سلیمان‌میرزا، توانستند با سایر احزاب و گروههای سوسیال‌دموکرات اروپا ارتباط برقرار کنند. دیگر آنکه سلیمان‌میرزا با برقراری ارتباط بین این دانشجویان و برادرزاده‌اش ایرج اسکندری که آن زمان در دانشگاه "گرونوبل" فرانسه تحصیل می‌کرد، به گسترش فعالیت این گروه دانشجویی کمک کرد.
برقراری ارتباط با دانشجویان دانشگاه‌های فرانسه از آن جهت مهم تلقی می‌شد که در همان سال، اولین اعزامیان دولت پهلوی به اروپا آمده بودند و با توجه به سهمیه کم آلمان، فرانسه از لحاظ تعداد بیشتر دانشجویان ایرانی، می‌توانست فضای مناسبی برای گسترش فعالیت دانشجویان چپ‌گرای ایرانی باشد. در ضمن فرستادن بیانیه‌های این گروه به داخل ایران، توسط ایرج اسکندری به سهولت به انتشار دیدگاههای گروه، کمک فراوان می‌کرد. یکی از مهمترین بیانیه‌های "فرقه جمهوری انقلابی ایران" که توسط ایرج اسکندری به داخل ایران فرستاده و در ایران منتشر شد، بیانیه‌ای تحلیلی به نام "بیان حق" است. مقدمه این جزوه چنین آغاز می‌شود: "دقت در پیشامدهای تاریخی ملل مختلف دنیا و مقایسه آنها با یکدیگر به ما نشان می‌دهد که مقدرات سیاسی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی، در نتیجه تأثیر یک سلسله قوانین ثابت و معین به ظهور می‌رسد و گذشته از بعضی اختلاف‌های جزئی و ظاهری که بواسطه اختلاف وضع زندگانی، موقع جغرافیایی، اختصاصات نژادی و غیره تولید می‌شود، ادوار تاریخی هر ملتی را با ملت دیگر می‌توان به خوبی مطابقه و مقایسه نمود و علمای علم اجتماع از روی همین مقایسه و تدقیق، قوانین کلی اجتماعی را استنباط کرده، نتیجه تعمقات و تدقیقات خود را به شکل علوم اجتماعی امروزی تدوین نموده‌اند."
نگارندگان این جزوه پس از چنین مقدمه‌ای گزارش اجمالی از وضعیت تاریخی و طبقاتی برخی ملتهای دیگر ارائه کرده و با شبیه‌سازی این اوضاع در ایران و به تصویر کشیدن استعمار انگلیس و روس (البته تا پیش از انقلاب اکتبر)، راه‌حل "انقلاب" را به عنوان تنها راه، پیش روی ملت ایران می‌گذارند. نکته جالب در این جزوه دیکتاتوری است که به یک هرم طبقاتی فشار بر "توده زحمت‌کش" را نشان می‌دهد. در رأس این هرم رضاخان قرار دارد و در سایر طبقات، نظامیان، اشراف و ملاکین تا طبقه زیرین که تمام آن هرم بر شانه‌هایش قرار دارد.
انتشار این اطلاعیه در ایران، حکومت را نگران کرد و به همین جهت پیش از اعزام دانشجویان در سال 1307 اقداماتی را برای تحت کنترل درآوردن فرقه جمهوری انقلابی انجام داد. از جمله این اقدامات می‌توان به درخواست سفیر ایران در آلمان مبنی بر اخراج احمد اسدی که توسط دولت آلمان به عنوان یکی از رهبران گروه شناسایی شده بود، اشاره کرد.
در چنین شرایطی خلیل ملکی به همراه هفت دانشجوی دیگر که همگی از تحصیل‌کردگان دارالفنون بودند، وارد دانشگاه برلین می‌شود و از همان ابتدای تحصیلش در این دانشگاه با ارانی آشنا شده، در جریان فعالیتهای گروه قرار می‌گیرد.
یک سال پس از اعزام اولین گروه دانشجویان در حکومت پهلوی، ارانی فارغ التحصیل می‌شود و به ایران بازمی‌گردد. و پس از چند سال با جمع کردن عده‌ای از دوستان دوران دانشجویی خود در آلمان به همراه چند تن دیگر مجله دنیا را منتشر می‌کند. افراد فعال در حول محور مجله دنیا در سال 1316 دستگیر و به زندان قصر منتقل می‌شوند. این افراد که بعدها به گروه "53 نفر" معروف شدند، پس از شهریور 1320 و آزادی از زندان، حزب توده را بنیان می‌نهند. تقی ارانی هم در 14 بهمن 1318 در زندان قصر به قتل می‌رسد.
