الف- حفاظت از منابع انرژی خاورمیانه و جریان تجاری ارزان و نامحدود آن منابع به مصرفکنندگان
ب- حفظ و حمایت از موجودیت اسرائیل و امنیت آن.
ج- حفظ و حمایت از سایر رژیمهای میانهرو در منطقه برای افزایش ثبات همهجانبه منطقه خاورمیانه.
د- حفظ و تامین دسترسی آمریکا به تجارت منطقه خاورمیانه و نفوذ سیاسی آمریکا در این منطقه
در طی این پنج دهه، تلاش اسرائیل نیز بر این بوده است که به عنوان یک متحد قابل اعتماد آمریکا باقی بماند و به تحقق این منافع کمک کند. از سوی دیگر آمریکا نیز همواره به مساله صلح اعراب و اسرائیل اولویت خاصی بخشیده است و تلاش میکند که همواره تسلطی انحصاری بر فرایند صلح اعراب و اسرائیل داشته باشد. اسرائیل نیز با این اولویت که در راستای منافعش میباشد همسو است. زیرا که آمریکا همیشه در برابر راههایی که توسط کشورهای دیگر در خصوص صلح اعراب و اسرائیل مطرح میشود منطق خاص خود را دارد و آن منطق این است که به نظر آمریکا دیگران ممکن است که به قدر کافی و به اندازه آمریکا متعهد به منافع اسرائیل نباشند. این نکته جوهره اصلی روابط دو کشور است. آمریکا همیشه از طراحی فرایندی که از کمپ دیوید اول شروع و با فراز و نشیب در اشکال و نامهای مختلف تاکنون ادامه داشته است احساس غرور میکند و سعی در حفظ این فرایند دارد و این را در راستای منافع ایالات متحده و اسرائیل میداند. در بررسی پنج دهه مناسبات، شناسایی و تائید ارزشها و فصول مشترک یک موضوع مداوم و همیشگی در بیانیههای تمام روسای جمهوری آمریکا از ترومن تا به امروز بوده است. اگر بخواهیم که در یک جمله این روابط منحصر بفرد بین ایالات متحده و اسرائیل را شرح دهیم خوب است که به جملهای که از لیندون جانسون رئیس جمهور اسبق آمریکا نقل میکنند توجه کنیم. وی در پاسخ به این پرسش آلکسی کاسیگین نخستوزیر وقت شوروی سابق که چرا ایالات متحده از اسرائیل حمایت میکند در حالیکه 80 میلیون عرب و فقط سه میلیون اسرائیلی وجود دارد، به سادگی میگوید که: «زیرا اسرائیل حق است». امروزه اسرائیل و آمریکا به عنوان طرفین یک «ارتباط ویژه» خوانده میشوند. اگرچه نزدیکی سیاسی دو کشور به ماه مه 1948 بازمیگردد، یعنی زمانی که ترومن رئیسجمهور وقت آمریکا به فوریت به شناسایی اسرائیل مبادرت نمود، معذالک روابط نظامی آن دو کشور، که در دو دهه اول موجودیت اسرائیل وجود نداشت، بطوری آرامتر توسعه پیدا کرد. این روابط متعاقب سقوط شاه ایران و حمله شوروی به افغانستان در اواخر دهه 70 به سطحی راهبردیتر ارتقا یافت. و در دولت ریگان، و با شدت یافتن جنگ سرد و تلاش ایالات متحده برای یافتن متحدین قابل اعتماد و باثباتتر در منطقه، قوام بیشتری پیدا کرد، تا جائیکه اسرائیل در چشم آمریکا به عنوان یک «سرمایه راهبردی» ارتقا وضعیت یافت. با پایان جنگ سرد گرچه این تصور میرفت که در موقعیت اسرائیل به عنان شریک راهبردی آمریکا و نیز در روابط ویژه آن دو خدشه وارد خواهد آمد اما تغییرات حاصله در جهان و خاورمیانه در دهه گذشته محیط امنیتی و تصورات تهدید را در واشنگتن و تلآویو تغییر داد. فرایند نامعلوم صلح اعراب و اسرائیل، مسایلی درباره آینده نقش روسیه در منطقه، تکثیر موشکهای بالستیک و سلاحهای کشتار جمعی در منطقه چالشهای جدیدی را در برابر سیاستمداران اسرائیلی و آمریکایی و فراروی روابط اسرائیل و آمریکا فراهم آورده است به گونهای که این محیط امنیتی جدید، بخصوص بعد از وقایع یازدهم سپتامبر، قوام و انسجام بیشتری به این روابط بخشیده است. اسرائیل در طی این سالها روابط، مثل سایر کشورهایی که روابط نزدیکی با ایالات متحده دارند، پیوندهای مستحکمی را با همه دولتهای آمریکا، دموکرات و جمهوریخواه، و ساختارهای صنعتی – نظامی آن کشور برقرار نموده است. یکی از عوامل کلیدی که این روابط ویژه را از روابط عادی متمایز ساخته است روابط سازنده سیاسی و قدرتمندانهای است که بین دو کشور ورای این پیوندهای دولتی وجود دارد. در کانون این روابط، جامعه یهودیان سازمان یافته آمریکا قرار دارد، که همراه با سایر گروهها و اعضاء کنگره و سنای غیریهودی آمریکا یک مجموعه پرقدرت طرفدار اسرائیل را تشکیل میدهند. این جامعه طرفدار اسرائیل در آمریکا اعتبارات و سایر کمکهای مالی را برای اسرائیل فراهم کرده است و میکند و کنگره و سنا که از سوی لابی یهودی هدایت میشود و اسرائیل را از نظر سیاسی و اقتصادی پشتیبانی میکنند، بدان شکل قانونی میدهند. در این میان، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (اپیک)، که کار خود را در دهه 1950 شروع کرد از جمله مهمترین لابیهای یهودی است که توانسته است بنحو قابل توجهی بر روابط آمریکا و اسرائیل تاثیرگذار باشد. این لابی با داشتن 50 هزار عضو فعال در سرتاسر ایالات متحده توانسته است که در طی این سالها از طریق تماسها و ارتباطات سازنده با اعضاء کنگره، سنا و سایر کانونها و مراکز قدرت در آمریکا و بکار بستن شیوهها و ترفندهای مختلف به شکلگیری ابتکارات قانونی بنفع اسرائیل اقدام نماید که تامین حدود 4 میلیارد دلار کمک حیاتی سالانه به اسرائیل از سوی آمریکا از جمله این ابتکارات است، که بقاء موجودیت و امنیت آن کشور را تامین کرده است. امروزه اسرائیل بخش اعظم تسلیحات و تکنولوژی خود را از آمریکا دریافت میکند و کمکهای نظامی و اقتصادی دریافتی اسرائیل از آمریکا در مقام مقایسه با سایر کشورهای منطقه و بلکه جهان در بالاترین سطح خود قرار دارد. این اشکال مختلف حمایت و کمک نتیجه آن درجه از همدردی بالایی است که آمریکائیها با اسرائیلیها دارند و نقش جوامع و کانونهای یهودی آمریکا در شکلگیری این همدردی بنفع اسرائیل بسیار پررنگ بوده است. مثلا نتایج 114 مورد نظرسنجی که در آمریکا و در فاصله ژوئن 1967 و فوریه 2001 بعمل آمده است که حاکی از آن میباشد که بطور متوسط 46 درصد از آمریکائیها نسبت به اسرائیلیها همدردی نشان دادهاند در حالیکه این رقم در مورد اعراب و فلسطینیها حدود 12 درصد بوده است. در باب اهمیت نقش یهودیان آمریکایی گفتهاند که "امنیت اسرائیل بر دو ستون ارتش و جامعه یهودیان آمریکا استوار است" و یا "خدای بزرگ ذخایر عظیم نفت را در زیر سرزمین اعراب قرار داده است و این بخت و اقبال اسرائیلها است که خداوند 5 میلیون نفر یهودی را در آمریکا مستقر کرده است."