از فرانسه تا تشکیل جبهه ملی
تسلط موسیلینی بر ایتالیا و مطرح شدن نام هیتلر و حزب ناسیونال سوسیالیست در آلمان در سالهایی که دانشجویان اعزامی در فرانسه مشغول شده بودند، ترس سیاستمداران فرانسه را از خطر فاشیسم دوچندان کرده بود. این امر سبب شده بود تا گروههای چپ برای جلوگیری از نفوذ فاشیسم به یکدیگر نزدیک شوند و بر دامنه فعالیتهای خود بیفزایند. افزایش فعالیتهای سیاسی و ایدئولوژیک گروههای چپ در فضای فعالیتهای دانشجویی در فرانسه نیز تأثیر می‌گذاشت. در این میان حتی برخی از دانشجویان ایرانی نیز وارد مناقشات آن روزها در اروپا شدند و تعداد معدودی از این دانشجویان به حزب کمونیست فرانسه پیوستند.
مهدی بازرگان در چنین فضایی وارد فرانسه شد. وی که در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده بود، برای تحصیل در خارج از کشور با این مشکل مواجه بود که خانواده‌های مذهبی با تحصیل فرزندانشان در خارج از کشور مخالفت می‌کردند. اما وی توانست پدر و خانواده‌اش را قانع کند که سفر به فرنگستان هیچ تأثیری بر دین و ایمان او نخواهد گذاشت. بازرگان با این دید به تحصیل اعزام شد تا وجود یا عدم وجود منافات دینداری با تجدد را درک کند. وی ابتدا به شهر نانت و سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه سانترال پاریس می‌رود. بازرگان که در آن زمان به مطالعه در امور اندیشه‌های سیاسی پرداخته بود، بیشتر تحت‌تأثیر اندیشه‌های جمهوری‌خواهان قرار می‌گیرد و پس از آشنایی با کمونیسم به دلیل جنبه‌های ضدمذهبی از کمونیسم دوری می‌کند.
به دلیل محدود بودن دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، این امکان همیشه وجود داشت که افراد متعدد با گرایشهای فکری متفاوت و از طبقات مختلف اجتماعی صرفاً به دلیل ایرانی و دانشجو بودن، در جاهای مختلف با یکدیگر بنشینند و به گفت‌وگو بپردازند. به عنوان مثال ایرج اسکندری که سال 1304 برای تحصیل به فرانسه آمده بود، به دلیل گرایش های مارکسیستی و ارتباط با دانشجویان چپ‌گرای برلین با عبدالحسین نوشین، از دانشجویان اعزامی سال 1307 آشنا می‌شود. اسکندری همچنین به صورت تصادفی با بازرگان آشنا شده، مدتها باهم به گفت‌وگو می‌نشینند. این افراد در خلال این گفت‌وگوها نمی‌دانستند که هرکدام به نحوی، یکی از نقش‌آفرینان عرصه سیاست ایران می‌شوند.
ماجرای همسفر شدن ایرج اسکندری با مهدی بازرگان دو روایت متفاوت از جانب هر دو طرف دارد، اما آنچه مشخص است، ایرج اسکندری در زمانی که به دلیل قطع حقوق دولتی‌اش که ناشی از فعالیتهای سیاسی‌اش بود، در حال بازگشت به تهران بود و در کشتی با بازرگان همسفر می‌شود.
بازرگان در دوران دانشجویی‌اش از هر فرصتی برای سفر به ایران استفاده می‌کرد و در طول این سفرها با افراد مختلفی همسفر می‌شد. وی در یکی از این سفرها نیز با یدالله سحابی آشنا شد و این آشنایی سبب ایجاد یک دوستی عمیق بین این دو می‌شود.
در سال 1313 مهندس بازرگان به همراه چند تن از دوستان دوران دانشجویی‌اش از جمله یدالله سحابی و مهندس حسیبی به ایران باز می‌گردد. وی در سال 1321 همراه چند تن دیگر از تحصیل‌کردگان فرانسه، انجمن مهندسان را راه‌اندازی می‌کند و همین انجمن سرمنشأ تشکیل دومین حزب متشکل ایران به نام حزب "ایران" می‌شود. البته خود بازرگان در حزب ایران عضویت نداشته است. افراد اصلی تشکیل‌دهنده حزب ایران دارای گرایش سوسیالیستی به سبک فرانسوی بودند و بعدها به مهمترین حزب هوادار دکتر مصدق در جبهه ملی تبدیل شدند.
در میان رهبران حزب ایران می توان از کاظم حسینی، غلامعلی فریور، عبدالحمید زنگنه، حسین معاون، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده و شمس امیرعلایی نام برد که برخی از این افراد پس از نخست‌وزیری دکتر مصدق به عضویت کابینه وی درآمدند.
از فعالیتهای دانشجویی برخی از افراد تشکیل‌دهنده جبهه ملی به همراه چند دانشجوی دیگر در فرانسه می‌توان به "کمیته مطالعات اقتصادی" اشاره کرد. این افراد در جلساتی که می‌گذاشتند طرح‌هایی را برای اجرا در ایران به بحث می‌گذاشتند. این طرح‌ها بررسی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شد. از چهره‌های شناخته‌شده "کمیته مطالعات اقتصادی" می‌توان به دکتر سنجابی، دکتر شایگان، عبدالحمید زنگنه و علی امینی اشاره کرد. سنجابی، شایگان و زنگنه به عضویت کابینه مصدق درآمدند و علی امینی سالها بعد به منصب نخست‌وزیری رسید. بازرگان نیز که از سال 1324 تا 1329 ریاست دانشکده فنی را برعهده داشت، در سال 1330 به پیشنهاد مهندس حسیبی و توسط دکتر مصدق، هیئت خلع ید را همراهی کرده و به مدت 9 ماه، پس از اخراج نیروهای انگلیسی از ایران، مسئولیت ریاست هیئت‌مدیره شرکت نفت ایران را عهده‌دار شد.
شایان ذکر است که دکتر مصدق نیز مدت کوتاهی، از سال 1286ه.ش. در فرانسه تحصیل کرد و پس از آن تحصیلات خود را در نوشاتل سوئیس ادامه داد. البته در زمان تحصیل ایشان در خارج از کشور دانشجویان ایرانی آنقدر کم تعداد بودند که حرکت قابل ملاحظه‌ای از خود نشان نمی‌دادند. اما شاید بخشی از قرابت فکری مصدق با تحصیل‌کردگان فرانسه و یا بالعکس، از تأثیرات فضای سیاسی – اجتماعی محل تحصیل وی و همفکرانش سرچشمه گرفته باشد.
تأسیس دانشگاه تهران
در سال 1313 دانشگاه تهران تأسیس و پس از آن فعالیتهای دانشجویی به داخل ایران کشیده شد. نطفه این فعالیتها نیز در ابتدا با بحثهای سیاسی توسط اساتید تحصیل کرده اروپا بسته شد. تأسیس دانشگاه تهران مقارن است با راه‌اندازی مجله دنیا توسط ارانی و دوستانش. به همین دلیل شاهدیم که نخستین جریان سیاسی که بر دانشگاه تهران تأثیر مستقیم می‌گذارد، مجله دنیا است.
ارانی هنگام تدریس وقتی با سؤال‌های دانشجویان درباره مجله مواجه می‌شد، آنها را به منزلش دعوت می‌کرد. دوشنبه‌ها در منزل ارانی جلساتی تشکیل می‌شد که در آن دانشجویان و دیگر صاحبنظران به بحث نظری می‌پرداختند. یکی از این دانشجویان انور خامه‌ای بود. خامه‌ای درباره فعالیت دانشجویی آن روزها می‌گوید: "اصلاً در دانشگاه فکر سیاسی وجود نداشت، دانشجو می‌رفت تا مدرکش را بگیرد. اما ما در دانشگاه وظیفه خودمان می‌دانستیم که اشخاص را جذب کنیم. ملاک جذب دانشجویان در میان ما این بود که ببینیم چه کسی روزنامه اطلاعات در دست دارد و صفحه جنگهای اسپانیا را می‌خواند و اگر چنین دانشجویی را می‌دیدیم که جنگهای اسپانیا برایش مهم است، می‌رفتیم و او را جذب می‌کردیم."
فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه تهران پس از تأسیس حزب توده، شکل دیگری به خود گرفت. با آنکه ترویج عقاید فکری توسط گروه ارانی در دانشگاه عده زیادی از اساتید و دانشجویان را تحت‌تأثیر قرار داده بود، شکل تشکیلاتی به خود نگرفته بود. بتدریج حزب توده سعی کرد با تشکیلاتی کردن نفوذ خود در دانشگاه، تمام فضای دانشگاهی را تحت نفوذ خویش قرار دهد. مهندس بازرگان در این‌باره می‌گوید: "حزب توده سنگر اصلی خود را دانشگاه قرار داده بود و حداکثر قدرت رفتار توده اینها در همان سنوات 1324 تا 1330 از حکومت قوام‌السلطنه تا دولت ملی جناب آقای دکتر مصدق بود. ما از هر طرف، از ناحیه دانشجویان، استادان، کارمندان، پیشخدمت‌ها در محاصره بودیم. شاگردهای توده‌ای باشگاه دانشگاه را تصرف کرده بودند."
البته در سال 1321 اولین انجمن اسلامی در دانشکده فنی تأسیس شد. انجمن اسلامی دانشجویان توسط پنج دانشجوی مذهبی و برای مقابله با جریانهای مارکسیست و غیرمذهبی تشکیل شده بود. بعدها آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر سحابی به عنوان رهبران فکری انجمن اسلامی با این تشکیلات همکاری کردند.
انجمن اسلامی دانشجویان در آن روزها با وجود تشکیلات قوی و اعضای متعدد حزب توده نتوانست در دانشگاه، حرکتهای قابل توجهی از خود به نمایش بگذارد، اما این تشکل پایه حرکت دانشجویی جدیدی شد که در سالهای بعد نقش مهمی در تحولات سیاسی ایران ایفا کرد.
بسیاری از دانشجویان عضو و هوادار حزب توده در آن زمان برای عضویت خود در حزب توده این توجیه را می‌آوردند که غیر از این حزب، هیچ جریان دیگری نبود که بتوانند در قالب آن به فعالیت بپردازند. البته پس از تشکیل حزب ایران و حزب زحمتکشان ایران، برخی جریانهای دانشجویی به این احزاب متمایل شدند. حزب توده، هنگام اوج‌گیری مناقشات بر سر ملی شدن صنعت نفت و مخالفت این حزب با سیاست "موازنه منفی" دکتر مصدق تا حدّ زیادی محبوبیت خود را از دست داد.
تقابل حکومت با جریانهای دانشجویی
شاید رضاشاه بیش از هرکس دیگری، از حرکات دانشجویان خارج از کشور در هراس بود. به همین دلیل سفارت‌های ایران کلیه حرکتهای دانشجویان را در اروپا زیر نظر داشتند. حکومت رضاشاه برای مهار حرکتهای سیاسی دانشجویان از دو حربه استفاده می‌کرد. یا از طریق قطع بورسیه تحصیلی و آوردن فشار تحصیلی به دانشجو، وی را از ادامه تحصیل باز می‌داشت و یا با استفاده از روابط دیپلماتیک از دولتهای دیگر درخواست می‌کرد دانشجوی مورد نظر را از آن کشور اخراج کنند.
دولت ایران به تمام مخالفانش در خارج برچسب کمونیست می‌زد. به عنوان مثال زمانی که خلیل ملکی و احمد حامی بر سر مرگ مشکوک یکی از دانشجویان با سفارت ایران درگیر می‌شوند، سفیر ایران در آلمان خواستار اخراج این دو دانشجو می‌شود. پس از آنکه دولت آلمان زیر بار اخراج دانشجویان نمی‌رود، دولت ایران بورس تحصیل آنها را قطع می‌کند. سرنوشت این دو نفر جالب است. احمد حامی که برای ادامه تحصیل نمی‌توانست خرج خود را تأمین کند به ایران باز می‌گردد و پس از مدتی به نحوی دیگر به تحصیلات خود ادامه می‌دهد. وی دیگر فعالانه، وارد حرکتهای سیاسی نمی‌شود اما به چهره‌ای مشهور تبدیل می‌شود. مهندس احمد حامی هم‌اکنون به پدر راههای ایران معروف است. اما خلیل ملکی با خرج خود به تحصیل ادامه می‌دهد و تا آخر عمر فعال سیاسی باقی می‌ماند.
هنگام تأسیس دانشگاه تهران، مجلس قانون استقلال دانشگاه را نیز به تصویب می‌رساند. همین امر حکومت پهلوی را چه در دوران رضاشاه و ه در دوران پسرش در برخورد با دانشگاه، تا حد زیادی محدود می‌کند. رژیم پهلوی دانشگاه تهران را نزدیک 20 سال تحمل می‌کند. پس از کودتای 28 مرداد، به ظاهر دانشگاه از گزند کودتاچیان مصون می‌ماند اما حکومت کودتا تنها اقدامی که برای مهار سیاسی دانشگاه مناسب می‌بیند، اجرای کودتایی مجزا در دانشگاه تهران است.
روز 16 آذر 1332 نظامیان با یورش به دانشگاه تهران و به خون کشیدن دانشجویان، نشان می‌دهند که بیش از این نمی‌توانند استقلال دانشگاه را تحمل کنند. رژیم پهلوی پیش‌بینی نکرده بود که همین روز فصل جدیدی از مبارزات دانشجویی را رقم خواهد زد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات